The Morning Show

The Morning Show

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 3

Información de lanzamiento

The Morning Show S03E05 WEB x264-TORRENTGALAXY
The Morning Show S03E05 720p WEB x265-MiNX
The Morning Show S03E05 Love Island 1080p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
The Morning Show S03E05 Love Island 720p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos H 265-FLUX
The Morning Show S03E05 Love Island 2160p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos DV HDR H 265-FLUX
The Morning Show S03E05 720p WEB h264-EDITH
The Morning Show S03E05 1080p WEB h264-EDITH
The Morning Show S03E05 1080p HEVC x265-MeGusta
The Morning Show S03E05 XviD-AFG
The Morning Show S03E05 1080p WEBRip DV HDR10Plus x265-BYM
Comentario por sahar_frb
█⫸ و سحـر sm محمدعلی ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Etiquetas

web
x264
720p
720
x265
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
HD
HEVC
XviD
webrip
BRip
Publicado el: 2023-10-04
Descargas: 50
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

‫- تا دو دقیقه دیگه پخش زنده شروع میشه ‫- خیلی‌خب

‫خب. الیسون سرما خورده. ‫دوربین B دست مارشاله،

‫اما نمی‌دونم از پسش برمیاد یا نه. ‫جول هم خارش گلو داره

‫ای خدا. ‫یه خبر خوب نداری؟

‫- هی، فاصله دو متری یادت نره ‫- شرمنده

‫- سلام جولیا ‫- صبح‌بخیر

‫- صبح‌بخیر ‫- تب الکس خوابیده

‫- عالیه. کِی برمی‌گرده؟ ‫- آره

‫استلا به الکس و چیپ گفته ‫که به کارشون ادامه بدن

‫- جداً؟ ‫- آره. اوضاع تو چطوره؟

‫بد نیست به گمونم

‫درست کردن موها و گریمم رو خودم انجام میدم. ‫تو اتاق سبز لباس می‌پوشم

‫دو هفته‌اس که اوضاع بد نیست. ‫به گمونم دیگه خطری تهدیدم نمی‌کنه

‫خیلی‌خب. ‫استلا میگه همه‌چی مهیاس

‫مرسی. ‫بهت مدیونم

‫خیلی‌خب. ‫همش تکرارش کن. خب دیگه

‫مثل ماه شدی

‫جدی؟ ‫حس می‌کنم خیلی داغونم

‫سلام لورا

‫صبح‌بخیر، بردلی

‫متن «کومو» رو یه تغییراتی دادم

‫دیشب از بالا دستور اومد

‫حله. ‫دیگه چی؟

‫برنامۀ خوبی داشته باشی

‫- همیشه دارم ‫- پنج،

‫- چهار، سه، دو ‫- مارشال، دوربینت اصلاً روشن هست؟

‫صبح‌بخیر. ‫امروز چهارشنبه بیست و پنجم مارسه

‫و مسابقات المپیک تابستانه ۲۰۲۰ ‫ رسماً به تعویق افتاد

‫خب، بیل سیمپسون همین حالا استعفا داد ‫و داره میره کاستاریکا

‫کی؟

‫معاون اجرایی برنامۀ‌های شرکته. ‫همون باهوشه دیگه

‫واسه این عصبانی شده ‫که همه قسمت‌های آزمایشی که تاییدش رو داده بود رو کنسل کردم

‫دیگه چی‌کار میشد کرد؟

‫خودت می‌دونی که فعلاً ‫کسی حاضر نیست پا رو صحنۀ فیلم بذاره

‫اون دیگه برامون مُرده ‫و تو هم باید کمکم کنی

‫- خب یکم سرم شلوغه ‫- تشنۀ محتواییم

‫عوامل «گروه دونر» مشکل کمبود غذا دارن

‫شوخی می‌کنی

‫سورکین هم اجازه انتشار فیلم بیوگرافیش ‫ واسه یو‌بی‌ای‌ پلاس رو نداده

‫- چرا مجوزش رو دادی؟ ‫- از خودم بیزارم

‫- منطقیه ‫- باید باهاش حرف بزنی

‫- یکی طلبت ‫- خوبه. بنویس پا حساب قبلی

‫دیدی کلیپ الکس دو میلیون بازدید داشته؟

‫- وقتی یه خونه داره می‌سوزه، همه وایمیسن نگاش کنن ‫- از من می‌خوای که خاموشش کنم؟

‫خاموشش کنی؟ ‫نه

‫باید با یه گالن بنزنین بری تو خیابون ‫و ببینی چی واسه سوزوندن پیدا می‌کنی

‫به این حواشی و نمایش‌ها نیاز داریم

‫دنبال اینجور ویژگی‌هاییم ‫که الکس لوی کوفتی اون‌ها رو داره

‫برمی‌گردم

‫یخچال پره

‫شراب هم خنکه. ‫فقط یه چیزی کمه

‫- دستمال توالت؟ ‫- آره راستش، اون هم لازم دارم

‫- هی، ببین کی اومده ‫- سلام برد...

