Love, Strange Love

Love, Strange Love (Amor, Estranho Amor)

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Información de lanzamiento

Amor estranho Amor 1982 DVDRip Xvid-harika
Comentario por harika
زیر نویس بر اساس نسخه اصلی فیلم (120 دقیقه) تنظیم شده

Etiquetas

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
Publicado el: 2019-01-15
Descargas: 82
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

" عاشق عشقي جادوئي"

ماشين بذار پشت خونه

و وقتي اونا رسيدن حتما خبرم کن ميتوني بري

خونه همونيه که اونجاست ميتوني ببينيش ؟

اين بده به مادرت متوجه شدي ؟

حالا ميتوني بري

چي ميخواي ؟ - يه نامه دارم -

براي مادرم

خوب حالا برنامه ، موزيک بيشتر سيلويو کالداس کانتا غير قابل مقايسه هست ، سرناتا

کارت درست انجام بده ،شنيدي ؟ امروز برامون خيلي اهميت داره

بهتره بري گلهاي بيشتري بياري - بله ، خانوم -

چي شده ؟ - اون دنبال آنا ميگرده -

ميگه که پسرش هست و براش يک نامه داره

سريع آنا رو صدا بزن - چشم -

باهام بيا پسر اينطرف ، برو اينجا

دارين چيکارميکنيد ؟ برين به اتاق هاتون

همونجا بشين

کي تو رو اورده اينجا ؟ - مادر بزرگم -

اون الان کجاست ؟ - اون رفت -

يعني چي ؟ کجا رفت ؟ - اون رفت خونه -

رفت خونه ؟ خونه کجاست ؟

توي سانتا کارتينا - چي ؟ -

و تو ؟ - اون من اورد اينجا تا پيش مادرم بمونم -

پيش مادرت بموني ؟

!خداي من

توي اين يکسال چقدر بزرگ ! شدي ... باورم نميشه

ديگه واسه خودت مردي شدي ! باور نکردنيه

مامان خيلي دلش برات تنگ شده بود

مامان بزرگ تو رو اورد ؟

اون کجاست ؟

اين قطعه زيبائي بود برنامه خودمون ادامه ميديم

همينجا صبر کن

يک آهنگ با اجراي زيباي اورلاندو سيلوا

موفقيت در " آخرين اجرا " ء

بچه رو ديدي ؟ ...خيلي ناز با نمکه

اين فقط کار مادرم ميتونه باشه !لعنتي

واسه چي مادرت اون آورده اينجا !؟ يعني خودش وضعيت اينجا رو نميدونه!؟

نميدونه ؟ !معلومه که ميدونه

همه مخارج خونه رو پرداخت ميکردم

چرا؟

نميدونم ، ازم متنفره ! هيچوقت نتونست من ببخشه

توي نامه چي گفته ؟

فقط فحش داده و شکايت کرده !...تمام اينکارا بخاطره پوله

تا حدودي هم تقصير خودمه !توي اين سه ماه نتونستم چيزي بفرستم

چرا ؟ تو که تيغت بيشتر از همه ميبره

داشتم پس انداز ميکردم

تا يه خونه بخرم

يه خونه ؟

جدا ؟

اون ديگه کيه ؟

تصور کن چه مشکلي درست ميشه اگر بفهمن ! ما اينجا يه بچه نگه داشتيم

نگران نباش خودم برش ميگردونم

اون ميخواد بهم توهين کنه اين يه باج گيريه

خودم اون بر ميگردونم يکم پول براش مي فرستم و اون اروم ميگيره

هميشه همينطوره - اره ، ولي همين فردا که نميتونيم برش گردونيم -

! اينقدر احمق نباش

خودتم خيلي خوب ميدوني دکتر ، اسمار بدجوري ديوونه ميشه

اون فقط بخاطر تو مياد اينجا

فقط بخاطر همينه که ژتون هاي تو بيشتر از ماهاست

اون عاشق تو شده

درواقع داستان خيلي فرق ميکنه !...اگر اون ديوونه من بود

خودتم اين خوب ميدوني

به همين دليله که ما توي اين خونه زيبا زندگي ميکنيم

