Las primeras 200 líneas.
ناجیهای دنیا
این اتفاقی بود که باید میافتاد
اگه شرکت بازاریابی "کلادبیم" رو استخدام میکردین
سلام - ولی این کار رو نکردین -
واسه همین اینطوری نشد - واسه همین ورشکسته شدین -
قضاوتی نمیکنیم - واقعا؟ چون من که قضاوت میکنم -
بزرگترین خرجکنندهامون داره این رو میگه - هی، الکل یه خرج گروهیه -
به نظر باید الکل رو قطع میکردیم
و بیمهی درمانیمون رو قطع نمیکردیم - ودکا زخمها رو ضدعفونی میکنه -
خب، من بودجهی علوم تاریکم رو از دست دادم
علوم تاریک چه کوفتیه؟ - اساسا همون علومه ولی تاریکتره -
.ناراحتم که نقاشیهای روی دیوار دیگه نیستن حشریم میکردن
دقیقا چی تو رو حشری نمیکنه؟ - !کافیه -
نیومدیم اینجا تا زمان یا ویسکیای که توی توالت زندان درست شده رو هدر بدیم
اینجاییم چون این دلقکهای وراج
فکر میکنن میتونن مشکلمون رو حل کنن
چقدر خوب معرفیشون کرد
واقعی حرف بزنیم؟ حال و هوای جاسوسی تغییر کرده
مدل جاسوسی قدیمیتون دیگه جواب نمیده
سلام، دایناسور؟ با شهابسنگ آشنا شو
ولی اینجاست که ما وارد میشیم - سلام، دایناسور؟ با بازاریابی آشنا شو -
قراره ما رو به دایناسور تبدیل کنن؟
راستش نمیدونم. ولی داره خوشم میاد
ورژن سادهاش اینه که میتونیم کاری کنیم که تبلیغاتتون باعث بشه
انواع متفاوتی از مشتریها سراغتون بیان
وای، الان واقعا همزمان گفتیم؟
این الان ورژن سادهاش بود؟ - وایسا -
یعنی بازم به ملت تیراندازی میکنیم؟
شاید. اگه گلوله داشتیم - گلولهها رو فروختیم؟ -
آره، دهنمون سرویسه - نه، نیست -
آره، دولت عملیات قهرمانانهامون رو قبول نکرد
و دستمزدمون رو پرداخت نکرد
و بله، قراردادهامون خیلی کمتر شده
...ولی مطمئنم چیزهای بهتری همین نزدیکیها
...همین نزدیکیها
!لعنتی
نزدیکیهای چی؟ کون؟
.: Arman333 ترجمه از آرمان اسدی :.
نوع کارتون آشغال تاریخ گذشته هست - ولی آشغالیه که پتانسیل داره -
یه کود مغذی - روی مریخ حیات وجود داره؟ -
صد در صد - وای، پسر -
اگه همینطوری شوخیهای بازاریابی کنین
اونوقت مجبور میشم روی یه کیسه شن بشینم
باید از دوران تاریک صنعت جاسوسی بیای بیرون
اصلا از تلگراف جاسوسی جهانی استفاده میکنین؟
دقیقا انتظار دارین
چقدر سکوت کنیم؟ - توی تجج نیستین؟ -
تنها بازار آنلاین کارهای جاسوسی
مثل تبلیغات سرّی روزنامه؟ - !فوقالعاده! فوقالعاده -
استاد جاسوسی از رسانهی تاریخگذشته استفاده میکنه
وای، قیمتها رو بالا نبر، آقای پولیتزر
!روزنامهاس دیگه
یا خدا، کارم به اینجا کشیده
واسه پول اجاره خونه نقاشیهام رو میفروشم
و از اخراجیهای تئاتر مدرسه نصیحت میگیرم
من اقتصاد خوندم - منم تودهشناسی و اسطرهشناسی -
چرا باید از تبلیغات استفاده کنیم؟
تلفنمون یه سره داره زنگ میخوره - ...خب، راستش -
تازگیا خیلی ساکت بوده
خیلی خب، جدی بگم؟ تلفن خرابه
از کِی؟ - چند ماه پیش -
،نمیدونم. خواستم زنگ بزنم یکی بیاد درستش کنه ولی میدونین چرا نتونستم دیگه
واسه همین به کلادبیم نیاز دارین - تا واسمون یه تلفن جدید بخرین؟ -
،تا به شما کوچولوها کمک کنیم
تا با شرکتهای بزرگی مثل "آیآیاِی" رقابت کنین
آیآیاِی. لاشخورهای بیروح
ولی یونیفرمهاشون قشنگه - ،شنیدم شرکت اودین رو خریدن -
همه رو اخراج کردن و مجبورشون کردن دوباره واسه کارشون
با نصف حقوق مصاحبه بدن - مزخرفه -
نمیشه بیدلیل یکی رو اخراج کرد
