Rooster

Rooster

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 1

Información de lanzamiento

Rooster S01 AMZN WEB 30nama Fa
Comentario por PersianSUB
@BDSubs ‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی ‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@

Etiquetas

webdl
hbo_max_synced
amazon_prime_video_synced
Publicado el: 2026-05-19
Descargas: 89
Para personas con discapacidad auditiva: No
FPS: 23.976

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

‫« به امـیـد ایـران آزاد »

‫از این طرف

‫ای وای، واقعاً شرمنده

‫داشتم... شرمنده

‫داشتم به اون یارو نگاه می‌کردم

‫- کدوم یارو؟ ‫- الان نیستش، همین الان...

‫- نمی‌دونم والا ‫- چه شکلی بود؟

‫خیس بود

‫- یه آدم خیس بود؟ ‫- اوهوم

‫استاد شپرد گفت ‫همین‌جا جلوی سالن کابوت منتظر بمونیم

‫نگفت چقدر منتظر بمونیم؟ ‫آخه فکر کنم قراره شروع کنیم...

‫آها، باشه، پس همین‌جا وایمیستم

‫- چه سبیل قشنگی، بی‌شعور ‫- صداتو می‌شنوم

‫آره می‌دونم، می‌دونم

‫- نه، نمی‌دونستم. شرمنده... ‫- آقای روسو؟

‫بله. لطفاً گرگ صدام کن

‫شما استاد شپرد هستی؟

‫- دیلن صدام کن ‫- دیلن، صحیح. باشه

‫سلام. ممنون اریک

‫اریک خیلی زحمت کشید اومد دنبالم ‫و... و رفت

‫آماده‌ای بری بترکونی؟

‫نچ

‫ای وای، عکس منه

‫- از این کتاب‌خونی‌ها خوشم نمیاد، اصلاً ‫- آره، خودتی

‫خیلی معذب میشم ‫و نمی‌تونم، نمی‌تونم...

‫وای نه، خوندن بلد نیستی؟

‫اگر به یه کلمه‌ی سخت رسیدی ‫حرف به حرف بخونش

‫کتاب‌هایی که من می‌نویسم ‫باید کنار ساحل خونده بشن

‫کتاب‌های سبک و سرگرم‌کننده‌ای هستن

‫شخصیت‌هایی که ازشون خوشت میاد ‫با هم می‌خوابن

‫اونایی که ازشون خوشت نمیاد ‫تیر می‌خوره تو صورتشون

‫- چی؟ ‫- توی یه دانشگاه خشک و باکلاسی مثل اینجا

‫این بچه‌ها دنبال سرگرمی نیستن

‫- دنبال چیزای عمیقن ‫- ببین، کلاسی که من درس میدم

‫در مورد اشعار "بد بانی"ـه ‫از پسش برمیای، خب؟

‫بد بانی دیگه چیه؟

‫- بزن بریم ‫- باشه

‫"روستر نمی‌خواست ‫با تیر بزنه تو صورت ادواردو"

‫"ولی یک سوراخ گلوله‌ی بی‌نقص"

‫"دقیقاً زیر چشمش نقش بسته بود"

‫"آن شب، روستر ‫روی یک صندلی ساحلی به‌خواب رفت"

‫"خوشبختانه، پس از بیدار شدن ‫اولین چیزی که دید مارگو بود"

‫"که در گرمای سوزان صبحگاهی"

‫"لبخندزنان به سمت او می‌آمد"

‫دیدی؟ چندان هم بد نبود

‫خیلی‌خب، در حد چند سوال وقت داریم

‫خیلی‌خب. رانی، بپرس

‫آقای روسو، اول از همه ‫می‌خوام ازت تشکر کنم که

‫- برامون وقت گذاشتی و تشریف آوردی ‫- باعث افتخارمه

‫- نه جدی میگم، ممنون ‫- خیلی ممنون

‫لطف داری. سوالت چی بود؟

‫چرا از زن‌ها متنفری؟

‫عجب، من از... ‫ چه شروع جالبی

‫جوابش راحته. من از زن‌ها متنفر نیستم

‫"به‌جز مارگو ‫ انبه طعم مورد علاقه‌ی روستر بود"

‫اینجا دارین طعم

‫واژن یه زن رو ‫با بستنی‌چوبی مقایسه می‌کنین

‫نمی‌دونستم دارم همچین کاری می‌کنم

‫خب، اینم گفتین که ‫"بوی کیک تولد میده"

