Las primeras 34 líneas.
.:: ويـکـسِـن ::. )
، خيلي خُب . دوباره برام چيزي رو که گفتي توضيح بده
...من فکر مي کنم - تو فکر مي کني که گردنبندت جادوئيه؟ -
. يه جورايي...
، تو که نديدي . چه بلايي سر اون آدما آوردم
. چه کارهايي ازم بر مياد
فکر مي کني ديوونه م؟ - . نميگم ديوونه اي -
ميگم اينکه تصور کني گردنبندت جادوييه . ممکنه يه ذره ديوونگي به نظر بياد
مي دونم؛ ولي اگه اينطور نباشه چي؟
، قبل از اينکه به ¨ ديترويت ¨ برگردم . يه مدتي رو توي ¨ سنترال سيتي ¨ گذروندم
...مي دونم با اين حرفت ميخواي به کجا برسي - ...و باور کن دارم بهت ميگم -
. که ¨ ديوونگي ¨ الان ممکنه حالت جديد عادي بودن باشه...
عزيزم ، ميخواي چيکار کني؟
فکر کنم اون يارو که زد توي سرم يه مقدار . محکم تر از اون چيزي که فکر مي کردم زده
. چهار سال بود که ، غيبت زده بود
خواهشاً بهم بگو فقط براي اينکه . روي سقف خونه م بپر بپر کني برنگشتي
. ديدي که ميز رو چيکارش کردم
. الان واقعاً لازمه که مست کنم
چاک ¨ ، مي بيني دارم چيکار مي کنم؟ ¨
. بله ، و بايد اينو بهت بگم که ديدن دليلي براي باور کردن نيست
!خدايا
، ماري ، هر کاري که داري بهش فکر مي کني انجام بدي
به نظرت چطوره که انجامش ندي؟
. آزمـايـشـگـاه اسـتـار سـنـتـرال سـيـتـي
. باورت نميشه
در جريان اون الگوريتم تشخيص چهره اي که ¨ فيليسيتي ¨ برامون رديف کرد هستي که؟
. يه مقدار تغييرش دادم تا فعاليت هر ابر-انساني رو بتونه خبر بده
اصلاً گوش مي کني چي ميگم؟
، شرمنده ، يه کول ديسک داشتم که اطلاعات صحنه هاي جرم داخلش بود
، ولي توي مرکز نتونستم پيداش کنم . دارم خدا خدا مي کنم که شايد اينجا بتونم پيداش کنم
. که از قرار معلوم نيست - . بري ¨ ، تمرکز کن . ابر-انسان ¨ -
. تو بد دردسري افتادم . کاپيتان ¨ سينگ ¨ کُشتَتم
. فقط اينو نگاه کن
. رويت شدن اولين ابر-انسان خارجيمون
No comments yet. Be the first to leave one.