Las primeras 200 líneas.
دونگ بك چطوره ؟
خودش رو خوب وفق داده ؟
بله،اين اواخر آروم و بي سر و صدا بوده
خيلي وقت نيست كه از ستاد پلیس کلانشهر سئول اخراج شده
واقعا ؟
خب پس از این به بعد چی ؟
بله؟- فکر میکنی از این به بعد چطور رفتار میکنه؟-
خب، اون همیشه خیلی غیر عادیه
...و همیشه کاری که میخواد رو انجام میده- کنترل کردنش سخته، مگه نه؟-
...ولی اون قلب مهربونی داره و اگه یکم بهش کمک کنیم
کمک کنیم که چی بشه ؟
حمایت های پلیس
براش پله های ترقی میشه
تا کمکش کنه حتی بیشتر از الان هم موفق بشه
سروان کو- بله-
چطوره یه کاری کنیم
بیا برای دونگ بک، کسایی نباشیم که کمکش میکنن
کسایی باشیم که کمکش رو دریافت میکنن
هم ؟- ولی قربان-
... این کار
هم برای نیروی پلیس و هم برای دونگ بک، خوبه
فهمیدی چی میگم ؟
بله، حرفتون رو خوب فهمیدم
اگه فهمیدی
دونگ بک رو مجبور کن استعفانامه بنویسه
از پلیس میذاریمش کنار
و فقط وقت هایی که به قدرتش احتیاج داریم ازش استفاده می کنیم
..میتونه کمکمون کنه جرایم خشن رو حل کنیم
کارآگاه دونگ این رو قبول نمی کنه
شنیدم دونگ بک همیشه به حرف تو خیلی خوب گوش میده
..من هم مطمئن نیستم که این کار درستی باشه
سروان کو
وقتی حرف از سازمان میشه، هیچ کار درست و اشتباهی وجود نداره
مسئله فقط انتخاب کردنه
ای خدا ، بی خیال . این انصاف نیست
سروان، چند تا مهمون آوردم
ای خدا- خفه شو-
آه می سوزه
کارآگاه بازی کیف میده ؟
آره بابا خیلی کیف میده
خبر داری آدم هایی که قدرت دارن، به خاطر تو می ترسن ؟
چطور ؟ کسی میترسه گیر بیفته ؟
اون ها کل عمرشون رو راحت و آسوده زندگی کردن
ولی ممکنه به خاطر تو همه چیزشون رو از دست بدن
واسه چی نباید مضطرب باشن ؟
خب که چی ؟ داری بهم میگی چون اون آدم بدا معذب شدن
من از کارم استعفا بدم؟- نه اینطور نیست-
یه عالمه کار سرگرم کننده ی دیگه وجود داره
اگه تو سلبریتی بشی
می تونی همه ی توجهی که میخوای رو بدست بیاری
نمی تونی منو بندازی بیرون
من نمیخوام بندازمت بیرون
تا وقتی که تو بازنشسته بشی، من به هیچ وجه استعفا نمیدم
به خاطر تو
من دیگه بیخیال درمان کردن ریزش موهام شدم
ممکنه به خاطر استرس زود بمیرم
درد میکنه، میشه اینو بکنی ؟
بیا اینجا
یه هویی چرا میخوای بهم محبت کنی ؟
محبت بخوره تو سرت
آروم ، درد میکنه
ای خدا ، سرده
...سعی نکن با دنیایی که ازت متنفره بجنگی
و فقط یه راهی برای خوشحال بودن پیدا کن
اگه خواستی میتونی از من متنفر باشی
نه
کارآگاه
بگیرینشون
سروان
سروان- لعنتی-
....نه- بدویید-
سروان
سروان- اوه، خدای من-
سروان حالتون خوبه؟- به خودتون بیایید-
چیکار میکنی ؟ زنگ بزن آمبولانس
حالتون خوبه؟- لطفا زود باشین-
آمبولانسه؟- من خوبم-
اصلا درد نمیکنه- یه نفر آسیب دیده-
لطفا عجله کنین
وضعیتش ؟ فقط هر چه زود تر خودتونو برسونید اینجا
سروان
مشترک مورد نظر پاسخگو نمی باشد
لطفا بعد از شنیدن صدای بوق پیغام بگذارید
بابا
مامان، حالا چیکار کنیم ؟
عمو دونگ بک میاد ؟
میاد
ولی الان، یکم سرش شلوغه
چه خاکی تو سرمون بریزیم؟
سه هون
ما رو صدا کردن، باید بریم
باشه
وقتی عمل تموم شد، بهم زنگ زن
دکتر فعلا چیزی نمیدونه
باید منتظر بمونیم و ببینیم چی میشه
ما هممون پلیسیم. یکم احترام بذار
این کار واقعا ضروریه ؟
زندگیش در خطره
کافیه
ایش ، از دست این پیرمرد
خیلی کنده ، باورم نمیشه نتونست ازش جاخالی بده
