Las primeras 200 líneas.
قسمت هشتم
ببخشید
ممنون
قابلی نداشت
بانوی من
آخه کجا رفته بودین؟ همه جارو دنبالتون گشتم
بیاین بریم
ارباب جوان
احیانا اون رو میشناسی؟
با توجه به خدمتکارش
باید دختر ارباب ایم باشه
دختر ارباب ایم؟
یه نفر با همچین دستای زیبایی
حتما صورت زیبایی هم داره
باید یه نامه عاشقانه بنویسم
نامه عاشقانه؟
خوش آمدین
از اینجا تا اینجا همه شو بیارین برام
همه شونو؟
بله همشون
قصد دارین هدیه تولد بخرین؟- نه-
میخوام عشقم رو بهش اعتراف کنم
میخوام اعتراف کنم
بذار ببینم ، پس اون دوتا رفیقن
ولی جفتشون یه دختره رو دوست دارن
درسته ، ولی اول اون از دختره خوشش اومده
برگشته گفته مال اونه و حد خودشو بدونه
پس چرا حالا عوضی بازی در میاره ؟
اون واسه انتقام گرفتن از یه نفر دیگه بهش نزدیک شده بود
ولی حالا عاشقش شده و چسبیده بهش
عجب عوضی ای
ولی عاشق شدن که جرم نیست
زر زر نکن و شرتت رو بردار ببر تو اتاقت
اینو اینو ام بردارم
به اندازه کافی لوازم آرایشی نداری؟
لعنتی
بگذریم ، اگه داری میری اردو
مجبوری صورت بدون آرایشت رو نشون بدی
تصمیم دارم آخرین نفری باشم که میخوابه
وقتی همه خوابشون برد
صورتم رو میشورم و دوباره آرایش میکنم
تموم اینکارارو میکنی که فقط صورت بدون آرایشت رو نشون ندی؟
چند روز پیش چطور گذشت ؟
سوهو هیونگ ردت کرد ؟
چی داری میگی؟ چه رد کردنی؟
فکر میکردم بهش حس داری که
ما فقط دوستیم
باشه هرچی تو گفتی
دوستای دختر من همش تمایل دارن احساسشون رو نسبت بهم ابراز کنن
مثلا میگن که چطور من رو بیشتر از یه دوست میبینن و این حرفا
حالا هرچی، حواست باشه رفاقتت رو سر عشق و عاشقی از دست ندی
میتونستم با اتوبوس بیام
ولی چمدونت خیلی سنگینه
ممنون
گفتم ممنون- اوه آهان-
خب پس من میرم- خداحافظ-
دست کمک برسون ها- چشم-
جون وو جان
جون وو جان
چی شده ؟
همین اواخر افتادم تو بدهی
بدهی ؟ چقدر؟
از نزول خورا پول گرفتی ؟
وام دانشجوی ئه
وام دانشجویی؟
تو چند سالته؟
متولد ۱۹۹۰ ام
1990?
این تموم پس انداز منه
حتما ناامید شدی نه
واسه همینه که درباره قرار گذاشتن اصلا رویاپردازی ام نمیکردم
تموم خون و عرق و اشکی که ریختی
تا این پولو پس انداز کنی معلومه
پس همچین چیزی اصلا ناامید کننده نمیتونه باشه
هی کیونگ جان
وای یه لحظه وایسا
جون وو جان
اینجا بشین
تو سفر کاریم یادت افتادم و اینو برات خریدم
خیلی خوب اندازت شده ، بپوشش و باهاشون بیا پیشم
من باهات خوب رفتار میکنم ، پس باهام باش هان جون وو
اونی
موبایلم
سلام - سلام -
باز چیه؟- موبایلم نیست -
وای دست و پا چلفتی
تو ماشین جاش گذاشتی ؟
درست کلاغ پر برین- پای چپ-
پای راست ، شرمنده ایم- پای راست شرمنده ایم-
در قوطی رو باز کنین - اینا فقط چیپسن-
آره خودتو کفن کنی
این روزا به اینا میگن چیپس؟
برو پیش اونا
یکی میخواین؟- حتما تشنه ای-
برات یه شات بریزم ؟
معذرت میخوام آقا- برو پیششون-
وای خدا سرده- عاخی بمیرم ، کتت رو باز کن -
حتما داری باهام شوخی میکنی، برو پیش اونا ببینم
قرار از مناظر جدید لذت ببریم
