I Love LA

I Love LA

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 1

Información de lanzamiento

I Love LA S01E07 Divas Down 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-RAWR
Comentario por warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 7 I Love LA 2025 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicado el: 2025-12-21
Descargas: 31
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

شانس همون وقتیه که آمادگی با فرصت روبرو می‌شه

باید اون‌قدر جون بکنی تا الگو هات بشن رقیب‌هات، باشه؟

درد فقط همون ضعفه که داره از بدن خارج می‌شه

اوه! وای خدای من

عزیزم، این همه بسته‌های تبلیغاتیِ «تالولا» اینجا چیکار می‌کنه؟

آره، داشتم مرتب‌کاری می‌کردم، بعد با خودم گفتم که

بالاخره این قفسه رو می‌زنم به دیوار

ولی فکر نکنم دیوارهای خونه‌مون ستون یا پایه داشته باشه

یه دونه ستون داریم. اونم تویی با اون چکش

نه، این ترازه. باشه

ولی جدی عزیزم، تالولا کی میاد این آشغال‌واشغالاشو ببره؟

اصلاً اوضاع از دست در رفته. می‌دونم

تمام آخر هفته رو توی «مار ویستا» پیش «تسا»ست

آخه کی تو «وست‌ساید» زندگی می‌کنه؟

یعنی، وقتی اولش اومدم لس‌آنجلس

تو «سانتا مونیکا» زندگی می‌کردم. راستش جای خیلی قشنگیه

اَه، این فرهنگِ «ریلکس بودن» خیلی رو مخمه

که چی؟ همه‌تون که نمی‌تونین غریق‌نجات باشین

یه جورایی از ساحل متنفرم

انگار شن فقط همون خاکه و ما همه‌مون

داریم تظاهر می‌کنیم که این‌طور نیست

ولی استخر دوست دارم

شاید برای کریسمس بتونیم بریم یه جا که استخر داشته باشه

اون‌طوری دیگه حتی لازم نیست پاهامون رو بشوریم

الان دیگه پولدار شدیم، یا چی...؟

شاید، اگه امروز خوب پیش بره. نمی‌خوام نفوس بد بزنم، ولی

هوم

هی، می‌شه... می‌شه فقط در رو باز کنی؟

آره

برای امشب ردیفی دیگه، نه؟

آره. برای شام؟

داشتم فکر می‌کردم مرغ و سیب‌زمینی درست کنم

یه چیز ساده... آره، عالیه

آره. باشه، مرسی

باشه. فعلاً

این خوبه؟ آره، عالی به نظر می‌رسه

آره، دارم سعی می‌کنم اینا رو دسته‌ای بچینم

نه، همین عالیه. باشه

خیلی استایل فرانسوی داره. آره

خیلی عجیبه که «آنتوان» داره میاد اینجا

می‌دونم، به این دفترِ داغونِ فکسنیِ ما؟ اینجا واقعاً یه طویله‌ست

از همین الان لباسم خیس عرق شده. مامِ مردونه زدم لعنتی

آره، خیلی استرس دارم. اون‌قدر با «دولینگو» فرانسه تمرین کردم که

خواب‌های خاک‌برسری در مورد اون جغده می‌بینم

