Las primeras 200 líneas.
آخ جون! دهکده کریسمس درختشهر
این شهره یا دهکده؟
یه دهکده کریسمسیه که تو شهر «تری» قرار داره
آره، قبلاً فقط یه مزرعه درخت بود
بعدش شروع کردن به اضافه کردن این چیزای دهکده کریسمس
یه ایستگاه تزئین کوکی داره و یه کلبه کاکائو
اوه، میدونیم. فکر میکنی چرا ما قبول کردیم
که بیایم بیرون و کون کوچولوهای ما از سرما یخ بزنه؟
تو سردترین شب سال؟
آره، کون یخزدهم شکر میخواد
جین. اوه، اینجا چقدر نازه
اینجا همه چیز رو باید با «میستلداو» بخری
وقتی رفتیم تو، باید پولمون رو با میستلداو عوض کنیم
باید از گمرک رد شیم؟
فکر نکنم. اوه، خدا رو شکر
یه مقدار پنیر پاستوریزه نشده همراهمه
ماشین زیاد نیست، ها؟ حتماً به خاطر سرماست
و اینکه مردم دوست ندارن تو هوایی باشن
که حس میکنی قراره بمیری
اوه، به این درختهای قشنگ نگاه کن
فقط برای اینکه مطمئن شم، ما درخت نمیخریم، درسته؟
چون ما الان یکی داریم؟
که واسه یه دلیلی اواسط نوامبر گرفتیم
و تو اسمش رو گذاشتی همزاد روحت
و گفتی تنها چیزیه که نجاتش میدی
اگه آتیشسوزی بشه
هی! فقط چون یه درخت عالی تو خونه داریم
معنیش این نیست که نتونیم نگاه کنیم
ما که ازدواج کردیم، دفن نشدیم، درسته باب؟
ام... اوه! به اون نگاه کن
سلام
اوه خدای من. لوگان. اون اینجا چیکار میکنه؟
حواستو جمع کن، بابا. وای وای وای
لوئیز، میدونم از لوگان خوشت نمیاد، ولی کریسمسه
وقت دوست داشتن همسایههامون و حسن نیت به
اوه خدای من، اون سینتیا مزخرف هم اینجاست
راه برید، راه برید
مگه همین الان نگفتی کریسمس وقت عشق و محبته؟
آره، آره، آره. بریم
و یه خورده بیشتر بریز روش
تا آسمون بالا برو، برج آبنباتی
این بنای یادبود غرور انسانه
عجب! شما بچهها به زیباییشناسی اهمیت نمیدین
یا کلاً به اینکه چیزا چطوری به نظر میان؟
یعنی، جین کوکیت همهاش از خامه شیرینیپزیه
کوکی هم داره؟
و اینا رو هم تموم کردیم
لین، فکر کنم این آبنباتها برای تزئینه
هیس. اشکالی نداره، خبرچین
اوه، یه قطاره، تقریباً
هوم. نمیدونستم قطارها میتونن اینجوری بین زانوهات حرکت کنن
آهنگ «قطار دیوانه» درباره همینه؟
به نظر باحال میاد. بریم اون کار رو بکنیم؟
حتما. بدتر از این هم سوار شدم
باشه. ولی بعدش بریم اون کلبه کاکائوی معروف رو پیدا کنیم
یه کمی قطار بازی، بعدش کاکائو بازی؟
خوبه؟ قبوله
مامان، بابا، ما اگه جدا شیم شما مشکلی ندارین؟
باشه. بفرمایید میستلداو
همهاش رو یه جا خرج نکنید
ولی همهاش رو همینجا خرج کنید چون
فکر نکنم این پول تو دنیای واقعی کاربرد داشته باشه
باشه، خداحافظ. بفرمایید. از اینا مثل جونتون مراقبت کنید
