Las primeras 200 líneas.
"براساس يک داستان واقعي"
..اهم
......."سم" و "درو"
خيلي چيزا هست که مي خوام بهتون ياد بدم
يه عالمه نصيحت که هر پدري به پسراش ميکنه
اما اگه قراره فقط يه چيز بهتون بگم
...اينو ميگم
.که دوستتون دارم
شوهرم
پدر دو پسرم
عشق زندگيم
.در روز کريسمس مرد
.دو سال بود که مريض بود
شما اون زير چکار ميکنين؟
.بياين اينجا
.بياين اينجا .خيلي دوستتون دارم
همه چي درست ميشه، باشه؟
زمين به چرخشش ادامه ميده
و زندگي در اطراف ما ادامه پيدا کرد
.انگاري هيچي عوض نشده بود
... اما براي ما
.همه چي عوض شده بود
:همش از خودم مي پرسم اون کجا رفته؟
نمي تونستم نبودنش
.رو در عمق وجودم باور کنم
...مي خوام بدونم اون کجا رفته؟
توي خونه ي خودم .احساس گمشدگي و تنهايي مي کنم
.اين از اونچه که به نظر مياد سخت تره
.آخ
چي؟
.فقط شوخي کردم
.خيلي خوب داري انجامش ميدي
.بدجنس
.منو ترسوندي
.ممنونم که ازم مراقبت ميکني
.ممنونم که گذاشتي ازت مراقبت کنم
هلو؟
.نمي تونم روز کريستمس بميرم
.تو وقتي ميري که فرا خونده بشي
.اما فکر نکنم که اون امروز باشه
باشه؟
."سال نو مبارک "پتي
داري واسه ي سفرت آماده ميشي؟
.اوه، آره. قراره سفر عالي باشه
جينا" حالت چطوره؟"
دلمون ميخواد که تو و پسرا
براي شام پيش ما بياين، باشه؟
.ممنون
.بياين پسرا
.خانواده ي "کل" صبحتون بخير
.فقط دلم ميخواد مردم دست از اينکار بردارن
.اونها بهت علاقه دارن
.اونها فقط نميدونن چکار ديگه اي از دستشون برمياد
....ميدونم و اون ...خيلي هم ممنونم. فقط
جاي "پتي" کسي رو پيدا کردي؟
.نه، هنوز نه
.خب، داشتم فکر مي کردم که واسه ي کار درخواست بدم
سرم شلوغ باشه خيلي بهتره
.و اگه پسرا بهم احتياج داشته باشن، پيششون هستم
.تو واسه ي اينکار عالي هستي
.راستش خوش شانسيم که اينجا کار کني
.خيله خب، پسرا بياين بريم
.خداحافظ، پسرا
.عجله کنين مستقيم برين کلاساتون
چطوري ممکنه که دير کرده باشم؟
.فقط زنگ ساعت رو دو بار خاموش کردم
و قهوه ي آماده درست کردم
.که مزه ي مداد شمعي قهوه اي ميداد
.متاسفم
چه کمکي مي تونم بکنم؟
.لطفا بهم يه کاري بده که انجام بدم
.تا ديگه انقده حس نکنم بيفايده ام
.اوه، تو تا حالا هم خيلي کار انجام دادي
اوه، مي دوني چيه؟
.يه کاري هست که ميتوني بکني
.مي خوام ديگه برام غذا نفرستن
نمي تونم يه روز ديگه به اون جعبه ي .سردکن قرمز روي ايوانم نگاه کنم
ميتونم يه اس ام اس بفرستم
يه پست توي فيس بوک و توييتر بذارم
.قبل از اينکه حتي بتوني جلومو بگيري
.ممنون
. فقط ميخوام واسه ي پسرا آشپزي کنم
.ميخوام اوضاع تا اونجايي که ميشه عادي باشه
.البته که اينطوري ميخواي
.اونها خيلي شجاع هستن
.لطفا گريه نکن
.گريه نمي کنم .نمي تونم گريه کنم
.بخاطر کمبود کافئين بدنم آب نداره
.بيا بريم قهوه بگيريم
.آره، فکر خوبيه
."بعدا مي بينمت "پتي
.خداحافظ
.خداحافظ
.درس اول
.هميشه حقيقت رو بگين
.يه مرد صادق باشين
.بذارين رو حرفتون حساب کنن
.گفتن حقيقت هميشه آسون نيست
اما به مرور زمان
مي فهمين که اين تنها راهيه
.که زندگي شاد و آرومي داشته باشين
