Las primeras 200 líneas.
خوش اومدین به شب فینال «سروایور ۴۹»
خب، نیمه اول این فصل
وفاداری به قبیله مثل خالکوبی همیشگی بود
پررنگ، تو چشم و پاکنشدنی
حتی بعد از دو بار جابهجایی قبیلهها، اون رنگهای اصلی
تو تکتک تصمیمهای استراتژیک حک شده بودن
و بعد، ادغام اتفاق افتاد
و انگار یه شبه
همه اون خالکوبیها غیب شدن
خاطرهها پاک شدن و وفاداریهای قدیمی فراموش
انگار همه اعضای سروایور با هم دچار فراموشی شدن
و از اون موقع به بعد
هر اتحاد و ائتلافی، در بهترین حالت
مثل یه خالکوبی موقت بوده که راحت پاک میشه
و فرداش یکی دیگه جاش رو میگیره
خب، چیزی که میدونیم اینه:
پنج بازیکن، سه روز باقیمونده
کسی چه میدونه آخرش چی میشه
چون این یکی از پیشبینیناپذیرترین
بازیهای بعد از ادغامی بوده که تا حالا دیدیم
فقط از یه چیز مطمئنیم:
مصونیت انفرادی خیلی تعیینکننده است
چون تنها راهیه که موندنت تو بازی رو تضمین میکنه
بسیار خب، پنج نفر نهایی ما:
ریزو، ساوانا، سوفی، سِیج و کریستینا
امشب دو تا چالش مصونیت داریم
دو تا شورای قبیله و بعدش هم نبرد روشن کردنِ آتیش
بعدش سه نفر نهایی فرصت دارن از خودشون دفاع کنن
که چرا لایق عنوان «تنها بازمانده» هستن
و البته جایزه یک میلیون دلاریش
و در نهایت برنده رو معرفی میکنیم
برنده فصل ۴۹ سروایور
و بلافاصله میریم سراغ ویژهبرنامه بعد از مسابقه
همینجا، تو جنگلهای زیبای فیجی
شب فینال، شب بزرگ ما در سروایوره
ما عاشق شبهای فینال هستیم
پس بیاین شروع کنیم
اینم از این، فینالِ
۴۹ سروایور
ریزو: اینجاست که اسطورهها متولد میشن
منتظر یه جنجال حسابیام
و فکر نکنم کسی کوتاه بیاد
پرابست: آنچه در سروایور گذشت
بزن بریم
آره
من میتونم
رایِ کسی رو مسدود کنم
تئوریش اینه که این به ما اکثریت رو میده
من از امتیاز مسدود کردن رای علیه ساوانا استفاده میکنم
پس دیگه امتیازی ندارم
و امیدوارم جواب بده
سِیج: یه نفر هست که
قطعا میتونه شکستم بده، اونم استیونه
اوکیایم
سوفی: راستش من
اینجا قدرت زیادی دارم
امتیاز «دانش یعنی قدرت» دست منه
قراره ازش برای دزدیدن امتیاز استیون استفاده کنم
یا قراره برم علیه ریزو و ساوانا
و بُتِ ریزو رو بدزدم؟
من یه چیز کوچیکی اینجا دارم
که یه مدتی بود صداش رو درنمیآوردم
متاسفم استیون، ولی تو امتیازی داری؟
نه
وای خدای من
اگه کسی امتیاز یا بُتی داره و میخواد ازش استفاده کنه
الان وقتشه
ریزو: خیلی خب جف
من خیلی وقته که این بُت رو دارم
ولی امشب بازیش نمیدم، جف
سیزدهمین نفری که با رای بقیه حذف شد و ششمین عضو هیئت داوران:
استیون
ای عوضیِ فلان فلان شده
قبیله رایش رو اعلام کرد
رسیدن به پنج نفر نهایی رو به همه تبریک میگم. عالی بود
اینم از فینال
باید بگم که نمیدونم چه
اتفاقی افتاد که به اینجا رسیدیم. کریستینا: چی شد؟
ولی به هرحال رسیدیم. ساوانا: همهمون
تو پنج نفر نهاییِ لعنتی هستیم. سِیج: هووو
حس باحالیه که جزو پنج نفر نهاییِ
سروایور ۴۹ باشی
فکر کنم انگار بالاخره
داره باورم میشه که واقعیه
هووو! وای خدای من، ما تونستیم
سِیج: عذاب وجدان دارم که حالم خوبه، چون
همین الان یکی از بهترین دوستام رو فرستادم خونه
یه بازیکن عالی و معرکه
احتمالا الان ازم متنفره، ولی
ساوانا: نه بابا
سِیج: ولی خب
این یه بازی انفرادیه
و در نهایت
من دارم برای خودم بازی میکنم، نه استیون
اوه، ریزو
ای موذی! ببخشید بچهها
سِیج: رسیدن به چهار نفر نهایی مبارک
آره، چهار نفر نهایی شدنت مبارک، ریزو
سِیج: داری با اون لعنتی بازی میکنی
ریزو: رکورد سروایور، نه تا شورای قبیله
بدون اینکه مجبور بشم بازیش بدم، اونم در حالی که همه ازش خبر داشتن
خیلی مارمولکی! ریزو: واسه همینه که
حس میکنم همین که
همه رو رنگ کردم
تا فکر کنن بُتم تو مرحله شش نفر منقضی شده
واقعا به همه نشون میده
که «ایول، ریزو حاضره
واسه رسیدن به هدفش ریسکهای بزرگی بکنه.»
