Las primeras 200 líneas.
::.تقديم به تمامي پارسي زبانان درسراسر دنيا.:: ::.پسرعمه.::
یک زمانی
وقتی که چمن زار و جویبار و بیشه
زمین و هر منظره معمولی
در نظر من
از نوری آسمانی پوشیده بود
عظمت و شکوه یک رویا
متعلق به زمان حال نبود بلکه به مدتهای خیلی دوری برمیگشت
مرا به هرجا ممکن بود میچرخاند
در شب یا روز
الان دیگه نمیتوانم بیشتر از آنچه که دیده ام را ببینم
سلام
چی شده؟
،،،هیچی
به سرم زد
صبح بخیر خانم مانتل
بشینید
از جلو لطفاً ابیگیل
طبق مقررات مدرسه همانطور که خیلی خوب میدونید
دامنها نباید بیشتر از دو اینچ
از زمین فاصله داشته باشه وقتی که زانو زدید
بلند شو
واینها طبق مقررات نیست
دست از مسخره بازی بردارید
من تورو هیچ جا نمیبرم ابیگیل مورتیمر
ها ها ها
یک تخم مرغ نمونه است
هم هسته داره هم غشاء
اوه
وقتی که زرده تخم مرغ کامل بشه توده کیسه ای اون پاره میشه
اگه که رگ خونی از روش عبور کرده باشه
ممکنه که یک قطره کوچک خون روی زرده
از فولیکول آزاد بشه
این امر باعث میشه که لکه های خونی بیشتری در تخم مرغ دیده بشه
آقای هاپکینز اول تخم مرغ درست شده یاه خود مرغ؟
تخم مرغ هنوزبرای علم یک معماست
اون خیلی پیچیده است
یک نقطه کوچولوی زندگیه
اون همه این کارهای اینطوری رو دوست داره
ها ها ها
ببینش مثل راه رفتن هول هولکی میون قفسه ها
من کند میدوم
ها ها ها
ها ها ها
چی توی اینه؟
من ازاین برای رنگ موهاتون استفاده میکنم
باید قبلاً بهت میگفتم؟
نه من اینطوری فکر نمیکنم خانم لامونت
بی خیال من اینو میلیونها بار شنیده ام
ممنون ابی
تو یک فرشته ای
فقط ببینید
هرچی دیده میشه رو تصور کنید
پوسته درخت بلوط
. بیا هر سال تو یه روز خاص بریم زیرش
برای باقی زندگیمون
ماه خوشحالی میکنه
موقعی که آسمان صافه اطرافش رو ببین
آبها در یک شب پر ستاره
قشنگن
و زیبا
زمانی بود وقتی که چمن زار و جویبار و بیشه
زمین و هر منظره معمولی
از نظر من
با نوری آسمانی پوشیده بود
شکوه و لطافت یک رویا
متعلق به زمان حال نیود بلکه به زمانهای خیلی دور بر میگشت
منو به هرجا که میخواست میچرخاند
در شب یا روز
الان دیگه نمیتوانم بیشتر از آنچه که دیده ام را ببینم
رنگین کمان میاد و میره
و رز دوست داشتنیه
ماه خوشحالی میکنه
اطرافش رو ببین وقتی که آسمان صافه
آبها در یک شب پر ستاره
زیبا و لطیف هستند
سعی نکن خیلی احساساتی بشی
طلوع افتاب یک تولد غرورآمیزه
اما هنوز میدونم هرجائی برم
افتخاری از گذشته زمین رو داره
کافیه
وقتی همش رفت داخل
اون یکی زبونه رو هم بکش
بعد هردوتاشو بکش بیرون
سئوالی نیست؟
هموطور که میدونی من باکره ام
خوب؟
باکره میتونی ازش استفاده کنی
در هر حال
بیا وضعیت تو رو روبراه کنیم میتونیم؟
،،،اوه ادم ساده
تو اونو از دست دادی ابی اینطور نیست؟
توی یک ماشین من چی میتونم بگم؟
من درک نمیکنم
چشماتو ببند لباتو ببوس
بالاخره یکجائی تورو گیر میاندازه
ابی؟
به خاطر همینه که تو تهوع داری
