The Magicians

The Magicians

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 1

Información de lanzamiento

The Magicians S01E05 1080p WEB-DL Hevc x265 RMTeam
The Magicians S01E05 720p WEB-DL Hevc x265 RMTeam
Comentario por zirkhaki
IMDB-DL * Zirkhaki * iMovie-DL.Co

Etiquetas

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
x265
HEVC
720p
720
Publicado el: 2016-02-19
Descargas: 52
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

...‏آنچه در "جادوگران" گذشت

.‏می‌دونی، باید اثر می‌کرد

.‏اون طلسمی که برای ارتباط با برادرم به کار بردیم

.‏خب، من چندین بار اون رو بررسی کردم

‏واستا، تو که نمی‌خوای دوباره امتحانش کنی، آره؟

!‏- نه! نه! نه !"‏- "تو رو مقید می‌کنم

!"‏ "تو رو مقید می‌کنم

‏چرا فکر کردی که باید من رو نجات بدی؟

.‏داشت تو رو می‌کشت

.‏دیگه اینجا کاری ندارم، واسه تو هم خوب میشه .‏می‌تونی خوشحال باشی

‏می‌خوای بگی این کارها واسه چیه؟

.‏یک جادوی بزرگتر و بهتر

.‏بریم آت و آشغال‌هاشون رو بدزدیم

.‏اون قرار نیست هیچوقت بیدار بشه

.‏مارینا، یه روانیه

‏فکر می‌کنی بریک‌بیلز، تو رو از جادو محروم کرده؟

.‏تو چیزی از محرومیت نمی‌دونی

.‏ولی تو می‌تونی بین دنیاها جابجا بشی

.‏اگه این موهبت، قبلش تو رو به کشتن نده

.‏خواهش می‌کنم، به من کمک کنید

.‏امروز وقتم کاملاً پُره، کوئنتین

‏- چیه؟ ...‏- من فقط

‏اصل مطلب؟

‏چه اتفاقی برای جولیا میفته؟

.‏آها

.‏اون دوستت که هج‌ویچ بود

.‏می‌خوام اون رو بکُشم

...‏من

...‏من

.‏دارم سر به سرت میذارم، کوئنتین

.‏من قرار نیست با اون کاری بکنم

‏فکر می‌کردم شاید بخواین دوباره .‏حافظه‌ش رو پاک کنید

‏البته، ولی باز دوباره بدنش .‏جادوی اون رو افشا می‌کنه

.‏و دوباره به فکر صدمه زدن به من میفته

‏پس همینطوری میذارین با این قضیه کنار بیاد؟

.‏کوئنتین، من پلیس جادویی نیستم

.‏اونا دیگه به اینجا برنمی‌گردن

.‏می‌دونن اگه برگردن چه بلایی سرشون میارم

،‏کاری که اون بیرون می‌کنن ‏به من ربطی نداره؛

.‏به تو هم ربطی نداره ‏متوجه شدی؟

...‏گران نباش، هج‌ویچ‌ها معمولاً

.‏خیلی سریع هم رو تخریب می‌کنن

‏می‌خوام طلسم‌هایی که بهم نرسیده رو یاد بگیرم .‏تا بتونم با این اوضاع کنار بیام

‏می‌خوام طلسم‌های جدیدی که دزدیده رو یاد بگیرم .‏چون من بهش کمک کردم

.‏- نمی‌تونی بیای داخل .‏- پس اونا رو بیار بیرون