انگار وقتی بیدار می‌شم دهنم پرِ پرِ جغده

عکس مشتری‌هایی که «آلیسا» گذاشته رو دیدی؟

رسماً یه زیارتگاه واسه «کاملیا تی‌کِی» درست کرده

آخه چرا اون عکس لعنتیِ «ریتزِ» تالولا رو گذاشته؟

اگه این تنها عکسی باشه که آنتوان می‌بینه

عمراً پاش به شامِ «فورمه» برسه

اوه! عالیه، دسته‌های کوچولو

هی شما دوتا. ست کردین با هم

بامزه شده. اوه

وای خدای من، اومد

اوه

تو

خوش‌تیپ، برو بیارش. برو راهنماییش کن داخل

خب، یادتون باشه. لبخندهای پهن

گرمی، ادب، متانت

خب، همه سرِ جاهاشون. اون منم؟

من چیزی...؟ تو چیزی...؟ نه، خوبی. من چیزی رو

نه، نه، نه، اوکی‌ایم. خوبه

سلام‌سلام

اوه! سلام‌سلام

آلیسا، ماچ. ماچ

آلیسا، جفری. جفری، آلیسا

سلام‌سلام. سلام‌سلام

واو، اینجا رو ببین. چقدر باحاله

امپراتوری کوچیک خودتونه، نه؟

آلیسا، دیگه واسه خودت خانمی شدی

اوم. خب

همه دارن درباره شام «فورمه» حرف می‌زنن

موقعی که از «هارپرز بازار» جدا شدم

مردم فکر می‌کردن «چیکار می‌خواد بکنم؟ اون خیلی آدم سمی‌ایه!»

این بود که گفتم، یه مهمونی شام با چندتا از دوستای خوشگلم راه می‌اندازم

و هر سال هی بزرگتر و بزرگتر شد

و حالا انگار واقعاً برای مردم مهم شده

آره، فکر کنم واقعاً برای مردم مهم شده

اوضاع چطوره؟ خب، من هنوز دارم مدل جذب می‌کنم

هنوز استعدادها رو با طراح‌ها هماهنگ می‌کنم

می‌دونی کی واسه این شام عالیه؟

«کاملیا تی‌کِی». اوه، همون چهره معروفه

جفری، می‌شناسیش؟ نه

نه؟ اوم

صبر کن، این دختره که بیسکویت دستشه

اوه. چرا برام آشناست؟

واو، چقدر بیسکویت دوست داره

واقعاً عاشق بیسکویته

کاملیا عاشق بیسکویته. اوه، چقدرم قرمزه

بگم؟ آره، بگو

می‌دونی، کاملیا... همون دختره که کیف‌قاپ بود

جفری، تو ویدیوش رو بهم نشون دادی

اسم اسمی‌ش چیه؟

اوه، اون «تالولا استیل»ـه

من «مایا سیمزبری» هستم، مدیر برنامه‌هاش

آه! ولی تو که کپیِ کوچولویِ آلیسایی

عین این ماتریوشکاهای روسی

نکنه اگه سرت رو دربیارم، یه نسخه کوچکتر از خودت اون تو باشه؟

مایا شاگردِ سوگلیِ منه

آه! فقط می‌خواستم بگم

تالولا دیوونه‌ی شامِ «فورمه»ست

همین‌طور خودِ من

هیچ‌وقت یادم نمی‌ره کلاس هشتم بودم و «کارا دلوین»

قبل از شام روی فرش قرمز عکسش رو گرفتن

با اون ابروهاش؛ یه تنه باعث شد ابروهای پهن دوباره مد بشن

با خودم گفتم خداروشکر. حالا نوبت سیبیله

یادمه به کارا گفتم: «کافیه یه نگاه بهت بندازن،»

«تا دیگه هیچ‌وقت ابروهاشون رو برندارن.»

