Las primeras 200 líneas.
آنچه در رزیدنت گذشت
فکر کنم ما باید
راجع به نتایج بیمارهای ...دکتر بازلی تحقیق کنیم و
به خانم بنیش توضیح قانعکنندهای بدیم
فعلا آروم بگیر
تماشا کن و
یاد بگیر که ما چطور امور رو اداره میکنیم
گمونم خوب دستم اومده که چطور امور رو اداره میکنی
چیزی که میخوای توافق مالیه؟
نه. میخوام که مسئولیت گردن بگیرین
نباید عاقبتم این میشد
نمیخوام بیمارهای آیندهی دکتر بازلی هم همچین عاقبتی داشته باشن
میخوام هیئت مدیره یه کاری کنن
کاری میکنن؟- راستش رو بخوای، احتمالا نه-
اما من دست به کار میشم
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
خب، توی دنیا چی میگذره؟
اخبار نمیخونم
دارم یه ویدیو از یه بولداگ میبینم که
نمیتونه غذاش رو بخوره
خیلیخب
امروز خبر خاصی نیست
پات چی شده؟
گمونم خواب رفته
باشه MS میتونه علامت وخیم شدن
به دکتر گریر ایمیل میزنم تا ببینم امروز برات نوبت جور میشه یا نه
آره، خب هرچه زودتر، بهتر
،ساعت ده با اَبِرنتی
رئیس هیئت پزشکی، قرار ملاقات دارم
چون شکایات بیشتری علیه بازلی گیر آوردم
همون جراح اعصابی که امیلی بنیش رو ویلچر نشین کرد
فکر میکنی حالا مدارک کافی برای اینکه هیئت مدیره رو قانع کنی
تا بازلی بازرسی بشه رو داری؟
براشون چارهای نمیذارم
میدونی چیه؛ این مبارز عدالت بودن
بهت میاد
...خیلی
قهرمانانه طوره
باید منو توی لباس قهرمان ببینی
خب، حسش رو خراب کردی
میتونم کمکتون کنم؟
آشنا به نظر میاین اما به جا نمیارم
میخوای هردفعه که شیفت اورژانس دارم، اذیتم کنی؟
آره
برو فکر کن چرا همیشه ولت میکنن
بابام منو توی استادیوم یانکی ول کرد و با داداشم رفت خونه
و تا قبل از رسیدن به خونه متوجه گمشدن من نشد
شرمنده که ناراحتت کردم، اروینگ
انگار خیلی برات مهمه. لیلا کجاست؟
روز خواهر* رو با پادما میگذرونه • اولین یکشنبهی آگوست •
با تخممرغ هدیه دادن پیوندشون رو قویتر میکنن
ترومای سطح یک توی راهه
بِی 11* حاضر باشه • نوعی ماریجوآنا، مسکن قوی •
الایزا براکتن، 32ساله مونث
وضعیت، افتادن به پشت از طبقهی ششم ساختمان آپارتمانش
،فشار خون 120 روی 68 تاکیکارد تا 100
سطح اکسیژن 98 درصد
بررسی تروما
مردمکها هم اندازه و واکنش پذیر
مسیر تنفسی بدون مشکل
صدای تنفس دو طرف، بدون مشکل- نبض قوی-
علائم حیاتی ثابت، آزمایشها رو میگیرم
یه معاینهی فوری میکنم و درخواست عکسبرداری اشعه ایکس قفسه سینه میدم
الایزا
چطور از ساختمون آپارتمانت افتادی؟
...داشتم
داشتم یه ارکیده از بالکنم آویزون میکردم
و زیادی از نرده ...دور شدم و
تعادلم رو از دست دادم
خدا رو شکر که سایبون ورودی سرعت سقوطم رو کم کرد
خب، ما قراره عکس اشعهی ایکس از قفسه سینه
و سیتی اسکن برای بررسی آسیب سر بگیریم
برمیگردیم، باشه؟
باشه- خیلیخب، منتظر باش-
میخوای تو سابقهش رو بگیر و من ترتیب سیتی اسکن رو بدم؟
باشه
چیه؟
الایزا طی 6 سال گذشته
سه بار دست به خودکشی زده
یه مشاور روانی خبر کنیم
الایزا
هاندلی
.بیمارم فرار کرده کد رو بزن
عذر میخوام
کارکنان توجه کنند کد سبز
سی و دو ساله، سفید پوست، مونث
موی تیره، چشمان آبی کد سبز
الایزا
الایزا
وایسا
الایزا
رزیدنت فصل پنجم، قسمت 16
حالت خوبه؟
خوبم
وضعیت الایزا ثابته
نتیجهی اسکنها منفی بود فشار خونش لب مرز بود
واسه همین براش آنژیوکت گذاشتیم
و مشاور روانی توی راهه
کار شجاعانهای بود دکتر پرِوش
خوشحالم به موقع بهش رسیدیم