‫وقتی اینو نوشتین ‫چه فکری تو ذهنتون می‌گذشت؟

‫حتماً... حتماً گرسنه بودم

‫ببین، مسئله اینه

‫به مارگو به چشم ‫یه ابزار جنسی نگاه نمی‌کنم

‫آره، اون و روستر

‫- چند باری با هم می‌خوابن... ‫- شونزده بار

‫خیلی‌خب، خوبه، شمردیشون

‫البته اگر سکس دهانی رو حساب کنی ‫میشه 17 بار

‫باید اینم حساب کنیم، مگه نه؟

‫آره، بیا حسابش کنیم

‫محض اطلاعتون، شخصیت مارگو

‫بر اساس زن سابقمه

‫پس آره، سکسی و زیباست ‫ولی علاوه بر اون باهوش و شجاع هم هست

‫سوال منم به همین ربط داره

‫اون‌جا هست که مارگو روستر رو ‫از دست قاچاقچی‌های مواد نجات میده؟

‫دقیقاً، در اون لحظه خیلی شجاعه

‫خب، بخصوص از اونجایی ‫که سوتینش رو درآورد

‫و همه‌شو لخت انجام داد

‫آره

‫باید رگ‌بند درست می‌کرد

‫سوالت چی بود؟

‫- خیلی جذاب بود ‫- حرف نداشت

‫خیلی‌خب، سوال خیلی خوبی بود ‫کس دیگه‌ای سوالی نداره؟

‫رانی، تو سوالت رو پرسیدی

‫سلام کریسل، برگشته؟

‫آره این‌جاست. خیلی هیجان‌زده‌ست

‫وای خدا. خدای من

‫واقعاً فوق العاده بود

‫- اوه ‫- مطمئن نیستم رسماً با رئیس دانشگاه‌مون

‫"والتر من" آشنا شدی یا نه

‫قبل از اینم طرفدارت بودم

‫ولی با برخوردت با رانی خیلی کیف کردم

‫خب، امیدوارم ناراحتش نکرده باشم

‫چه فرقی می‌کنه؟

‫دیگه هیچکس این بچه‌ها رو ناراحت نمی‌کنه

‫می‌دونی چیه؟ زندگی سخته

‫- و ما به این بچه‌ها... ‫- سلام

‫هیچ کوفتی یاد نمیدیم

‫دیگه خیلی شور شده، درست میگم؟

‫راستش، به‌نظر من ‫خیلی خوبه که جوون‌ها...

