Las primeras 200 líneas.
ما در جلویی خوابگاه رو پوشش دادیم
در همین حالی که صحبت میکنم داریم نزدیک میشیم
!ایم سوهو
!تفنگتو بنداز
ایم سوهو
محاصره شدی
عقب بمونین
میزنمش
بیاین پایین
!عقب بمونین
!عقب بمونین
دانشجوها صدمه می بینن
هی، همه چی روبراه میشه
اصلا نترس
همه چی روبراهه
اسلحه هاتونو بیارین پایین
تا سه میشمارم اسلحهت رو بنداز وگرنه میکشمش
یک
دو
ایم سوهو
سه
!رفیق
کارآگاه جانگ
کی در حال مانورشهری، شلیک میکنه ؟
... نگو که
جنگ شروع شده
تکون نخور، آقای لی
آقای لی، همینطوری بمون
حالت خوب میشه
لعنتی
...حرومزاده های لعنتی
!تمومش کنین
مهمات ـم تموم شده
!شلیک نکن- !شلیک نکن-
!عوضیا، شلیک نکنین
اون حرومزاده ها
!دفاع بالستیک، حرکت
لعنت بهشون
!هدف گیری- !هدف گیری-
داخل خوابگاه به پشتیبانی نیاز داریم نیاز به پشتیبانی داریم
واحد شماره چهار، زمان تقریبی رسیدن یک دقیقه
واحد دفاعی، حرکت کن
!مراقب باش
!آقای لی
!نارنجک با خودش داره
اسلحه ـتونو بندازین
اسلحه هاتونو بیارین پایین
ایم سوهو
اون فقط یه دانشجوئه
برید بیرون
!همه ـتون
بیرون
همه واحد ها، عقب نشینی کنن
صبر کن
تو مسئول ـشونی، آره؟
تو بمون
اون مجروح شده
میخوای گروگان نگهش داری؟
خوب گوش کن
اگه بهمون حمله کنی
اول از همه، اونو میکشم
باشه
من اینجا میمونم
ولی بزار دانشجوها برن
!دیوونه شدی؟ گلوله خوردی
!حرومزاده های متظاهر
!بیرون
من بمیرم هم بدون تو نمیرم بیرون
به هر حال هیچ جوره نمیتونه فرار کنه
اگه تونستین، بگیریدشون- رئیس-
حالا برین
بیرون
...نه
!نه، نمیتونم! ولم کنین
!همه واحد ها عقب نشینی کنن- !نه-
!حرومزاده ها، ولم کنین
!نه- فورا تیم پزشکی رو خبر کنین-
خیلی ها مجروح شدن- !ولم کنین-
!من باید برگردم
!ولم کنین- !تیم ترابری آماده باشن-
با من بیا
استاد هان چی شد؟
بقیه اعضا در امنیت همراهیش میکنن
الان چیکار کنیم؟
باید سر ساعت ده شب، تو محل قرارمون باشیم
هر جور شده از اینجا میریم بیرون و به رفقامون ملحق میشیم
من همه درها رو میبندم
همه گروگانها رو بیار کافه تریای طبقه دوم
بله، قربان
بیاین بیرون
!فورا
!بیاین اینجا
!تکون بخورین
سریعتر
!یالا
هی، تو اونجا
تکون بخور
دارم میام
هی
هوی، بیا اینجا ببینم
!تکون بخور ببینم
!تو هم همینطور، احمق، همین الان
دیوونه کننده ست، خدا لعنتشون کنه
چندنفری مجروح شدن، به پزشک نیاز داریم
ببر سیاه گلوله خورده
و با دانشجوها گروگان گرفته شده
همین الان به پشتیبانی بیشتر نیاز داریم، تمام
منظورت چیه؟
...داری میگی که
اونا مردم رو توی خوابگاه گروگان گرفتن؟ تمام
رودخانه ته دونگ یک، با نارنجک تهدید کرد برای همین نتونستیم کاری بکنیم
