Las primeras 200 líneas.
تقديم ميکند ARIANA
تقديم ميکند ARIANA
تقديم ميکند ARIANA
تقديم ميکند ARIANA
هماهنگی مجدد بانسخه تاینی موویز MAJID__KIA
خانم، حالتون خوبه؟
يادم نمياد اولين کابوسي که در بيداري ديدم کي بود
اونها خيلي آزار دهنده تر از اوني بودن که بتوني بهشون بگي خيال بافي
هيچ وقت دربارشون با کسي صحبت نکردم
...اونها هيچ وقت براي من معني نداشتن
تا وقتي که " مسير" رو پيدا کردم
حالا همشون مشخص اند، هر کدومشون
صبحونه قهرمانان
آخرين باري که خوابيدي کي بود؟
من از اينکه هنوز روي پام خوشحالم، مرد من توي يه دوره سه روزه ديوونگيم
پدرت حسابي حالتو جا مياره اگه خرابکاري کني
از کي تا حالا اون براي اين کار دليل ميخواد؟
حداقل تو از خونه رفتي بيرون
هي، هر وقت که بخواي حاضرم جامو باهات عوض ميکنم
چه خبر، جيک؟ دريوس
چه خبر؟
ببينم سال ديگه بيس بال بازي ميکني؟
نميدونم، مرد اين کارو بکن
اين چيزي که ترم پيش گفتي
مرد، بچه هاي دور و بر باشگاه بهم گفتن تو کارت واقعا خوبه
به چي خيره شدي؟ جاي تو اونجا نيست، عزيزم
آروم اون چي تو دستشه، جيک؟
هيچ چي، مرد مزخرفه
ول کن برو
افسار سگت رو هميشه بنداز خيلي خب
چه غلطي ميخواستي بکني با تير بزنيش؟
خونسرد باش. بهم گفت فقط بترسونمش
چي؟ ايني که ميگي چيه؟
فقط برش گردون به من
نه، مرد، نه. ديوونه شدي؟ چيه، ميخواي بازداشتت کنن؟
اين رو از کجا گير آوردي؟
بعدا
تولدت مبارک
...جوزف کمپل معتقد بود که قدرت اسطوره ها
برميگرده به ارزشهاي دروني حقيقي جهان :که ريشه در فرهنگها داره
نياز به پرستش خدا ...حفاظت از خانواده
همخواني با طبيعت
حالا، بر اساس اين مسئله داستان هاي زيادي خلق شده
...که از نسلي به نسل ديگه نقل ميکنن
و هر کدوم قهرمان اصلي خودش رو داره
ميخواي چيزايي رو که نبودي بهت بدم؟
اگه ميخواستم، کلاس رو از دست نميدادم
...کمپل اين راه رو ناميد
فقط ميخواستم کمک کنم چقدر حيف شد
فکر کردم ميخواي با من بخوابي
امروز تولدمه
براي من جواب ميده
اما بيشتر داستانهايي که ما موقع ...بزرگ شدن ميشنويم
...و راهي که اونها رو نقل ميکنيم
باعث ميشه که حتي نا متجانس ترين جامعه ها به نحوي به هم ارتباط پيدا کنن
تولدت مبارک، خوش تيپ
بيست و يک ساله شدن چه احساسي داره؟ انگار که در شرف نيستي ام
آقاي گري، مزاحم جشنتون شدم؟
متاسفم، پروفسور هارتني
داکوتا، بهم بگو، براي اينکه بتونيم همچين نظر ديونيسوني بديم بايد چيکار کنيم؟
ميموساسز
خيلي خب. براي امروز کافيه ممنون
پس ما امشب اين رو ميخوريم؟ ما خيلي بيشتر از اين حرفها کار داريم
داکوتا
دفتر من نيم ساعت ديگه
من رو از اين شهر ببر بيرون
تو بايد جيک باشي
آره. از کجا ميدوني؟
هي، جيک، اين خانم لپ تابش مشکل داره، فهميدي؟
باشه. مشکلش چيه؟
يه دفعه از کار افتاد
اين کاري که اونها ميکنن
خيلي خب، بزار ببينم
پس اون تو اين شکليه انتظار چي رو داشتي؟
يه عالمه آدم کوچولو که دارن کارهاي رو که من ميگم ميکنن
خيلي خوب
تو مقداري شمع قرمز داري
شمع. کارتهاي تاروت من
ببخشيد؟ من وقتي تاروت ميخونم شمع روشن ... ميکنم، بنابراين
کمکت ميکنن آينده رو ببيني، درسته؟
آره، و همينطور گذشته
خيلي خوب
کار افتاد
چقدر بايد بدم؟ هيچي
واقعا؟ آره
خيلي خوبي. ممنون
جيک
تو ميتونستي براي اون کار 75 دلار ازش بگيري
يه تيکه شمع بود آره؟
باشه، از حقوقت کم ميکنم
بخاطر چي؟
چون با وقتي که تو اينجا ميگذروني، من پول درميارم
و لطفا، مراقب حرف زدنت باش
نميخواي فوتش کني؟
ميخواي برام "تولدت مبارک" رو بخوني؟
من از وقتي اونها من رو از گروه کر کليسا بيرون انداختن ديگه نخوندم
رفتي مادرت رو ببيني؟
نه. امروز حالش خوب نبود فردا ميرم ببينمش
اوضاع توي آسياب چطوره؟
هنوز يه کار دارم
اونها اگه تو رو بندازن بيرون مجبور ميشن در اونجا رو ببندن
ممنون
امشب با کنراد و داکوتا ميري بيرون؟
من به سن قانوني رسيدم
اونها دنبالت ميگردن، جيک
اما اونها هنوز توي بارون گير کردن
منظورت چيه؟
خيس نشو
لودز؟ قرص اکس؟ چي ميکشي، پسر عاشق؟
اون بالابالاها هستي يا داري گريه ميکني؟ من روزهاي بهتري هم داشتم، جيک
خب چي شده؟ هارتني دوباره به من ضربه زد
اون چي گفت؟ باهاش بخوابم يا رد بشم
واقعا روز جالبي داشتي
خب، من از دفترش زدم بيرون يه چند روزي رو براي خودم خريدم
چرا گزارش نميکني؟ اون هميشه اين کارو ميکنه
دين گليک کاري نميکنه چرا نه؟
ميتوني حدس بزني
يالا، باشه؟
لعنتي
عوضي. پدر هردوتون رو در ميارم، فهميدين؟
ازت نخواستم هوامو داشته باشي قابلي نداشت
...پس، والري گينز، پشت باشگاه
مجلس رقص کلاس بالايي هاا
شماها فکر ميکردين ما داريم آرايش ميکنيم
دماغش بالاي دامنم بود
!مرد
جيک، کد پستي منطقه ما چيه؟
98133.