‫ممنون کریسل. دیگه کاری نداری

‫بلند شو برو. لطفاً به مدیر ریگز بگو

‫- توی باشگاه می‌بینمش ‫- باشه

‫ممنون که تحملم می‌کنی

‫حرفی باهات ندارم

‫- خداحافظ گرگ! ‫- خانم خوبی به‌نظر میاد

‫اسمش "کریسل"ـه، درسته؟ ‫"ت" وسطش نداره؟

‫- چرا داره ‫- چرا داره

‫- آها ‫- دانشگاه‌های هنرهای آزاد

‫قبلاً پناهگاه امنی

‫برای آزاداندیشی بود، گرگ

‫کی من و تو ‫تبدیل به آدم بدهای داستان شدیم؟

‫قربون دهنت. چی؟

‫عوام‌گرایی اینجا چندان طرفدار نداره

‫مثلاً همین دیلن، عاشقشم

‫ولی تعجبی نداره ‫که هیچکدوم از کتاب‌هات رو نخونده

‫- چیکار داری می‌کنی؟ ‫- اشکال نداره

‫راستش منم هیچکدوم ‫از اشعارت رو نخوندم

‫جالبه، آخه توی ایمیل‌هات ‫نوشته بودی عاشق اشعار دیلن هستی

‫آره. عاشقشونم

‫همه‌شون رو خوندم ‫فقط نمی‌خواستم عذاب وجدان بگیره

‫آها

‫دلت خنک شد؟ حال جفتمون رو گرفتی

‫عمدی نبود، والت همینه دیگه چه میشه کرد

‫دیلن، بقیه‌ی صحبتمون بمونه برای بعد

‫گرگ، تا ده بشمار بعد بیا پیشم

‫آره، می‌خواد تا 10 بشماری ‫و نه، نمی‌دونم چرا

‫باشه

‫کتاب‌هات رو می‌خونم

‫نه، نیازی نیست

‫از دیدنت خوشحال شدم، گرگ

‫از خوشحالت... منم همینطور

‫خیلی‌خب

‫چیکار داری می‌کنی؟

‫خیلی‌خب

‫ای وای من

‫تا 8 هم نشمردی، گرگ

‫لازمه بازم تا 10 یا 20 بشمارم؟

‫- می‌تونم حدس بزنم چه فکری می‌کنی؟ ‫- بعید می‌دونم

‫اکثر رئیس‌های دانشگاه‌ها ‫یه مشت خرخون گوشه‌گیرن

‫ولی این یارو هیکلیه

‫دقیقاً داشتم به همین فکر می‌کردم

‫"عجب!" هم می‌گفتی قبول بود

‫می‌دونی رازم چیه؟ ‫سونای داغ و وان آب یخ

‫هر روز انجامشون میدم

‫هم‌اندازه‌ی کوکائین ‫اندورفین تو بدنت ترشح میشه

‫ولی جای 9 دقیقه ‫دو ساعت دووم میاره

‫- علاوه بر اون، بیا جلو... ‫- بیام نزدیک‌تر؟

‫چربی‌ قهوه‌ای رو آزاد می‌کنه

‫آره خب، آدم باید ‫چربی قهوه‌ای رو آزاد کنه

‫- می‌دونستم درک می‌کنی ‫- خوشحالم فکر می‌کنی که درک می‌کنم

‫ببین، اگر نپرسم حال کیتی چطوره ‫اصلاً بابای خوبی نیستم

‫و می‌دونم احتمالاً ‫قضیه‌ی اون و آرچی رو شنیدی

‫توی هیچکدوم از دانشگاه‌های آمریکا

‫ازدواج بین کارکنانی رو پیدا نمی‌کنی

‫که بیشتر از یک سال و نیم دووم آورده باشه

‫فکر نکنم اینطور باشه

‫خب، شاید حقیقت نداشته باشه ‫ولی اصولاً همینطوره

‫خب، تو چی؟

‫- تابحال شده به فکر تدریس بیفتی؟ ‫- من؟

‫نه، نه

‫نه چندان. دانشگاه نرفتم

‫چه اهمیتی داره؟ ‫الکی بزرگش کردن

‫واقعاً...؟ خیلی‌خب

‫من هنوز دارم دنبال ‫یه استاد نویسندگی می‌گردم

‫کافیه لب تر کنی، تا کارو بهت بدم

‫- خب... ‫- الان نگو

‫قبل از رفتن بیا تصمیمت رو بهم بگو

‫می‌خوام بری بگردی ‫تا دانشگاه بالا تا پایینت رو افسون کنه

‫- بالا تا پایینم؟ ‫- آره جیگر

‫در این حین، من میرم باشگاه

‫تا یکم وزنه بزنم. توام میای؟

‫نه ممنون

‫- میرم بچه‌مو ببینم ‫- آفرین بابای خوب

‫به کیتی بگو ‫اگر یه رسوایی جنسی دانشگاهی لازم بود

‫تا بالاخره باباش بیاد اینجا ‫ارزشش رو داشته

‫احتمالاً اینو بهش نمیگم

‫ممنون. عجب، خیلی‌خب

‫- هی، گرگ؟ ‫- بله؟

‫- خوشحالم اینجایی ‫- از دیدنت خوشحال شدم

‫برای کشیدن نیلوفرهای آبیش ‫"مونه" از سنت‌ها اجتناب کرد

‫و روی سطح برکه‌ی کنار خونه‌ش

‫توی ژیورنی تمرکز کرد. زیباست، مگه نه؟

‫باورش سخته ‫ولی درواقع مرمت‌کارها...

‫همین نقاشی رو با گوش‌پاک‌کن و تف مرمت کردن

‫- اَخ ‫- خیلی‌خب، حالا که این نکته‌ی

‫نسبتاً چندش‌آور رو شنیدین ‫دیگه می‌تونین برین

‫ولی باید دوشنبه مقاله‌تون رو تحویل بدین

‫آخه آخر این هفته‌ "کی‌پارتی" داریم

‫- کی‌پارتی چیه؟ ‫- دلت نمی‌خواد بدونی

‫نمی‌خوام بدونم؟ خیلی‌خب

‫اگر فکر می‌کنین برای نوشتن مقاله‌تون ‫وقت بیشتری لازم دارین، این بابامه

‫با برخورد با غریبه‌ها خیلی معذب میشه

‫پس اگر وقت بیشتری می‌خواین ‫تو چشماش نگاه کنین

‫و بهش بگین دوستش دارین، باشه؟

‫نه. لطفاً این‌کارو نکن

‫- خیلی‌ دوستت دارم ‫- خیلی‌خب

‫فعلاً

‫می‌دونی چربی قهوه‌ای چیه؟

‫بابا، خیلی خوشحالم اومدی ‫ولی نیازی نیست

‫- بهم سر بزنی ‫- نیومدم بهت سر بزنم

More Farsi Persian subtitles for Rooster

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left