The Revenant

The Revenant

Descargar subtítulo en Farsi/persian

Información de lanzamiento

The Revenant 2015 BluRay Filamingo Fa
Comentario por filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Etiquetas

bluray
Publicado el: 2026-08-05
Descargas: 4
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi/persian

Las primeras 200 líneas.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏ چیزی نیست، پسرم... ‏

‏ می‌دونم می‌خوای همه‌چی تموم بشه ‏

‏ من همین‌جام ‏

‏ همین‌جا می‌مونم... ‏

‏ اما تو تسلیم نمی‌شی ‏

‏ می‌شنوی چی می‌گم؟ ‏

‏ تا وقتی می‌تونی حتی یک نفس بکشی‏ ‏باید بجنگی ‏

‏ نفس بکش... به نفس‌کشیدن ادامه بده ‏

‏هاوک‏

‏آه، گوه توش‏

‏مادرجنده‌های لعنتی‏

‏این مادرجنده‏ ‏به‌جای مغز توی سرش گُهه‏

‏کولتر رو دیدی؟‏

‏نه‏

‏گوش کنید!‏

‏وقتی پوست‌ها تمیز شدن...‏

‏می‌خوام حسابی سفت‏ ‏بسته‌بندی‌شون کنید‏

‏یادتون باشه، عدل‌های پونزده‌پوستی‏ ‏درست نمی‌کنیم!‏

‏عدل‌ها باید‏ ‏سی‌پوستی باشن!‏

‏فیتزجرالد!‏

‏سروان‏

‏بارمون چه وضعیه؟‏ ‏نظرت چیه؟‏

‏به نظرم هرچی اون بیرون‏ ‏دارن شکارش می‌کنن...‏

‏امیدوارم گلولهٔ دیگه‌ای‏ ‏لازم نداشته باشه‏

‏مطمئن شو تا سپیده‌دم‏ ‏آمادهٔ حرکتیم‏

‏از صبح آماده‌ست‏

‏کاش تا حالا‏ ‏راه افتاده بودیم...‏

‏ولی مردها‏ ‏زیادی خسته‌ن‏

‏فقط چند روز‏ ‏تا دژ فاصله داریم‏

‏اینجا دیگه شکاری نمونده‏

‏فقط باید نگران گوشت تازه‏ ‏برای مردها باشیم‏

‏راستی... کولتر رو دیدی؟‏

‏یه گوزن زدیم‏ ‏یه گنده‌ش رو‏

‏برای آوردن گوشت‏ ‏کمک لازم داریم‏

‏وقتی رفت روی سیخ‏ ‏خبرم کن‏

‏اون موقع کمکتون می‌کنم‏

‏بجنب، کمکت رو لازم دارم‏

‏وقتی داشتیم عدل‌ها رو بار می‌زدیم‏ ‏ما هم کمک لازم داشتیم‏

‏این‌قدر گوشت سگ‌آبی خوردم‏ ‏که...‏

‏دارم دلم برای دست‌پخت زنم‏ ‏تنگ می‌شه‏

‏منم دارم دلم برای زنت تنگ می‌شه‏

‏خفه شو‏

‏کمک!‏

‏کمک‏

‏اون کولتره؟‏

‏برو سروان رو خبر کن‏

‏یا عیسی مسیح‏

‏کسی دیدشون؟‏

‏ساکت بمونید‏

‏خط‌الرأس رو بپایید‏

‏اون چی بود؟‏

‏بابا؟‏

‏بریم‏

‏توماس رو زدن‏

‏نمی‌بینمشون‏ ‏نمی‌بینمشون‏

‏بخوابید روی زمین!‏

‏محاصره‌مون کردن!‏ ‏همه‌جا هستن!‏

‏همین‌جا بمون! همین‌جا!‏

‏پل، نه!‏

‏می‌خوان بکشوننمون توی فضای باز‏

‏هیچ‌کس تکون نخوره!‏ ‏سر جاتون بمونید!‏

‏پوست‌ها رو می‌خوان‏

‏باید همین الان‏ ‏سوار اون قایق بشیم...‏

‏وگرنه همه‌چیز رو از دست می‌دیم‏

‏برید سمت قایق!‏ ‏برو سمت قایق، پسر! بجنب!‏

‏بجنبید، بجنبید!‏

‏پوست‌ها رو ول کنید!‏ ‏پوست‌ها رو ول کنید! برید سمت قایق!‏

