Las primeras 200 líneas.
:تـــــرجـــــمـــــه از Hitm@n | سیروس فخری
هالیوود، کالیفرنیا سال 1974
دست از هتکحرمت به مقدسات دنیا بردارید
«نمایش افتتاحیه فیلم «راهبان قاتل
یک، دو، سه چهار ما برای رضای خدا میجنگیم
آزادی بیان خدا
پنج، شش، هفت، هشت ...انجیل کتاب
فیلم رو تحریم کنید هالیوود دست از هتکحرمت بردار
خدا عشقه
قبلا ندیده بودم واسه دیدن فیلممون، جلوش صف بکشن
صف اعتراضکنندههاس، عمو مَکس
شاید فیلم جلوتر از زمان خودشه هیچوقت نمیشه فهمید، والتر
وقتی توی تئاتر «شانزلیزه» در پاریس
اولین نمایش «آیین بهاری» از ایگور استراوینسکی اجرا شد
مَردم اونقدر تحتتاثیر صحنههای ناموزون قرار گرفتن
که یک دعوای اساسی بین مشتریها شکل گرفت
چه ربطی به ما داره؟ - خوب، همینطوری گفتم -
شدت افتضاح بودن فیلم فقط با بیکفایتی»
«در اجرا و پخش آن دارد
حقیقتا تنها چیز خوب این فیلم» ...اینکه بعد از دقیقه 90
«تموم میشه
فکر کردم گفتی نقدهای خوبی شده
نقد خوبی بود دیگه آخرشو دوست داشتن
ای کافر! ای شیطان! شیطان
عمو مَکس، باید یه چیزی ازتون بپرسم
...خیلی وقته توی اینکار هستیم - خب؟ -
...چی بگم، فکر نمیکنین بهتره که
کنار بکشیم؟
تظاهر میکنم نشنیدم چی گفتی
کنار بکشیم؟ مغزت از کار افتاده؟ کنار بکشیم، والتر؟
زبونتو گاز بگیر
ما کنار نمیکشیم. ما «میراکل موشن پیکچرز» هستیم شعار ما چیه؟
«اگه خوبه، پس معجزهست»
دقیقا. چرا ما خودمون رو «م-م-پ» صدا میزنیم چون معجزهها اون بیرونن. واقعی هستن
هر روز اتفاق میافتن نه برای ما...ولی واقعی هستن
فقط کافیه چشم و دلمون رو باز نگه داریم
،تا وقتی معجزه خودشو بهمون نشود داد دو دستی بگاپیمش
خیلیخب، بریم معجزهمون رو پیدا کنیم
عالیه. میتونی صورتحساب رو پرداخت کنی؟ - حتما -
یک، دو، سه، چهار
ما برای رضای خدا میجنگیم
این فیلم رو تحریم کنین
اونا معجزه سینما نیستن، کافرن
«ماشین دستدوم آون»
صحنه اول، برداشت اول
...سلام، من دوک مان هستم
شرمنده. دوباره بریم ظبط کن
مشکلی نیست داریم روی نوار ویدیو ظبط میکنیم
چی؟
یه تکنولوژی جدیده. همیشه درحال ظبطه هروقت آماده بودی، ادامه بده، دوک
قلبم فقط برای تو میخونه
دوک مونتانا و کمند طلایی
دوک مونتانا و رودخونه لوبوس
هی رجی، خوشحالم اومدی
اولش گفتم یه بمب کوفتی بذارم توی ماشینت
درست مثل اون پسره که توی فیلم «لمس شیطان» اورسن ولز انجام داد
بچه دغلبازی بود
...«بعدش گفتم «نه
با جاقو اونقدر میزنم تا جونش دربیاد
درست مثل کاری که تونی پرکینز با جَنت لی در فیلم «روانی» انجام داد
مادرقحبه بدجور عاشق مامانجونش بود
«بعدش گفتم «نه،نه. میدونی چیکار میکنم؟
از پلهها پرتش میکنم پایین
درست مثل ریچارد ویدمارک که اون پیر خرفت رو در فیلم «بوسه مرگ» پایین انداخت
