Las primeras 200 líneas.
ارائهای از تیم ترجمهی دیباموویز
به نام پروردگار و پسرش و روحالقدس. آمین
آمین
هانا
هانا
هانا
نه
خدا بهت فرمان میده
جسم هانا گریس رو ترک کن، شیطان
به همراه تمام قدرتهای شیطانی دشمن
به همراه تمام روحهای جهنمی
!بس کن
هانا، میدونم که اونجایی
باید مبارزه کنی، عزیزم
باهاش مبارزه کن، هانا
.باهاش مبارزه کن باهاش مبارزه کن، هانا
باید مبارزه کنی
عزیزم، منم
بابا - بابایی اینجاست، عزیزم -
بابا - عسلم. عزیزم -
بابا
باید مبارزه کنی
به نام پروردگار و پسرش
به نام روحالقدس
!هانا، بس کن
نه
دختر هرزهات مال منه
برای همیشه مال منه
منو ببخش
.مگ. سلام، منم لیسا الان با دکتر لوئیس صحبت کردم
،و گفت استخدامت میکنه پس شاید بتونی
.بعد از ظهر بیای اینجا خب، خداحافظ
هی
.به نظر استرس داری حالت خوبه؟
.مصاحبهی کاریه فکر کنم باید استرس داشته باشم
،خیلی خب. زود باش بیا بریم یه قهوه بخوریم
چیز خوبی میشه
صبح بعد از پایان شیفتمون به جلسات میریم
،منم سه طبقه بالاتر هستم ...پس اگه چیزی لازم داشتی
میدونی دیگه؟
به خاطرش ممنونم
.هنوز ازم تشکر نکن هنوز باید با دکتر لوئیس ملاقات کنی
هر کسی از پس این کار برنمیاد
فقط توی شش ماه گذشته سه تا دستیار شبکار به سردخونه اومدن و رفتن
به خاطر ساعات کاریش رفتن؟
نه، به خاطر اینکه یه کار تنهاییه و کسی قدرت رو نمیدونه
این بو. هیچوقت به این بو عادت نمیکنی
.من پلیس بودم کاملا به بوهای بد عادت دارم
لیسا اشاره کرد که مشکلاتی وجود داشتن
.بله. مشکلاتی وجود داشتن ولی الان خیلی بهترم
خب، بهم اطمینان داد که میتونی از پس این کار بیای
به نظرت میتونی از پسش بربیای؟
میتونم از پسش بربیام
حرکت به طبقهی پایین
اینجا بودن بعد از یه مدت روت اثر میذاره
یه ترسی تو وجود آدم میافته
،قبل از اینکه بفهمی تخیلاتشون گسترش پیدا میکنه
صداهایی میشنون و از تاریکی میترسن
من اینطوری نیستم
به اعتقاد من وقتی بمیری دیگه مردی و رفتی
تموم شد و رفت
خوبه
به سردخانه رسیدیم
شبها بدون کشیدن این کارت
نمیتونی وارد یا خارج بشی
،اگه گمش کنی حراست بیمارستان باید در رو برات باز کنه
از این کار خوشحال نمیشن
بیشتر چراغها سنسور دارن
بقیهاشون رو باید دستی روشن کنی
کلی پرونده هست
که باید وارد سیستم بشن
امیدوارم از وارد کردن اطلاعات بدت نیاد
نه، اصلا
،دستشویی مردانه اون ته هستش دستشویی زنانه اون ته هستش
و اون ته سمت چپ
کورهی سوزوندن جنازههاست
بخش ورودی
این بخش ورودی فقط واسه تحویل جسده
،جسد برای تحویل نباشه اجازهی دسترسی هم ندارن
موقع انجام وظیفه از ساختمون خارج نمیشی
استثنایی هم نداریم
به سردخانه رسیدیم
خب، جسد رو از بخش ورودی میاری بالا
،و به بخش تحویل میبری که اینجا میشه
عکس گرفته شد
اول یه عکس کلی از جسد میگیری و بعدش از هر بخش آسیب دیده
یه عکس از نمای نزدیک میگیری
عکس گرفته شد - خیلی خب، تو امتحان کن -
جمود نعشی باعث میشه گرفتن اثر انگشت جسد سخت بشه
اگه بند انگشت رو فشار بدی، باعث میشه انگشت
پهن بشه و کار باهاش راحتتر میشه
به آرومی حرکتش بده
در حال اسکن
این چیزه اثر انگشتها رو به بانک اطلاعاتی جنایی میفرسته
،سبز یعنی آمادهاس قرمز یعنی نیست
