Las primeras 200 líneas.
اوضاع بلاگت چطوره؟
خوبه...خيلي خوب
اصلاً چيزي توش ننوشتي ، مگه نه؟
الان نوشتي هنوزم مشکل عدم اعتماد به طرف مقابل رو داره
و تو ميتوني نوشتههاي من رو سر و ته هم بخوني
منظورم رو که ميفهمي؟
جان ، تو يه سربازي
و مدتي برات طول ميکشه تا به زندگي عادي خو بگيري
و نوشتن توي يه بلاگ راجع به اتفاقاتي که برات ميافته واقعاً ميتونه کمکت کنه
هيچ اتفاقي براي من نميافته
"Sherlock" فصل 1 قسمت 1 : مطالعه صورتي
" 12اکتبر "
منظورت چيه که رانندهام نيست؟ - متأسفم ، اون رفته به واترلو -
خب ، يه تاکسي بگير - من هيچوقت تاکسي نميگيرم -
دوستت دارم - چي ميگي؟ -
تاکسي بگير
...شوهرم
مرد خوشبختي بود که از زندگيش نهايت بهره رو ميبرد
اون عاشق خانوادهاش و کارش بود
و اينکه اون بايد اينطوري جون خودش رو ميگرفت
مثل يک راز
و شوک براي تمامي کسانيه که اونو ميشناختن
" 26نوامبر "
تاکسي ، تاکسي
دو دقيقه ديگه ميام رفيق - چي؟ -
فقط ميرم خونه چترم رو بردارم - خب ، بيا زير مال من -
فقط دو دقيقه ، باشه؟ - چي؟ -
" 27ژانويه "
هنوز داره ميرقصه؟
آره ، البته اگه بشه اسمش رو رقص گذاشت
سوئيچ ماشينش رو برداشتي؟ - آره ، از توي کيفش برداشتمشون -
کجا رفت؟
جسد بِث داوِنپورت رئيس سازمان حمل و نقل
در ساعات پاياني ديشب در يک کارگاه ساختماني در لندن پيدا شد
تحقيقات اوليه نشان دهنده اينه که اين مورد خودکشي بوده
ما تأييد ميکنيم که اين به ظاهر خودکشي شباهت بسياري به
پروندههاي سِر جفري پترسون و جيمز فيليمور داره
به همين خاطر اين سه مورد رو بههم مربوط ميدونيم
تحقيقات در حال انجامه ولي سربازرس لِستراد هم اکنون پاسخ سوالات شما رو ميدن
جناب سربازرس ، چطور ممکنه خودکشيها بههم مربوط باشن؟
خب ، همه از يه نوع سم استفاده کردن
همه در مکانهايي پيدا شدن که دليلي نداشته اونجا باشن
هيچکدوم هيچ علائمي از - ...تمايل به خودکشي نشون ندادن ولي خودکشي که به صورت زنجيرهاي نميشه -
خب ، حالا که شده
بين اين سه نفر هيچ ارتباطي نيست؟
ما هنوز هيچ ارتباطي ...پيدا نکرديم ولي
داريم دنبال ارتباط ميگرديم بايد بههم مربوط باشن
" غلط "
اگه همهتون اين پيام کوتاه رو گرفتين - لطفا ناديده بگيريدش "اينجا نوشته "غلطه -
خب ، ناديده بگيريدش اگه ديگه سوالي از سربازرس لِستراد نداريد
ميخوايم اين جلسه رو تمومش کنيم
اگه اينا خودکشي بودن پس شما داريد راجع به چي تحقيق ميکنيد؟
همونطور که گفتم واضحه که اين خودکشيها بههم مربوطن
موقعيت خيلي غيرطبيعيه و ما بهترين افرادمون رو براي تحقيق گذاشتيم
" غلط "
"دوباره ميگه "غلطه
يه سوال ديگه ، آيا امکانش هست که اينا قتل باشن؟
و اگه قتل هستن يعني اين کار يه قاتل زنجيرهايه؟
ميدونم دوست داريد در اين مورد مطلب بنويسيد ولي ظاهرا همه اينا خودکشي بودن
خودمون فرقش رو ميدونيم چون سم توسط خود افراد خورده شده
ولي اگه اينا قتل هستن مردم چطور احساس امنيت داشته باشن؟
خب ، مردم ميتونن خودکشي نکنن
مال روزنامه "دِيلي مِيل"ـه
مسلماً اين زمان وحشت انگيزي براي مردمه ولي تنها کار لازم اينه که همه محتاط باشن