ساوانا: اوه اوه
جایگاهم رو تضمین کردم
بین چهار نفر نهایی
با بازی ندادنِ بُت مصونیتم تو این آخرین شورای قبیله
پس این واقعیت که الان جزو پنج نفر نهاییام
و قرار نهایی باشه که تو چهار نفر هم باشم
واقعا باورنکردنیه
این یعنی فقط یه بردِ مصونیت فاصله دارم
تا برنده این بازی بشم
سوفی: بچهها
دلشوره دارم
سِیج: کارت درسته، سوف
بچهها! ریزو: خیلی خندهدار بود
خیلی احمقانه بود! شبیه احمقها میشم
ریزو: خیلی باحال بود
سوفی: نه، حماسی نبود. خیلی خوب بود
یه شکست مفتضحانه بود
انگار طلسمِ
امتیاز «دانش یعنی قدرت» هنوز ادامه داره
چون درست ازش استفاده نکردم
تازه، علاوهبر اون، خودم رو سکه یک پول کردم
جلوی داورها، اونم بیدلیل
بابتش خیلی خجالت میکشم. کریستینا: نه، نباش
سوفی: با تمام وجودم آرزو میکنم کاش بُت ریزو رو میدزدیدم
چون میتونستم جایگاهم رو تو چهار نفر نهایی تضمین کنم
برای همین الان باید جبرانش کنم
میتونست خیلی باحال باشه ولی نشد
سوفی: ولی دارم میرم تو مرحله پنج نفر نهایی
و اساسا رایِ سرنوشتساز دست منه
کریستینا و سِیج میخوان با من کار کنن
و ریزو و ساوانا هم فکر میکنن من کورکورانه بهشون وفادارم
واسه همین
تقریبا هر کاری بخوام میتونم بکنم
توی این شورای قبیله بعدی
این دیگه دورِ آخره
الان وقته اینه که هر چی داری رو کنی
و منم دقیقا همین کار رو میکنم
ساوانا: اوه نه. ریزو: اوه، یه قایقه
میدونستم پسر! سوفی: اوه نه. کریستینا: ای داد بیداد
واو
ریزو: میبینیم که یه قایق داره نزدیک میشه
و همونطور که هر طرفدارِ دوره جدید میدونه
«وای خدای من، حتما یه ربطی به مصونیت داره.»
و با خودم فکر میکنم
تو تقریبا هر مسابقهای نفر آخر بودم
اگه این یه امتیاز باشه، باید به دستش بیارم
تا حداقل
یه شانسی داشته باشم
«یه امتیاز برای چالش امروز
در دل جنگل مخفی شده
و منتظره تا یکی مال خودش بکنش
کیسههای رنگی در سراسر جزیره پخش شدن
هر کدوم قطعات پازل رو تو خودشون دارن.»
ساوانا: یه جایی، قایم شده
توی این جنگل عظیم
پنج تا کیسه هست
با قطعات پازل متفاوت توی هر کدوم
باید بریم و همه کیسهها رو دونه دونه جمع کنیم
و بعدش
یه پازل رو بچینیم
سوفی: وقتی پازل رو چیدیم
باید دنبال اون امتیاز بگردیم
توی جنگل
«پازل رو حل کنید
بعد برای به دست آوردن امتیاز مسابقه بدید
قبل از اینکه کس دیگهای بهش برسه.»
ریزو: خیلی خب بچهها
بیاین یکم خوش بگذرونیم. بسیار خب
یک، دو، سه
برید
ملت میزنن به چاک
من حتی کفش هم پام نیست
قشنگ یه اوضاع شیرتوشیریه اون بیرون
قشقرق به پا بود. منم که از پا افتادم
و سعی میکنم به خودم بگم:
«تو جزو پنج نفر نهایی هستی. هر چی داری رو کن.»
جاهای زیادی هست که باید بری و کیسهها رو جمع کنی
و باید بفهمی اون پنج تا کیسه کجا هستن
و باید هر کدوم رو جداگونه برگردونی
پس از همین اول میدونم
که این کار کلی دویدن میخواد
اوه
اوه، بیخیال بابا
من کلا قدّم کوتاهه
اوه، باشه
سوفی: ما دیگه نایی برامون نمونده
ولی یه جورایی، اون یک میلیون دلار داره بهم انرژی میده
قشنگ همونجام. خط پایان رو میبینم
و با خودم میگم... اوه، ببخشید
هیچچیزی نمیتونه جلوم رو بگیره که نگردم دنبال
اون تکههای پازل لعنتی
ساوانا: این جزیره خیلی بزرگه، ولی بین هر پنج نفری که موندیم
No comments yet. Be the first to leave one.