Las primeras 200 líneas.
مامان داره برف مياد
دوباره داري رو تختت مي پري ، "ديلان" ؟
آره، برا اينکه داره برف مياد
بيا با من آدم برفي درست کن
اُه اين تو چيکار کردي تو ؟
عزيزم بيا اينجا
اُه خداي من
چي شده ؟ - اين برف خوب نيست -
چه باحال ، جمجمه مال من
! کي اين همه آشغال نگه مي داره ؟ اُه ووا، واو
توپ هاکي واشينگتن کاپيتال مال دهه ي هشتاده
اين کلاسيکه
قرباني مرده، چهل ساله
همين، همش همين و داري ؟
منظورم اينه که معمولاً هميشه يه ليست توضيحات ميدي که من حتي نمي فهمم
خيلي حواسم پرته - آره، شرط مي بندم با اين همه آشغالي که اينجاست همينطوره -
نه، اون نه
احتمالاً در مورد اون بقاياي ميان نسلي انساني
که تو جزيره مالوکو پيدا شده شنيدي
اُه، اين يکي و نشنيدم مايپوپوپووو کجاست ؟
مالوکو تو اندونزي
به هر حال ، اين مي تونه يه پيوند حياتي تو حلقه ي تکاملي باشه
مي تونه خيلي عظيم باشه اما اين آدم مُرده ي 40 سالمون چي ؟
شکستگي هاي واضح قبل از مرگ روي استخوان هاي شقيقه اي و آهيانه اي وجود داره
و همين طور روي درز تاجي - خب، پس زدن تو سرش درسته ؟ -
بيا بريم ببينيم چيزي که خورده تو سرش بالا هست يا نه ؟
و من اين توپ هاکي و نگه ميدارم خاصه
اُه سعي کردم مجبورش کنم آپارتمانشو تميز کنه
در و باز نمي کرد تلفنش و جواب نمي داد
احتمالاً تا الان تميز شده
بيشتر وسايلش از سوراخ کف زمين ريخته تو آپارتمان طبقه پايين
آره ، ميدوني چي عالي ميشد ؟
اگه اين خبر پخش نمي شد که مرفي تو اون آپارتمان مُرده
سخت تر ميشه اجارش داد
يه سوراخ بزرگ رو زمين هم کمتر خواستنيش ميکنه
اُه نه اين يکي از اون آدماست
کدوم آدما ؟ - محتکر-
اين يه عالم کوچيک انسان شناختي از زندگي اين مرده
شک دارم بتونيم تو اين همه آشغال يه مدرک به درد بخور پيدا کنيم
تمام اين آشغالا مدرکه بوث
خب، اين يه تيکه ي کوچيکي از بهشته
سوسک، کک، فضله موش، کود خفاش
يکي از اون آدما بوده - اُه آره-
ووا- اُوووه-
فکر کنم طبقه ي پايين با اجزاي اون مُرده خوشحال تر باشم
آه، کي مي تونه تو اين آشغال دوني با اين بوي تعفن زندگي کنه ؟ اون پنکه و روشن کن ميشه ؟
حس بويايي بعد از يه مدت از کار مي افته
بايد يه جور مکانيزم بقا بوده باشه
تو جزيره ي مالوکو يه کشف فوق العادست
بهتر از طبقه ي بالا ؟
طبقه ي بالا که نمي تونه مسئله ي شباهت هاي ميان نسلي در انقلاب انساني رو روشن کنه
حالا اين يارو حتماً مدتي خيلي زياديه که مُرده
شايد هم نه
هاجينز يه عالمه حشره و جونور پيدا کرده
اونا ممکنه گوشتش و خيلي سريع تميز کرده باشن
به هر حال، اين بقايا تو جزيره هاي
پيدا شدن که پيشنهاد ميکنن هومو فلورسلنيس ها ممکنه با هومو سيپين هاي اوليه آميزش کرده باشن
من با کميته ي سازمان دهيش در تماس بودم - واقعاً ؟-
اين نبايد باعث تعجبت بشه من يه انسان شناسم
که اين اواخر رو آدم کشي تمرکز داشته - اين اواخر-
هي، شما ها اون پايين
شايد بخوايد يه نگاه به اين بندازيد
بقاياي بيشتري پيدا کردين ؟
نه دقيقاً
هرچند، 36 تا قابلمه ي کلوچه پزي پيدا کرديم
شربت نداره ولي، خب، حالا چيه مگه ؟
