Mr Selfridge

Mr Selfridge

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 4

Información de lanzamiento

Mr Selfridge S04E09
Comentario por Viprivate
BY NIGHT OWL

Etiquetas

other
Publicado el: 2016-07-25
Descargas: 60
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

شما دارید به جوانترین مالک لندن نگاه می کنید

چندین تامین کننده کالا از داد و ستد با ما سر باز زده اند

تا زمانی که ما بدهی های زیاد داریم

هیچ وقت به این فک کردی که شاید اون عاشقت باشه؟

اون مرده س..خیلی سریع اتفاق افتاد

یک دفعه به خواب رفت

من هیچ چیز از مادر شدن نمی دونم

- اگر بیشتر بمونم مردم حرف در میارن - من نمی خوام تنها باشم

- ما نمی تونیم این کار رو بکنیم. ما هر دو ابرومند هستیم - برام مهم نیست

- قبل از اینکه کولیانو بمیره با هم کار می کردید؟ - سعی داری چی به من بگی؟

- فک می کنی من ربطی به این موضوع داشتم؟ - داشتی؟

واقعا فک می کنی من قادر به قتل هستم؟

گزارش من در مورد منافع خارجی قربان

پیشرفت های غافلگیر کننده در شرق دور..تنش هایی در ایالات متحده

خوبه

گزارش بنده در مورد منافع انگستان , Mr Donaghue.

- سریع کاملش کردم - باید هوشیار باشیم

نمی تونیم طوفانی رو که از سمت امریکا داره به سمتمون میاد نادیده بگیریم

اخطارهای جدید از طرف بانک مرکزی آمریکا

این به سلفریج ربطی داره؟? اون شرکت تحت کنترله؟

ما از هر پیشرفتی در شرکت مطلع هستیم

دو روز در هفته اونجا کار می کنم

چیز زیادی در مورد گرفتاری هاش در وایتلیز اینجا نیست

مسائل رو خیلی با مباشرانش در سلفریج در میون نمیگذاره

اون مرد(سلفریج) انگار ساعت های بیشتری رو در شبانه روز داره(خیلی فعاله)

مواظب باش که یهو غافلگیر نشی ..کین

حواست رو جمع کن

بکش

سالگرد سلفریج نزدیکه

- 20 سال از زمان افتتاح می گذره - تبریک میگم

باید خیلی بهش افتخار کنی

سال پر دردسری بوده..باید دوباره احساس افتخار بکنم

بکش

نمی دونم چه نقشه ای داری میریزی؟

یک نمایش عمومی عظیم امیدوارم تمام خیابان آکسفورد رو تو دستمون بگیریم

فک می کنم خیلی کار بزرگیه

اوضاع وایتلیز الان منظمه

باید اونو برای مدتی دست تو بسپارم

اونطوری میتونم روی سالگرد سلفریجز تمرکز بکنم

هر طور بخوای ..هری

آه می این روزها اصلا نمی بینمت

و موضوع حتما راجع به هری سلفریجه

فک کنم رفتیم سر اصل مطلب

خبرنگار تو ..لرد وینستی..خیلی باعث آزار و اذیته

- مطمئنا ..نه برای تو - اوه بله برای من و برای همه کسانی که به هری سلفریج مربوطند

اون سعی داره شریک تجاری هری رو تخریب بکنه

اون فک می کنه اون مردک هندی یه خورده از کوره در رفت

وقتی راجع به کولیانو صحبت شد

آقای دیلون به همراه مادرش خارج از شهر بود

شبی که کولیانو مرد

به سگت (خبرنگارت) بگو دست برداره

من دوست ندارم کسی به من بگه چیکار باید بکنم ..می

اوه ..خیله خب ..پس ادامه بده

و در بهترین حالت از خودت یه احمق میسازی

و در بدترین حالت توی دادگاه به عنوان تهمت زن احضار میشی

به نظر میرسه که خیلی به هری سلفریج اهمیت میدی

اون رییسمه

ارنست یادت باشه امروز بازی داری

و برای نهار پای مرغ خونگی سرد..هویج خام و گوجه فرنگی داری

می تونم پنیر و ترشی بخورم؟ پدر اجازه می داد

ارنست ..امروزه ما در مورد ویتامین ها می دونیم

- تو سبزیجاتت رو می خوری ..سیب هم برای بعد هست - اما پدر...

