Tokyo Train Girls 3: The Sensuous Nurse

Tokyo Train Girls 3: The Sensuous Nurse

揺れる電車の中で 破られたナースパンスト

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Información de lanzamiento

Tokyo Train Girls 3 The Sensuous Nurse 2009 DVDRip-harika
Comentario por harika

Etiquetas

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Publicado el: 2018-12-07
Descargas: 37
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 140 líneas.

آسوکا یو هستم

در نهایت این قسمت من بود که در سریال دختران قطار تو کیو بازی کنم

در این فیلم برای اولین باره که قراره یک نقش جدی بازی کنم

هوا برفی و خیلی بدی بود

من توی ترافیک گیر افتادم و دیر شد

بخاطر همین کار برداشت سخت شد

... باتوجه به تمام اینا

و اینکه اولین بارم بود !خیلی عصبی بودم

کار سختی بود

ولی تمام سعیم کردم که نقشم خوب بازی کنم

بخاطر همین اصرار دارم که این فیلم که اولین ایفای نقش من هست را تماشا کنید

پس بفرمائید ببینید

" دختران قطار توکیو 3 : پرستار حَشری "

" بیمارستان چیگوسا "

صبح بخیر

شما کی هستی ؟

از امروز زیر مجموعه شما هستم اسمم کوری هارا هستش

خیلی دل داری که روز اول اینقدر دیر اومدی

بدو همین الان لباست عوض کن وقت برای تلف کردن نداریم

حق نداشت اینجوری باهام صحبت کنه

از وقتی که بچه بودم رویای پرستار شدن داشتم

میخواستم به ادما کمک کنم

درنهایت اولین قدم بسوی زندگی رویاییم از اینجا و در بیمارستان چیگوسا شروع شد

الان هنوز یک خدمتکار بیمارستان هستم

ولی ظرف سه سال پرستار رسمی خواهم شد

روز اول قرار بود روز خاصی باشه

خسته نباشید - اوه ، خسته نباشید -

تو کوری هارا هستی ،همونی که امروز شروع بکار کرده ؟

من آسوکا کوری هارا هستم با احترام

کار سختیه ، ولی تلاشت بکن

به چی اینجوری زل زدی ؟

نه ، اشتباه گرفتی

اون کی بود ؟

وارث این بیمارستان

همه اون دکتر جوون صدا می زنن ولی مهارتهاش انکار ناپذیره

راس میگی ؟

میخوام برم با دکتر جوان یه دوری بزنم

پس تو هم بجنب و کارائی که قبل ازت خواستم انجام بده

بله

یایوئی یکم خشنه ، ولی دکتر به نظر ادم خوبی میاد

ولی عمرا دستم بهش برسه

دکتر

دکتر ، کُس پرستا گذاشتن اونم تو دفتر !...مدیریت برات دردسر نمیشه

بابا یه مدت آمریکاست اون عاشق کنفرانسهای پزشکیه

مراقب باشین ، امروز جوراب شلوار ! اضافه همرام ندارم

دکتر ، این صندلی دوست داری ؟

صندلی راحتیه ، ولی قدیمیه

همین روزا بزودی این صندلی مال تو میشه

به فکر منم هستی دیگه ، درسته ؟

اره ، حواسم بهت هست

دکتر ، دائم باید چهار چشمی مراقبت باشم

" بیمارستان چیگوسا "

کارت خوبه بزودی مرخص میشی .

