Vinland Saga

Vinland Saga (ヴィンランド・サガ)

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Información de lanzamiento

[AnimWorld] Vinland Saga - 03 [720p]
Vinland Saga - 03 [HorribleSubs] Web-dl 1080p 720p 480p
Comentario por Anim World
ارائه‌ی دنیای انیمه || ترجمه‌ی Naxxremis

Etiquetas

720p
720
Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
480p
480
Publicado el: 2019-07-07
Descargas: 62
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 155 líneas.

Naxxremis & devilhunter

AnimWorld Presents

:کاری از

ترول

تغیرات بزرگی رخ نداده‏.‏

پاداش 5 پوند می‌گیری‏.‏

تا جسد اون رو هم نبینم پرداخت نمی‌کنم‏.‏

هرکاری دلت بخواد می‌تونی با کشتیش و محصولاتش بکنی‏.‏

تورس ها رو بکش‏.‏

‏-‏ برو جلو کوچولو‏.‏ ‏-‏ بعدی منم‏.‏

تورس ها؟

ترول یوم‏.‏

دربارش شنیدم‏.‏

مطمئنی ایرادی نداره بکشمش؟ اون قهرمان شماهاست‏.‏

اگه قهرمان بود نمی‌گفتم که بکشیش‏.‏

اون قانون ارتش رو شکست‏.‏

وسط جنگ فرار کرد‏.‏

حکم اعدامش هم 15 سال پیش صادر شده‏.‏

می‌دونستم که شماها خیلی قانون مدارید ولی دیگه 15 سال شده‏.‏

خیلی ممنون‏.‏

نه‏،‏ اشتباه برداشت نکن‏.‏

ما تا وقتی که پول درست بگیریم

هرکاری می‌کنیم‏.‏

ولی می‌دونی چیه ارباب‏.‏‏.‏‏.‏

داشتم به این فکر می‌کردم که اگه یکی از خودتون رو می‌خواید اعدام کنید بهتره یکی از خودتون کارشو تموم بکنه‏.‏

