Las primeras 200 líneas.
...شماها دارید به یک
یادگاری نگاه می کنید
چرا انقدر زیاد وسایل جمع کردی؟
بیا، اینو یا تو راه بخور یا وقتی رسیدی
ببخشید، وقتی تو داری کار میکنی من در حال خوش گذرونی ام
تو نمیری اونجا خوش بگذرونی
گفتی میری سخت فکر کنی که میخوای با زندگیت چیکار کنی
اصلا نمیدونم چیکار باید بکنم
واسه کسی تو سن من سخته بخواد کار پیدا کنه
...نگران نباش، اگه نمیتونی کار پیدا کنی
میتونی بیای بشی مدیر برنامه من
...میتونی برنامه هامو مدیریت کنی
...وبتونم رو مرور کنی
و استودیوم رو تمیز کنی
این دیگه چیه؟
چرا فقط پنج تا نون هست؟ اینکه اصلا کافی نیست
چیزی راجب اسنک شنیدی؟ شیرین و خوش طعم
یعنی باید همه چیو بهت یاد بدم؟
تو هنوز اینجایی؟
سلام، آقا
سلام، سفر خوبی داشته باشی اه بونگ
زیاد غذا نخور، خوش بگذره
و سوک، بیا گاهی بریم ماهیگیری
ببخشید؟
ماهیگیری؟
باشه، حتما، چشم
بهت خبر میدم، منتظر تماسم باش
وایسا، من چرا اومدم این بیرون؟
باید دوباره برم تو که یادم بیاد
خداحافظ قربان
همه دارن دیوونه وار بهم زنگ میزنم
دیرم میشه
زیاد مشروب نخور ریخت و پاش کنی، مردی
باشه، فهمیدم
اگه ریخت و پاش کردم میتونی مث سگ باهام رفتار کنی
بیا یه نوشیدنی دیگه بزنیم
اونجا؟ باشه بریم
...سرم
سرم درد میکنه
اینجوری بهتر نیست؟- آره؟-
نمیخوام بیدار شه
اون بیداره، هی
هی، سوک
حالت خوبه؟
خوبی؟
واقعا، خدا رو شکر
آره- سوک-
سلام- سوک-
!سوک- حالت خوبه؟-
چجوری به سرت صدمه زدی؟
سوک، حتماً خیلی ترسیدی
شماها کی هستین؟
چی؟- چی؟-
سوک
داداش کوچولوی من
سوک
سنسیشن بس کن
هی سنسیشن چیزی خوردی؟
بوت یه جوریه که انگار یه چیزایی خوردی
وایسا، سوک داداش کوچلوی من
سوک
اوه نه
سوک
سوک، داداش بزرگ من
منو یادت نیست؟ من داداش کوچیکتم
ای احمق، الان که وقت شوخی نیست
داشتم آزمایشش میکردم
واقعا یادت نیست؟ من داداش بزرگتم
یادت نمیاد؟
پس یادتم نیست که یک میلیون وون بهت قرض دادم؟
قول دادی بهم بر میگردونیش
بهم بر میگردونی دیگه، آره؟
...تو چرا
بهت گفتم بس کن
برو اتاقت یکم استراحت کن
چیزی نیست، زودی حافظه تو بدست میاری، پاشو
ولگرد
خب، پدر دکترا گفتن خوب میشه؟
فراموشی بخشیه
میگن ممکنه وقتی یکم استراحت کرد، حافظه ش هم برگرده
برا همین آوردیمش خونه
اگه هرگز یادش نیاد چی؟
اگه نقاشی کردن یادش بره چی؟
اگه وبتونش تعطیل بشه و بیکار و بی پول بشه چی؟
اگه مجبور شی تا 100 سالگیت مرغ سوخاری بفروشی که ساپورتش کنی چی؟
مرغ چو
نه
چیشده؟ بابا
این خوب نیست، نه
اینو دیگه نمیشه داشته باشیم، چیکار کنم؟
باید یکاری کنیم حافظه ش برگرده
بیا بیدارش کنیم
گوش کن
...اگه نتونی به سوالام جواب بدی
اینا رو میبرم
نه خواهش میکنم نکن