هاجينز ؟- درسته-
آماده باشيد
دارم فکر ميکنم دليل مرگ يه ارتباطي به از دست دادن خون داشته باشه
بفرما ؛ يه جايي براي هر چيز و هر چيز هم سر جاش
جاي گوشت هاي اين يارو رو استخوان هاشه
نه تو شکم حشره اي هزار تا کرم
سوابق دنداني تاييد ميکنه
که اين بقايا مربوط به تيموتي دنيل مرفي ،48 سالس
ببخشيد اما من يه ذره هيجان زدم
يه علاقه ي خاصي به محتکرا داري ؟
اُه خدايا نه يه جورايي حالت تهوع بهم دست ميده به اونا فکر ميکنم
اما من کنترل فوق العاده اي روي واکنش هاي دهانم دارم
دو تا مجموعه از زخم هاي موازي شکافي روي استخوان شقيقه و آهيانه وجود داره
که با حمله توسط يه جور تيغ تطابق داره
پس در اثر اين چاک خوردگي ها مُرده اين اون همه خون و توجيه ميکنه
در مورد من حرف نمي زديم ؟ - هميشه اينطوري به نظر مياد -
فقط
موضوع اينه که قبول کردن که من برم جزاير مالوکو
! اُه شنواييمون و داريم از دست ميديم خانم ويک
اين خبر عاليه
واو، اين خيلي خالصانه به نظر نميومد
اگه به خاطر اون توصيه نامه اي که برام نوشتين نبود قبول نميشدم
من اصلاً خبر نداشتم که اون توصيه نامه براي پروژه ي مالوکو بوده
اما بود، اين فوق العادست
ممکنه تو موارد پژوهشي ارجاع داده بشم
اُه ديزي، ديگه اون صدا رو در نيار
چاک خوردگي نشون دهنده ي جنايت احساسيه
روي بقيه استخوان ها اثري از تيغ نبود ؟
دکتر برنن ؟
بله، واقعاً خانم ويک خيلي خوش شانسه
تيم انسان شناسي مالوکو
مي تونه براي سالها روي تفکرات علمي تاثير بزاره
شايد بتونيم از مالوکو برگرديم و رو پروندمون تمرکز کنيم
ترس از دور ريزي
اون چيه ؟
يه مفهوم روانپزشکي براي کسايه که احتکار ميکنن
اين عکسها نشون دهنده ي اينه که قرباني يه محتکر سطح پنج بوده
پنج از 10 ؟- نه از پنج-
خب، معمولاً مقياس و ده ميگيرن
خب، بايد از ده باشه
درسته، اما سطح پنج خيلي شديده
اگه تو رو سطح يک شناسايي کنيم
من ؟- آره-
من دفترت و ديدم آپارتمانت و ديدم
تو به چيزا دل ميبندي
من به چيزي دل نمي بندم،باشه ؟
من يه چيزايي رو جمع ميکنم ، خب ؟ اين خيلي فرق ميکنه
باشه
سطح پنج ترس از دور ريزي مي تونه همينطور برون هراس هم باشه
که روابطش و در دنياي بيروني محدود ميکنه
تو با مجموعه ي خيلي کوچيکي از مظنون ها سر و کار خواهي داشت
چرا به اون سرباز خيره شدي ؟
اون سرباز نيست يه سرهنگ تمام تو تکاورهاي آمريکاست
و ميدوني چيه ؟ اون به من خيره شده ؟
اميدوارم که اين تصادفي باشه
قطعاً اينطور نيست سرگروهبان
نه، سرگروهبان نه مامور وِيژه اف.بي.آي سيلي بوث
چرا تو رو فرستادن ؟
گفتن با من حرف ميزني تا اينجا که خوب پيش رفتيم
من با تو حرف نمي زنم اين منم که با تو حرف نمي زنم
ما داريم هر روز آدمامون و از دست ميديم
آدمايي که اگه شما آموزششون داده بودي مجبور نبودم بميرن کشورتون
ووا، نه، نه
اون کلمه رو نگو
من به کشورم خدمت کردم سرهنگ
اون يارو کيه ؟
يه لطفي بهم بکن ها ؟ برگرد برو تو آپارتمان مقتول
ببين مي توني تو اون آشغالاش يه مدارک روانشناسي پيدا کني ؟ باشه ؟
آهاي ؟
سلام
تو رو ببين شبيه دانشمندا شدي
آره، بهم لباسي ندادن که اندازم باشه