رفتی به آیسلند دیگه؟

چرا همونجا نکشتیش؟

این راهبه مسیحیه مرده‏.‏

به تو ربطی نداره‏.‏

برا خودت بهتره که دیگه سوال نکنی‏.‏

خیلی خب‏،‏ باشه‏.‏

پنج پوند اضافه قبل از شروع کار‏.‏

اونوقت کار رو قبول می‌کنم‏.‏

فکر می‌کنی به من برتری داری‏.‏ خیلی خودتو گنده فرض کردی‏.‏

آه‏،‏ ببخشید‏.‏

دستم سر خورد‏.‏ خوبید؟

اوی اوی مراقب باش‏.‏

تقریبا منو کشتید‏.‏

بی‌عرضه‏.‏

زیادی مشروب زدی‏.‏

پنج پوند اضافه جلوتر‏.‏

قبوله؟

خیلی خب‏.‏

ماشالله ارباب‏.‏ مرد شگفت انگیزی هستی‏.‏ تا بعد‏.‏

راستی‏.‏‏.‏‏.‏

تورس ها چه جور جنگجو هایی هستن؟

قیافش چطوره؟ سبک مبارزش چیه؟

تورس دیگه جنگجو نیست‏.‏

خیلی خب‏.‏ دیگه مشروب خوردن بسته‏.‏

وقت کاره حرومیا‏.‏

بیورن‏.‏ پرتابت عالی بود‏.‏

کاری نداشت‏.‏

فلوکی هم شوک شد‏.‏

کاش می‌تونستم خودم ببینمش‏.‏

انگار فقط حرف نیستن‏.‏

دیگه وقتش رسیده که من آری‏،‏ پسر گیتر یه مرد بشم‏.‏

می‌دونم چیزی نگو‏.‏ راه آسونی نخواهد بود‏.‏

تضمینی نیست که حتی من هم توی جنگ زخمی نشم‏.‏

ولی حتما بر می‌گردم‏.‏

وقتی برگردم برای تو یه گردنبند از انگیلیس هدیه میارم‏.‏

‏-‏ و اون وقت با من‏.‏‏.‏‏.‏ ؟ ‏-‏ ببین‏،‏ من هنوز خوابم میاد‏.‏

از‏.‏‏.‏‏.‏ ازدو‏.‏‏.‏‏.‏

آری‏.‏

ناهارت رو یادت رفت‏.‏

مامان؟

چرا انقدر بی‌حواسی؟

حواست باشه که نمک زده ها رو با همه تقسیم کنی‏.‏

‏-‏ کامل پرشون کردم‏.‏ ‏-‏ برو اونطرف مامان‏.‏

چطور جرات میکنی با مادرت اینطور صحبت بکنی؟

‏-‏ وقتی برگشتم ادامه میدم‏.‏‏.‏‏.‏ ‏-‏ چی شده؟

صبر کن برام ئیلوا‏.‏

امروز دارن میرن‏.‏

امیدوارم نمیرن‏.‏

ئیلوا‏.‏

یه دیقه وقت داری؟

صبر کن‏.‏ اول منم‏.‏

اوی ئیلوا‏.‏

میشه برید یه جا دیگه؟

حتما شنبه تنت رو بشور پسرکم‏.‏

می‌دونم مامان‏.‏

به تبر پدرم قسم‏.‏

کلی سکه طلا بر می‌گردونم‏.‏

چه هیجان زده‌ان‏.‏

ولی کلا 5 نفرن به نظر خیلی کم میان‏.‏

تورس میگه که 5 تا کافیه‏.‏

خب اگه اون اینطور میگه کاریش نمیشه کرد‏.‏

ولی تعداشون لب مرزیه برای حرکت دادن کشتی‏.‏

تورس این حرفو زده بدون شک یه چیزی تو فکرش بوده‏.‏

اوی‏.‏ داشتی با ئیلوا درباره چی حرف می‌زدی؟

خفه شو لاشی‏.‏ خودت ازش دور بمون‏.‏

وسط جنگ حواست به پشتت باشه‏.‏

منو دست کم نگیر‏.‏ این حرفو من باید بزنم‏.‏

‏-‏ آری‏.‏ ‏-‏ چیه؟

مراقب باش‏.‏

تموم نکردیا‏.‏

چی نالیدی؟

این طرفی نیا‏.‏

خانومی‏.‏

نگران آری ای؟

می‌خوای یه رازی رو بهت بگم؟

چی؟ به جنگ نمیرن؟

رازه ها‏.‏

سر راهمون به یومسبورگ یه توقف توی نوروی داریم‏.‏

تورنس قصد داره که جوون ها رو اونجا ول کنه‏.‏

از اونجا به بعد تورس از یه سری ملوان نوروی‌ای کمک می‌گیره

و میره به سمت یومسبورگ‏.‏

من با شاه قبلی نوروی دوست بودم‏.‏

اونجا حرفم برو داره‏.‏

تا کار من تموم بشه

جوون ها رو بر می‌گردونم‏.‏

پنج نفر بیشترین تعدادیه که با کشتی داغونم می‌تونم برگردونم‏.‏

هیچ کدوم اونا به میدون جنگ نمیرن‏.‏

تورس همچین آدمیه‏.‏

تورفین‏.‏

اوی‏.‏ کجایی؟

تورفین‏.‏

ببخشید‏،‏ لیف سان‏.‏‏.‏‏.‏

این یعنی تورس سان به تنهایی به میدون جنگ میره؟

آماده حرکت؟

آره‏.‏

این صدای نعره چی بود؟

باورم نمیشه که تورفین نمی‌خواد پدرشو بدرغه کنه‏.‏

شرط می‌بندم از اینکه دیروز دعواش کرد هنوز ناراحته‏.‏

‏-‏ هلگا‏.‏ ‏-‏ بله؟

به تورفین بگو‏.‏‏.‏‏.‏

که‏.‏‏.‏‏.‏

منطورم اینه که‏.‏‏.‏‏.‏

باشه‏.‏ بهش میگم‏.‏

مرسی‏.‏

خیلی خب‏.‏ حرکت کنید‏.‏

چقدر قویه‏.‏

احمق پارو برن‏.‏

پارو بزن پارو بزن‏.‏

موفق باشید‏.‏

سوقاطی بیارید‏.‏

سالم بیاید‏.‏

بادبان رو باز کنید‏.‏

دستمام پوست پوست شده‏.‏

کونم‏.‏‏.‏‏.‏ کونم‏.‏‏.‏‏.‏

اوی‏.‏ تحمل کن‏.‏

آری‏.‏ سکان رو بگیر‏.‏

مورد و مگنی طناب بادبان رو تنظیم کنید‏.‏ هاکون و گریم صفحه بادبان سه گوش رو بگیرید‏.‏

خسته شدی؟

نه‏.‏ این چیزی نیست‏.‏

نگران نباش‏.‏ دیگه نیازی نیست تا مدتی پارو بزنیم‏.‏

الان سوار جریان آبیم‏.‏ کشتی خود به خود میره‏.‏

این یعنی دیگه نمی‌تونیم برگردیم پدر؟

آره بگی نگی‏.‏

پدر؟

تور‏.‏‏.‏‏.‏؟

تورفین؟ تو‏.‏‏.‏‏.‏

بعدا بگو‏.‏

راحت شدم‏.‏‏.‏‏.‏

ای پسرک‏.‏‏.‏‏.‏

پدر‏.‏

More Farsi Persian subtitles for Vinland Saga

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left