Las primeras 200 líneas.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
سلام، من مو۱۱یام
سلام مو۱۱ی، من دکتر وینتونم
با دکتر وینتون جفت شدم حالا بهترین دوست همیم
بریم زیر یه ملحفهٔ بزرگ رازهای همدیگه رو بگیم
کار کرد! صبر کن توی اسم مولی عدد ۱ گذاشتی؟
- «مو۱۱ی»؟ - آره!
عدد بهجای حرف باحالترش میکنه
و پیچیدهترش میکنه
خب لازم نیست مثل یه a55 رفتار کنی
این رو کسی میگه که بزرگترین
©@©K ادارهست
«کَک»؟
گفتم زیادی پیچیدهست آخ!
اگه جای شما بودم این کار رو نمیکردم، دکتر گاردنر
هیچوقت نمیذارم کسی به بهترین دوستم آسیب بزنه
چیزی نیست مو۱۱ی فقط داریم یککم...
- صبر کن، داره چی کار میکنه؟ - نمیدونم
برای رقص برنامهریزیاش نکردم
ولی میدونی، دخترهای امروزی همهچی رو
از تیک... آخ!
شبمانی بگیریم؟
تو... تو کشتیش!
فقط چون میخواست بهت آسیب بزنه، بهترین دوستم
اوه، فهمیدم! آرایش کنیم و از خالهای عجیبمون بگیم
اِ، باید خاموشت کنم مو۱۱ی
بهترین دوستها چنین کاری نمیکنن
حالا از دکتر وینتون جدا شدم
نه، رقص داگی نه لازم نیست داگی بری
خاموشت نمیکنم داگی نه! نه...
برای تولدت جمعیت بدی نیومده، استنمَن
هرچند بیشترشون دوستها و همکارهای مامانتن
و بازیگرهای بچهای که استخدام کرده همکلاسیهات باشن
خیلی خوب بازی میکنن احتمالاً استرالیاییان
تولدت مبارک، رفیق
- بابا کجاست؟ - اوه، بیخیالش شو
مامانت اینجاست، من هم هستم
شاید من باید با مامانت ازدواج کنم
تکون نخور! تو زیرِ...
بنری هستی که نوشته «تولدت مبارک استن»؟ این دیگه چیه؟
میدونستم تنها راه کشوندنت اینجا
گزارش یه جرم خشن و سکسیِ الکیه
پس خبری از سوپرمدلِ قاتل زنجیرهای نیست؟
یعنی دو برابر حد مجاز ویاگرا رو الکی خوردم
اوه، تو بدترین پدری
و وقتشه استن هم بفهمه
- بابا! میدونستم میای - معلومه که اومدم پسرم
که چون بهترین پدرم پاهام رو بغل کردی
حالا معلوم میشه وقت بازکردن هدیههاست
اول مال من
واو! محاله
همون کنسول بازیای که الان همهٔ بچهها میخوان
نوبت توئه، ماروین
برای تولد پسرت چی خریدی؟
من... اِ، قطعاً یه هدیه گرفتم و محلش...
اوه اوه
گوشیام میلرزه و این یعنی باید جوابش بدم
فلوت در خدمته قتل؟
ولی امروز تولد پسرمه، لعنتی
راست میگی، من بهترین کارآگاه گریمزبرگم
پس حتماً باید اونجا باشم تا، اِ...
هی، زنگزدن رو بس کن، گوشی
دارم با خودت حرف میزنم اندروید دیوونه
فلوت در خدمته
قتل دوگانه؟ از تماس الکی من خیلی بهتره
الان میرسم خداحافظ، خداحافظ
غــررر!
چی فهمیدی؟
فهمیدم کسی که درگاه HDMI من رو نصب کرده
شوخیهای بچهگانه دوست داشته
فیلمهای دوربین خراب شده
یککم طول میکشه تا... درستش کنم
واضحه ازش خوشت میاد
یه نصیحت میخوای؟
بفهم چی دوست داره و وانمود کن همونی
- مطمئنی جواب میده؟ - به من اعتماد کن، من نامیرام
با زنهای بیشماری بودم؛ حتی شخصیتهای تاریخی
و بازیگرهای نقششون رو با هم مقایسه کردم
کلئوپاترا و لیز تیلور
ماری آنتوانت و کرستن دانست
و همهٔ زنهای «ارقام پنهان»
- افتضاحه - نه؟
تازه یه دماغ توی چشمشوی اضطراری پیدا کردم
نه، دربارهٔ مشکل خودم میگم حواست باشه
هارمونی من رو یه پدر بیمسئولیت نشون داد
جلوی همه
همیشه باید با من رقابت کنه
«تاریخ دقیق تولد پسرمون رو میدونم»
«بهترین هدیه رو براش گرفتم» «حضانت کاملش با منه»
فقط یه بار میخوام توی پدری ازش ببرم
میتونی توی پدری برنده شی
اگه مرتب برای پسرت حاضر باشی
- یا اسمش رو بدونی - ترکیب هردو معجزه میکنه
فقط باید هدیهٔ بهتری براش بگیرم
بهتر از هارمونی؛ و بوم، من بردم
یه بچهٔ بیدوست که هیچ دوستی نداره چی میخواد؟
اوه! یه ربات دختر کوچولو
نذار دریک از این قضیه خبردار شه
سلام، من مو۱۱یام
تقریباً آدم به نظر میاد
ولی یهجوری ناجوره، مثل جوزف گوردون لویت
مو۱۱ی، میدونی اینجا چه اتفاقی افتاده؟
ببخشید، زیادی مشغول انتظار بودم
تا بهترین دوست یه بچه بشم
محض احتیاط باید بهعنوان مدرک ببریمش
- آره، خودم برمیدارمش - هی، هی!
