我的特工爷爷
Las primeras 200 líneas.
جناب ِ"دینگ" بعد از این که خبر قتل رو در روزنامه خوندن
یه سری اطلاعات واسمون آوردن....
"میگن "چوی دونگ هن
و دار ُدسته اش رو
اون شب همون حوالی دیدن
چوی" یکی از مظنونین ِاین پرونده است"
میخوایم ایشون رو به عنوان ِشاهد
تحت حفاظت قرار بدین
همینطور اطلاعاتی به دستمون رسیده
که نشون میده"چوی" تو جنگ مافیا دخیل بوده
به نظر ِبنده "چوی" محتمل ترین مظنون ِاین پرونده است
فورا وارد ِعمل بشین؛ شکست قابل قبول نیست
اطاعت میشه
چه جرمی مرتکب شدیم؟
قضیه چیه؟
با روس ها چه ارتباطی دارین؟
قربان؛ شاهد اینجاست
خوب گوش هات ُباز کن "چوی"، ما یه شاهد داریم
آقای "دینگ"، بین ِاین افراد میتونین تشخیصش بدین؟
وقتی آقای "دینگ" باهامون تماس گرفت
مطمئن بود شخصی که دیده؛ "چوی" بوده
ولی در طی فرآیند شناسایی
دچار تردید شده بود و به نظر مطمئن نمیرسید
و نتونست "چوی" رو شناسایی کنه
سابقه اش رو بررسی کردین؟
شاید تهدیدش کرده باشن
و ترسیده که چیزی بگه
اون مامور سابق اداره امنیت مرکزی است
شش ماه پیش بازنشسته شده و از "پکن" به اینجا نقل مکان کرده
تنها زندگی میکنه
و موقع شناسایی به نظر نمی اومد ترسیده باشه
بیشتر به نظر میاد دچار بیماری فراموشی شده باشه
شعر ِ"دینگ ِپیر" تو سراسر کشور معروفه
وقتی همه ی مردهای پیر میخواستن یه زندگی آروم و بی دردسر داشته باشن
این دینگ ِپیر
خوش قلب ولی کله شق همچین بگی نگی یه پیر ِمرد خیکی بود
از اون هایی که نصف عمرشون ُبه تنهایی گذروندن
یه ساک پرُ از اسلحه و چاقو تنها همدمش بوده
یه سرباز با توانایی مبارزه ی باورنکردنی
...افتخار ِدینگ ِپیر، مدال هایی نبود که به دست آورده
بلکه تنها نوه ی کوچولویی بود که داشت....
ولی یه روز که واسه تفریح رفته بودن بیرون
دینگ ِپیر، نوه اش ُگم میکنه
اون واسه پیدا کردنش همه جا رو زیر ُرو میکنه
حتی زندگی خودش هم به خطر میندازه
ولی بازم نمی تونه پیداش کنه
....دینگ تو زندگیش از خیلی ها محافظت کرده بود
....ولی نتونست
از نوه ی خودش محافظت کنه....
بادیگارد ِدوست داشتنی من
ویرایش و هماهنگی: هادی
ویرایش و هماهنگی: هادی
ویرایش و هماهنگی: هادی
ویرایش و هماهنگی: هادی
ویرایش و هماهنگی: هادی s
ویرایش و هماهنگی: هادی sc
ویرایش و هماهنگی: هادی scO
ویرایش و هماهنگی: هادی scOr
ویرایش و هماهنگی: هادی scOrp
ویرایش و هماهنگی: هادی scOrp-
ویرایش و هماهنگی: هادی scOrp-M
ویرایش و هماهنگی: هادی scOrp-Mo
ویرایش و هماهنگی: هادی scOrp-Mov
ویرایش و هماهنگی: هادی scOrp-Movi
ویرایش و هماهنگی: هادی scOrp-Movie
ویرایش و هماهنگی: هادی scOrp-Movies
ویرایش و هماهنگی: هادی scOrp-Movies1
ویرایش و هماهنگی: هادی scOrp-Movies1.