وگرنه تا الان واسه منم اتفاق میافتاد
بعدش چی؟ یکی رو اخراج میکنی
چون تلفن رو به خاطر له کردن یه کفشدوزک خراب کرده؟
.خیلی خب، ببینین شاید اینا به نکتهی خوبی اشاره میکنن
در مورد آشغال بودنمون؟ - در مورد اینکه واسه رقابت کمک لازم داریم -
شهرتم به عنوان بزرگترین جاسوس دنیا فقط تا یه جایی کارمون رو جلو میبره
مخصوصا چون این شهرتت مال قبل از کما رفتنته
سیریل قبل از ضربه خوردن تخمش این رو میگه - چی؟ -
ببخشید که دیر کردم
...من و رابرت دوباره دعوامون شد سر اینکه
سر اینکه برای ما مهمه یا نه؟ - راستش، یه جورایی -
...همهاش موقعی شروع شد که - تبلیغ کاریابی؟ -
فقط همین رو بلدین؟ - اصلا -
،یه نشان تجاری قوی هم لازم دارین و این با یه اسم خوب شروع میشه
به یه چیزی فکر کن که مردم الانش هم دوست دارن
بعدش با دید جاسوسی قر و قاطیش کن - گلولهی مقعدی -
حس میکنم زمان خوبی واسه تموم کردن بحثه
،به خاطر علاقهاتون ممنونم ولی اصلا به کلادبیم نیازی نداریم
عادلانهاس، ولی حس میکنم به زودی یه خبری ازتون میشنویم
آره، میشنویم که از روی پشتبوم اسممون رو داد میزنن
!کایا، آلتون، نجاتمون بدین! نجاتمون بدین
کس دیگه هم یه حس ترسآور داره که ممکنه حق باهاشون باشه؟
مزخرف نگو، اونا چیزی نگفتن
که خودمون نتونیم انجامش بدیم
پم، شریل، شما دو تا تیم بازاریابی جدیدمون هستین
نشانگذاریمون کنین - میرم ابزارم رو بیارم -
فکر کنم منظورش اسمگذاریه، گاوچرون - بهش حق انتخاب میدیم خب -
،حالا که حرف کار جدید شد با ماموریتهای کوچیک توی تجج شروع میکنیم
...امتیازهای خوب میگیریم و آرومآروم - ثبتنام برای پرسودترین ماموریت -
توی تلگراف جاسوسی جهانی، بوم - واسه سر رقیبشون جایزه گذاشتن -
.با تحویل بسته پول نقد دریافت کنین" "چندین خریدار وجود دارد
پیشپیش پول نمیدن؟ - ولی پول گندهای میدن -
خیلی زود مشروب غیرتوالتی و غیرپلاستیکی میخوریم
!احمق میدونی این قرارداد
چقدر رقابتی میشه؟ - حالا که منم جزوشم؟ خیلی -
.از پس هزینهی این ماموریت برنمیایم به زور پول پرواز داریم
بیضههات هم نمیتونه از پس یه ضربهی دیگه بربیاد
بیاین انجامش بدیم
،بعد از صبحی که با رابرت داشتم راضیم هر جایی برم
...ترجیحا یه جایی که - یه کپه گه موش داشته باشه -
واقعا، سیریل؟ - وایسا، یه کپه گه موش -
،زیر اینجا هم هست پس معنیش اینه که
دستشویی زنونه و مردونه مختلطه
این بهترین جایی بود که پولمون میرسید
سعی دارم بودجهامون رو حفظ کنم
،مشکلی نیست چون همهی بودجهامون رو صرف ترونت کردم
ترونت دیگه کیه؟ - باید بگی ترونت چیه -
کشتی محلی مولداویایی هست و خیلی معرکهاس
همهی پولمون رو با قمار روی هنرهای رزمی محلی کردی؟
،نه، تیم من برنده شد ولی بعدش باید مشروب میخریدم
.مشکلی پیش نمیاد اینم برگههای اطلاعاتی
پشت و رو؟ مگه چقدر بیپولیم؟ - خودت همهی پولمون رو خرج کردی -
آره، روی خاطراتی که تا آخر عمر باهامه
،دو روز پیش، مزدورها این مرد رو دزدیدن
این مرد به "پروفسور" معروفه
و اون چیز یه نمونهی اولیه از وسیلهی همجوشی یونی هست
وسیلهی همجوشی یونی دیگه چیه؟
یه ابزار گرون توی یه زندگی که ازش پره - ،طبق گفتههای منبعمون -
چند ساعت دیگه از طریق این بزرگراه از کشور خارجش میکنن
همهی رابطهامون رو استفاده کردیم تا این سرنخ رو به دست بیاریم