‫وای، ‫لورا

‫سلام کوری

‫- بعداً بهم زنگ بزن، خب؟ ‫- باشه، بعداً زنگ می‌زنم. فعلاً

‫خب. برنامه ردیف بود؟

‫آره، ‫خیلی خوب بود

‫چه‌خبر؟

‫فقط داشتم یه سری می‌زدم. ‫غذات کافی بوده؟

‫گربه‌ای، سگی، بچه گربه‌ای، ‫هم‌صحبتی چیزی نمی‌خوای؟

‫- نه، مرسی ‫- خیلی‌خب

‫با مدیریت بازرگانی هماهنگ کردم، ‫اونا هم بدشون نمیاد تو آپارتمان باشی

‫واقعاً ممنونم ‫اما راستش دارم از هتل میرم

‫اوه، خیلی خوبه. ‫کجا داری میری؟

‫مونتانا

‫با لورا درموردش حرف زدم ‫و اونجا خیلی امن‌تره

‫ دورکاریه و...

‫البته مگه این که لازم باشه بیام اینجا

‫نه، نه. ‫منطقیه

‫بازدیدها رو زیاد می‌کنه. ‫خوبه

‫خودت که می‌دونی. ‫خوبه

‫خواستم بدونی این تصمیمم هیچ ربطی به... ‫اتفاقی که

‫بین من و تو و هل افتاده نداره

‫شبِ... ‫خیلی عجیبی بود

‫و خب... ‫یکم...

‫زده بود به سرمون، ‫مگه نه؟

‫آره خب. ‫مگه نه؟

‫به سر من که زده بود

‫باشه. ‫خیلی‌خب

‫هل چطوره؟

‫خیلی بهتر شده. ممنون. ‫الان پیش مامانمه

‫عالیه

‫ممنون که پرسیدی

‫امیدوارم اونجا گوزن شمالی ببینی

‫امروز چطور بود؟

‫- تخمی ‫- دیروز هم که همین رو گفتی

‫من هم دلم برات تنگ شده بود

‫- سلام ‫- سلام

‫برم یکم آب بیارم

‫نه، نرو. ‫خیلی زوده. بمون

‫برا تو هم آب میارم. ‫آب می‌خوای؟

‫نه، اما میشه مثلاً ‫شامپاین بخوریم؟

‫- خب، از اونا هم دارم عزیزم ‫- جدی؟

‫خونۀ درستی اومدی. ‫آره

‫آره، ‫خودم می‌دونم خونۀ درستی اومدم

‫- لازم نیست تا فردا کار کنیم ‫- خیلی‌خب

‫یعنی اگه خواستیم ‫می‌تونیم تمام روز رو تو تخت باشیم

‫وای خدا. ‫جدی؟

‫مردم همیشه خیال‌پردازی می‌کنن

‫وسط پاندمی اومدم پیش تو

‫از این حرفا گذشته

‫اذیتت می‌کنه؟

‫نه، نمی‌دونم. ‫رابطۀ شخصی‌مون، کارمون هم هست

‫خب. فقط تو برنامه زنده ‫ درموردش چیزی نمیگیم

‫باشه

‫باشه

‫یکم...

‫- خب دیگه. وقت کاره ‫- خب دیگه. وقت کاره

‫- سالما؟ ‫- کوری

‫ماسک نمی‌زنیم؟

‫چه خبر از اوضاع سیاست؟

‫من که اخبار نمی‌بینم

‫خب، نظرت چیه سر جاشون باشن؟ ‫تا بیشتر با هم آشنا شیم

‫آره، ‫پیشگیری بهتر از درمانه، مگه نه؟

دل تو دلم نیست خونه رو نشونت بدم

‫من که عاشق اینجام. ‫به‌نظرم تو هم عاشقش میشی

‫اما اگه این مورد پسندت نبود ‫۵ تا خونه دیگه هم هست

‫خیلی‌خب. ‫وای، چه دلبازه

‫یو‌بی‌ای پلاس حتماً کارش می‌گیره

‫جزو دنبال‌کننده‌هایی

‫اگه یکی از خونه‌هام رو بخری حتماً میشم

‫خب، از قبل بهت بگم ‫من یکم سخت‌گیرم‌ها

‫مشکلی نیست. ‫چیزی که زیاده وقته

‫آره، ‫متوجهم ولی...