و واقعاً هم حق با شماست

فکر کنم اینم گفتم که از بهترین‌ها ایده بگیرید

مثل بالنسیاگا، نه؟

آه. جفری؟

بله؟ یه جلسه ترتیب بده

با مایا سیمزبری و اون دخترِ کیف‌قاپ، واسه امروز

باشه. اوه، واو

ایول دختر، ایول

آنتوان، می‌خوای بریم تو اتاقم یه گپی بزنیم؟

خیلی دوست دارم لیست بقیه مشتری‌هامون رو هم بهت بگم

البته. از این طرف

آلیسا، آب داری؟

آب؟ با خیار یا

تالولا هستم. فعلاً نمی‌تونم جواب بدم عوضی. پیام بده

عوضی، اون گوشیِ لعنتی رو بردار

زندگیمون قراره از این رو به اون رو بشه

اوه

بیا، باید یه سلفی بگیریم

چون بابام قراره از خوشحالی غش کنه. آره

راستی، حال بابات چطوره؟

خوبه، الان با مامانم لندنن

رفتن واسه یه سفر مفصل به مناسبت سالگردشون. اوه

یه جورایی معتادِ این پیکرتراشی‌های سرد شده

مرسی. بهش بگو دکتر قصیری

عاشق اون پوستر امضا شده‌ی «کشتی نوحِ آرکانزاس» شد

البته. کلی خوشش اومده

آه! چـ... چـ... چارلی

بسه. تمومش کن. چـ... چـ... چارلی

چارلی کوهن! خفه شو. خفه شو دیگه لعنتی

خفه شو دیگه. تمومش کن. خوبی؟

جدی می‌گی؟ بیا آروم حرف بزنیم

چیزی نیست که بخوای بابتش خجالت بکشی

خجالت نمی‌کشم، ولی... کاشت مو فقط یه جور رسیدگی به خودته

مگه تو بابت مسواک زدن

توی صبح خجالت می‌کشی؟ آره، واسه همینه که تنهایی تو دستشویی انجامش می‌دم

نه توی یه اتاق

پر از نایب‌رئیس‌های ارشد نتفلیکس

خب، می‌دونم که این چند وقت حالت گرفته بوده

واسه همینه که گاهی فقط لازمه یه کم مو از پشت سر برداری

و بذاری جلوی سرت

منم منظورم همینه

یه سورپرایز کوچولو هم برات دارم که حالت رو جا میاره

پیام‌هات رو چک کن

عوضی

«میمی راش» وسط اجرا ضایع شد؟

ای‌فلان! نه چارلی، طفلکی زمین خورد

نتوانستم ببینمش چون خودم دردم می‌گیره

پس هر وقت دیدی بهم خبر بده چون منم می‌خوام

می‌دونی، همیشه فکر می‌کردم رانندگی کار غیراخلاقی‌ایه

مرسی از آقا پسری که تولدشه و به من یه

این واقعاً

نمی‌تونم. وای خدای من

الان خندیدن خیلی برام سخته ولی نمی‌تونم جلوی خودم رو بگیرم

مرسی. دوستت دارم. دوستت دارم

هودی و عینک آفتابی می‌خوای؟

مجانی‌ان. اینو می‌بینی؟

همین‌جوری دارم می‌برم

سلام

سلام! خوش اومدی خونه

دلم برات تنگ شده بود. مایا، مایا، مایا

سلام. بالاخره

آخر هفته‌تون چطور بود؟

خیلی خوب. راستش واقعاً مسافرت نبود

فقط تو خونه‌ی من تو «مار ویستا» بودیم

که همون لس‌آنجلس حساب می‌شه

آره. نه، از نظر فنی، البته

خب، جلسه‌ی آنتوان

خیلی دیوانه‌واره، نه؟ آره

اگه ازت خوشش بیاد... که میاد... می‌تونی تصورش کنی؟

تو، من، نیویورک

اینکه یه استایلیستِ لعنتیِ پاریسی میاد لباست رو اندازه می‌کنه؟

خیلی خفنه

نمی‌دونم مایا. راستش واقعاً از این آخر هفته خسته‌م

از تعطیلات خسته‌ای؟

خب، فقط یه تعطیلات معمولی نبود

مثلاً کلی رانندگی کردیم

و نمی‌دونم الان واقعاً آمادگیش رو دارم یا نه

دیوونه شدی؟ چی؟

این فرصتیه که فقط یه بار درِ خونه آدم رو می‌زنه

آره. فقط فکر می‌کنم باید هوشمندانه عمل کنیم

در مورد قدم بعدی‌مون، چون... می‌دونی

ماجرای «ریتز» گندش دراومد، مایا. خجالت‌آور بود

چی گفتی؟ چی؟

ریتز اصلاً هم شکست نبود، باشه؟ چرا، بود

ببخشید که صد هزار تا گذاشتم جیبت

فقط داشتیم درباره قدم‌های بعدی حرف می‌زدیم

و به این نتیجه رسیدیم که بهتره

یه کم سرعت رو کم کنیم و نفس بکشیم

«ما»؟ من داشتم به «تالی» می‌گفتم

آره. مثلاً تو حرفه‌ی من

قبل از یه حرکت بزرگ باید یه مکثی بکنی، مگه نه؟

آره. مثلاً اگه کار طبق ضوابط نباشه

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left