In Treatment

In Treatment

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 4

Información de lanzamiento

In Treatment S04E06 720p WEB H264-GGEZ
Comentario por blue august

Etiquetas

web
1080
720p
720
Publicado el: 2022-04-29
Descargas: 78
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

‫دادگاه چهار جلسه رو تعیین کرده

‫اگه هرکدوم از الزامات رو در زمان...

‫عفو مشروط رعایت نکنه، عفو ملغی میشه

‫ببین، من نمی‌دونم دنبال چی هستی

‫من غیب‌گو نیستم

‫من دنبال هیچ جوابی نیستم

‫پس اگه می‌خوای به اندوه و رنجم پی ببری

‫بدون که چیزی وجود نداره

‫این یه فراینده، نه یه پازل. ‫سعی نمی‌کنم قفلی رو باز کنم

‫چرا برات سخته با من حرف بزنی؟

‫تو این چهار سال گذشته هروقت...

‫دهنمو باز کردم گاییده شدم

‫آره!

‫کالین - هفته دوم

‫- این هفته چطور بوده؟ ‫- اه، خوب!

‫آره، کلی شنا کردم که خیلی خوب بود

‫دارم سعی می‌کنم به هیکل قبلیم برگردم

‫بابت هفته قبل هم متاسفم، آره

‫- اشکالی نداره ‫- چقدر... نمی‌دونم...

‫آماده‌م که رو به جلو حرکت کنم

‫خب، شنا کردی؟

‫- دیگه چی؟ ‫- ام...

‫خیلی فکر کردم

‫بالاخره فرصت اینو پیدا کردم که برگردم عقب

‫یه نفس عمیق بکشم. «عجب، خیلی خب.

‫این از من. اینم زندگیم.»

‫چطوری به اینجا رسیدم؟ ‫و چه کار...

‫متفاوتی می‌تونم از این به بعد انجام بدم؟

‫و به چه جوابی رسیدی؟

‫خب راستش، من یه اشتباهی کردم

‫به نظرم الان باید هرکاری از دستم برمیاد ‫برای جبرانش انجام بدم

‫اونم اینه که صادقانه زندگی کنم

‫می‌دونی، شاید دور موندن از مسائلی که...

‫باعث درجا زدنم شده، می‌دونی...

‫راه رو اشتباه رفتم

‫ولی به اینم...

‫فکر می‌کنم که چه کار خوبی میشه برای دنیا کرد؟

‫چطوری می‌تونم اینجا رو جای بهتری کنم؟ ‫یعنی، به خودت نگاه کن

‫می‌دونی، تو به مردم کمک می‌کنی

‫سلامت روانشون رو افزایش میدی

‫اینجا رو میگم

‫اون چیه؟

‫می‌دونی که روشم برای رد شدن از درد...

‫و اشتباهات چیه؟ و می‌دونی...

‫خیلی درمورد پلاستیک یکبارمصرف هم فکر کردم

‫همم

‫مسخره‌س، می‌دونم، ‫ولی واقعا وحشتناکن

‫پس شاید اینم موضوعیه که می‌تونم توش مفید باشم

‫خب، چند لحظه پیش حرف خیلی جالبی زدی

‫چطور به اینجا رسیدم؟

‫و چه کار متفاوتی می‌تونم از این به بعد انجام بدم؟

‫منم دقیقا به این دلیل اینجام که کمکت کنم بفهمی

‫و به نظرم این ایده‌هات با هم همخونی دارن

‫اوه، کاملا، آره

‫خب، از این شروع کنیم که چطوری به اینجا رسیدی

‫به چه نتیجه‌ای رسیدی؟

‫به این نتیجه رسیدم که...

‫یه آدم متفاوت بودم

‫دیگه باهاش ارتباطی ندارم

‫می‌دونی، این تجربه

‫یه مدت دور بودن

‫منو آدم بهتری کرده

‫فکر می‌کنی دوران زندان برات مفید بوده؟

‫چون می‌دونم مشکلاتی داشتی

‫درد بیشتر. یه سازگاری

‫می‌دونم کاری که کردم اشتباه بوده، و...

‫هیچوقت دوباره تکرارش نمی‌کنم

‫وقتشه که بیخیال گذشته بشم و به آینده فکر کنم

‫خب این پیشرفت بزرگیه به نسبت هفته قبل

‫می‌دونی، رها کردن گذشته که با تمام وجود...

‫قبول دارم، فرق داره با...

‫- با نادیده گرفتنش و.. ‫- اوه، نه، من...

‫قبول دارم. خودم اون کارا رو کردم

‫فقط نباید دیگه تکرارشون کنم

‫می‌دونی، ازت ممنونم

‫که کمک کردی اینو بفهمم

‫و خیلی ممنونم

‫که این جلسات رو با هم داریم

‫تا خیلی بیشتر از اینا پیش بریم

‫خیلی خب

‫خب، چه... اوه! لعنتی!

‫- اه... ‫- خوبی؟

‫شرمنده، یه...

‫کمردرده دیگه. اه...

‫یه کلاس ورزش آنلاین گرفتم

‫و...

‫یه چیزی رو پیچوندم. مشکلی نیست

‫خب، درمورد روزهای زندان بهم بگو

‫به نظرت چطوری تغییرت داد؟

‫اه، خب، اون...

‫تجربه ناخوشایندی بود... می‌دونی...

‫جاییه که دلت نمی‌خواد بهش برگردی

‫مطمئنی حالت خوبه؟

‫اگه جاهامون رو عوض کنیم ناراحت میشی؟

‫فکر کنم مبل برام بهتر باشه

‫- اه، نه! بله، حتما ‫- ممنون

‫- می‌گذره. فقط... ‫- صحیح

‫می‌گیره و ول می‌کنه

‫- مثل یه تیک عصبیه ‫- اوه!