و بیشتر از همه از مال من مراقبت کنید. اُم
وای وای، بچهها صبر کنید. تازه فهمیدم
ما هنوز برای بابا نوئل کوکی تزئین نکردیم
میتونی همونا رو بهش بدی. ببخشید، چی؟
نه. اینا یه راه بیشرمانهس که شکر رو بزنیم به بدن
نه. هومهوم. بابانوئل یه کوکی زیبا و باوقار میخواد
نه اینا. آره. اینا آشغالن
ببخشید، ولی آخه
چه حرف خوبی زدی بابا. تو این کارو میکنی؟
لطفاً. به نظر میاد خیلی راجع به اینا فکر کردی
و ما هم باید بریم به قطار برسیم
باشه، قبوله
من برای بابا نوئل یه چندتا تزئین میکنم
ولی فقط به خاطر اینکه اینجا یه بخاری هست
و از فکر راه نرفتن خوشم میاد
ممنون. خداحافظ! خداحافظ
باشه، خداحافظ بچهها
وقتی کارتون تموم شد، همینجا منتظر دمکوچولوهای شما هستیم
فکر کنم الان فقط من و تو هستیم
من میرم. چی؟
یه گشتی میزنم که درختها رو ببینم
میدونی، یه گشتی بزنیم دور و بر رو ببینیم
نمیخوام تو کلبه کوکی تنها باشم
اوه، حالت خوب میشه. و اصلاً عجیب غریب به نظر نمیاد
یه مرد بزرگسال تنها اینجا
باشه، زودی برمیگردم. دوستت دارم. خداحافظ
آره
سلام. اون مرد غمگینه
میدونم عزیزم. خیره نگاه نکن
به نظر میاد قطار واسه خودمون شده
آره. اومدن اینجا وقتی هوا انقدر سرده که صورتم درد میکنه
قطعاً مزایای خودش رو داره
سه نفر، لطفاً. سوار قطار بخار کریسمس بشید
یه میستلداو برای سواری
من امروز صبح یه بخار کریسمسی زدم
واقعاً؟ آره، واقعاً
فقط دنبال کمربندای ایمنی این چیزم
کسی دیگه هم کمربند ایمنی میبینه؟
نه؟ هوپ
هی، وروجکهای کوچولو، دارید از قطار بازی لذت میبرید؟
اوف. داشتیم
هی، چرا نمیری مال یه نفر دیگه رو خراب کنی
تجربه دهکده کریسمس "شهر درختها" رو؟
نه بابا. نمیرم
بابا مامانم هر سال منو میکشونن اینجا که درختمونو بگیریم
و هر سال
من این قطار آشغال رو سوار میشم تا اینکه این کابوس تموم شه
چه خوبه که سنتهای کریسمس داریم
خب وقتی اونا دارن سر اینکه چه درختی بگیریم بحث میکنن
با جملات "من احساس میکنم"ی
من میام اینجا و با این قطار شیرینکاری میکنم
تو با قطار "شیرینکاری" میکنی؟
آره بابا
شیرینکاریهای قطار. پریدن از قطار
دوباره پریدن روی قطار
تعامل با دکورهای تعطیلات
ویدئوهایی که پارسال درست کردم رو بهتون نشون میدادم
اما بابا مامانم گوشیمو ازم گرفتن
چون توی اسپانیایی نمره C گرفتم
مگه این خوب نیست؟ فکر کردم "سی" همون "بله"ی اسپانیاییه
من که خبر ندارم
اما اون یارو چی؟ عصبانی نمیشه؟
مسئول قطار؟
هه. حواسش جای دیگه است
و همینطور، فکر نکنم اصلاً بتونه برگرده اینور
۵۴۰ حرفش شد!
