Las primeras 200 líneas.
زمان زیادی میگذره که تو منو ندیدی
اره؛ از وقتی کتی مرد دیگه ندیدمت
من بخاطر تو ول نکردم برم
خب؛ من کتی رو کشتم و بعدش تو رفتی
خب اره ... اره فکر کنم همونکارو کردی
یه حفره تو ستون فقراتم دارم؟
شانس کمی ـه ولی
اگه عملش کنیم ممکنه توی راه رفتن ـت تاثیر بگذاره
بسیارخب اره.. اره
اره؟ لیام... داری از تب میسوزی داری میسوزی
فکر کنم دنده ات رگ بین دنده ایتو سوراخ کرده
این تمیز نیست و زیاد هم دووم نمیاره
ولی ازت میخوام... ازت میخوام که اینو فشارش بدی
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
خدای من ؛ میدونم درسته؟؟
خیلی وقت بود بیرون نیومده بودم
نصف بطری تکیلا رو برگردوندم
باشه ؛ پس
مراقب باش.. علامت رو ببین
هی مک سلام
شنیدم امروز برگشتی
اره ـ اره
راستی؛ چطور میتونی تو همچین جایی غذا بخوری؟
اره خب بهتره گرسنه بودن من رو نبینی مک
بیخیال روبه راهی؟
اگه مردم دیگه ازم نپرسن که خوبم یا نه
اون موقع رو به راهم ـ بلند و واضح دریافت شد رییس
خوبه که برگشتی
خب اون از لبه ی پل پرت شده پایین
و توی تور گیر افتاده؟؟ شاهدی هست؟
اون یارو زنگ زد
به یه حوض پر از خون برخورد کرده پس فکر میکنم مقتول
چندساعتی میشه که مرده
راجع به کرونر جدید بهم بگو
....خب
اون جنی نمیشه
واسه شماره سه چی نوشتی؟
ایلای خوشش نمیاد تقلب کنی
اگه تقلب کنم از کجا قراره بفهمه؟؟
ـ تو بهش گفتی ـ خودش حدس زد
جواب هات دقیقا شبیه به مال من بودن
تو یه متقلب افتضاحی
من همیشه نفر برتر کلاس ـم بودم واسه همین دلیلی نداشتم تقلب کنم
این کصشره
صبح بخیر به همگی
بیاین کاغذ هاتونو چک کنم
دکتر تامپسون
دنیس... عالیه
ریور
من عصبانی نیستم
من فقط
نا امید شدم....
ـ دلم برای دکتر کوپر تنگ شده ـساکت باش.. ساکت باش
بله.. الان دارم یه نگاهی بهش میندازم
کبودی روی مچ ها ؛ بازو
کوفتگی هم هست
ولی جمجمه و مغز سالم موندن
شاید بی هوشش کرده ولی باعث مرگش نشده
شاید اون وقتی افتاد توی تور پرنده
سرش به نرده خورده؟
پس اون دو سوم خون ـش رو وقتی
از اونجا اویزون بود از دست داده؟؟ ـ آره
داخل چشم های قربانی هم رنگ پریده ست
اون از خونریزی مرده
ولی چطور؟
هی جنی
ـصبح بخیر جنی ـ سلام تایلر
اینا واسه فروشگاه ـن
پس من میتونم حسابی از این مهارت کشاورزیت
پول به جیب بزنم هاه؟ ـ این فقط علم ـه
هی راستی بچه ات به فروشگاه زنگ زد
اوه تماس های هفتگی مون رو فراموش کردم
اره.. این چیزی بود که اون گفت
فکر کردم بهتر باشه بیام چک کنم
هنوز توسط خرس ها خورده نشدین
متاسفم؛ولی اون همه راه رو کوبوندی اومدی اینجا
که اونو بهم بگی؟؟ ـ نه
دارم دنبال جورج میگردم
موهاش بلنده؛ نوجوونه ـ نه
امروز بازی بزرگ اژدها و لونه هاست
هیلی... اون یه جور بازی نقش افرینیه؟؟
بعد از ضربه مغزیش اون واقعا از این چیزا خوشش اومده
به اندازه مبارزات ام ام ای جذابه ولی به یه صورت دیگه
فهمیدم
هی بچه ها اشکالی نداره به تپه ی سل رسپشن برم
فقط برم ببینم میتونم به راس زنگ بزنم
البته! زمین ما زمین تو هم هست
سوپرایز شدم هنوز بعد ازامروز صبح بیداری
هی .. دارم میبینمت
اگه سرت بهت وصل نبود حتما اون هم فراموش میکردی
اونو ننه ام همیشه میگفت
ـ اولین روز برگشتنت چطوره؟
منو میپای؟
حمله و جراحی منو نکشتن
پس اینا حتما منو قوی تر کردن
فکر نمیکنم اونطوریا باشه
بهت قول میدم
دست هیچکس دیگه بهم نمیرسه
از چیزی که میگی خوشم نمیاد
تو هنوز باید ازخودت مراقبت کنی
مخصوصا زمانی که من اینجا نیستم. مثل نقاشی نیست که
که بوم رو پرت کنی اونور و از اول شروع کنی
باشه
بیا.... اینم دارو های ضد التهابت
سپاس
هی
....تو ادمو یه طور غافلگیر میکنی که..