.همه ي کارها براساس اين تقويم اصلي انجام ميشه
قرمز واسه ي تعطيلات مليه
سبز واسه ي تعطيلات مذهبيه
زرد واسه ي روزهاي نيمه تعطيل و مشاوره معلم هاست
.و سفيد واسه ي انجمن مدرسه است
که بعد هر کردومشون معلم ليست حضار رو ميفرسته کسايي که اومدن
اونها ليستشون رو مي فرستن تا بدوني کي غايب بوده
.و تو اينجا.... ثبتشون مي کني
هميشه دوست دارم، کمي صبر کنم
.مبادا بچه اي دير بکنه
مي بيني که منظورم چيه؟
.اون "مايکل اسپن"ـه
.کتي" هنوز توي بيمارستانه"
بيمارستانه؟
.اون در خاکسپاري "مت" بود
.اونها دوستاي قديمي زمان مدرسه بودن
.اون موقع که حالش خوب بود
خب، اون هفته ي قبل به خاطر سردرد
.به بيمارستان رفته
يه سردرد؟
.آره! مطمئنم که خيلي زود مياد بيرون
.منظورم اينه که اون جوون و سالمه
چه اتفاقي مي تونه بيفته؟
....خيلي متاسفم. اون حرفم
.مسئله اي نيس
.حق باتويه. مطمئنم که حالش خوب ميشه
هيچکي گرسنه نيس؟
.دلم واسه ي بابا تنگ شده
.منم همينطور
.منم همينطور
ميدونين چي اين شام رو خيلي خوشمزه تر ميکنه؟
.يه چند تا مارشمالوي گنده
چرا شما بچه ها اينجا نمي مونين
تا من برم زيرزمين
.و ببينم چيزي داريم
.با آُسانسور ميرم
.دينگ-دانگ
....مم-مم
نه، مارشمالو مون تموم شده
اما واسه ي پسر کوچولوهايي که شامشون رو بخورن
.بستني داريم
سلام؟
سرت شلوغه؟
."سلام، "کالين
.نه، نه، فقط وسط شام هستيم
شنيدي چه اتفاقي افتاده؟
چي رو شنيدم؟
.مربوط به "کتي اسپن"ـه
بچه ها غذاتون رو تموم کنين، باشه؟
.واسه ي بستني برمي گردم
چه اتفاقي افتاده؟
.اون... مرده
"دوست قديمي و عزيز "مت
"کتي اسپن"
بعد از سه هفته تشخيص بيماري
.سه تا بچه ي بي مادر از خودش بجا گذاشت
تو خوبي، پسر؟
نه، پدر .خوب نيستم
.خوب ميشي
فقط حس ميکنم .يه چيزي رو اينجا فراموش کردم
.يه کاري هست که بايد انجام بدم
.همه کارا انجام شده
.چيزي نيس که نگرانش باشي
...ما فقط
بايد کفشاتو پات کنيم
و تو بچه ها رو به کليسا ببريم، باشه؟
.من طبقه پايينم
.اولش نميتونستم گريه کنم
..بي حس و
خسته و تهي بودم
.زندگيم تمام چيزايي بود که آرزشون رو داشتم
:تمام چيزايي که روي حلقه ي ازدواجمون حک شده بود
."زندگي، عشق، خنده"
.وهمه ي اون به خاطر "کتي" بود
چطور ميتونم بدون اون ادامه بدم؟
خبر رنج يه خانواده ي ديگه
که خيلي بهمون نزديک بودن
.من رو به دوران تاريک برگردوند
.همش به "مايکل اسپن" فکر مي کردم
.و اينکه چه شوکي بايد بهش وارد شده باشه
.حداقل من وقت داشتم که آماده بشم
،احساس کردم که لازمه در مراسم خاکسپاري شرکت کنم
.تا يه کمکي کرده باشم
.انگاري سرنوشت ما رو به سمت هم مي کشوند
.مجبور نيستي اينجا باشي
.مردم درک مي کنن
."صبح بخير "مايکل
تو خوبي؟
.آره. خوبم
.ما همه برات دعا ميکنيم
دعا دقيقا چطوري کار ميکنه؟
منظورت چيه؟
.من واسه ي خوب شدن "کتي" خيلي سخت دعا کردم
اما چه اتفاقي افتاد؟
منظورم اينه که به اندازه ي کافي دعا نکردم؟
مسئله اينه؟
شايد اگه بهتر دعا مي کردم
مي تونستم نظر خدا رو عوض کنم
.و "کتي" نمي مرد
No comments yet. Be the first to leave one.