Las primeras 200 líneas.
آنچه در قسمتهای قبلی "وایکینگها" دیدید
اونها گفتن ... دروازه ای به پاریس
ورود به بهشت
اون شهر تصرف ناپذیره
اونا دارن میان
هر اتفاقی که پیش بیاد اونها نباید از دروازه ها رد بشن
اونها نباید به شهر بیان
هیچ رحمی نشون ندید بجنگید
اعلیحضرت برای دفاع محکم و قاطعانه
از شهرمون تبریک میگن
امپراتور زنده باد
پسرم داره می میره؟ نمی دونم
دفعه ی دیگه چنین اشتباهی نمی کنیم
همه ی این فاجعه تقصیر منه اتلستن
پاریس دقیقا همون چیزیه که بهم گفتی
و من مصمم و موظف هستم تا فتحش کنم
بیورن چطوره؟
بهتر
نمی فهمم چرا شکست خوردیم راگنار
من هر کاری رو که مطمئن بشم موفق میشیم انجام دادم
بقیه امشب دوباره تلاش میکنن
نفتو بریزید
دجال و شیاطین اینجا هستند
من به درگاه خدا و مادر مقدس دعا میکنم که اونها اینجا نیان
ولی اگه خدای نکرده اومدن تو
مطمئن باشید که شما رو زنده پیدا نمی کنن
نابود کنید
سینریک تو با ما میای
تو نقشه ی این شهر هستی برای ما
ولش کنید
جمعش کنید دوباره
تکون بخورید
جمعش کنید
اون تکون نمی خوره
رولو
شاهدخت شاهدخت خواهش میکنم
اعلیحضرت اعلیحضرت
شما باید بیاید
چرا؟
شمالي ها تقريبا وارد شهر شده اند
چکاري ميتونم براي متوقف کردنشون بکنم که مادر مقدس نمي تونه
افرادمون به شدت دارن مقاومت ميکنن خيلي کشته داريم
خيلي زخمي داريم نميتونم بشمارمشون
ولي اگه شما کنارشون باشيد ميتونيد بهشون روحيه بديد
اين کار باعث تجديدقواشون ميشه ميتونيد ببينيد
چرا؟ چرا بهشون روحيه نميديد تا ببينيد؟
شما فرماندهشون هستيد شما امپراتورشون هستيد
بهتون التماس ميکنم بنام مادر مقدس بهتون التماس ميکنم
قبل از اينکه دير بشه با من بيايد
نمي توني بجاي ايشون صحبت کني کنت اودو
فکر ميکردم باهام ميايد فکر ميکردم نيازي نيست قسمتون بدم
نه تو زماني که بشنويد شهرمون درگير يه خطر سهمگينه
و چرا تو همچين فکري رو کردي؟
چون ميدونم پدربزرگتون چه کاري کرد
ايشون زرهشون رو پوشيد و همراهمون به پل اومد
ننگ بر تو کنت اودو من شبيه پدربزرگم نيستم
من شارلماني نيستم
بيا
کنت اودو من افرادم رو در اختيار شما ميذارم
شياطين به ديوارها حمله نمي کنند خدا رو شکر زود بيايد
شايد زياد دير نشده باشه
رولو نميتونيم رد بشيم
بکشيد عقب
بکشيد عقب
منو نکش
خواهش ميکنم منو نکش
من فرق دارم
اون کنته ادم مهميه
منو ترک نکن
دارم به زبون خودمون باهات حرف ميزنم
ولي تو همراه دشمنهامون بودي
من قبلا اينجا بودم من يه آواره ام
من خيلي جاها بودم هيچ کس رو دشمن نمي دونم
اون ميتونه شايد بزرگترين کمک بهمون باشه
من دوست دارم يه کمک حسابي بهتون بکنم هرچي که باشه
من به هيچ کشوري متعلق نيستم من به هيچ مردمي وابستگي ندارم
من فقط متعلق به دنياي پهناورم
اون کيه؟ کنت سيگفريد
يکي ديگه هم بود يه جنگجوي عالي
اون با اينکه تنها بود ولي همه ي ماشينهامون رو از کار انداخت
تا حالا مردي با اين قدرت و خشونت نديده بودم
اون کيه؟
اسمش رولوئه برادر شاه راگنار
رهبر شمالي ها
جنگجوي مشهوريه
مثل يه خرس ديوانه مبارزه ميکنه
اعليحضرت اين مرد
سينريک بدردمون خواهد خورد
و اين کنت؟
شايد بتونيم با يه قيمت خوب اونو عوض کنيم
اگه تو به من اهميت بدي کنت اودو سرش رو برام مياري
وسکس
ميخواستيد منو ببينيد سرورم؟ بله بله
حالت چطوره؟ حال نوه ام چطوره؟
حال آلفرد چطوره؟
هردو خوبن خوبه
اخباري شنيده ام که پسرم و شوهرت
اتلولف در حال بازگشت به خونه است