کسی اسپین داکترا رو صدا زد؟
گروه مورد علاقه دوم بابامه. سرچشون کن
اوه، اون درخت رو ببین
اوه، اون درخت رو ببین
اووه، اون یکی رو ببین. سلام، درخت. داری منو نگاه میکنی؟
اوه. و شرط میبندم شماها شخصیتهای فوقالعادهای دارید
داری چه غلطی میکنی؟
ببخشید
سلام! چی؟ با منی؟
داری با اون درختا چیکار میکنی؟
آه، ما درختایی که فروش نمیرن رو برمیداریم و خوردشون میکنیم
تا به عنوان کود برای محصول سال بعد استفاده کنیم
چی؟ داری درختهای کریسمس رو خوراک درختهای کریسمس میکنی؟
این طرز بیان عجیبیه، ولی آره
بگذریم، بهتره برگردم سر کارم
راستی خانم، اینجا فقط برای کارمنداست
لطفاً عقبتر برید. اوه خدای من
چرا؟
اوه. چه کلوچههای فوقالعادهای
و به اونا نگاه کن
آه، بچههای من درستشون کردن. بهشون نگاه نکنید
این یکی رو من درست کردم
اوه. آره، داشتم یه چیزی رو امتحان میکردم
از پودر رنگی برای درست کردن یه ستاره استفاده کردم
آفرین آقا
ممنون. آره، فکر کنم خیلی خوب از آب دراومد
اوه، رفتی که. خانم کلاوس از کلوچه من خوشش اومد
پرش چرخشی. خیلی سریع بدو
روی قطار موج سواری کن
پففف. همین الان منو "پففف" کردی؟
آره، درسته. و اینم یکی دیگه. پففف
انگار تو میتونی انجامش بدی، لوئیز
آه، آره، میتونستم
شاید بهتره پرش چرخشی نکنی
اوه، داری انجامش میدی
خیلی سریع بدو
روی قطار موج سواری کن
اوه، حیف. سوارکاری تموم شد. دیگه شیرینکاری با قطار نیست
از سمت راست خارج بشید. تعطیلات خوش بگذره
قطار داشت سرعتش کم میشد. حساب نیست
راستش، من همین الان با حسابدارم صحبت کردم
و حساب میشه
استعدادم تو شیرینکاری با قطار قویه
استعداد تو تو شیرینکاری با قطار، ضعیفه
اوه، آره؟ یه مسابقه شیرینکاری با قطار چطوره؟
اوه. یا شاید این کارو نکنیم؟ کسی گفت "کلبه کاکائو"؟
قبوله، احمق. جایزهاش چیه؟
برنده، "میستل-دو" بازنده رو میبره، همهاش رو
اوه، خدای من. اِم
اما تو که تمام "میستل-دو"هات رو برای سوار شدن خرج نمیکنی؟
"نکته خوبیه، تینا."
این رو ببین. یکی، لطفاً
همه سوار قطار کریسمس بشید
یک "میستل-دو" برای سواری
انداختن پول تقلبی
میبینی، تینا؟ مشکل حل شد. بیا بریم
منظورم اینه که شاید کریسمس وقت مناسبی نیست
تا با لوگان یه رقابت احمقانه داشته باشیم
آره. کریسمس برای ژامبونه نه دعوا
منظورمو میفهمی؟ مخالفم. من فکر میکنم بهترین وقته
مجبور نیستی بیای. چطوره تو رو توی "کلبه کاکائو" ببینم؟
قرار نیست همینجوری تنهات بذارم که اینجا شیرینکاری با قطار بکنی
مامان و بابا هیچوقت منو نمیبخشن اگه زیر چرخها بیفتی
یه قطار مینیاتوری، توی فصل تعطیلات
و من نمیتونم خودم تنها برم کاکائو بخرم
من خیلی خواستنیم. همه بهم آمار میدن
اوف. باشه. عالیه. دارم پولمو میدم، آقا
یکی. بقیه پول برای خودت
اینجا هیچ مشکلی نیست. همه چی قانونیه
چو-چو، مرد خوب من
باشه. خب، چطور میخوایم این کارو بکنیم؟
No comments yet. Be the first to leave one.