،‏اونا توی یک صندوق قفل‌دار هستن

‏و اگه می‌تونستم بیارمشون هم .‏این کار رو نمی‌کردم

،‏دوست ندارم تو صدمه ببینی

.‏و مارینا بهت صدمه میزنه

‏اون بهت کمک کرد از بریک‌بیلز .‏بیرون بیای تا خودش رو نجات بده

.‏دفعه‌ی بعدی اینقدر خوش‌شانس نیستی

.‏مزخرفه

‏من هم به اندازه‌ی اون .‏حق دارم از اون جادو استفاده کنم

.‏حتی بیشتر

...‏- اون از دوست من استفاده کرد تا !‏- دوستِ تو

.‏ببین، مارینا اینجا رئیسه .‏زندگی منصفانه پیش نمیره

.‏وای از دست تو .‏حالا لطفاً برو

.‏قبل از اینکه تو رو اینجا ببینه، برو

،‏فکر کن داری واسه کارورزی ثبت‌نام میشی

،‏و یا بعنوان دانشجویان برتر .‏و شاید حتی یه شغل

‏مسئول فارق‌التحصیلان میاد و از بین .‏دانشجویان، مربی انتخاب می‌کنه

.‏آلیس، درک می‌کنم که چرا اینجا موندی

‏می‌دونم که احساس می‌کنی ،‏باید اونجا رو ترک می‌کردی

.‏ولی من واقعاً دوست دارم برگردی

.‏اونجا فقط یه گوشه‌ی کوچیک از این دنیاست

،‏خیلی جاهای دیگه‌ای هم برای دیدن هست

.‏و دوست دارم اونا رو ببینی

...‏من دوست ندارم گوشه‌هایی که قبلاً دیدم رو

.‏دوباره ببینم

،‏آلیس، هر سال تعدادی از دانشجوها میرن

.‏و من دنبال اون برّه‌های گمشده نمیرم

.‏شما من رو دعوت نکردین

،‏برای رسیدن به آزمون ورودی .‏باید مخفیانه وارد می‌شدم

.‏من اشتباه کردم

‏من واسه اتفاقی که برای برادرت افتاد ،‏احساس مسئولیت می‌کردم

‏و نمی‌خواستم که دوباره مسئول .‏یه فقدانِ دیگه واسه خانواده‌ت باشم

.‏آلیس، من اشتباه می‌کردم

‏موهبتِ تو بیشتر از اون چیزیه .‏که نخوای پیش ما باشی

،‏فقط واسه یه هفته برگرد

،‏و اگه دوست نداشتی، هر کاری خواستی بکن

.‏یک کشاورز بشو

.‏امسال، "مسابقات عطشِ" فارق‌التحصیلان رو ما می‌بریم

.‏پارسال، مربیِ من یک راهبه بود .‏دیگه اون اتفاق نمیفته

.‏من متخصص پاها هستم

...‏استخوان‌های شکسته، زگیل ...‏من چیزهای جالبی

.‏...برای قارچِ ناخنِ پا دارم

...‏99درصد از این مربی‌ها

.‏واسه همیشه به سوداگران متوهم جادو تبدیل میشن

.‏آلیس

...‏تو

.‏سلام

.‏میرم یه نوشیدنی بگیرم

‏- "گِنجی" خاله‌ی توئه؟ .‏- اُه، سلام آلیس

‏- اون "گنجی" بود؟ ‏- شماها اون رو می‌شناسین؟

.‏همه اون رو می‌شناسن .اون مسئول یک آسایشگاهه

.‏واسه جادوگرها، اونجا مثل "کمپ دیوید" می‌مونه [‏[استراحتگاه رئیس‌جمهور آمریکا در واشنگتن

.‏اگه کمپ دیوید توسط "کالیگولا" اداره بشه [‏[امپراطور روم‌ كه‌ در سنگدلى‌ شهره‌ بود