،،،،ولی
نمیتونم باشم
اون زود بیرون کشید
گفت که این یک کار کاملاً کاتولیکی بود
آره ما میله زنگوله رو میشناسیم
معذرت میخوام اینا قوانین من نیستند
به هیچکس نگو
اما فکر میکنم من آبستنم
مردم وحشی شدن
خوب،،یک مدتیه پیدات نیست ابی
سرم شلوغه کنت نورکان
اونجا رو ببین
نوبت توئه که بری سراغ ماشین لباسشوئی
آره آره صورت مسخره
اون شلوار گشادت رو زیرو ورو نکن
یالا
،،ابی
منظورت اینه که
یک مقدار از لباسارو
از سبد لباسشوئی انداختی بیرون؟
بسه خیلی خوب
من یک تخم مرغ بودم
حالا من یک تخم مرغ درست میکنم
در حقیقت ما همه مون از تخم مرغ خودمون به دنیا اومدیم
من احساس خیل نکبتی دارم
آبستنی برات خوب نیست
به مامانهامون نگاه کن
تو همیشه این حس رو برای مامانت داشتی اینطور نیست؟
من؟
مورتی،،اون همیشه این حس رو برام داشته
از همون روزی که تصورش میکردم
جین و میله بافتنی
اره
من قطعاً بزرگترم اونا منو میکشن
،،،اوه
تو تغییر کردی
ما وعده تورو گرفته بودیم؟
یکم مهربونتر باش صورت مسخره
نمیخوام مهربون باشم
اوه قشنگه
همه چیز زنده است
به خاطر لطف زمین
همه چیز مرده است به خاطر ماه
هان؟
میدونی من ابستنم؟
اون به همه گفته
تو توی دردسر افتادی؟- کنت-
بیاین یک شعبده بازی بکنیم
با یک "ک" برای باطل کردنش
من میتونستم جادوگری کنم
راست میگی،،هیچوقت هم کاری از دستت براومده؟
میدونم خیلی از مردم فکر میکنند که این کار بدیه
اما همه کارهای اسرارآمیز در حقیقت یعنی مخفی کاری
اوه
روی اغلب کارهای سودمند
،،،یک کوچولو از
ورزش شدید میتونه تورو از دست اون خلاص کنه
بیا بریم برقصیم
راست میگی،،کجا؟
خیلی دور نیست
یالا
اوه میخوامت یالا
یالا بکنش تو من
یالا بکنش تو من
یالا آه
یالا
این موقعیت تورو خیلی غیر قابل پیش بینی کرده
معذرت میخوام
نمیدونم چه اتفاقی برام افتاده
،،،این فقط،،تو
،،،تو همه چی رو میدونی و
ودرست برعکس
این واقعاً بی منظور بود
آه،،این کنته
اون طبق قوانین عشق رفتار میکنه
میدونی که عشق آزاد
و تو در باره موقعیت خودت با سوزان صحبت کردی
میخواستم به اون صورت کوچولوی بیگناه شوک وارد کنم
فکر کنم خودمو خیس کردم
اوه شاید اونو انداختیش
نه این فقط یک ذره از،،،میدونی که
اون گفت به قول فرانسوی ها اورگاسم یک مرگ کوچولوئه
این همون چیز دوست داشتنیه
وقتی که یک پسر کرده توی تو وتوهم محکم اونو گرفتیش
مثل اینه که همه بدی های تو ازت بیرون میره
مثل مردن
ترجمه وتنظیم زیرنویس از پسرعمه
ابیگیل مورتیمر
و لیدیا لامونت
توقیف
،،،در خلال جنگ من همیشه زمان رو مدیریت میکردم
حتی برخلاف میلم
یک روزی تو این موضوع رو واقعاً درک میکنی ابیگیل
هر زندگی یک تاریخه
برای گریه کردن با صدای بلند
اوه اوه ،،،جانت ببرش تمیزش کن
،،،،اوه
حرومش نکن
،،،تو فکر میکنی مزه اش
مثل فلزات نباشه؟
وقتی مادر من حامله بود این طوری میشد
من هیچی نگفتم
No comments yet. Be the first to leave one.