همه ما در امنيت کامل قرار داريم
" غلط "
" ميدوني که کجا پيدام کني " " ش "
متشکرم
بايد جلوي اينکارش رو بگيري داره همه ما رو احمق جلوه ميده
اگه بهم بگي چطوري اينکار رو ميکنه جلوش رو ميگيرم
جان
جان واتسون
اِستَمفورد هستم ، مايک اِستَمفورد با همديگه به دانشگاه بارتز ميرفتيم
اوه ، آره . متأسفم مايک ، سلام
آره بابا . ميدونم ، چاق شدم - نه ، نه -
شنيده بودم خارج از کشور و توي خط مقدمي چه خبرا؟
تير خوردم
خب ، هنوزم به دانشگاه بارتز ميري؟
آره ، حالا ديگه اونجا تدريس ميکنم دانشجوها عين همون موقعهاي خودمونن
ازشون متنفرم
تو چي؟ همينطوري توي شهر پرسه ميزني تا خودت رو جمع و جور کني؟
با حقوق ارتشي نميتونم توي لندن خونه بگيرم
ولي جاي ديگه هم دوست نداري بري
همون جان واتسون هميشگي - من اون جان واتسون هميشگي نيستم -
از هري کمک نخواستي؟
آره بابا ، حتماً . همينم مونده
خب ، چرا يه همخونه پيدا نميکني؟
کوتاه بيا ، کي حاضر ميشه با من همخونه بشه؟
چيه؟
تو دومين نفري هستي که امروز اينو بهم گفته
اوليش کي بوده؟
چقدر تازه است؟
تازه رسيده . 67 ساله ، مرگ طبيعي بوده
قبلاً اينجا کار ميکرد ميشناختمش . مرد خوبي بود
بسيارخب
کارمون رو با شلاق سوارکاري شروع ميکنيم
روز بدي داشتي ، ها؟
بايد بدونم در طول 20 دقيقه آينده چقدر بدنش کبود ميشه
زندگي يه آدم به اين موضوع بستگي داره برام پيامک بده
ببين ، ميخواستم ببينم ميشه ...بعداً که کارِت تموم شد
چرا رژ لب زدي؟ قبلاً نزده بودي
فقط يهکم پر رنگش کردم
ببخشيد ، ميفرموديد؟
ميخواستم ببينم ميخواي يه قهوه بخوري؟
بدون شير ، با دو قاشق شکر لطفا برام بيارش بالا
باشه
از دوران دانشجويي ما خيلي تغيير کرده - خيلي بيشتر از اوني که فکر ميکني -
مايک ، ميشه تلفنت رو قرض بگيرم؟ مال من آنتن نميده
خب ، چرا از خط ثابت استفاده نميکني؟ - ترجيح ميدم پيامک بزنم -
ببخشيد ، توي کتم جا گذاشتمش
بفرماييد ، مال منو استفاده کنيد
اوه ، ممنونم
اين دوست قديمي منه...جان واتسون
افغانستان يا عراق؟
ببخشيد؟ - کدومش بوده؟ افغانستان يا عراق؟ -
افغانستان ، ببخشيد از کجا فهميديد؟
اوه مالي ، قهوه رو آوردي . ممنونم
پس رژ لبت کجا رفت؟
خيلي بهم نميومد
جدي؟ به نظر من که خيلي بهتر شده بودي اينطوري دهنت خيلي کوچيکتر ميشه
باشه
مشکلي با ويولن نداري؟
ببخشيد ، چي؟
من وقتي فکر ميکنم ويولن ميزنم و گاهي تا چند روز هيچي نميگم . با اين موضوع مشکلي نداري؟
آخه همخونهها بايد بدترين خصوصيات اخلاقي همديگه رو بدونن
تو بهش چيزي گفتي؟ - نه ، چيزي نگفتم -
کي گفته قراره ما همخونه باشيم؟
خود من ، امروز صبح به مايک گفتم براي من به سختي همخونهاي پيدا ميشه
حالا اون بعد از نهار با يه دوست قديمي اومده اينجا که واضحه
تازه از خدمت سربازي توي افغانستان در اومده حدسش چندان مشکل نبود
از کجا موضوع افغانستان رو فهميدي؟
يه خونه قشنگ توي مرکز لندن چشمم رو گرفته
با همديگه از پس مخارجش برمياييم
فردا بعدازظهر همديگه رو ساعت 7 ميبينيم
