In Treatment

In Treatment

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 2

Información de lanzamiento

In Treatment-S02E12-April Week Three
Comentario por blue august
Farzane:.:wWw.IMDb-Dl.CoM

Etiquetas

other
Publicado el: 2013-10-15
Descargas: 44
Para personas con discapacidad auditiva: Yes

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 172 líneas.

.اپریل"ـم"

میشه امروز یه کم زودتر بیام؟

تمام شب رو بیدار موندم که ...پایان نامه‌م رو تموم کنم

.و فکر هم نکنم تا ظهر تموم بشه

.البته ...میشه لطفاً

چند لحظه صبر کنی تا دفترم رو بیارم؟

.نه، مهم نیست .هفته‌ی بعد می‌بینمت

.اشکالی نداره کی می‌خواستی بیای؟

الان چطوره؟

.عیبی نداره

پس چند دقیقه دیگه می‌بینمت، خب؟

.ممنون که قبول کردی ببینیم

...تو راه دانشکده بودم که نظرم عوض شد و

.نمی‌دونم چرا ولی به جاش اومدم اینجا

...این

پروژه‌ی مهمیه که گفتی؟

اشکالی نداره یه نگاهی بهش بندازم؟

.نه، اگه به این چرندیات علاقه داری نگاه کن

.واقعاً قشنگه

...این قراره یادبود مرکز تجارت جهانی باشه

.مثلاً

منظورت از "مثلاً" چیه؟

...چون هر دانشجوی از خدا بی‌خبری

تو کشور یکی دیگه .هم از اینا می‌سازه

.متاسفم .خیلی عوضی‌ام

.به حرفم گوش نده - ...نه، به نظر من -

.به نظرم خیلیم قشنگه

...واقعاً

.با سلیقه ساخته شده

.خیلی قشنگه

.خیلی خسته‌م

این هفته رو خوب نخوابیدی؟

.نه، اصلاً

...با وجود داشتن اضطراب و سرطان

.نمیشه اوقات خوبی داشت

.این الان قرار بود جوک باشه

جالب بود؟ - .فکر نکنم -

.برای منم نبود

میشه... اشکالی نداره؟

.دیشب خیلی خسته شدم

.ساعت 2 صبح بود ...هیچی به ذهنم نمی‌رسید

دستام خیلی می‌لرزید، منم ترسیدم ...اگه زیادی روش کار کنم

.به همه‌جاش گند می‌زنم

.برای همین گذاشتمش تو جعبه

...ملافه‌ها رو عوض کردم

.شمع روشن کردم، موزیک گذاشتم

.انگار که سعی می‌کردم خودم رو اغوا کنم

بالاخره کی خوابت برد؟

.خوابم نبرد

...قلبم تند تند می‌زد و مثل این بود

نمی‌دونم، انگار که خون تو رگهام ...جریان نداشت، انگار یه چیز دیگه بود

.آتیش، یا زهر

...فقط... می‌خواستم

یه جوری خودمو باز کنم .و همه‌ی اون چیزا رو بریزم بیرون

.رگ دستمو بزنم یا سرمو از تنم جدا کنم

.اینکارو نمی‌کردم .نگران نباش

فقط دارم سعی می‌کنم .احساسم رو توصیف کنم

.انگار شب وحشتناکی بوده

.نمی‌تونم یه شب دیگه رو هم تحمل کنم

.عقلمو از دست میدم

...وقتی گفتی زهر تو رگهات جریان داشته

می‌تونم بگم اون لحظه به چی فکر کردم؟

.شیمی‌درمانی - .سرطان -

.دوتاش یکی ـه - .نه، نیست -

.دست خودته که شیمی‌درمانی نکنی

.تحت تاثیر قرار گرفتم

...دیشب همین فکر به ذهنم رسید

.و همش بهش فکر می‌کردم

.از همون بچگی این اتفاق برام می‌افتاد

تابستون قبل از رفتن به دبیرستان ...این آهنگ مدام تو سرم بود

.و نمی‌تونستم از خودم دورش کنم

.واقعاً فکر می‌کردم دارم دیوونه میشم

...فکر می‌کنی دیوونگی

چه حسی داره؟

...مثل سقوط به

.قهقرا

میشه دیگه درمورد دیوونگیم حرف نزنیم؟

دوست داری راجع به فکرایی که دیشب داشتی بهم بگی؟

همونی که نمی‌تونستی .از سرت بیرونش کنی

.می‌خواستم برم خونه

.واقعاً آرزو می‌کردم بتونم برم خونه

...و بعد فکر کردم

.تو نمی‌تونی بری خونه"

...خونه‌ـت خیلی وقت و خیلی راه"