تامی اودو رو یادته؟ - این یکی رو دیگه ندیدم -
تاحالا به فکرت رسیده که بزاری برم
«مثل کلاود رینز که در فیلم «اونا منو جنایتکار کردن گذاشت جان گارفیلد بره؟
از اون فیلمه متنفرم
از شانس بد تو، من عاشقشم
متاسفانه برای تو، مَکس
این بار زندگی از روی هنر تقلید نمیکنه
رجی، گوش کن
من تو کار فیلمم و همیشه یه احتمالی هست
که فیلم ضرر کنه بهت که گفتم
ضرر؟
تازه از سینما اومدم حتی یدونه بلیط هم نفروختی
باید بگم ما رکورد زدیم
این که تقصیر من نیست
من که کاری نکردم همش تقصیر اون کاتولیکهای لعنتی که زد به کلهشون
اجازه نمیدن مَردم وارد سینما بشن ولی اینم تموم میشه. فقط صبر کن و ببین
و تمام این سر و صداها به نفع ماست همچین تبلیغی رو نمیشه با پول جور کرد
خوب گوش بده، مکس
این فیلم کوفتیت 350 هزار دلار واسم آب خورده من پولمو میخوام. تمام پولم رو
ولی من پولتو ندارم بستگی به فروش داره
«گفتی «مطمئنا میترکونه - من اینو گفتم؟ -
من گفتم؟ - «ضمانت میکنم میترکونه» -
همهمون شنیدیم که اینو گفتی
رجی، بیخیال من یه تهیهکنندهام
نباید وقتی میخوام بودجه رو ببرم بالا به تمام حرفای من اعتماد کنی
.یکم زیادهروی کردم یه چیز عادیه
فقط یکم بهم وقت بده یکم وقت بده تا پولت رو جور کنم
قول میدم تمام پولت رو جور کنم
عین سگ دروغ میکنی
به خدا دروغ نمیگم خوب، باشه، یه کوچولو دروغ بود
ولی گوش کن. من یه مفتخورم یه تهیهکنندهام. کارم دروغ گفتنه
،قول میدم، زیر هر سنگی، هر گوشهای هر سوراخی رو میگردم تا پولتو پس بدم
به هرکی بشه رو میاندازم
تا تمام پولت رو پس ندم، آروم نمیگیرم
قول شرف میدم
با بهره؟ - آره، با بهره... البته -
خیلیخب، سه روز وقت داری - سه روز؟ -
بعدش خفهات میکنم
مثل تونی کورتیس در فیلم «خفه کننده بوستون»؟
درسته
فیلمشو دوست دارم
بورلی هیلز
...ولی اونقدر مست بود که حتی نمیتونست بایسته
...اونا منو انداختن وسط
خداروشکر من استاد بداههگویی هستم
«منم با خودم گفتم «کی اهمیت میده؟
فرانسوی ها که انگلیسی بلد نیستن
حراست! کی اینو گذاشت بیاد داخل؟ - خندیدیم -
مکس باربر - جیمی مور -
جیمز رو ترجیح میدم - بچگیات رو خوب یادمه -
برای خیلی وقت پیشه، مَکس - اوضاع عوض شده -
آره
میشه یه جای خصوصی حرف بزنیم؟ - حتما -
بذار حدس بزنم...پول میخوای
یعنی اینقدر واضحه؟
نه، از طرز نگاهت معلوم نیست
از طرز ایستادنت هم معلوم نیست
همیشه خوب بلد بودی انگیزهات رو مخفی نگه داری
این یکی از صدها چیزیه که از کار کردن با تو یاد گرفتم، مکس
هرگز نذار بقیه بدونن چه قصدی داری
بشین
اخبارش همهجا پخش شده، مکس
واسه اثر آخرت کل 350 هزار دلار رجی فونتین رو خرج کردی
...ببین جیمی...منظورم جیمزه
همش کوتاه مدته، باور کن