بذارم زمین، خنگول گنده
اشتباه من بود البته اشتباه تو اینه که کوتاهی
برای همینه از عروسکها متنفرم
حتی تعطیلات نمیتونم برم اسباببازیفروشی
بیاینکه آخرش زیر درخت، هدیهٔ یکی بشم
هدیه
خودم مو۱۱ی رو میبرم انبار مدارک
تنهای تنها، بدون هیچکدومتون
شما هم همه با هم کار کارآگاهی بکنید
بدون هیچذرهای از من
هی! آخ!
این بار واقعاً فکر کردم درست برداشتمش
با استن فلوت جفت شدم
حالا بهترین دوست همیم
- دوستش داری؟ - عاشقشم!
بهترین هدیهست
و تو هم برای دادنش بهترین پدری
پس کنسول بازی چی؟
برای اون مدیر بستبای رو از راه به در کردم
خودت باهاش بازی کن میرم اتاقم رو به مو۱۱ی نشون بدم
باز هم میگم بابا، تو بهترینی
نمیفهمم هرچقدر تلاش میکنم
استن بفهمه چه پدر افتضاحی هستی
باز هم میپرستدت
شاید چون زیر همهٔ بیتوجهیهام
درواقع پدر فوقالعادهایام
و حالا که استن نوجوان شده بالاخره فهمیده
ده سالشه
پس شاید فقط از تو بدش میاد «فیفا» بازی کنیم؟
صبر کن، فقط یه دسته گرفتی؟
معلومه چرا ازت بدش میاد
خب، هارمونی رو توی پدری شکست دادم
توی بچهداری حسابی جرش دادم
استن حتماً اول به من میگه گرایشش چیه
فلوت، الان نه
سامرز فیلم دوربینها رو درست کرده
اون عروسک با رقص اون دانشمندها رو کشته
و توی انبار مدارک هم نیست
همونجایی که گفتی گذاشتیش
خب، عجولانه نتیجه نگیریم
یعنی حتماً فرار کرده
مگر اینکه همین نتیجهای باشه که باید عجولانه بگیریم
دونفره تقسیم شیم و دنبالش بگردیم
چون تعدادمون فرده، یکی باید تنها بگرده
چرا حتماً من؟
باشه، خودم تنهایی میرم، حیوونهای بیرحم
اِ، من و وینونا یه تیم میشیم
از کجا شروع کنیم؟
خب، اگه عروسک شروری بودم که میخواست مخفی شه
فقط یه جا میرفتم...
عروسکشهر
چی...
عروسکشهر چیه؟
دههها شهروندهای گریمزبرگ
از عروسکهای تسخیرشده وحشت داشتن
اوایل یککم بانمک بود
ولی آخرش شهردار مجبور شد معامله کنه
قبول کرد یه قطعه زمین بهشون بده
که قوانین ما اونجا اجرا نشه
و در عوض عروسکها قبول کردن
دیگه ما رو نکشن
آدمها حق ورود ندارن ولی شاید یه راه بلد باشم
اوه! تو خیلی دربارهٔ اونجا میدونی
- عروسک دوست داری؟ - یه دونه رو دوست داشتم
پس تو عروسک دوست داری، من هم عروسک دوست دارم عروسک!
اوه، عالیه، عالی
همه با هم برید اونجا و مو۱۱ی رو پیدا کنید
من هم اینجا میمونم، چون هنوز
بابت کنارگذاشتن بچگانه
و ناعادلانهٔ قبلیتون ازتون متنفرم
حرومزادهها
مو۱۱ی و بچهپسر کجان؟
فکر کنم بهترین پدر دنیا
باید جوابش رو بدونه همهچی روبهراهه؟
آره، کاملاً
فقط هدیهٔ فوقالعادهای که براش گرفتم
شاید یه ایراد کوچیک داشته باشه که
یککم در خطر مرگ قرارش بده
جدی؟ هوم بدبخت استن
اِم، فکر نکنم شنیده باشی
گفتم پسرت شاید توی خطر باشه
و من هم گفتم بدبخت استن
هر کاری میکنم باز تو رو بیشتر دوست داره
پس اگه نمیتونم شکستت بدم، خودت میشم
ولی استن شاید توی دردسر باشه
پس برو کمکش، چون من «انجامش نمیدم»
کاروی
میدونی کجان؟
آره اونقدر مست شدم
که نتونستم شام درست کنم، پس گذاشتمشون «نودل خیس»
تو بودن خیلی عالیه
میدونم خیلی کیف میده، نه؟
ازش بخواه برات گیملت درست کنه
دیگه تقریباً خوب شده
No comments yet. Be the first to leave one.