ماموريتش در مرسيا موفقيت آميز بود
خوشحالم که اينو ميگم
خدا رو شکر درسته
خدا رو شکر
جوديت يه سري
چيزها هستن که بايد گفته بشن
ولي چيزهاي ديگه فقط نيازه تا فهمونده بشن
صادقانه بهت قول ميدم
که از تو و پسرت محافظت ميکنم
بويژه آلفرد
در برابر هرکسي که بخواد به تو يا اون آسيب بزنه
تو ميفهمي من چي دارم ميگم مگه نه؟
هردومون ميدونيم که پسرم توانايي چجور کارهايي رو داره
محافظتم يه پيشنهاد آزادانه است
ولي بايد غرامتي در بين باشه
غرامت؟
سرورم يکم جريمه
البته
يکم جريمه
اين مرد جوان کيه؟
اسمش آنسگاره جرمش چيه؟
يه غريبه است يه مسيحي يه مبلغ ديني بنا به گفته ي خودش
اون تو بازار از خدايان ما ايراد ميگيره
اين حرف درسته؟
درستش اينه که من به مردم اينجا التماس کردم
تا دست از پرستش خدايان دروغين
و خدمت به شيطان بردارن
خدايان شما ساخته ي دست انسانهاست
و کر و لال و کوره
چجوري ميتونن باعث نجاتتون بشن؟
کدوم آدم بي عقلي طرفداري شون رو ميکنه؟
شايد بتونم قبول کنم که مسيح شما خداست
ولي با اين حال خدايان ما عالي تر هستن
نشانه ها و شگفتي هاشون ملموس تره
اينجور نيست؟
نه
خدا پدر ، پسر
و روح القدس همشون يه خدا هستند
بقيه بتهاي دروغين هستند
و شما ميخوايد که ادعاي گستاخانه تون درباره ي
داوري درباره ي خدايان رو مطرح کنيد؟
بله
بيايد شروع کنيم
براي من مردن اهميتي نداره
ولي ميخوام که يکي موهامو نگه داره
تا جلاد سرمو کامل قطع کنه
چي ميگه؟
ميگه يکي موهاشو نگه داره تا سرش کاملا جدا بشه
شروع کن
چيزي که ممکنه باشه يه چکيده است
که به شکل ابدي در دنياي
توهم باقي ميمونه
مثلا قبلا چي بوده و چرا چيز ديگه اي ميشه
چيزي که هميشه حاضره
ردپايي که در حافظه بازتاب داره
همون تنبيهيه که من بهش فکر ميکنم
سر آخر با دري روبرو نميشيم که
نمي تونيم بازش کنيم
نمي فهمم
يه جوري ما هميشه تو اين لحظه اينجائيم
تو و من
نه نه هميشه فقط الان
تو باهوشي
من احمق نيستم
ماه خداي عجيب غريبيه
ميخوام بانوي من باشي
اونوقت تو از آلفرد مواظبت ميکني؟ مراقبش هستي؟
برو تو رختخواب
خداي من خداي من
خيلي زيادن
اعليحضرت تو اين چند روز
بيش از 200 تا از شهروندانمون دچار
يه بيماري ناشناخته شدن و مردن
خدا ميدونه چند نفر ديگه هم قراره بميرن
يه چيز ديگه
ميوه و سبزي تازه رو به کاهشه
شهر داره رو به قحطي ميره
و هنوزم يه پيروزيه بزرگ بدست آورديم؟
ما شايد جلوي کافرها رو گرفتيم
و مانع ورود اونها به شهر شديم
ولي اين هنوز يه پيروزي کامل نيست
کسي چه ميدونه؟ شايد دفعه ي ديگه کاملا پيروز بشن
اعليحضرت ما نيروهاي خوبي رو از دست داديم
پيشنهادتون چيه؟
معتقدم بايد تلاش کنيم باهاشون کنار بيايم
متاسفانه راه ديگه اي نيست پدر بهت التماس ميکنم
اين پيشنهاد نااميدانه رو نشنيده بگيريد
نبايد با اين کافرها مذاکره کنيم اين خونخوارها
وگرنه شکست خورده ايم
و درباره مون اينجوري قضاوت خواهد شد
اعليحضرت من فکر ميکن شما بايد بهم فرصت فکر کردن بديد
من هر دو ديدگاه رو درک ميکنم
ولي بايد تنها دعا کنم و تلاش کنم
و تلاش کنم تا ببينم خدا چي ميخواد
بسلامتي پسرم
از خدا بخاطر بازگشت موفق و سالمتون سپاسگزارم
ممنونم پدر
پيشتون اعتراف ميکنم که
ماکه کوئينترث تلاش کرد تا با ويژگي هاي زنانه اش منو اغفال کنه
ولي با کمک خدا تونستم در برابر وسوسه ي شيطان مقاومت کنم
هميشه ميدونستم که از اين راه ميخواد بهت پيروز بشه
اون تو ذاتشه
No comments yet. Be the first to leave one.