خیرسرتون پیش خدمتی چیزی شدین ؟
آقای هان- این همه الکل برای چیه؟-
سفر سلامتی داشته باشین
ممنون
ای جونم چه دوست داشتنی
وای خدا چه رو مخ
منم باید واسه خودم یه دوست دختر پیدا کنم
فکر کردی چون خودت میخوای میتونی از سینگلی در بیای
اون کلاه چیه ؟ کیم سات گاتی مگه؟
واسه همین چیزهاست دوست دختر نداری
خب حالا قلب درست کنین - شوخیت گرفته ؟-
چیه ؟ شما دوتا هم دارین قرار میذارین ؟
شماها لباس ست پوشیدین
که به همه بگین با همین ؟
نخیر بابا
ایم جوکیونگ حس میکنم این همون چیزیه که تو ذهنت بوده
تا این حد میخواستی دوست دخترم بشی؟
چطوره که قرار بذاریم ؟
چت شده تو ؟
کتت رو بپوش - نمیخوام گرمه-
گرم نیست سرده - الان خیلی گرمه -
میخوای رو تیشرتت راه راه بکشم ؟
یه ماژیک دارم - لی سوهو اومدی -
بگیر اینو
بشین اینجا - چی؟-
لی سوهو داری جلو میشینی
بذار من پیشت بشینم
دوتا صفر هفت بنگ
دوتا صفر هفت بنگ
بنگ
وایسین وایسین
چون با هم زوجین نشستین کنار هم ؟
قرار بذارین ، قرار بذارین - قرار بذارین ، قرار بذارین -
قرار بذارین ، قرار بذارین - قرار بذارین ، قرار بذارین -
کلی صندلی خالی اون جلو هست
دوست دارم عقب بشینم
بچه ها همه نگاها اینجا
برید تو چادراتون و وستایلتون رو باز کنین - باشه -
نیم ساعت دیگه همه بیاین اینجا
چشم - چشم -
برید- بریم -
بیا
ایم جوکیونگ
یک دو سه- سوآ-
یک دو سه
یک دو سه
یک دو سه
یک دو سه
یک دو سه
خب. خیلی خوب شد - بریم -
خوبه - زود باش -
خیلی سنگینه
ای خدا، حالا که کلی جوون اینجان
کوه خیلی نشاط آور شده
سلام - سلام -
از آشناییتون خوشبختم
من مدیر اینجام
اگه چیزی نیاز داشتین صدام کنین
مرسی
راستی، پرنده تون خیلی خوشگله
چی؟
پرنده تون
کدوم پرنده؟ - اون -
یه پرنده
میکروفون برای چیه؟
آوردمش تا کل شب خوش بگذرونیم
قرار گذاشتن واجبه
اما ازدواج کردن یه انتخابه
آمور فاتی
ببین چقدر خرذوق شدی
امشب هیچکس نمیتونه بخوابه
هیچکس حق خوابیدن نداره
قرار گذاشتن واجبه - واجبه -
من هیچوقت تا حالا تو چادر نخوابیدم
منم خیلی وقته انجامش ندادم
آخرین باری که رفتم کمپ
بچگیام با خانواده لی سوهو بود
حتما تو و سوهو از سن کم خیلی بهم نزدیکین
اوه راستی
انگار یه دختره تو کلاس 6 از سوهو خواسته باهاش قرار بذاره
اما سوهو بهش گفته یکی دیگه رو دوست داره
جدی؟ راست میگی؟ یکی دیگه رو دوست داره؟
فکر میکنی ممکنه منظورش تو باشی؟
حرفش باورت میشه؟
احتمالا الکی گفته
انقدر پای منو وسط نکش چوی سوآ
از سال اول دبیرستان یسریا فکر میکنن شما دوتا باهم قرار میذارین
آخه خیلی بهم میاین
باورش سخته تو این 10 سال باهم جاست فرند مونده باشین
باهام روراست باش کانگ سوجین
تا حالا هیچوقت حسی به لی سوهو نداشتی؟
آره بهمون بگو
این چرت و پرتا چیه
حسی نداشتی؟ اذیت نکن. بهم بگو
نداشتی؟ جدی؟ راست میگی؟ - وای خدا، تمومش کن -
بچه ها اینجارو
اینور - بیاین عکس بگیریم -
یه جوری بگیر خوشگل بیوفتم - حله -
1, 2, 3.
1, 2, 3.
انقدر مسخره بازی در نیار
No comments yet. Be the first to leave one.