ببخشيد ، بايد برم فکر کنم شلاق سوارکاريام رو توي سردخونه جا گذاشتم
همهاش همين؟
همهاش چي؟
ما تازه همديگه رو ديديم همينطوري ميريم باهم يه خونه رو اجاره کنيم؟
مشکلي هست؟
ما اصلاً همديگه رو نميشناسيم
اصلاً نميدونم کجا باهم قرار داريم حتي اسمت رو هم نميدونم
ميدونم که يه دکتر ارتشي و از خدمت توي افغانستان مرخصت کردن
برادري داري که نگرانته ولي براي کمک گرفتن پيشش نميري . حالا يا شايد
چون به عنوان يه الکلي تأييدش نميکني و يا اينکه چون به تازگي همسرش رو ترک کرده
و ميدونم روانشناست معتقده علت لنگيدنت يه بيماري روحيه ، نه جسمي و منم باهاش موافقم
فکر کنم همين مقدار برامون کافي باشه ، مگه نه؟
اسمم شرلوک هولمزه و آدرس محل قرار شماره 221 ب خيابان بِيکِره
بعدازظهر بخير
آره ، هميشه همينطوريه
" اس.ام.اس "
" اس.ام.اس - دريافت شده "
" اس.ام.اس - فرستاده شده "
اگر برادري نردبان سبز رنگي دارد " " برادر را دستگير کن " ش "
سلام
آه ، آقاي هولمز - شرلوک صدام کن لطفاً -
خب ، اينجا جاي دست اوليه بايد خيلي گرون باشه
خانم هادسون صاحبخانه به من يه قيمت خوب پيشنهاد کرده
به من مديونه . چند سال پيش شوهرش توي فلوريدا به مرگ محکوم شد
من تونستم بهش کمک کنم - ببخشيد ، يعني شوهرش رو از مرگ نجات دادي؟ -
نه ، من کاري کردم اعدام بشه
شرلوک
خانم هادسون ، ايشون دکتر جان واتسون هستن
سلام ، بفرماييد - خيلي ممنون - اجازه هست؟ -
اينجا ميتونه خيلي قشنگ بشه
بله ، خيلي قشنگه
بله
بله ، منم دقيقاً همين فکر رو ميکنم
براي همين قبلاً اسبابکشي کردم - البته بايد اين آت و آشغالها رو جمع کنيم -
...يعني همه اينا - فکر کنم بتونم يهکم جمع و جورشون کنم -
اون جمجمه است - دوست منه -
...وقتي که ميگم دوستمه
نظرتون چيه دکتر واتسون؟
اگه 2تا اتاق خواب بخوايد يکي هم طبقه بالاست
البته که 2تا اتاق خواب لازم داريم
اوه ، ناراحت نشو . همه جور آدمي اين اطراف هستن خانم تِرنِر همسايهمون يه زوج متأهلش رو داره
اوه شرلوک ، چرا همه جا رو بههم ريختي؟
ديشب توي اينترنت راجع بهت تحقيق کردم
چيز جالبي پيدا کردي؟ - وب سايتت رو ، علم استنتاج -
به نظرت چطور بود؟
نوشته بودي ميتوني يه طراح نرم افزار رو با کرواتش و يه خلبان رو از روي شصت چپش تشخيص بدي؟
خب ، ميتونم
ضمناً ميتونم از روي صورت و پات بفهمم ارتشي هستي
و از روي موبايلت بفهمم که برادرت الکليه
چطوري؟
قضيه اين خودکشيها چيه شرلوک؟ فکر ميکردم اين يکي در تخصص توئه
3تا خودکشي درست مثل هم
4تا
چهارمي هم انجام شده و اينبار يه فرقي وجود داره - چهارمي؟ -
کجا؟ - بريکستون ، لاريستون گاردِنز -
چه چيز اين يکي فرق داره؟ وگرنه پيش من نميومدي
ميدوني که اون قبليها يادداشت نميذاشتن - خب ، آره -
خب ، اين يکي گذاشته
مياي؟
پزشک قانوني کيه؟ - اندرسون -
اون باهام کنار نمياد
خب ، اون که دستيارت نيست - ولي من دستيار لازم دارم -
بالاخره مياي يا نه؟ - با ماشين پليس نميام . پشت سرتون ميام -
متشکرم
فوقالعاده است ، آره
4تا خودکشي سريالي و حالا هم يه يادداشت
No comments yet. Be the first to leave one.