تا حالا به گوشت خورده؟
شخصا، به نظرم افسرده کننده است
اين بخاطر اين که تو اونجا نبودي
دقيقا. تو متولد چه سالي هستي؟
مثل تو، کودن
خب عجيب ترين تعطيلات خانوادگي که داشتي چي بوده؟
لعنت بهش. ما همه شب رو اينجاييم
عجيب ترين تعطيلات خانوادگي که داشتي چي بوده؟
شکرگزاري، يکي دو سال پيش
داشتم يه سراشيبي براي ويلچر مامانم ... ميساختم
و پدر مور اومده بود که ما رو ببينه
همشون داشتن توي خونه فوتبال تماشا ميکردن بازي دالاس - تامپا. دالاس باخت
اين عجيب ترين تعطيلات خانوادگيت بود؟
...خب يه چکش دستم بود
و نگاه کردمو ديدم پدر مور داره ... به من لبخند ميزنه
و تنها چيزي که ميتونستم بهش فکر کنم داغون کردن مغزش بود
دوباره و دوباره و بعدش ميخواستم مغز والدينم رو هم خرد کنم
بعدش، ميخواستم ، مغز نصف آدمايي که ميشناختم رو خرد کنم، فقط
بعدش شروع کردم به فکر کردن درباره اينکه ديگه چه کاري رو دوست دارم بکنم؟
و همه اين فکرهاي احمقانه به ذهنم رسيد
خب بعدش چي شد؟
سراشيبي رو تموم کردم، و بوقلمون خورديم
رفيق، اين حتي به نظر منم ترسناکه
من 112 بار توي روياهام پدرم رو اخته کردم
هر سه تامون درسته؟
بياين يه بازي لعنتي واقعي بکنيم
به " مسير" خوش آمديد
مسير
من تا حالا اين بازي رو نکردم
داکوتا، اين يه رازه
خب، اگه شماها ازش خبر دارين پس نميشه گفت که راز خيلي خوبيه
جدا
شماره موبايلت و ساير مشخصات رو ميدي و
بعدش بهت زنگ ميزنه و کارهاي عجيبي ميگه بکني
چه جور کارهاي عجيبي؟
خب، تا بازي نکني نميفهمي
چجوري شروع ميشه؟ تو همين الان شروع کردي
تولدت مبارک
لعنتي. اين، مثله، تمام زندگي منه
ديوانه يا چي؟
رفيق، تو هيچ وقت رئيس جمهور نميشي
خاموشش کن يکي ممکنه اينها رو بخونه
هيچ کس به اون 243 دلاري که توي بانک داري اهميت نميده
بس کنين
! لعنتي
خدا، من خيلي مستم
من بازم ميخوام بخورم
بزنيم به بدن
من تا يه دقيقه ديگه ميام لذت ببر
داري چيکار ميکني؟
اوني که مجاني لپ تابش رو درست کردي اين رو برات گذاشت
شمارشو نداد؟
من شبيه چيه ام، منشيت؟
راستي، تو اخراجي
آره، حتما. من فقط ده دقيقه دير کردم
ببين، برادرزادم تازه از توانبخشي اومده بيرون اون يه کار ميخواد
همينطور من نميدونم
ماريجوانا بفروش مثل کاري که برادر زادم ميکرد اون قبل از دستگير شدنش يکي رو کشت
من کليدارو ميخوام
تو داري با من شوخي ميکني
ميدوني، تو بايد پول دو هفته ام رو بدي
برو شکايت کن
... حرومزاده
چيه؟
رئيست اخراجت کرد و تنها کاري که تو ميکني اين که بزني روي ميز
کي هستي؟
ميدونم که صداهاي توي ذهنت بهت ميگن که چيکار کني
من نميدونم کي هستي من وقت اين بازي ها رو ندارم
تو امکان نداشت اجازه بدي کنراد تو ... رو توي بازي وارد کنه
اگه دنبال هيجان و ديوانگي توي دنياي افسرده کنندت نبودي
تولدت مبارک
اين مسيره؟
No comments yet. Be the first to leave one.