‏هاوک!‏

‏هاوک!‏

‏هاوک!‏

‏چندتا پوست بردارید!‏ ‏بجنبید، پوست‌ها رو بردارید!‏

‏پوست‌ها رو بردارید!‏ ‏پوست‌ها رو بردارید!‏

‏اینو بده‏ ‏به دختر کوچولوم‏

‏با ما میای‏ ‏کمک میارم‏

‏خزها رو ول کنید!‏ ‏پوست‌ها رو ول کنید!‏

‏ویلمن!‏

‏به من تکیه بده‏ ‏فقط ادامه بده‏

‏برو سمت قایق!‏

‏وحشی کثافت!‏

‏سوار قایق لعنتی شو!‏

‏کمک!‏

‏طناب رو ببر!‏ ‏طناب رو ببر!‏

‏منتظر ایموس بمونید!‏

‏نه! همین الان می‌ریم!‏

‏توپ رو شلیک کنید!‏

‏نرید! صبر کنید!‏

‏دخترم، پواکا، اینجا نیست‏

‏هرچقدر پوست می‌تونیم حمل کنیم‏ ‏جمع کنید‏

‏پوست‌ها رو با فرانسوی‌ها تاخت می‌زنیم‏ ‏اسب می‌گیریم و دنبالش می‌گردیم‏

‏ ...و خاک به آرد تبدیل می‌شود... ‏

‏ ...و وقتی صبح روشن شود... ‏

‏ ...این بندهٔ خدا خودِ عیسی مسیح را‏ ‏خواهد دید. آمین ‏

‏آماده‌ای؟‏

‏تکون نخور‏

‏این کار رو کجا یاد گرفتی؟‏

‏پدرم دکتر بود‏ ‏بریجر!‏

‏سروان، یه گله...‏

‏کاکاسیاه‌های درختی اون بیرون منتظرن‏ ‏کارمون رو تموم کنن‏

‏بگو یه جور‏ ‏نقشه داری‏

‏گلس؟‏

‏مسیر میسوری به درد نمی‌خوره‏

‏تا وقتی ری‌ها‏ ‏اونجا رو در اختیار دارن‏

‏باید از این قایق پیاده بشیم‏

‏اوه، می‌خوای‏ ‏از قایق پیاده بشی؟‏

‏بعدش چی کار کنیم، هان؟‏

‏خزها رو برداریم و اون بیرون‏ ‏بین ری‌ها بشینیم...‏

‏مثل یه مشت اردک؟‏

‏تنها راه امن اینه که روی خشکی‏ ‏مسیر تازه‌ای به عقب پیدا کنیم‏

‏این چند هفته‏ ‏به سفر اضافه می‌کنه‏

‏بهتر از شناوربودن‏ ‏جلوی چشم‌شونه‏

‏همین الان هم پیدات کردن، پسر‏

‏حرفم اینه که‏ ‏توی قایق بمونیم‏

‏مسیر دژ رو‏ ‏روی نقشه مشخص کنیم...‏

‏و شانسمون رو روی آب امتحان کنیم‏

‏گلس این منطقه رو‏ ‏بهتر از همه می‌شناسه‏

‏وظیفه‌شه سالم‏ ‏برمون گردونه خونه‏

‏سالم برمون گردونه؟‏ ‏آره‏

‏لازمه یادآوری کنم‏ ‏که تا حالا ۳۲ مرد از دست دادیم؟‏

‏حالا شدن ۳۳ نفر‏ ‏اونا مردهای من بودن، فیتزجرالد‏

‏خوب می‌دونم چند نفر رو از دست دادم‏

‏همون کاری رو می‌کنیم که گلس می‌گه‏ ‏بحث تمومه‏

‏باید قایق رو‏ ‏رها کنیم‏

‏اگه ری‌ها رد‌مون رو بزنن‏ ‏پایین رودخونه پیداش می‌کنن‏

‏بهترین راه اینه از خشکی‏ ‏تا رود گرند بریم...‏

‏و در امتدادش‏ ‏به دژ کیووا برسیم‏

‏پیاده؟‏

‏تا برسیم اونجا‏ ‏زمستون شده‏

‏آره، مگر اینکه‏ ‏به یه پاسگاه برسیم...‏

‏و باهاشون اسب تاخت بزنیم‏

‏اون‌قدر دور‏ ‏هیچ پاسگاهی نیست!‏

‏سروان، ازدست‌دادن این قایق‏ ‏یه اشتباه لعنتیه‏

‏ری‌ها‏ ‏اون‌قدر احمق نیستن‏

‏اگه نگهش داریم، می‌تونیم‏ ‏نزدیک قلهٔ اَرو پنهانش کنیم‏

