Las primeras 51 líneas.
تو آدماي بيگناه را ميکشي
هيچکدومشون بيگناه نبودن
نميتوني دست نگه داري.
اين کار را ول نميکني
بشين پشت ميزت
بعضي وقتها کارهايي ميکنيم که خودمون هم باور نميکنيم
برو تو اتاقت تيمي همين حالا
ميخواهي چکار کني؟
بستگي به خودت داره
اعتراف "فصل ششم"
ترجمه و زيرنويس behnam.vf
عاشق پسرتي مگه نه؟
البته
هر کاري براي پسرت ميکني؟
بله
براش ميميري؟
بله
ميدوني که , اگه تورو بکشم
نميتونم هيچ مدرکي باقي بذارم
خواهش ميکنم
خانواده من ربطي به اين موضوع ندارند
به من ثابت کن عاشق خانوادتي
چي؟
به من نشون بده لازم باشه براشون ميميري
منم اونها رو زنده ميذارم
از کجا بدونم سر حرفت ميموني؟
از هيچ کجا
مجبوري به من اعتماد کني
اما ميتونم بهت قول بدم اين تنها راه حل اين ماجراست
تو از اينجا رفتي قبل از اينکه من برسم
ازت ميخوام بري بالا وسايلت را جمع کني
خانوادت را برداري و تا ميتوني از اينجا دور بشي
هيچوفت هم اينجا برنگرد
فهميدي چي گفتم؟
فهميدي ؟
بله
گذاشتي زنده بمونه
بهت که گفتم
بعضي وقتها کارهايي ميکنيم که فکرش هم نميکرديم بتونيم
حالا چرا اونو تو همچين موقعيتي قرار دادي؟
چرا عين آدم آزادش نکردي؟
ميخواستم ببينم واقعا" جونشو براي خوانوادش فدا ميکنه يا نه؟
چرا واست اين موضوع مهمه؟
نميدونم
البته که ميدوني
تو قوانين را شکستي
به يه شاهد اجازه زنده بودن دادي آدمي که ميتونه شناساييت کنه
بايد دليل محکمي داشته باشي
تو تمام مقدمات کشتنش را فراهم کرده بودي
دليلش اون پسر بچه بود نه؟
نميخواستي پدرش رو ازش بگيري
No comments yet. Be the first to leave one.