ولی فقط سه نفرن
شکست دادنشون سخت نیست، تمام
منتظر بمونین
!تا دستور من، هیچ کاری نکنین
دریافت شد، تمام- چندنفری هستن که زخمی شدن-
به پزشک نیاز داریم
وسط سئول مردم رو گروگان گرفته؟
پدرسگا، هوس مردن کردن؟
یه لحظه بمون
...اگه رئیس بفهمن که من نیروها رو فرستادم
لعنتی
خانم چویی
خانم چویی
مگه خبرنداری دارم لباسای خانم هونگ رو پرو میکنم؟
شوهرتونه، بهشون گفتم اما گفتن باید باهاتون صحبت کنن
باید یه مسئله ضروری باشه، برو
ببخشید، پس
این دفعه دیگه چیه؟
چی؟جاسوس؟
آروم باش، چه خبر شده؟
...توی خوابگاه دخترانه دانشگاه هوسو
!جاسوس های شمالی مردم رو گروگان گرفتن
گروگان گرفتن؟
توی خوابگاه دانشگاه هوسو؟
وایستا، صبر کن
...چه با یه طناب جادویی به آسمون بره
...یا از روی اسب بیفته و بمیره
همش به سیزده تا دختر جوون باکره بستگی داره
اوه، خدای من
پس مقدر شده که اون چانگ سو، پادشاه بشه ؟
داری راجع به چی حرف میزنی؟
اگه رئیسمون بفهمه که من !نیرو ها رو فرستادم، کارم تمومه
عزیزم
با دقت به حرفم گوش کن
...شاید اون چانگ سو بتونه در آینده به جای
نام ته ایل، کاندید ریاست جمهوری بشه
چی؟
رئیس، ممکنه کاندید بشه؟
از کجا اینو میدونی؟
...این پیشگوئه گفت که
بیخیال، داستانش طولانیه
به هر حال، از این لحظه به بعد اصلا نباید کاری بر خلاف میل اون چانسونگ بکنی
...باشه، پس
اتفاقی که افتاد اینه که لی گانگ مو برخلاف دستورات من رفت تا اونو دستگیر کنه
البته، درسته اون حرومزاده هیچ وقت به حرفت گوش نمیده
!آره، همینه! حالا بمون و ببین
...لی گانگ مو، اون حرومی
این دفعه یه درس درست حسابی بهش میدم
دارم به کوهستان نام میرم
ماشینو آماده کن
ضامنشو نکشی ها اگه این کارو بکنی، همه مون می میریم
وایستا
اگه حرکت کنین، منفجر میشه
تکون نخور
اوه، نه
سرجات بمون
تکون نخور
!برو کنار
!سراتون رو پایین نگه دارین
!سراتون رو پایین نگه دارین
توی صف بمونین
سریع تر حرکت کنین- !توی صف بمونین-
چی؟بازم هست؟
!سریع تر حرکت کن
!برید دیگه
توی یه صف حرکت کنین
چشمتون به پشت سر نفر جلویی
سریع تر حرکت کنین، یالا برین
تکون بخورین
توی یه صف
سراتون رو پایین نگه دارین
حرکت کن
!هی، تو
برو دیگه
!سراتون رو پایین نگه دارین
سرتونو بنداز پایین
تکون بخور عوضی
رو به دیوار
حالا، توی عوضی
سرتو بگیر پایین و خفه خون بگیر
خانم پی رو نمیبینم
کسی مدیر خوابگاه رو ندیده؟
شاید برای نجات دادن جون خودش تنهایی فرار کرده
جدی؟ ممکن نیست- یعنی تنها ولمون کرده؟-
چیکار کنیم؟
!دهنتونو ببندین
!ایم سوهو
تا سه میشمارم اسلحهت رو بنداز وگرنه میکشمش
خانم پی
No comments yet. Be the first to leave one.