".باهات فاصله داره

...و بعدش همینطور فکر می‌کردم

...خونه‌ـت خیلی وقت و"

.خیلی راه باهات فاصله داره"

خونه‌ـت خیلی وقت و خیلی راه" ".باهات فاصله داره

...و این خونه‌ای که

خونه‌ای که بهش فکر می‌کنی کجاست؟

یا بود؟

میشه یه کم بهم وقت بدی؟

...یعنی

میشه... باید یه ثانیه‌ای .چشمامو ببندم

.خیلی خسته‌م

ساعت چند ـه؟

.ساعت 8 - واقعاً؟ رد شده؟ -

.راستش 7 و 59 دقیقه‌ست

.عالیه

...میشه... میشه منو ساعت 8

بیدار کنی؟

.البته

.اپریل"، بیدار شو"

."بیدار شو "اپریل

.بیدار شو

ساعت چند ـه؟

ساعت 8

.خوبه

.تموم شد

این پروژه وقتش تا دیروز بود ...ولی استادم گفت

تا ساعت 8 صبح وقت داریم .تحویل بدیم

.زشت بود

.الان مثل اینکه بهتره

چرا این حرفو می‌زنی؟

.اصلاً خوب نبود

.ابعادش همش اشتباه بود

.به فضای منفی خیلی اتکا کردم

.الکی فقط نصبشون کردم

.نتونستم بلندپروازی کنم

...باید بگم که

خیلی سخته که ببینم .کار خودت رو خراب می‌کنی

.آره

.دیشب خوابم برد .فقط یادمه یه خوابی دیدم

بالای نمونه بودم، ولی به اندازه‌ی .واقعیش بود، و منم افتادم

تا حالا از این خوابا دیدی؟

کابوس سقوط؟

.البته

.من همیشه می‌بینم

و وقتی بیدار میشی چه حسی داری؟

.نمی‌دونم

قلبم تو سینه می‌کوبه ...و احساس می‌کنم

.حتی نمی‌دونم چطوری توصیفش کنم

.مثل یه شادی می‌مونه

پس، دوتا سقوط متفاوت به قهقرا داشتی؟

خب، سقوط چیزی ـه که ...ازش می‌ترسی

.و همزمان با اون، بهش حمله‌ور شدی

این یعنی چی؟

وقتی بیدار میشی ...سخت کار می‌کنی تا هرکسی و هرچیزی رو

.تحت کنترل خودت داشته باشی

...پس تو خوابهات

این حس در تو به‌وجود میاد ....که خودت رو بالاخره در سقوط پیدا می‌کنی

،همه‌چی رو آزاد می‌کنی ...می‌ذاری همه‌چی از دست بره

.چون این یه جورایی وهم توـه

چرا اینا رو بهم میگی؟ قراره کمکم کنه؟

.درصورتی کمکت می‌کنه که درست باشه ...اگه نباشه

.ولی الانم تو سرمه .تو فرو کردی تو سرم

.حالا مجبورم درموردش فکر کنم

.مثل اون فکرای دیشبی - چی؟ -

شروع به فکر کردن درمورد .چیزی کردی که نمی‌تونی متوقفش کنی

.افکارت دستخوش وسواس شدن

...این حرفو نزن. تو

تو اصلاً نمی‌دونی .از چی حرف می‌زنی

تا حالا تو مترویی بودی ...که دکلش بشکنه

...و یه نفر اونجا باشه

یه بچه‌ی خجالتی که ... شروع کنه بارها و بارها یه چیزی رو

،برای خودش تکرار کنه .مثل "7:15 خیابون 59اُم

".7:15 خیابون 59اُم" ...بارها و بارها، و بلندتر و بلندتر

...تا جایی که کلمات دیگه جوابگو نیستن

و اون شروع می‌کنه به زدن خودش ...و با خشونت رفتار می‌کنه

و بالاخره مجبور میشه تسلیم و آروم بشه؟

.به این میگن افکار وسواسی

.من فقط بهشون فکر می‌کنم

.درمورد برادرت حرف می‌زنی

متوجه شدم که تو دائماً سعی .می‌کنی چیزی رو حس کنی که اون حس می‌کنه

...خب، اون نمی‌تونه احساسش رو توصیف کنه، پس

به یکی نیاز داره .که اونو براش تفسیر کنه

...همدلی تو ."قابل تقدیر ـه "اپریل

...ولی انرژیت واقعاً می‌تونه تخلیه بشه

وقتی سعی می‌کنی احساسات یکی دیگه . رو به همون اندازه‌ی احساسات خودت، حس کنی

...شایدم

.به جای احساسات خودت

More Farsi Persian subtitles for In Treatment

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left