اون ميتونه هر وقت دلش خواست مارو بريزه بيرون ،اين خونشه

اون روي پليس نفوذ داره اون خيلي قدرتمنده

اون دلش ميخواد تو اينجا باشي ما مجبوريم اين وضعيت کاملا کنترل کنيم

لازم نيست که بهت بگم که مجبورم ؟ - !خودم بهتر از تو ميدونم -

لازم نيست بهم ياد آوري کني !دقيقا ميدونم

دارم بهت ميگم ، امروز اينجا مالکان نيمي از کشوره در اختيار داريم

و از همين راه ميتونيم بقيه مالکان در اختيار بگيريم

و نميتونم اجازه بدم اين فرصت از دست بره اونم فقط بخاطر اينکه بچه تو اينجاست

کسي ميشناسي که براي يه چند روزي اون از اينجا ببره ؟

!خودت ميدوني که نيست

مگر اينکه تو بهش بفهموني که بايد اينجا زندگي کنه

خانواده من از يک منطقه فقير نشين هستن

مگه خودت فقط بخاطر گفتن اينکه از دختراي جنوبي زندگي نمي کني ؟

بخاطر اينه که تو دختراي چشم ابي ميخواي گير اوردن دختراي فرانسوي خيلي سخته

گوش کن :اگر تو از يه منطقه فقير نشين اومدي بايد خانوادت فراموش کني

مجبوريم در اين باره تصميم بگيريم

ازم ميخواي که چيکار کنم ؟

ميتونم اون توي خيابون يا اشغال دوني ول کنم ؟

پس ديگه چاره اي نداريم

تريزا - بله ، خانوم -

تخت توي اتاق زير شيروني رو يادت مياد ؟ - اتاقک زير شيروني ؟ -

زير پشت بوم ميگم - اه ، بله -

يه اب بهش بزن ، روش پتو بکش و براي خوابيدن امادش کن ، گرد خاک سينکم تميز کن

بله ، خانم - اه راستي اتاق خود منم تميز کن -

بيا

موضوع چيه ؟ قبلا هيچوقت پسر بچه نديدن ؟ !بله جوونم ، اون پسره منه

اين اتاق منه

چرا اينهمه ادم اينجا زندگي ميکنن ؟

اين که زياد نيست

خانم لورا اينجا با ما زندگي ميکنه و توي خيلي کارا بهمون کمک ميکنه

غذا خوردي ؟

بله ، توي قطار با مادر بزرگ خوردم

سفر خوش گذشت ؟ - ...نه ، خيلي طولاني وخسته کننده بود -

قطار دائم تکون ميداد مادر بزرگم که دائم شکايت ميکرد

از چي شکايت ميکرد ؟ - بخاطر پول -

ميگفت براي اطمينان حساب هارو برات معلوم ميکنه

يکم شيريني ميخواي ؟ از خودت پذيرائي کن ، خوشمزه هست

بعدشم يه غذاي خوشمزه واسه ناهار برات درست ميکنم

توي درس و مشق چيکاره اي ؟ - اي بد نيست -

اينجا مادر بزرگ چيزي دربارش نگفته

در باره بقيه چيزائي که گفته چي ؟ واقعيت داره ؟

تو تمام اينکارا کردي ؟ - مادربزرگ پيره، اين چيزارو از خودش درمياره -

. اين چيزاي ... شرم آور چيا هستن ؟

! اون دروغ ميگه

بيا اينجا

اون گفته لباس هاش ؟

فقط يکم مونده بقيشم توي خونه هست !اون خيلي بامزه هست

ميدونم چرا !ميدونم

الانم ميري حموم ميکني و لباس تميز ميپوشي

هنوز بست نشده ، هوگو

بيا

خوب ، الان نوبت منه بعد از اينکه خشک شدي لباست تا کن ،باشه ؟

عزيزان به يک موزيک زيبا و عاشقانه گوش کنيد الان ديگه وقتشه بريم سراغ گروه پيکسي جاز

...هيچ چيزي انرژيش بيشتر از اين نيست اسم موزيک رزا هستش

توي ار سي آ ضبط و مونتاژ شده

اينارو بگير و ببرشون پائين - بله ،خانم-

اينجا رو داشته باش

اخبار بيشتر ،منابع دولتي گزارش ميدن که ارزيابي هاي اخير تاثير برروي منابع مالي ندارد