‏این‌قدر وانمود نکن‏ ‏می‌دونی چی می‌گی‏

‏کسی با تو حرف نمی‌زنه‏

‏اصلاً کی به حرف تو گوش می‌ده؟‏

‏حتی نمی‌تونی راه شلوارت رو پیدا کنی‏ ‏که بری برینی‏

‏فقط می‌گم اردوگاه رولن‏ ‏همین نزدیکی‌هاست‏

‏می‌تونیم اونجا پناه بگیریم‏

‏پیاده می‌ریم‏

‏آره، حتماً همین‌طور می‌شه‏

‏کاش پدر منم دکتر بود‏

‏اون‌وقت می‌تونست‏ ‏مقام سروانی برام بخره‏

‏چی کار کنیم، هان؟‏

‏دعا کنیم اگه برگشتیم‏ ‏این پوست‌ها نپوسیده باشن؟‏

‏حتماً اینجا رو علامت بزنید‏

‏یه ثروت رو‏ ‏زیر این صخره‌ها جا می‌ذاریم‏

‏گلس، مسیر رو تعیین کن‏

‏کوتاه‌ترین مسیری که‏ ‏ما رو از ری‌ها دور نگه داره‏

‏این درست نیست‏

‏همه‌مون می‌دونیم این خزها...‏

‏تا وقتی برگردیم‏ ‏اینجا نمی‌مونن‏

‏محاله بتونیم همه‌شون رو‏ ‏تا دژ حمل کنیم‏

‏آریکارا همه‌جای‏ ‏این منطقه هستن‏

‏باید دست‌هامون آزاد باشه‏

‏اون پوست‌ها رو از دست می‌دیم‏

‏پوست‌ها رو می‌خوای‏ ‏یا جونت رو؟‏

‏جون؟‏

‏از کدوم جون حرف می‌زنی؟‏ ‏من که زندگی‌ای ندارم‏

‏فقط زنده‌ام و تنها راه‏ ‏ادامه‌دادنم...‏

‏همین پوست‌هاست‏

‏گوه توش!‏

‏محاله بعد از شش ماه‏ ‏برگردم خونه...‏

‏بعد از اینکه مثل قاطر‏ ‏جون کندم...‏

‏گردنم رو به خطر انداختم، مردها مردن‏ ‏و آخرش چی؟‏

‏نزدیک بود همه‌چی رو از دست بدیم‏

‏این کار از همون اول‏ ‏به گُه کشیده شده بود!‏

‏این همونیه‏ ‏که از اول به گامون داده‏

‏تعجب می‌کنید ری‌ها چطور‏ ‏این‌طوری غافلگیرمون کردن...‏

‏وقتی قرار بود آقای گلس...‏

‏حواسش دقیقاً‏ ‏به همین چیزها باشه؟‏

‏همهٔ اون رفیق‌های پاونی‌ش‏

‏پاونی‌ها به اندازهٔ ما‏ ‏با ری‌ها دشمنن‏

‏آره؟‏

‏پس پسر دورگهٔ کوچولوش چی؟‏

‏فکر می‌کنی مادرش‏ ‏چه جور وحشی‌ای بوده؟‏

‏دست از سر پسر بردار، فیتز‏

‏من فقط می‌گم...‏

‏وحشی... وحشیه‏

‏هی، گلس...‏

‏چیزی که می‌گن راسته؟‏

‏وقتی با اون وحشی‌ها بودی...‏

‏به یه ستوان شلیک کردی؟‏

‏بیست‌ویک سرباز مردن‏ ‏و چهل سرخ‌پوستِ پَردار‏

‏ولی فقط تو و پسرت‏ ‏زنده بیرون اومدید‏

‏یه جور معجزه‌ست‏

‏خفه شو، فیتزجرالد‏

‏واقعاً همین کار رو کردی؟‏

‏به یکی از خودی‌ها شلیک کردی‏ ‏تا این سگ کوچولو رو نجات بدی؟‏

‏خفه شو!‏

‏چرا؟ داشت با مادر این پسره‏ ‏ور می‌رفت، هان؟‏

‏اون کشتش؟‏

‏هی، وقتی دارم باهات حرف می‌زنم...‏

‏دست از برق‌انداختن اون تفنگ بردار‏

‏دارم روش کار می‌کنم‏

‏وقتی حرفم تموم شد‏ ‏روش کار کن‏

‏منو نگاه کن‏

‏بسه دیگه!‏

‏جایگاهت رو فراموش کردی، پسر‏

More Farsi/persian subtitles for The Revenant

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left