مثل اینکه میخواد من احساس عذاب وجدان بکنم
اینا همش به خاطر دونگ بکه
به خاطر اون نیست . من خودم داوطلب شدم
تو چرا باید داوطلب بشی آخه ؟
تو دیگه به زودی بازنشسته میشی
انتظار داری همینجوری بشینم و ببینم که یه بچه داره تنهایی میجنگه ؟
اون یه بچه ی عادی نیست
آره ، عادی نیست
به هیچ وجه یه بچه ی عادی نیست
ای خدا- ولی میدونی-
اون هیچ فرقی با بچه های ما نداره
وقتی حالش خوبه میخنده
و وقتی ناراحته گریه میکنه
وقتی عصبانی میشه جیغ و داد میکنه
شاید متفاوت باشه، ولی اون فقط یه بخش کوچیکشه
اونم مثل ما فقط یه انسان عادیه
درضمن، من نباشم اون هیچ کاری نمیتونه بکنه
ای خدا باورم نمیشه
دارم راستشو میگم
آیگو- هیونگ نیم-
چرا ؟ چرا ؟
بیخیال، بیا بریم تو
سروان- اوه دونگ بک اومده-
اومدیم مصاحبت رو ببینیم
ای خدا، لازم نیست مصاحبمو ببینیم
شروع شد
کارآگاه دونگ چطور آدمیه ؟
اون یه مرد جوون معرکست
اوه، که اینطور
اون دقیقا چجوری معرکست ؟
خب، میشه گفت که من و دونگ بک مثل پدر و پسریم
...ما مثل هر خونواده ی دیگه ای به همدیگه اهمیت میدیم
دارویی که خوردم خواب آلودم کرده
آیگو
پدر، پدر ؟
توی مصاحبه دقیقا چرا اونجوری کردید ؟
پدر، بیدار شو- بذار استراحت کنم-
بابا ؟
کنترل تلویزیون رو بده به من
بابا، زود باش بلند شو
بابا- عزیزم-
عزیزم، چشماتو باز کن- بابا-
عزیزم لطفا چشماتو باز کن
داریم رد میشیم- خواهش میکنم چشماتو باز کن-
چشماتو باز کن
عزیزم
وقتی رسیدیم اینجا، از هوش رفت
کارآگاه دونگ زیادی از خودش کار نمیکشه ؟
کارآگاه بیدار شد
بله، من دوباره باهاتون تماس میگیرم
حالتون خوبه ؟
باید یکم استراحت کنین
اینجا ...سروان چی شد ؟
...عمل خوب پیش رفته ولی
زود باش بگو، اشکال نداره
هنوز به هوش نیومدن
من مطمئنم به زودی بیدار میشه
نباید برید، بیمارستان پر از دادستان و
و افسر های سازمان اطلاعاته
خانم یون سو کیونگ چی شد ؟
دارن دنبالش میگردن، همین الان با سرپرست هان حرف زدم
کارآگاه
نگران نباش، جایی نمیرم
میرم به اتاق بغلی
میخوام یکم تنها باشم
پس من میرم به بیمارستان
نه، تو هم باید استراحت کنی
ممکنه بعدا برای یه مدتی سرت شلوغ بشه
ممنونم
دادستان وو سوک دو ؟
امیدوار بودم که خودم رو به صورت رسمی بهتون معرفی کنم
ولی فکر کنم موقعیت خیلی اضطراریه
میشه چند لحظه با هم حرف بزنیم ؟
بفرمایید
میدونم علاقه ی زیادی به کارآگاه دونگ بک دارید
ولی ممنون میشم این علاقتون رو کم کنید
علاقمندی دادستانی به یه مجرم
ربطی به سازمان ملی اطلاعات نداره
کارآگاه دونگ یه مجرم نیست
خواهیم دید
منم یه مجرم میشناسم
اون شخص ، وقتی میخواست روی رسوایی یه دادستان ارشد سرپوش بذاره
یه قربانی رو به کشتن داد
فقط چون به مجرم ها علاقه دارید این رو گفتم
از آشنایی با شما خوشبختم، فرمانده کل لی
من مدیر کیم از سازمان ملی اطلاعات هستم
خانم سون، برای چه کاری اومدین اینجا ؟
من فکر نمیکردم یه ترسو باشین
ولی در مورد اسمتون هم دروغ میگید
به خاطر دونگ بک اومدید ؟
میدونستم متوجه میشین
ولی متاسفانه کمکی نیست که بتونم بهتون بکنم
بریم
اوضاع طبق خواست ی شما پیش نمیره
به هیچ وجه
من دادستان وو سوک دو از دفتر مرکزی دادستانی هستم
دادستان کل بهم گفتن برای کمک به شما، هر کاری از دستم برمیاد انجام بدم
مجرم تشخیص هویت شده، پس به زودی از بین میره
اون عوضی چی ؟- دونگ بک هم همینطور-
No comments yet. Be the first to leave one.