تو باید تا سپیده صبح بیدار بوده باشی تا همه اینها رو آماده کنی

ساعت پنج

خب ..همگی کفشاتون واکس خورده؟

منظم و مرتب برید بیرون

روز خوبی داشته باشی ..مریل

نا امیدت نمی کنم ..راجر

فروش کالا خوبه .. مطمئنا؟

- سریع تر از چیزیه که انتظارشو داشتیم - نظرت چیه؟

محاسبات اشتباهی در باره پیش بینی فروش وجود داشته

خب ..ما هنوز تو کار فروش تازه کاریم

در زمان کوتاهی سرعت زیادی گرفته ایم

میزان فروش رو با میزان کالامون یکسان نکرده ایم

می دونی که من وقت ندارم تا وارد این جور جزئیات بشم

باید می شدی ..چون کالای ما داره تموم میشه - - درسته

- ما هیچ راهی برای خرید کالا نداریم تا وقتی که تحریم تهیه کننده های کالا از رومون برداشته بشه - بله و این اتفاق میفته

رییس انجمن کلی فروشان بریتانیا رو امروز ملاقات خواهیم کرد

- چقدر طول می کشه که دوباره بهمون وام بدن؟ - هر چقدر بتونم بهشون فشار میارم

ما مجبوریم درهای فروشگاه رو ببندیم اگر تا سه روز اینده کالای جدید نخریم

بین خودمون می مونه

باید به اقای سلفریج بگی

همون کار ی رو بکن که من بهت میگم نمی تونم آقای سلفریج رو ناامید بکنم

بسپارش به من

کجاست؟

این شروع خوبی نیست ..نه؟

خانوم تاولر جانشین شما نباید از امروز صبح کارش رو شروع می کرد؟

خانوم بلایت هنوز نرسیده ن

Oh.

تو روز اول کارش دیر کرده بهتره دیگه به خودش زحمت اومدن نده

باید ظرف چند روز از اینجا برم بیرون

- چه رنگی رو ترجیح می دهید خانوم رنارد؟ - قطعا قرمز

- تضاد قوی تری رو ایجاد می کنه - صبح بخیر اقای سلفریج

- صبح بخیر رییس - صبح بخیر قربان

صبح بخیر قربان

شورا بله رو داده

عالیه

ما بیستمین جشن سالگردمون رو برگذار می کنیم

فک می کنم بهترین قدردانی هست که ما می تونیم از مشتریان وفادارمون بکنیم

بالاخره می تونیم همه چیز رو سر جای خودش بذاریم همونجوری که برنامه ریزی کرده بودیم

فروش های فوق العاده و استثنایی در تمام فروشگاه خواهیم داشت

اقای لیون بازیگرای نمایش در چه وضعیتی هستند؟

ما اکروبات داریم به همراه رقاص ها و شعبده بازها و چشم بندها

- حتی عروسک کارناوال هم داریم - آقای تاولر

همه چیز از ماربل ارچ شروع میشه

عبور و مرور ماشین ها در اون روز ممنوع میشه

پلیس پیاده روها رو در هر دو طرف کنترل می کنه

جمعیت اینجا و اونجا هستند

- جمعیت به سمت پایین خیابان اکسفوردو فروشگاه حرکت می کنه - چه منظره ای

- این خبر روزنامه های سراسر دنیا رو پر می کنه - Mm.

چه کسی مسئول طلوعه(؟!!!!) (LAUGHTER)

Madame Rennard.

درسته..خب... کارمندای من دارن هزاران گل هدیه درست می کنن

با این شعار 'بیست سال سلفریجز’

فکر خوبی کردی

این جشن به عموم مردم نشون میده می تونم بگم دنیا؟

چه راه درازی رو تا حالا پیموده ایم و چه راه طولانی رو از این به بعد خواهیم پیمود

آقای دیلون اینجاست تا ببینه چه مقدار از کارها رو انجام داده ایم

- لطفا بهشون خوشامد بگید - ممنون

امیدوارم که از بهترین فروشگاه دنیا نکاتی رو یاد بگیرم

تااگر مشکلی پیش اومد بدونم که چیکار باید بکنم

همینه رفقا از این لحظه به بعد ما کاملا در حالت اجرای جشنمون هستیم

ممنون از همه

Madame Rennard.

