In Treatment

In Treatment

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 4

Información de lanzamiento

In Treatment S04E01 720p WEB H264-GLHF
Comentario por blue august

Etiquetas

web
1080
720p
720
Publicado el: 2022-04-29
Descargas: 70
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

‫سلام

‫ببخشید. می‌دونم دیره

‫- حالت خوبه؟ ‫- آره، آره، خوبم

‫فقط کابوس دیدم

‫زمستون بود و من تو یه زمین بودم

‫دست یه... دختر کوچولو رو گرفته بودم

‫انگار خواهرم بود

‫برف شروع به باریدن کرد، هیجان زده بودم

‫بعد یهویی زبونم رو گاز گرفتم...

‫و گلوم آتیش گرفت. خاکستر شد

‫بال یه هواپیما نزدیکمون افتاد زمین

‫برگشتم و دیدم صورت خواهرم محو شده

‫وای، مامان جون، ‫بقیه‌ش رو نمی‌خوام بگم

‫فقط نگرانت می‌کنه

‫اگه بخوام نگران بشم، میشم

‫لازم نیست مراقب احساسات من باشی

‫- اجازه دارم نگرانت باشم؟ ‫- منظورت چیه؟

‫یعنی، انتظار نداشتم این وقت شب جواب بدی

‫هیچ بهونه‌ای ندارم برای بیدار بودنم به جز...

‫کتاب‌های «عذاب‌ها.

‫لحظات نیمه‌شب مجنون»

‫«یک غم القا شده» نوشته سی.اس.لوئیس

‫خب، اگه بخوام دقیق‌تر بگم ان.دبلیو.کلرک ‫

‫با اینکه میگن طرف خرمذهبی بوده

‫ولی چیزای معنی‌داری درمورد فقدان نوشته

‫گریه هم می‌کنی؟

‫نمی‌تونم... نمی‌تونم گریه کردنت رو تصور کنم

‫منم همینطورم

‫یادته با یه دختره قرار می‌ذاشتم؟

‫- اهمم ‫- اون اینطوری بود

‫می‌تونست تو یه لحظه مود عوض کنه.

‫با هم دعوامون می‌شد

‫مثل ابر بهار گریه می‌کرد

‫یه حس آزادی داشت، مثل...

‫واقعا یه چیزیش می‌شد

‫یه بار گفت، «ال...

‫تا حالا به این فکر کردی که آدم سنگدلی هستی؟»

‫ولی من سنگدل نیستم!

‫نه، عزیزم

‫نیستی. خدا نکنه.

‫بهش گفتم «ببین، وقتی تو گریه می‌کنی...

‫وقتی یه رودخونه درست می‌کنی ‫من اونو احساس می‌کنم»

‫بهش اشاره می‌کنم چون...

‫واقعا همین حس رو پیدا می‌کنم

‫ولی نمی‌دونم چطوری به اونجا برسم. هیچوقت نمی‌تونم

‫می‌دونی...

‫- اوه، لعنتی. باید برم ‫- نه صبر کن

‫خیلی سریع. قبل از خواب چندبار نفس عمیق بکش

‫چهار شماره دم، هفت شماره نگه دار، ‫تو هشت شماره بازدم کن

‫تو بهترینی

‫سلام جیمز

‫دکتر بروک تیلر هستم ‫پیغامت رو درمورد...

‫تغییر ساعت امروز عصر گرفتم

‫یه افتتاحیه امروز دارم، یکی هم هفته بعد

‫الان دارم میام جلسه مشاوره‌م ولی...

‫بهم زنگ بزن که زمان جلسه‌ت رو هماهنگ کنیم

‫سلام مامیتا ‫یه لحظه صبر می‌کنی؟

‫یه کم دستمون اینجا بنده

‫باید به جرمی داروهاشو بدم. اشکالی نداره؟

‫مشکلی نیست. هروقت راحت بودی

‫باشه. خوبه. خوبه

‫« ترجمه از فـرزانـه و مهـرداد » ‫ .:: Mehrdadss & Farzaneh ::.

‫ «الادیو - هفته اول»

‫خب اومدم. ممنون

‫خواهش می‌کنم

‫این مادرقحبه‌ها واقعا فکر می‌کنن...

‫دارن هتل پنج ستاره اداره می‌کنن

‫سنگ مرمر آشپزخونه اینجا از واتیکان بیشتره

‫دستگاه اسپرسو‌سازش هم برند ویکتوریا آردینوـه

‫نمی‌شناسم

‫20 هزار دلار قیمتشه دادا

‫این همه خرج داروهای جرمی میشه ولی بازم...

‫پول دارن بابت این چیزا بدن

‫- جای باحالیه ‫- الادیو...

‫باید ازت عذرخواهی کنم

‫از من؟ برای چی؟

‫دیشب نباید تلفنت رو جواب می‌دادم

‫نه، خوشحالم جواب دادی

‫کابوس دیده بودم دیگه

‫اون موقع، تو یه زندگی دیگه...

‫باید به مامانم زنگ می‌زدم

‫اگه به جای من به مادرت زنگ می‌زدی

‫چی می‌شد؟

‫خب، تو فلوریدا ساعت 5 صبح بود

‫یه ساعت دیگه میره قفسه‌های مغازه رو می‌چینه

‫آخرین بار که باهاش حرف زدی کی بود؟

‫تقریبا 4-5 ماه پیش

‫کووید گرفت

‫یه دکتر از بیمارستان تامپا جنرال بهم زنگ زد

‫گفت «مامانت حالش خیلی بده

‫نه در حد ونتیلاتور، ولی مریضه»

‫پس گشتم یه پرواز پیدا کنم

‫آقا و خانم دی‌مارکو راضی نبودن برم ولی...