چطور؟ میخوای با دست تکون دادنت همهچیزو حل کنی؟
خیلیخب، خیلی خندهدار بود - دارم سر به سرت میذارم، مکس -
بخاطر قدیما خوشحال میشم بهت کمک کنم
مرسی
درعوض فقط یه چیز میخوام
فیلنامه تری میلر...«بهشت». میخوامش
...نه، جیمی
بهترین فیلمنامهایه که خوندم
بهترین فیلمنامه برای من اینه و من میخوامش
نمیتونم. نمیتونم هرچیزی بجز این رو بخواه
نمیتونی بسازیش، مکس
واسه ساختن درست حسابیش، ده میلیون دلار باید خرج کنی
تو یه ثانیه میتونم این پولو جور کنم
تو اگه دو بار هم بدنیا بیای، نمیتونی همچین پولی جور کنی
چرا آخه اینقدر کلهشقی میکنی؟
چون اون فیلمنامه عزیز منه چیزیه که باعث میشه زندگیمو ادامه بدم، جیمی
نمیتونم اینکارو بکنم
یادت رفته کی برات آوردش؟ - آره. تو آوردی. که چی؟ -
ببین کی همه کارهارو انجام داد
ببین کی مجبور شد بیوهی اونو بکنه تا به حقش برسه
تو کردی؟ نه. من کردم میدونی اینکار چه دِلی میخواست؟
،سالها پیش وقتی واسه خودت کسی بودی فرصت ساختش رو داشتی
محضرضای خدا، میخواستی با فرانک پیرس بسازیش
فرانک پیرس یه ستارهاس - فرانک پیرس یه مفتخوره -
واسه اون نقش اشتباهه. کاملا اشتباهه خرابش میکرد
حداقل یه چیزی بود که خرابش کنه
سیصد و پنجاه هزار دلار، مَکس همین الان چکش رو برات مینویسم
یکبار برای همیشه فیلمنامه مال من میشه و تو هم زندگی خودتو نجات میدی
نمیتونم اینکارو بکنم
500هزار دلار، مَکس
مطلقا، نه نمیتونم
750هزار دلار
نمیتونم
خیلیخب...یک میلیون دلار، مکس
یه میلیون؟
...نه
نمیتونم
من فیلمنامه رو بهت نمیدم
تمام صحنههاش عالیه تمام کلماتش مثل جواهره
تو درحد اون نیست لیاقتش رو نداری
هیچوقت بهت نمیدمش
میزنی خرابش میکنی ...مثل فرانک پیرس خرابش میکنی
باشه
نمیشه فقط پول رو بهم بدی؟
باید حتما منو اینطور تحقیر کنی؟
وقتی مُردی، با والتر فیلم رو میسازم
قبل اینکه دستای لعنتی تو بهش برسه
فیلمنامه رو به اِد وود میدم دهنتو سرویس
از طرف من به رجی سلام برسون، حرومزاده بدبخت
میدونی تو چی میسازی؟ تو آشغال میسازی و من اسکار برنده میشم
بلوار 7155 هالیوود
صبحبخیر - صبحبخیر -
این چیه؟
یه هدیه از طرف جیمی موره ولی هدیه عجیبیه
کارتش چی نوشته؟ کسی مُرده؟
نمیدونم والا
اینم فرستاد
وایپر لی
چرا واست یه بیل و یه کیسه پودر قلیایی فرستاده؟
یه جوک بین خودمونه
میخوای خودم حدس بزنم؟ - نه راستش. پیامی داشتم؟ -
آره، رجی فونتین
«نوشته «فقط 48 ساعت این دیگه یعنی چی؟
نمیدونم
انگار امروز خیلی چیزا رو نمیدونی
...والتر
تو برادرزاده منی
،اگه خدایی نکرده اتفاقی برای من افتاد همهی اینا مال تو میشه
پس گمونم حق داری بدونی قضیه چیه
هر دو میدونیم که جیمی مور همیشه فیلمنامه «بهشت» رو میخواست
آره
No comments yet. Be the first to leave one.