میتونی بری
...پس
گمونم حقیقت برملا شد
دیگه این رو نمیخوام
و دلم میخواد که سرتون به کار خودتون باشه و بذارین برم
میدونی که نمیتونیم اینکار رو کنیم
دکتر مالکو هستن
ایشون از اعضای بخش روانی هستن
سلام الایزا
گمونم روال کار رو بلد باشی
میخوام ازت چند تا سوال بپرسم
پروندهم رو دارین
پس کافیه فقط جواب های قدیمیم رو بخونین
همهی جوابهای جدیدم کاملا مثل قبلن
حرفی واسم نمونده
فکر کنم برای یه نویسنده باید خیلی سخت باشه
که حرفی براش نمونده باشه
هیچی برام نمونده
میخوام که بدونی
هردوی کتابهات، راجع به روشی که من با افسردگی برخورد میکنم، اطلاعات میدن
میخوام که لطفت رو جبران کنم
تفنگ داری؟
ما تو رو تحت مراقبت 36 ساعته قرار میدیم
ای پدر عزیز و بخشنده
رحمتت رو برای دِیزی خواستاریم
اون بهت نیاز داره
ازت درخواست میکنیم که ...بهش صبر عطا کنی
تا در رنجش
و رهایی از دردش، کمک حالش باشه
و اون رو به خارج از سیاهیِ دره هدایت کن
تا بتونیم جسم و روحش رو التیام بدیم
حالا بریم برات یه کلیه جور کنیم
آمین- آمین-
آرون، از دیدنت خوشحالم
آره، مدتی میشه همدیگه رو ندیدیم
خودمون هم یه صحبتی راجع به درد داشتیم
اوضاع تو و جیجی در چه حاله؟
خوبه
جیجی قطعا تا الان بزرگترین دستاورد منه
حق داری
آره
حرف از صحبتهای ،قدیمیمون شد
...چند روز گذشته، من
...دچارِ
غم فوت نیک شدم
...گمونم، نمیدونم
نمیدونم چی باعث شده دوباره (غمش) سر باز کنه
اگه این پاستور آرون، کشیش محبوبم نیست، پس کیه؟
اِیجِی، داداش بودایی خفن خودم. احوالت؟
هی- چطوری؟-
احوال مادرت چطوره؟
نسبت به وضعش، حالش خوبه
سرطان داره پیشرفت میکنه
از شنیدنش متاسفم
حتما باید بهش سر بزنم
مسکنهاش از بهترین و قویترینها هستن
اما دیر یا زود لازم میشه که
به آسایشگاه منتقل بشه
و چندان مشتاق این قضیه نیست
واسه همین داشتم فکر میکردم که شاید بتونی کمکم کنی
تا وقتش که رسید باهاش صحبت کنم
خوشحال میشم
لطف میکنی، مرد
منم یه خواهش از طرف خودم از شما دوتا دارم
بگو. هرچی باشه در خدمتیم
چند ماه پیش، یه استنت قلب برام گذاشتن
جوون ورزیدهای مثل تو؟
.انسداد پیدا کرده بودن حالا، دکتر بهم گفت که
باید حالم بهتر شده باشه
اما اخیرا کلی درد قفسهی سینه داشتم
دیگه چیزی نگو. اِیجِی و من توی اورژانس یه نگاهی بهت میندازیم
کار از محکم کاری عیب نمیکنه
همین الان بریم
اسکن های سر خوبن
چیزی واسه نگرانی نیست- عالیه-
اما مشکل پا علامت هست MS یه ذره وخامت
چیزی نیست. هر از چند گاهی پیش میاد
خب، پس خوشحالم که چک کردیم
یه دوره ی کوتاه مدت برات استروئید تجویز میکنیم
که علائمت رو بهتر کنه
توی این مدت، با این
فشار رو از روی پات بردار- اوه-
...نه، این لازم نمیشه
فقط برای چند روزه
نمیخوایم که تلو تلو بخوری
و به سرت ضربه بخوره- راندولف-
عصا رو بگیر- ...نه، این-
اولش با عصا شروع میشه و بعدش کار به
پوشک بزرگسالان و صندلی بالابر واسه بالارفتن از پله ها میکشه
بیماری رو بزرگ جلوه میده، و من انجامش نمیدم
.خدایا، راندولف امان از این مَردها
میتونی با افتخار ازش استفاده کنی اما این کارت فقط غرور بیجاست
خیلیخب دوست دارم که بمونم و
راجع به عصا و مَردها صحبت کنم
اما... یه قرار ملاقات مهم دارم
پس، ممنونم مگان
یادمه
وقتی 4 یا 5 سالم بود توی یه مهمونی تولد بودم
...و
و دختری که تولدش بود، وقتی که عروسک هدیهی
No comments yet. Be the first to leave one.