- به نظر میرسه سرپرست قسمت مد نا امیدمون کرده - بله

باید یه فکری بکنیم

خیلی تاثیر گذاره

تو باید از کارهات در وایتلیز بزنی تا بتونی رو ی دست این جشن بلند بشی

جیمی دیلون وقتی زمانش برسه راجع به موضوع فکر می کنه

تا وقتی سالگرد وایتلیز برسه خیلی چیزا برای یاد گرفتن هست

این کار فروش ..از چیزی که مردم فکر می کنن پیچیده تره

هیچکس به غیر از تو نمی تونست به این سرعت به اینجا برسه

من و پدرم واقعا ازت ممنونیم ..جیمی

خیلی خوب نیستن ولی ... Swan & Edgar متقاضیان

در هر حال بهش زنگ میزنم

- چرا از من دوری می کنی می؟ - من از تو دوری نمی کنم

من کور نیستم..از وقتی که ما اون شب رو با هم گذروندیم

- فک می کنم بهتره همین طور ادامه بدیم انگار چیزی اتفاق نیفتاده - ولی اتفاق افتاده

برای من خیلی معنی داشت

امیدوار بودم تو هم همینطور باشی

به حاطر جیمیه؟

اوه ..نه

به خاطر جیمی نیست ..می خوام این متقاضیان رو تائید بکنم

اگر به خاطر جیمی نیست ..به من بگو چی تو رو اذیت می کنه ..چون من..

رییس هاردکسل منتظر شما هستند آقای سلفریج

از دیدنتون خوشحالم اقای هاردکسل...ببخشید که منتظر موندید

این تحریم علیه وایتلیز واقعا غیر موجهه

فروشگاه تحت مدیریت جدیده

وقتی وایتلیز رو خریدید می بایست در مورد بدهای ها می دونستید

ما به موقع بدهی ها رو صاف می کنیم اقای هاردکسل

البته ..ما نسبت به پدرتون حسن نیت داریم

در مورد من نگرانید؟

میدونید که من در تجارت تازه کار نیستم

و اطرافم رو بهترین فروشندگان کشور گرفته اند

کسی شک نداره

ولی این حقیقت وجود داره که

شما در "این" کار ناشناخته هستید اقای دیلون

ایشون مرد آینده داری هستند

ایشون شریک من هستند. من بهشون اعتماد دارم . پس شما هم می تونید اعتماد کنید

شما بزرگترین پخش کننده پارچه های کتانی در کشور هستید

همه کلی فروشان از شما تبعیت می کنند

تنها کسی که میتونه متقاعدشون بکنه که تحریم ها رو بردارند ...شما هستید

من اینو مد نظر قرار میدم و با دوستانم در انجمن مشورت می کنم

همه درخواست ما هم همینه

- بعد از یه هفته دوباره بر می گردم پیشتون – ممنونم

چند روز آینده خیلی بهتره آقای هاردکسل

می بینید که جیمی چقدر مشتاقه که با شما کار کنه آقای هاردکسل یه هفته مشکلی نداره

خانوم هاردکسل چطور هستند؟ آخرین باری که با هم صحبت کردیم..ایشون

ما نمی تونیم به این جور آدم ها فشار بیاریم..جیمی

لرد وینستی

چیز قاطعی بر علیه شریک سلفریج داری؟

- هنوز دارم کند و کاو می کنم - Mm.

خب ..شبی که کولیانو مرد دیلون با مادرش بوده

پلیس تحقیقاتش رو مختومه اعلام کرده

- این یه بن بسته - من قانع نمیشم

اگر مدرک محکمی نداری ..تمومش کن

پس همه قسمت ها هر روزقبل از باز شدن درها با کالاهای جدید پر میشن

- تو داری هر سه روز یک بار دوباره فروشگاه رو پر می کنی..بر طبق سیستم - درسته.

تازمانی که تحریم ها برداشته بشن همین کار رو می کنی

اگر اشکالی نداره یه نگاهی بندازم به کنترل اجناس

من قبلا تو بارگیری کار می کردم ..بیا و یه نگاهی بنداز

آقایون به شما می سپارمش- -ممنونم

کالاهای جدید هر روز به اینجا سرازیر میشن

بر اساس سایز و درخواست مشتری و زمان انقضاشون انبار و دسته بندی میشن

چه جوری؟

صابون ها و شمع ها کوچکن ولی به سرعت جابجا میشن

پس به اسانی در ردیف های پایین در دسترس هستند

کالاهای سالگرد - همه اینها به صورت عمده از قبل سفارش داده شده اند

پس اینها میرن قسمت ته انبار

چرا؟- -چون هنوز بهشون نیازی نیست

همیشه نزدیک زمان حراج اینطوریه , Mr Dillon.

ما به ندرت جای کافی برای اینها داریم

وسایل شخصی راجر

فک کردم امروز عصر اینا رو برای خونواده ش ببرم

حالتون خوبه آقای کرب؟

دلم براش تنگ شده

20 سال از خود گذشتگی و خدمت برای این فروشگاه

و خودش الان اینجا نیست برای سالگرد این فروشگاه

- خیلی عصبانی میشد - (CHUCKLES)

ما ادمهای خوبی رو از دست داده ایم

More Farsi Persian subtitles for Mr Selfridge

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left