طبقه بالا همه چيز اماده هست

ممنون ، لطفا ناهارش اماده کن- خيالت راحت باشه -

از اين طرف ، عزيزم

!پسر کوچولوي نازيه - اون پسر آناست -

جدي ؟ اون خيلي خوشگلتر از مادرشه

اينجا جائيه که قراره بخوابم ؟

فقط تا فردا تا من يه جاي بهتري گير بيارم

ميتونم با تو بخوابم ؟ - نه ، امشب که نميشه -

امشب ملاقات کننده هاي خيلي مهمي داريم اونا براي صاحب خونه لورا خيلي مفيد هستن

چرا ؟ از اينکه تنها بشي ميترسي ؟

اينجا که خيلي تاريک نميشه هان ؟ - نه عزيزم -

تو از اينجا خوشت مياد عزيزم اينجا مثل خونه اسباب بازي نيست ؟

حالا به من گوش کن : خيلي زود بايد مفصل باهات صحبت کنم

فقط نميخواد بترسي ، باشه ؟

خيلي زود ، زودتر از اوني که فکرش بکني يک خونه قشنگ براي خودمون داريم ،فقط خودمون

بهت قول ميدم - ولي من مجبورم برگردم پيش مادر بزرگ -

شايد ، ولي اون زياد طول نميکشه فقط براي مدت کمي هست

ولي من اصلا دلم نميخواد برگردم !دوست دارم اينجا پيشت بمونم

خوب الان بايد يک نيم ساعتي برم ولي بعدا برات غذا ميارم ،برميگردم

زود برميگردم

اون اينجاست - ميدونم -

چطور پيش ميره ؟ - به سختي -

الان خرابکاري نکني ، شنيدي ؟ - بله ، خانوم -

يادت نره که تو رو به صورت سفارشي از جنوب اورديم

دوما : اينکه تو باکره هستي - چجورم -

تو باکره اي هستي که با خانوادت زندگي ميکني ! هيچکس تا حالا حتي بهت دستم نزده

خانوادت خيلي فقير هستن اونا توي جنوب به ديدن خانم گارتود رفته بودن

اون با در اختيار گذاشتن يک فرصت ويژه تو رو نجات داد

... ولي در عين حال تو - ! خيلي گرون هستم -

تو بايد خيلي معصوم و بيگناه به نظر برسي جوري نشون بده که از همه چيز مي ترسي

زياد وراجي نکن ، فقط لبخند بزن بعدشم بگو نميتوني انگليسي صحبت کني

توي خونه فقط الماني حرف ميزدي پس فقط ميتوني بگي ، بله ، نه و خوبه

فکر ميکني بتوني از پسش بر بياي ؟ - ...بله ، بله ، نه ، نه ، خوبه ،خوبه -

بسپارش به خودم از پسش بر ميام

گوش کن ، گارترود

! تامارا - تامارا -

گرترود ميگه تو خيلي باهوشي ببينم چي تو چنته داري

اين ميخوام ، ميخوام خوب انجامش بدي ميخوام اين صحبت هاي امروز تو خاطرم نگه دارم

الان ما توي ماه نوامبر هستيم

... و اگر تو دلت بخواد

تا ماه آوريل يا مي سال اينده وضعيت اونا تا حد زيادي بهبود پيدا ميکنه

اين دليليه که من الان اينجام

تنهاچيزي که اينجا اتفاق ميوفته ،اونائي که باعث نارضايتي من باشن بايد اينجارو ترک کنن

براي نگه داشتن اختياراتم لازمه که همه چيز درست باشه ، ميفهمي ؟

بعدا خودم همه چيز برات توضيح ميدم

وقتي کار لباست تموم شد يه لباس جذاب تنت کن و بيا بيرون

ميخوام با يکنفر اشنات کنم - بله ،خانم -

لباس بايد تا قبل از ساعت 8 اماده بشه فهميدين ؟

حاضر ميشه ،خانم - ...بله ، نه ، باي -

انگليسي حرف ميزني ؟ نه من الماني صحبت ميکنم ، بعدا مي بينمت

روز خوش - سلام ، دکتر اسمار ، ببخشيد -

چيزي نبود ، اخيرا متوجه شدم لورا تو خيلي گرفتاري

ولي امروز براي اومدن به اينجا پافشاري کردم لازم بود شخصا ببينم چه اتفاق داره ميوفته

نه اينکه به تو اعتماد ندارم

ولي توي سائو پائلو و ريو دژانيرو نارارامي هاي بزرگي پر با بوده

و البته در سرتاسر کشور

هيچ اعتمادي وجود نداره هيچکس نميدونه قراره چه اتفاقي بيوفته

کاملا درک ميکنم ، خودتون مي دونيد که هميشه به خوبي از همه چيز باخبر ميشم

از هر چيزي که در اطرافمون !... اتفاق ميوفته باخبرم

تاريخ انتخابات تعيين شده الان وقت اون رسيده که هماهنگي هاي لازم انجام بديم

قبل از اينکه بقيه اماده بشن کمک بنيسيو مانوس براي من خيلي کليديه

ايالت اونا شايد بخواد نماينده اي تعيين کنه ما دو تا با هم به معناي واقعي کلمه بي نظير هستيم

اين را هم ميدونم

لورا اين بازي بر سر قدرته

قدرت کامل

براي شماره يک شدنه

چيزهاي محرک خيلي خوب هستن ما سه روز متوالي جلسه و کنفرانس داشتيم

البته مشکلات کوچيکي هم داريم ولي ميدونم که قادريم اونارو برطرف کنيم

همه چيز خوب پيش رفت ، دکتر بنيسيو فردا به اتفاق همسرش که نور چشمش هست با ايالت خودش برميگرده

و البته به همراه والدين و دخترش ...و مکتب مسيحيتش

مطمئنم اون مرد بيچاره هيچوقت فرصت گريزي در تمام طول زندگيش نداشته

اون الان ترسيده

ولي فقط ميتونم بگم من تنها کسي هستم که تونستم گيرش بندازم اونم کسي که مرگ به سقوط در شهوت ترجيح ميده

در هر حال ما بايد خيلي مراقب باشيم اون حتي از سايه خودشم ميترسه

اون از همه چيز ميترسه ،در مورد کارهائي که مجبور باشه انجام بده خيلي محتاطه

و اون بايد با يک حس خيلي مثبت اينجارو ترک کنه

اون به من بسپارين دکتر اسمار سفارش يک دختر خيلي ويژه جنوبي قبلا دادم

از مالک فاحشه خونه گاترود خودتون اونارو خيلي خوب ميشناسيد

اون هميشه بهترين دخترهارو داره

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left