‫من دستام شفا میده‌ها

‫تا یه جایی

‫می‌خوای راحتت کنم؟

‫نه

‫- باشه ‫- خوبه

‫فقط حرف بزنیم

‫یا نزنیم

‫بذار یه کم نفس بگیرم

‫این صندلی بالاتره؟

‫- فکر نکنم ‫- حس قدرت دارم

‫«الان من کاپیتانم»

‫فیلمه رو دیدی؟ ‫تام هنکس، دزدای دریایی سومالی

‫«الان من کاپیتانم!»

‫- الان بهتر شد؟ ‫- اه، شرمنده! آره

‫خب، کجا بودیم؟

‫ورزش

‫داری به خودت فشار میاری، ولی چرا؟

‫یا مهمتر از اون...

‫از چی داری خودتو دور می‌کنی؟

‫سؤتفاهم نشه

‫اون هنوز صندلی منه، ‫با اینکه الان اینور نشستم

‫می‌دونی، اینو بهم بگو بروک

‫تازگیا خواب باحالی دیدی؟

‫خب. ام...

‫خب، یه شب...

‫خواب دیدم که دارم...

‫خودم خونه رو تغییر میدم

‫ولی وقتی دیوار رو خراب کردم

‫فهمیدم بلد نیستم اونجوری که می‌خوام کار کنم

‫و از خواب که بیدار شدم خیالم راحت شد

‫چون مجبور نبودم هیچکدوم اون کارا رو انجام بدم

‫مم

‫آقای جن چند شب اینجا مونده، مگه نه؟

‫حالا نوبت توـه

‫باشه، حتما

‫من یه وقتایی...

‫شما بهش میگین کابوس، که البته...

‫- کاملا بی‌معنیه ‫- من نظر میدم

‫نه، این خلاصه‌ش بود. فقط...

‫یکی درمیون چرنده، ولی هردفعه که ‫از خواب بیدار میشم، بم!

‫می‌بینم قلبم تندتند می‌زنه،

‫خیس عرق شدم،

‫انگار که کنار سرم گلوله شلیک شده

‫چند وقت یه بار پیش میاد؟

‫نمی‌دونم، دوبار در هفته

‫مثل بیماران پی تی اس دی که درمان کردم ‫PTSD: اختلال اضطراب پس از حادثه

‫- نه بابا ‫- مم

‫و گفتی...

‫- شامل... ‫- هیچی نیست! فقط یه تصویره!

‫یه زمانی گروه بیتلز یه آلبوم داد بیرون ‫به اسم «آلبوم سفید»

‫نوار خالی می‌چرخید. ‫بیدار شدم دیدم دارم داد می‌زنم

‫یه بار... اوه راستش این یکی جدیده

‫یه دوقلوی گارفونکلز بود

‫که واسه همدیگه ساک می‌زدن

‫راستشو بخوای اصلا نمی‌دونم چیکار کنم

‫و اونم گارفونکل این روزا نبود

‫می‌دونی، مال دهه 60 بود، موهای وزوزی مد بود

‫اوه، خدایا، نمی‌دونم اصلا...

‫زشته گفتنش؟ وزوزی؟

‫- برای من که نه ‫- باشه، نمی‌تونم ادامه بدم!

‫بگذریم، یه بار دیدمش

‫- گارفونکل؟ ‫- آره. وقتی حدودا 10 سالم بود

‫پدر و مادرم می‌شناختنش

‫چرا برنگردیم به از خواب پریدنات؟

‫آره. بهتره

‫واقعا نمی‌تونم به دفعاتی که...

‫بیدار شدم، به زندگی برگشتم...

‫و ترسیده بودم فکر کنم

‫تروما می‌تونه حاد بشه

‫یه اتفاق، یه تصادف

‫بعضی وقتا، می‌تونه بلندمدت باشه، مثل...

‫نمی‌دونم

‫مثلا زندان

‫آره

‫واقعا مناسب من نبود ‫اینجوری نبود که...

‫یعنی، بهم تجاوز نشده بود، ‫که زود از شرش خلاص بشم

‫خوشحالم اینو می‌شنوم

‫ولی تجربه‌ی...

‫غیب شدنت از دنیای بیرون...

‫محبوس بودنت، می‌تونه به خودی خود ضربه بزرگی باشه

‫آره، به نظرم بیشتر...

‫خسته‌کننده بود. که البته خوبه، درسته؟

‫یعنی، هیچوقت دلت نمی‌خواد بگی

‫«پسر، چه روز هیجان‌انگیزی تو زندان داشتم»

‫پس از یکنواختی بهم بگو

‫دلت نمی‌خواد بشنوی

‫می‌دونم تازه جلسه دوم هستیم، ولی...

‫حس می‌کنم می‌تونم با اطمینان بگم که...

‫یه خصوصیت رو مخ داری که...

‫مطمئنی من چی برام جالبه

‫و چی نیست

‫من تسلیمم

‫بیشتر اوقاتم رو تو سلولم بودم

‫تو خودم بودم. سخت می‌گذشت

‫می‌دونی، سرم تو کار خودم بود، ‫دنبال دردسر نبودم،

‫- با اونجا جور شدم... ‫- ولی نشد

‫ولی سرت تو کار خودت نبود و از دردسر از دوری نکردی

‫خب، می‌دونی، یه جورایی از هم پاشیدم

‫- ولی درموردش که حرف زدیم ‫- نه راستش

‫- ترسیدم ‫- بدون دلیل؟

‫آره

More Farsi Persian subtitles for In Treatment

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left