‫تا وقتی من برسم اونجا ‫و قرنطینه بشم،

‫روز مادر تموم میشه

‫بعدش هم باید برگردم اینجا ‫و دوباره قرنطینه شم

‫آره برد اما جفت‌مون می‌دونیم ‫که اگه خودت بخوای، می‌تونی یه کاریش کنی

‫هل، ‫حرفت واقعاً نامردیه

‫ببخشید،‌ نمی‌خواستم کاری کنم احساس گناه بهت دست بده. ‫بخدا قسم

‫به محض این که محدودیت‌ها برداشته بشه ‫خودم رو می‌رسونم،‌ باشه؟

‫تو فقط مواظب مامان باش ‫و هروقت لازم بود بهم پیام بده

‫باشه

‫- حله؟ ‫- آره، دوستت دارم

‫من هم دوستت دارم

‫حالش چطوره؟

‫خب، انگار بهش بد نمی‌گذره

‫مامانم هنوز میره کلیسا ‫و اون هم تو کاستکو ماسک نمی‌زنه

‫سیستم آموزشی‌مون خرابه

‫می‌دونی که من و هل ‫جفت‌مون یه مدرسه می‌رفتیم

‫آره اما فقط یکی‌تون علم یاد گرفت

‫اونا خونوادۀ منن

‫ببخشید، منظوری نداشتم. ‫شوخی کردم. جدی میگم

‫نه، می‌دونم از شهرم خوشت نمیاد ‫اما خیلی از ویژگی‌های الانم از اونجاس

‫و...

‫باید درک کنی ‫یا حداقل تلاش کنی که درک کنی

‫اگه قراره عاشقم باشی.

‫زود قضاوت می‌کنم

‫یه کوچولو

‫یا کارهای مامانا رو می‌کنم ‫که خیلی بده

‫احتمالاً به دوران کودکیم مربوط میشه

‫شاید هم یه آدم عوضی‌ام

‫اما باشه، ‫می‌خوام تلاشم رو بکنم

‫وایسا ببینم. ‫الان داریم درمورد مشکلات‌مون همدردی می‌کنیم؟

‫این یه بحث بزرگونه‌اس؟

‫بحث لزبینی رو که مطمئنم هست

‫که به شکلات خوردن من ختم میشه

‫- نه، من هم شکلات می‌خوام ‫- نه، فقط واسه دوجنس‌گراهاس

‫خونۀ منه. ‫شکلات هم واسه منه

‫کنارت خیلی خوشحالم

‫- هشت ثانیه تا شروع ‫- در انتظار پخش زنده

‫- پنج، چهار، سه... ‫- من هم کنارت خیلی خوشحالم

‫- ...دو. شروع کنین. خبرش کن ‫- می‌خوام مردم بدونن

‫یعنی چی؟ ‫رسمیش کنیم؟

‫بردلی. بردلی. ‫پخش زنده‌اس

‫درسته

‫- صبح‌‌‌بخیر، امروز چهاردهم مِی... ‫- پونزدهم

‫پونزدهم. ‫ببخشید

‫عزیزم، ‫باید قهوه‌های سنگین‌تری درست کنی

‫نه بابا، بعداً که می‌خوایم بریم بیرون بدویم ‫نمی‌تونم بهت برسم

‫خب قهوۀ فردا رو من درست می‌کنم

‫نه

‫- قهوه‌هام خیلی هم خوبن ‫- من که چیزی نگفتم

‫مردم درمورد این خونه حرف می‌زنن

‫می‌خوان درمورد کسی که ‫داخلش زندگی می‌کنه بدونن

‫عاشقشم

‫حالا این رو تصور کن. ‫بزرگ‌ترین قرارداد عمرت رو بستی

‫بهترین بطری شراب رو داری، ‫با دوتا لیوان

‫دوتا لیوان هست؟

‫نمی‌ذارم تنهایی بخوری که

‫متوجهم. ‫تو هم هستی پس

‫فقط می‌خوام مطمئن باشم ‫ که از خریدت راضی هستی

‫این کارها رو برای همۀ مشتری‌هات می‌کنی؟

‫نه کوری. ‫تو خاصی

‫چندوقتی هست که...

‫بهت فکر می‌کنم

‫به چه چیزهایی فکر می‌کردی؟

‫که می‌خوام باهات آشنا شم

‫شاید بذاری برات شام بپزم

‫اگه بیشتر از شام بخوام چی؟

‫میشه ببینمت؟

‫جدی می‌تونم ببینمت؟

‫سلام

‫سلام

‫بدون عدالت صلحی وجود نداره!

‫لعنت به پلیس! ‫بدون عدالت صلحی وجود نداره!

‫عالیه اما نمی‌تونیم توی برنامۀ صبحگاهی ‫ ازش استفاده کنیم

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left