ویرایش و هماهنگی: هادی scOrp-Movies1.i
دینگ،هیچ وقت نتونست خودش رو
برای گم کردن نوه اش ببخشه
دخترش نتونست این مصیبت ُدوام بیاره و ترکش کرد
....بعد از بازنشستگی
دینگ از "پکن" که خاطرات دردناکی داشت رفت
و به زادگاهش "سویژن" برگشت
این شهر کوچک، نزدیک مرز چین و روسیه قرار داره
دینگ در انزوا و تنهایی
روز ها رو یکی پس از دیگری میشمرد
هفتاد و هفت
هفتاد و هفت
هشتاد و هشت
هشتاد و هشت
دینگ صبح بخیر
وضعیت ِکبدت هیچ خوب نیست سیروز کبدی داری
کلیه هات هم نارسایی دارن
باید یکیش رو دربیاریم
معده ات هم که خوب کار نمیکنه، باید یه بخشش رو برداریم قلبت هم تعریفی نداره
دکتر "هیو" یعنی اصلا هیچ عضو به درد بخوری ندارم؟
داشتم شوخی میکردم
به غیر از مشکل ِحافظه، هیچ بیماری دیگه ای نداری
که اینطور
در آینده ی نزدیک، ممکنه مشکل حافظه ات بدتر بشه
بفرمایید
به خاطر بیماریت ممکنه حافظه ی کوتاه مدتت دچار مشکل بشه
برو خونه و شماره حساب بانکیت رو بنویس
خیلی هم نمیخواد نگران باشی
وضعیتت تا 65 سالگی ثابت میمونه
دکتر "لیو"، من همین الانش 66 سالمه
...اسمم "هیو" ـه
با توجه به شرایطی که دارین؛
یه دستگاه ضبط صوت بخر
متشکرم، دکتر گیو
من دکتر "هیو" ام
میتونم کمک ـتون کنم؟
شما دستگاه ضبط نوار کاست می فروشین؟
این روزها دیگه کسی نوار کاست نمیخره
ولی دیجیتالیش رو داریم
چطوری کار میکنه؟
این دکمه ی ضبط صدا ـست
اینم دکمه ی ایست و پخش ـه؛
به همین سادگی
سلام..سلام..حالت چطوره؟
آقای دینگ
دوباره کلیدتون ُپیدا نمیکنین؟
کلید رو انداختین گردن ـتون
آقای دینگ
نتیجه ی آزمایش چطور بود؟
خوبه
دکتر چی گفت؟
هیچی
همونطور که گفتم، شما کاملا سالم و سلامتین
درسته
فکر میکنم مشکل از آلودگی باشه
آب و هوای اینجا خیلی از "پکن" بهتره
درسته
شش ماه پیش اومدین اینجا؛ درسته؟
درسته شش ماه و پنج روزه
می بینین چقدر دقیق جزئیات ِمربوط به شما رو یادم میمونه؟
..."همش میگین "آره"..."درسته
نکنه اسم ِمن ُیادتون رفته؟
"پارک سئون نون"
زن ِصاحبخونه ی دینگ
وقتی جون بوده، شبیه ملکه ی برفی بوده
ولی الان بیشتر شبیه نامادری سیندرلا شده
خانوم "پارک" ام، پارک سئون نون
و میدونین اهل کدوم کشورم؟
"کره، درست مثل ِ"یانگ گوم
آهان
خانوم "پارک" اگه امری ندارین؛
دیگه باید برم داخل
این پیری اسم ِمن ُیادش رفته بود
واسه چی نرفتی مدرسه؟
امروز یکشنبه است
فرستادمت مدرسه که درس بخونی آدم شی
نه این که با من یکی به دو کنی
نیست که خیلی آدمی؛ تو یه معتاد به قمار ِبدبختی
لی ژنگ جون"؛ همسایه ی دینگ"
یه حیف ِنون به تمام معنا
بهتره سرش ُبذاره بمیره
به عالم و آدم بدهکاره
به جز جفت گوشاش، دار ُندارش رو باخته
هرموقع سعی میکنه اوضاع رو راست ُریست کنه بدتر گند میزنه به همه چی
زنش از ناچاری ترکش میکنه
میگن پدر و دختر ها حتما تو زندگی قبلی عاشق و معشوق بودن
ولی اون و دخترش انگار
دشمن ِخونی بودن
!هی...هی
کوچولوی عوضی
به جز دزدها؛
اون تنها کسیه که اینطوری وارد میشه
اسمش "چری" ـه
هرموقع با پدرش دعواش میشه
میاد تو خونه ی دینگ ِپیر قایم میشه
دینگ هم بهش غذا میده
هم ازش مراقبت میکنه
درد میکنه
هی دینگ
...خانوم"پارک" که اون سمت خیابون زندگی میکنه
از تو خوشش میاد
از چی میترسی؟
ممکنه خندیدنش یکم ترسناک باشه ولی در عوض خوش استایله
میخوای خودم واست آستین بالا بزنم؟
! "چری لی"
دخترم دوباره اومده اینجا؟
آره
چری لی" همین الان بیا اینجا"
وقت واسه این مسخره بازی ها ندارم
باید برم یه جایی
برو مراقب ِخونه باش
اگه برگردم ببینم خونه نیستی، می کشمت
من یه شبح بی سرم
درش بیار
از این کت خیلی خوشم میاد، بهم قرضش میدی؟
درش بیار
مردهای شکم گنده؛ باید اهل شوخی باشن
درش بیار
باشه بابا درش میارم
خسیس
ممنون
بازم برُدم...من بردم
بذار ببینم
چه غلطی میکنی؟
ببینی که چی بشه؟
نمیتونم چک کنم؟
اگه تقلب کرده باشی چی؟
کی تقلب کرده؟ مثلا اینجا داریم سر ِپول بازی میکنیم ها
خب که چی؟
چی؟ بازنده ی بدبخت
حرف ِدهنت ُبفهم ها
مثلا نفهمم چی میشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.