‫به هر حال که نشد برم

‫تا اون موقع، مامانم خودش بهم زنگ زد

‫گفت لازم نیست بیای. مشکلی ندارم

‫- حالش خوب بود ‫- حتما سخت بوده...

‫که کمکت رو نخواد

‫می‌خوام رابطه درستی باهاش داشته باشم دادا

‫ناسلامتی مامانمه

‫ولی باید دو طرفه باشه

‫می‌دونی، هردومون باید اینو بخوایم

‫و رابطه‌ش با خواهرت چطوره؟

‫قبلا بهش اشاره نکرده بودی

‫ازت بزرگتره یا کوچیکتر؟

‫خواهر؟

‫تو خوابم بود

‫خواهر که ندارم

‫مامانم قبل از من یه بچه مرده به دنیا آورده بود

‫به تو هم اینو گفته بود؟

‫تا چند سال نگفت

‫ولی، یه روز که تقریبا 6 سالم بود

‫رفتم تو آشپرخونه و از مامانم پرسیدم

‫خواهرم کجاست

‫مامانم گفت: «تو که خواهر نداری»

‫منم گفتم: «یادمه که مرده»

‫- چی باعث شد اینو بگی؟ ‫- به خدا اگه بدونم

‫می‌دونی... یه چرندیاتی هست...

‫که مردم میگن...

‫بچه‌ها اون دنیا رو می‌تونن ببینن؟

‫خب...

‫مامانم رو ‌ترسوند

‫برای همین از اون موقع فاصله‌ش رو از من حفظ می‌کرد

‫- و فکر می‌کنی دلیلش اینه ‫- یعنی...

‫دوست دارم فکر کنم به خاطر حرفای احمقانه‌م بوده

‫- نه اینکه خودمو دوست نداشته ‫- منظورم اینه که...

‫وقتی بچه هستیم، درک نمی‎کنیم تو دنیای...

‫والدینمون چی می‌گذره

‫پس اگه یه مادر از فرزندش کنار بکشه

‫اصلا ربطی به اون بچه یا...

‫کاراش نداره

‫- خب، می‌خوای چیکار کنی؟ ‫- خب، گوش کن

‫در آینده می‌تونی در مواقع اضطراری باهام تماس بگیری

‫ولی بیا... فعلا همینطوری پیش بریم، اوکی؟

‫دادا، اینکارو نکن

‫چیکار؟

‫خرابش نکن

‫گفتی هروقت لازمت داشتم بهت زنگ بزنم

‫- و منم زدم ‫- درسته

‫بازم معذرت می‌خوام

‫به عنوان درمان‌گرت، تعیین خط قرمزها...

‫به عهده منه و...

‫بهتره در آینده اینطوری پیش بریم

‫می‌دونی، فکر کنم فقط به یه معرف نیاز دارم

‫حتما یه روانپزشک خوب سراغ داری، آره؟

‫بله

‫ولی چرا فکر می‌کنی به روانپزشک نیاز داری؟

‫به خاطر بی خوابیم

‫کابوس‌ها...

‫دادا، شش روزه درست نخوابیدم

‫شش روز؟

‫دیشب چی؟

‫نفس عمیق کشیدی

‫- تا چهار... ‫- آره، آره، سعی کردم، خب؟

‫اولش خوب بود، بعد دیگه نه

‫بسیارخب

‫یه روش دیگه رو امتحان می‌کنیم

‫فقط باید حواسم به کارام باشه دادا

‫کارای مهمیه

‫اگه قرص‌های جرمی رو یادم بره

‫یا وقتی رو صندلیش نیست حواسم از توپ پرت بشه

‫فقط فکر می‌کنم دارو بهتر جواب میده

‫یعنی، چرت می‌زنم

‫چند ساعت اینجا، چند ساعت اونجا، ولی...

‫مثل یه آهنگه که بی هوا قطع میشه ‫می‌پره

‫و تو می‌ترسی کمبود خواب...

‫روی وظایفت تاثیر بذاره

‫ببین، من کارامو تو خواب هم می‌تونم انجام بدم

‫خب، می‌تونم تلفنی از یه کافی نت تو پاکستان...

‫خوابم رو برات تعریف کنم

‫بیدار بشم، جرمی رو از تختش بیارم بیرون

‫بذارمش رو صندلیش، صبحونه بخوریم

‫با هم ریک و مورتی یا هرچیز دیگه نگاه کنیم

‫تا وقتی که پی‌تی گایز شروع بشه

‫نگران اینا نیستم

‫نه که خودخواه باشم

‫بیشتر نگران خودمم

‫حال خوبی ندارم

‫خب، ممکنه به دارو نیاز داشته باشی

‫ولی بعد از دو جلسه

‫هنوز من به نتیجه درستی نرسیدم

‫یعنی چی؟

‫برای اینکه ارجاعت بدم به روانپزشک

‫اول باید بیشتر درموردت بدونم

‫دلیل این بی خوابیت یه چیزی باید باشه

‫قشنگ گفتی

‫خوشم اومد

‫بیشتر بگو

‫قشنگ دوست داری. باشه. یونگ میگه:

‫«بدون درد، هیچ آگاهی‌ای به وجود نمیاد»

‫لعنتی

‫دوست دارم فکر کنم این نقل قول ربطی به بی خوابی داره

‫شاید...

‫درمورد سختی به خواب رفتن نیست

‫شاید، ما بیدار می‌مونیم که...

‫جلوی چیزی رو که قراره بعدش باهاش روبرو بشیم رو بگیریم

‫وقتی رویاها تموم بشن...

‫واقعیت جاشون رو می‌گیره

‫لعنت

‫ببخشید

More Farsi Persian subtitles for In Treatment

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left