مراقب خودت باش

چی شده ؟ حالت خوب نیست ؟

نه ، خوبم هنوز عصبی هستم

خیالم راحت شد ولی بیمارا حساس هستن

اگر با اونا متزلزل برخورد کنی براشون مشکل ساز میشه

خسته نباشی

خسته نباشید ، دکتر جوان

بذارین معرفیتون کنم کوری هارا از امروز خدمتش شروع شده

ایشون هم دکتر کاتو انترن دانشگاه پزشکس هست

چطورین ؟ احتراما ، کوری هارا هستم

کار سنگینیه، ولی لطفا تلاشتون بکنید

خوب ، تا بعد

...اولین روزم سر کار رویاهام روز وحشتناکی بود

ولی باید بهتر کار کنم

آسوکا کوری هارا ، چرا تلاش نمی کنی که یک پرستار رسمی بشی ؟

آخرین باری که سکس کردم ؟

احتمالا بیش از دوسال میگذره

...برای پرستار رسمی شدن

در زمان تحصیلم !...هر گز دنبال الواتی نرفتم

چهره پدرم اصلا یادم نمیاد

مادرم ، که یک پرستار رسمی بود فامیلی خودش روم گذاشت

مادرم هنوزم در وظیفه پرستاری در حال فعالیه

دلم میخواد مثل اون باشم

...ای کاش

پدرم شبیه دکتر چیگو سا بوده باشه

" بیمارستان چیگوسا "

صبح بخیر

صبح بخیر ، خانم کوری هارا

صبح بخیر

ممکنه اینجا خیلی بهت احتیاجی نداشته باشیم ، ولی تلاشت بکن

بله

می بینمت

هی ! دکتر چیگوسا اینجاست ؟ یوکو ماساکی هستم

دکتر چیگوسا ؟

اره ، همون جوونه ،کوجی اون اینجاست ، درسته ؟

وقت قبلی دارین ؟

وقت قبلی ؟ نه نگرفتم

ولی به خودش گفتم ...که امروز میام اینجا

لطفا یک لحظه صبر کنید

...دکتر ، یک ملاقاتی دارین

جوونی ، پرستار رسمی هستی ؟

نه ، هنوز مدرکم نگرفتم

خوبه ، طاقت بیار

بله ، فهمیدم راه بهشون نشون میدیم

دکتر میخوان شمارو توی اتاق معاینه ببینن

خانم کوری هارا را بهش نشون بده

بله

دکتر ، خانم ماساکی اوردم

بله ، لطفا بیا داخل

!هی ، دکتر !خیلی وقته ندیدمت

اره ، خیلی وقته ندیم

چقدر باید تماس بگیرم و تو جواب ندی ،هان ؟

!نمیتونی از این افسردگی خارج بشی

پشت تلفن بهت گفتم

خیلی بده که خودت تصمیم بگیری

چیه ؟ از اون خوشم نمیاد

کی ؟ - یوکو یا شادیم -

خسته نباشید

تو هم خسته نباشی شنیدم یه زن غریبه اینجاست ؟

چیزی دربارش نمیدونم ولی به نظر با دکتر صمیمی بود

صمیمی ؟ ببینم چیزیم اونجا شنیدی ؟

چیر جدی نه ، فقط حرفای خودمونی

دکتر جوان چجور مردیه

مجرد هست ، دکترم هست معلومه که اونارو به طرف خودش جذب میکنه

نمیتونم این قبول کنم

یک هفته از زمان شروع کار گذشته

نمیتونم بگم بهش عادت کردم ولی بیشتر جا افتادم

ولی یایوئی خیلی گیر میده و ستمه

یه چیزی که باعث میشه احساس ترس کنم

نمیدونم اون کیه؟ ولی مثل اینکه یک نفر دائم من زیر نظر داره

توی اتاقم ، توی قطار حتی توی بیمارستان

حتی همین الان

شیفت شب ؟

این برای این رشته کاری یه چیز عادیه

الان بیش از یک هفته گذشته ! پس باید شیف برداری

بله

از فردا سه روز شیفت هستی و یک روز استراحت

صبح زود ، ظهر ، و اخر شب

" برای یک روز تعطیل"

خانم کوری هارا هنوز اینجایی؟

بله ، باید یه چیزای رو مرتب کنم

متوجهم

یه ثانیه وقت داری ؟

بهش عادت کردی ؟

نه ، راه درازی در پیش دارم ولی مدیریتش میکنم

پرونده تورو خوندم

مادرت هم یک پرستار رسمی هست

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left