کل زندگیم رو اوردی جلوی چشمم ؛ مک
شرط میبندم خیلی افسرده کننده ست
میدونی چیه؛ شاید بهتر باشه من تا کالبدشکافی برونم
هنوز یادمه چطور رانندگی کنم
بسیارخب
..... اینا بنظر
زخم های جراحی ـین که تازه انجام شده
شاید از اینجا خونریزی کرده
بنظر نمیرسه زخمش باز شده
ولی برای مطمعن شدن باید
بافت زیرپوستی ـشو چک کنم ـ سلام.. دنیس.. ریور
کاراگاه مکووی خوش برگشتین
ـاین چیه؟؟ ـ شما باید دکتر ایلای تامپسون باشین
من کاراگاه دانوان مکووی هستم از بخش جنایی
هم کاراگاه جنایی هستی و هم کالبدشکاف؟
.خیر
پس چرا توی اتاق کالبدشکافی ـم هستی؟
چیزی که از مقتول پیدا کردین رو میخوام
تو توی قلمرو ی منی
تو بگو چیا داری
مقتول کالین هاعه
شوهرش دیشب گمشدن ـش رو گزارش داد
چیز مشکوکی پیدا کردین؟
اون خونریزی کرده و رد کبودی هست
کبودی های تازه ای از روی بازوی متوفی پیدا کردیم
ولی کبودی های قدیمی تری هم هست
داریم راجع به سواستفاده ی بلند مدت حرف میزنیم؟
بسیار خب میشه بزارین کارمون رو تمام کنیم؟
دکتر ایا این کبودی ها میتونن با سواستفاده ی بلند مدت ارتباطی داشته باشن؟؟
.همیشه کار شوهرست
این چیزیه که ادمای شما میگن؟
واسه همینه که من شوهر نمیکنم
حالا دارین افراد من هم ناراحت میکنین
بیرون
ـ بهت که گفتم ـباشه
بله ؛ برو به بقیه هم بگو
! دنیس
فرم ها کجان؟
نمیتونم صبر کنم تا جنی برگرده
سلام مامان مرخصی ـت هنوز تمام نشده؟
باشه . صبرکن
خب من تا زمانیکه بتونم کدو و هویج هام و
برداشت کنم اینجا میمونم
اوه پس الان منتظر برداشت ـتی؟
این یخورده عجیبه
فقط بهم نگو همین الان هم یه تیکه کاه
از دهنت آویزونه
... هی میدونی چیه؛ من
کود دهی هم خودم انجام میدم
میدونی چقدر تبدیل ضایعات
به یه چیز با ارزش چقدر سخته؟
ازتون ممنونم کرم های کوچولوی قرمز پیچ پیچی
خوشحال بنظر میرسی مامان
تو چطوری؟
خوبم؛ فقط یخورده عجیبه چون من یجورایی...
من یه جورایی حس میکنم یه نفر سوم
توی یه ماه عسل هشتاد سالم
تو که نمیدونی معنی اون چیه
این یعنی اگه زود نیای خونه من اینجا رو ترک میکنم
عزیزم .. من فقط
میدونی؛من به زمان بیشتری نیاز دارم
... من فقط
من فقط میخوام تا زمانیکه مطمعن بشم
هرکسی که عاشقشم نمیمیره یا نمیخواد ول کنه بره
اینجا بمونم.... میدونی
من.. فقط این که دارم هرروز سرش کار میکنم
ببخشید صدا قطع و وصل میشه
چی گفتی؟ ـ عزیزم میتونی صدای منو بشنوی؟
چی؟؟ نم..ـتونم
. راس
گندش بزنن
بسیار خب پس شما جورج رو پیدا کردین
اسمتون لطفا؟
جنی کوپر
من توی ایربی ان بیه فینچر زندگی میکنم
اوه اره.. همین اطراف دیدمتون
شغلتون ؛ خانم کوپر؟
گیاه شناس
وقتی پیداش کردی کس دیگه ای هم این اطراف دیدی؟
نه
به جسد که دست نزدی ؛ مگه نه؟
ـ نه ـ نه.. خوبه
خب .. در حال حاضر کارمون تموم شد ممنونم
قبل از اینکه بگین غرق شده مطمعن شین
آسیب شناس ریه ها رو خالی کنه
هی جنی بله
لیام؛داری از تب میسوزی
اوه خدا
عاشقتم
جورج
داری چکار میکنی
بیخیال
من زنم رو نکشتم
No comments yet. Be the first to leave one.