آره
...سبز
سبز یعنی آمادهاس
ممنون، مو - خواهش، دکتر -
شیفت فردا شب ساعت 11 شروع میشه
و تا 7 صبح ادامه پیدا میکنه
مشکلی باهاش داری؟ - به هیچ عنوان -
خب، به خاطر فرصتی که بهم دادین ممنون
قول میدم که ناامید نمیشین
به تیم خوش اومدی
ترجمه از آرمان اسدی و ناصر اسماعیلی
ممنون
هی، باید کارت شناساییم رو ببینی؟
اینجا کار میکنی؟
.توی سردخونه من مگان هستم
پس نه
سلام، من دیو هستم
مگان - از آشناییت خوشوقتم -
و میدونی، به شیفت شبانه خوش اومدی
ممنون
سردخانه
بخش ورودی
به بخش ورودی رسیدیم
تو کی هستی؟ لری کجاست؟
،نمیدونم لری کیه ولی من مگان هستم
سردخانه
همچین شغلی باید به شخصیتت بخوره تا بتونی تحملش کنی
...شخصا
من زیاد از آدمها خوشم نمیاد
از مردهاشون خوشم میاد
عکس گرفته شد
در حال اسکن
سبز یعنی آمادهاس
هی
خدا لعنتت کنه، دیو - شرمنده -
بامزه نبود
قصدی نداشتم
راستش فقط اومدم یه سری بهت بزنم
.گندش بزنن. حس خیلی بدی دارم منو میبخشی؟
دیگه دوباره این کار رو نمیکنم
واقعا اصلا بامزه نبود
هی
چرا بهم شلیک نکردی؟ - مگان، یه کاری بکن -
نمیدونم واقعا چی باعث شروعش میشه
فکر کنم خیلی چیزها
ولی هنوز کابوس اتفاقی که افتاد رو میبینم
!دستهات رو ببر بالا
...من فقط
...همونجا ایستادم
هیچ کاری نمیکنم
فقط سر جام میخکوب میشم و نمیتونم حرکت کنم
افسر تیر خورد. افسر تیر خورد
.چیزی نیست. گرفتمت گرفتمت
بعضیوقتها بدجور هوسشون رو میکنم
.مشروب و قرص بدجور دلم میخوادشون
مگان، ممنون که باهامون در میون گذاشتی
هی
فقط باقی وسایلم رو لازم دارم
،شیفتم تازه تموم شد ...ولی اگه موقع بدیه
نه. نه، بیا تو
واسه چی هنوز پیژامه پوشیدی؟
...اوه، من
.دیشب یه کار جدید شروع کردم یه کار شبانه
خیلی خوبه
چیکار میکنی؟
دستیار شیفت شب توی سردخونه
بهتر از چیزیه که به نظر میاد
آره، اساسا شبها تنهایی اونجا رو میگردونم
مطمئنی فکر خوبیه؟
اینکه در حال حاضر این همه مدت رو تنها باشی؟
راستش آره
باعث میشه شبها بیرون نرم
و کارهایی نکنم که صبحها از انجامشون پشیمون بشم
واسه لیسا جواب داده و به نظرش
ممکنه واسه منم جواب بده
لیسا؟ - حامیـم تو جلسات ترک الکل -
پرستار بیمارستانه
میگه کار کردن توی شیفت شب
باعث میشه از دردسر دور بمونه
،واسه همین وقتی واسه سردخونه استخدام میکردن منو پیشنهاد داد
آره، با اینحال تنهایی زیاد هیچوقت واسه کسی خوب نیست
این حرف رو کسی میزنه که از این خونه رفته
بهم حق انتخاب زیادی ندادی
.این حقیقت نداره، اندرو میدونی که حقیقت نداره
از کی تا حالا نگران حقیقتی؟
...نیومدم اینجا که
بهتره برم
بخش ورودی
به بخش ورودی رسیدیم
.کلیدم رو فراموش کردم میشه در رو باز کنی؟
تو اینجا کار نمیکنی
.معلومه که کار میکنم فقط بذار بیام تو
آقا، از در فاصله بگیرین - نه. نه. نه -
آقا - !بذار بیام تو -
.حراست رو خبر میکنم از در فاصله بگیر
سردخانه - !بذار بیام تو -
!بذار بیام تو
حراست
هی، یه مرد بیخانمان اومده بخش ورودی
.ممنون که خبر دادی آره، از این موردها زیاد داریم
خواهش
به بخش ورودی رسیدیم
جسد واسه تحویل آوردی؟ - سلام، آره -
تو تازهواردی
مگان - رندی -
No comments yet. Be the first to leave one.