پس تنها برتریمون فقط همین یدونه اطلاعاته
که هیچکدوم شرکتهای بزرگ ازش خبر ندارن
سلام و به مولداوی خوش اومدین - بالاخره سرایدار اومد -
یه بطری اسکاچ مجانی و همینطور آدرس
ورزشگاه ترونت رو میخوایم که بذارن با کارت اعتباریت شرطبندی کنی
و یه اتاق که مدفوع موش کمتری داشته باشه؟ - ببخشید که مزاحم شدم -
.اسمم فابین کینگزورث هست من رئیس آیآیاِی هستم
.خب، خب، خب رقیب ما
به گمونم شرکت کوچیکتون واسه آیآیاِی رقیب حساب میشه
همونطوری که قهوه هم رقیب کوکائین حساب میشه
.آره، یعنی حتما یعنی، چی میخوای؟
الان وسط ماموریت هستیم - فقط میخواستم یه سر بزنم -
تا بتونم با استرلینگ آرچر معروف آشنا بشم
خوشحال شدم که فهمیدم نمردی
ولی زندهات هم فقط سایهای از شخصیت سابقته
خب، انگار داری دنبال سایه میگردی
چون ما اول به اینجا رسیدیم - اول رسیدین؟ -
چند هفته پیش مرکز عملیاتمون رو راه انداختیم
و البته ماهوارههامون همیشه بالای سرمونه
که کارشون یه ذره بهتر از یه نفره که روی پشتبومه و دوربین دوچشمی داره
...واقعا؟ خب، ما - یکی رو روی پشتبوم دارین؟ -
نه. یه چیزی خیلی بهتر از این داریم
.هوا سرده و بارون میباره یه دوربین دوچشمی ارزون دستمه
اینم هست
طرفداریت رو میکنم، آرچر
مثل وقتی که یه سوسک رو میبینی که به پشت افتاده
و همهاش دست و پا میاندازه و خبر نداره که الانش هم مرده حساب میشه
در حالی که سایهی یه پرندهی بزرگ و باشکوه روش میافته
من اون پرنده هستم - اونوقت بعدش -
!سوسک میپره و پرنده رو میخوره
چرا استعارهی اون رو ادامه دادی آخه؟
و کدوم سوسکی پرنده میخوره؟
وای، بازوهات مثل پینهای بولینگه - آره، خب -
بهتره برم. متاسفم
وقتی یکی رو میبینم که قبلا الگوم بوده احساسی میشم
امکان نداره به اون عوضی ببازیم
...از الان، یه قدم
نه، بکنش دو قدم جلوتر از اون
سیریل، یادداشتش کن - من منشی ماموریت نیستم -
پس چی هستی؟ - هی، دو قدم -
فابین یه میکروفون روی شونهات کار گذاشته - !لعنتی -
...چرا این نمیشکنه وقتی میزنم
فقط یکم زمان واسمون حفظ کردم
،خیلی خب، نقشهی جدید کینگزورث رو تعقیب میکنیم
و خودش و تیمش رو به شکل تحقیرآمیزی نابود میکنیم
آرچر، این ماموریت و جونمون رو به خطر نمیاندازیم
تا بتونی ورژن بهترِ خودت رو شکست بدی
.اون بهتر نیست گفت الگوش هستم
راستش، گفت قبلا الگوش بودی - !میدونم چی گفت -
!بچهها ...الان یه کاروان
.از ماشینهای آیآیاِی دیدی میدونیم
خب، خوبه که فهمیدم ذاتالریه گرفتنم
و تقریبا برق گرفتگیم ارزشش رو داشت
.خفه شو. نقشه از این قراره ری، مرکز عملیاتشون رو پیدا کن
.قبلا این کار رو کردم هزار تا ماشین
جلوی هتل بلوم مولداوی پارک کردن
خیلی خب، من و لانا آیآیاِی رو تعقیب میکنیم
شما دو تا همینجا بمونین و تظاهر کنین
.که هنوز باهاتون هستم تا میکروفون صداتون رو بشنوه
دقیقا چطوری قراره این کار رو بکنیم؟
فقط تظاهر کنین داریم حرف میزنیم و ادام رو دربیارین
...چی، اینطوری اسم من آرچره"
من یه خودخواهم که تمام ماموریتها رو
با خودشیفتگی محضم به خطر میاندازم
همچنین تقریبا 24 ساعت روز رو مست میکنم
راستش خیلی خوب بود
تقریبا" رو جملهات حذف کن" و دوباره بگو
!خیلی خب میتونیم از پسش بربیایم
ما هم به خوبی کلادبیم هستیم
،پس اسم جاسوسی ...اسم جاسوسی
No comments yet. Be the first to leave one.