.‏بدون اغراق گفتم

.‏- عذر می‌خوام ...‏- چی

...‏واسه اون موضوع، احساس خیلی بدی دارم

‏فکر کنم...اگه من جای تو بودم ...اینجا نمی‌ایستادم

.‏با یکی مثل خودم حرف نمی‌زدم

...‏من تو رو

.‏من نباید تو رو مقصر می‌دونستم

.‏حقیقت اینه که برادرم 5 سال پیش مُرده

...‏هنوز هم من

.‏باید برم به خاله‌م کمک کنم

‏کسی صدای من رو می‌شنوه؟

‏هیچکس نیست؟

‏هیچکس نیست؟

.‏پنی

.‏من اِستنلی هستم

.‏مربیِ تو هستم

.‏خب، من درخواست مربی نکرده بودم

.‏برام مهم نیست

،‏تو همینی هستی که می‌بینی .‏پس من اینجام

‏چی، یه رویاپرداز؟

.‏رهنوردها خیلی نادر هستن

...‏فکر کنم از 35 سال پیش

.‏در بریک‌بیلز، رهنورد نداشتیم

...‏هیچ رشته‌ی دیگه‌ای

.‏قدرت و امکاناتِ اون رو نداره

.‏فهمیدم. این یه موهبتِ شگفت‌انگیزه

.‏اون یک مسئولیت ناخوشایند و مخرّب هستش

.‏روی قله‌ی اورست، درب و داغون شدم

.‏پام رو بخاطر سرمازدگی از دست دادم

...‏اگه اون پارچه‌ی پشمیِ "شرپا" نبود

.‏حتماً همونجا می‌مردم

...‏هنوز در مورد مبحث

‏پرواز روح چیزی نخوندی؟

.‏من فیلم "سفر ستاره‌ای" رو نگاه نمی‌کنم

.‏وسیله‌ی آموزشِ رهنوردها

.‏بدنت اینجا می‌مونه؛ ذهنت سفر می‌کنه

.‏مثل اینه که روح هستی

...‏خلسه

...‏نمی‌تونه مانع از "محتلم" شدن

.‏و یا بیدار شدن در "ماریانا ترنچ" بشه

.‏ولی این مانع میشه

،‏با متصل نگه‌داشتن جسم با زمین .‏این کار رو می‌کنه

.‏فقط پرواز روح

.‏نقطه، سر خط

،‏باعث نمیشه که صداها محو بشن

.‏ولی شاید تو رو زنده نگه داره

،‏چطور با دونستنِ این همه چیز !‏آخرش یک پزشکِ پا شدی؟

.‏کوئنتین، اینجا که دنیای واسطه نیست

.‏اونقدر هم پژوهش برجسته‌ای در اطرافمون نیست

،‏یک مربی رو تحت تاثیر قرار بده .‏بعدش نمی‌خواد نگران چیزی باشی

‏چطور باید یه نفر رو تحت تاثیر قرار بدم؟

.‏از طریق تاثیرگذار نبودن

.‏خوشحالم که پرسیدی

.‏والترز

‏- والترز چی؟ .‏- حال ندارم

...‏اون یه بازی ـه که میلیون‌ها سال پیش ساخته شده

‏تا مانع از این بشه که دانشجوها .‏در دوئل‌ها، همدیگه رو بکُشن

.‏مثل شطرنج می‌مونه

.‏یه جواریی. نه کاملاً

.‏برای گرفتن مربع‌ها از جادو استفاده می‌کنی .‏مزخرفه

.‏نمی‌دونم، به نظر که جالب میاد

.‏- خیلی کسل‌کننده است .‏- خودت کسل‌کننده هستی

.‏- خودتی .‏- یه مسابقه برگزار میشه

،‏قرار بود که یک سوپرایز باشه .‏ولی من از خراب کردن این چیزا خوشم میاد

،‏هر رشته، یک تیم معرفی می‌کنه

،‏و مربی‌ها هم نظارت می‌کنن

.‏پس بخاطر من هم شده، گند نزنی

.‏کوئنتین

.‏یه نفر اومد دفتر مدیر و یه پیغام برات گذاشت

.‏بابام مریضه

.‏سلام، کیو فرفری

.‏سلام بابا

،‏تومور مغزی هستش

.‏ولی یه تومور بدخیم نیست

‏کاری میشه کرد؟

،‏خب خوشبختانه چند تا روش درومانی هست

.‏چند تا شیوه‌ی جدید و جالب

...‏تو

‏احساس ناخوشی داری؟

...‏احساس می‌کنم

.‏آرومم

.‏کمی هم سرگیجه و سردرد دارم

.‏واسه همین رفتم دکتر

‏- مامان هم خبر داره؟ .‏- نه، نمی‌دونه

...‏فعلا، من

...‏به این نتیجه رسیدم که

....‏حقیقت اینه که من فقط

.‏فقط نمی‌خوام باهاش حرف بزنم

.‏من نگران تو هستم

،‏تو یک تومور سرطانی داری ‏و نگران من هستی؟

‏میشه دیگه نگی تومور سرطانیِ مغر؟

‏مگه تومورِ ذهن هستش؟

،‏از وقتی به اون مدرسه‌ی جدید رفتی

.‏دیگه تو رو ندیدم

،‏خیلی به اشتباهاتم فکر کردم

‏می‌دونی، چیزایی که می‌تونستم .‏بطور دیگه‌ای انجامشون بدم

،‏کوئنتین، وقتی تو 10 ساله بودی

،‏من تحمل اون تردستی با ورق رو نداشتم

‏ولی اگه اون باعث میشه که دنیا ...‏برات قابل تحمل بشه

‏پس بی‌خیال شو و برو دنبال همون .‏تردستی با ورق

.‏سعی نکن چیزی باشی که نیستی

‏حالا چی می‌خونی؟ ‏امور مالی؟

‏واقعاً به امور مالی علاقه داری؟

More Farsi Persian subtitles for The Magicians

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left