برا همین باید یادت بیاد، مهم نیست به چه قیمتی
اگه میخوای زنده بمونن
یادت میاد این کی بود؟
آره یادمه
یادته؟
وقتیه که من اونجا بودم
...ما رفتیم هالاسان توی جزیره ججو
نه! چرا؟
گفتم یادمه
اصلا راه نداره یادت باشه
این عکس
چرا میپرسی؟
چون تو اون موقع اصلا به دنیا نیومده بودی
تو هنوز تو شکم من بودی
از تاکتیک بازجوییم خوشت اومد؟
ای عوضی، بهت گفتم دیگه اون فیلمای کارآگاهای دیوونه رو نگاه نکنی
بیا اینجا ببینم
دارم بهت هشدار میدم
هیچ کار احمقانه ای با سوک نکن
اگه بکنی، دیگه اونقدر زنده نمیمونی که طلوع آفتاب فردا رو ببینی
عزیزم
مامان
نکن این کارو
برو بیرون
پسرم، راحت باش
حتما الان خیلی ناراحتی
چیزی نیست، زودی حافظه تو به دست میاری
به مامانت اعتماد کن، خب؟
باشه، مرسی خانم
انقد رسم حرف نزن
من مامانتم
اینو نگو
سوک- بله؟-
چرا انقد فاصله میگیری؟ اگه حوصله ت سر رفته خب تلوزیون ببین
چیز درست حسابی نیست ببینم
پس با گوشیت بازی کن یا یه همچین چیزی
اون گوشیت نیست؟
برش دارم؟
"عشق اول"
فکر کنم هنوز با عشق اولم در ارتباطم
امروز وقت داری همو ببینیم؟
فردا میرم جزیره ججو
چیکار کنم؟ برم ببینمش؟
آره، شاید اگه ببینیش خاطره ای چیزی یادت بیاد
بیا بریم
کجا میری؟- باید یکیو ببینم-
بعدا میبینمت- باشه، فعلا-
سوک کجاست؟- بابا؟-
سوک رفت بیرون یکیو ببینه
گذاشتی تنهایی بره بیرون، اونم وقتی فراموشی گرفته؟
آره- اگه گم بشه چی؟-
زنگ بزن ببین گوشیشو برده؟
خودش گفت، میبره
داداش
این گوشیشه
پس اون گوشی کی بود؟
همونی هستی که بودی
اصلا انگار سنت زیاد نشده
بله، درسته خانم
...منظورم
بله
هنوز همونجوری ای
چشمم داره ضعیف تر میشه
و عینکمو هم نیاوردم
تو همیشه انقد قدت بلند بود؟
من همیشه بلند بودم
ازدواج کردی؟
حتما کردی، نه؟ همه تو سن تو ازدواج کردن
من دوست دختر دارم، خانم
منظورم اینه، آره من دوست دختر دارم
و شما؟
...من تو جوونی ازدواج کردم
ولی از دنیا رفت
با آرامش به خواب آخرت رفت
توی اون سن یه جور نعمت محسوب میشه
توی اون سن
...چند سالـ
حتما برات سخت بوده
بله، فکر میکنم اشتباهی گوشی پدرم رو آورده باشم
باشه، زود میام خونه
...چی؟ تو
دادیش به پسر کوچیکم؟
آره، توی یه محفظه بزرگ بود، مگه نگرفتیش؟
باشه
باشه، گرفتم
باهاش چک میکنم
چه احمقانه
آخه چرا دادش به سوک؟ اون که نمیتونه چیزیو بخاطر بیاره
لعنت بهش
هی
استراحت کردی؟
چه احساسی داری؟
الان خوبم سرم دیگه درد نمیکنه
...واقعا؟ حالا یادت میاد که
...دوستم
بهت یه محفظه ای چیزی داده باشه؟
محفظه؟
متاسفم ولی یادم نیست.
مهم بود؟
نه
چیز مهمی نیست، نگرانش نباش
مامان
یه پشه اونجا بود- چی؟-
تو این فصل مگه پشه داریم؟
No comments yet. Be the first to leave one.