راستش و بخواي يه جورايي تو چيزم واو
اون عکسا دروغ نمي گفتن- نه-
چيزي پيدا کردي که به قاتل اشاره کنه ؟
نه، مگه اين که قصدش اين بوده باشه که از احتکار اين محتکر احتکار کنه
خب، ممکنه يه چيز ارزشمندي تو همه ي اينا وجود داشته
فکر ميکني کسي واقعاً سعي کرده چيزي ببره ؟
اصلاً از کجا مي دونسته دنبال چي بگرده
اُه، اُه من الان مار ديدم ؟
تامنوفيس سيرتاليس مارگارتره چيزي نيست
ما تو طبقه ي سوميم ، مار چطوري اينجا پيداش شده ؟
احتمالاً دنبال، خفاشا و موشا و موش خرما ها و سنجاب ها و کک ها اومده
آسيب بسيار زياد موريانه اي هم وجود داره
که توجيه مي کنه چرا کل زمين افتاده رو آپارتمان طبقه ي پايين
چهار، پنج شش تا پنکه و همه جاي آپارتمان هم خوشبو کننده گذاشته
پس ، ظاهراً همسايه ها شکايت کرده بودن
آره، مظنون ها منظورم اينه که اگه تو همسايش بودي اين و نمي کشتي ؟
ووا، ديزي گفت که قرباني توسط يه تيغ کشته شده بوده
در اثر خونريزي مُرده اين مي تونه آلت قتالمون باشه
آره، خب مي توني بزاريش اون جا پيش بقيشون
اُه
خب، ممکنه همه ي اينا افتاده باشه روش تصادفي بوده
آه، نه،نه اين پخش شدگي خون و توجيه نمي کنه
اين خيلي سخت خواهد بود
چون هر طرفي و که نگاه ميکني يه اسلحه هست
چي شده ؟
اون برگشته- کي برگشته ؟-
پدر انجلا
من اون پايين ديدمش مي دونم باور نميکني اما ديدمش
نه، کاملاً باور ميکنم
اون يارو استخوان گربه ي سياه تو جيب پشتيش با خودش اين ور اون ور ميبره
اُه خدايا کمکم کن
آره، البته که شکايت داشتم
نه فقط از طبقه ي خودش از کل ساختمون
از آدمايي که تو خيابون رد ميشدن- چرا ننداختيش بيرون ؟-
اُه من هي سعي کردم و سعي کردم و سعي کردم
ببين، اخطار تخليه براي آسيب زدن به طبع،سلامتي، بهداشت و آسيب به ساختمون
اينا احضاريست و يه شکايت نامه
که جفتش و آقاي مرفي ناديده گرفت
و چندين درخواست به سازمان بهداشت
که شامل، قارچ و کپک و کرم پنير و آفت ميشه
و تو اون آپارتمان مار هست مامور بوث ! مار
چرا نمي تونستي سيستم گرمايشيش و خاموش کني ؟
آره، چون اين غير قانوني بود مي تونست ازم شکايت کنه
تمام اين چيزا حتماً تو رو خيلي در مونده کرده بوده
آره، مي دونم که فکر ميکنين من مورفي و کشتم که آپارتمان و پس بگيرم
خب، اين ساختمان اجارش کنترل شدست
مي تونستي بندازيش بيرون و از مستاجر جديدت دو برابر بگيري
يا بهتر چهار برابر اما من نکشتمش
من از کانال هاي درست وارد شدم که شما اينجا مي بينيد
ببينيد، اينا احضاريه هاي دادگاه که آقاي مورفي ناديده گرفت
آخريش سه روز پيش پرشده
خيلي آماده اومدي
آره، خب بايد پول اون سقفي که ريخته رو بدم
نمي تونم هم از پس هزينه اون بر بيام هم وکيل
سلام
هي، بونز، تو اينجا چيکار ميکني ؟
تو خواستي من بيام اينجا که يادداشتامون و در مورد قتل بررسي کنيم
درسته، آره
اون سرباز کي بود ؟
آه، فقط يکي از دوستاي قديميم تو ارتش
به نظر که شبيه دوستا نمي اومدين - يهويي مي توني اين چيزا رو هم تشخيص بدي ؟ -
خب، تو به من ياد دادي که روابط انساني و بهتر مشاهده کنم
No comments yet. Be the first to leave one.