A Christmas Gift from Bob

A Christmas Gift from Bob

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Información de lanzamiento

A Christmas Gift from Bob 2020 1080p BluRay H264 AAC-RARBG
Comentario por warez
Translated subtitle from English to Persian A Christmas Gift from Bob زیرنویس فارسی فیلم

Etiquetas

bluray
Publicado el: 2026-02-09
Descargas: 18
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

عصر بخیر قربان. از این طرف

شامپاین؟

آخی. ببین

باب! چه خوشگلی

بانمک نیست؟ اوه

نگاه کن

اوه! بابِ گربه

ببینش

اونجا واساده

الان تقاضا واسه کاراش خیلی زیاده

از این طرف! ممنون قربان. عالیه

همه لطفاً توجه کنید

ممنونم

همگی به مهمونی کریسمس سالانه‌ی نویسندگان‌مون خوش اومدین

درود، درود

درود، درود

بعضی‌هاتون چهره‌های آشنایی هستین و بعضی‌ها هم تازه به جمع ما پیوستین

و واقعاً باعث افتخاره که امروز همه‌تون رو اینجا می‌بینیم

قراره شب فوق‌العاده‌ای باشه

با سخنران‌های بی‌نظیر. اوه، آره. دمت گرم رفیق

اما اول از همه می‌خوام خوش‌آمد بگم به

بیا باب. هیس. یکی از نویسنده‌های جدیدمون

جیمز بوون و همراهش، باب

ایول. بفرما

داستان آشناییِ این دوتا روحِ سرگردان و اینکه چطور همدیگه رو نجات دادن

اونم تو خیابونای لندن

دلِ خواننده‌هایی رو از سراسر دنیا به لرزه درآورده

و خیلی خوشحالیم که اعلام کنیم

جیمز داره سخت روی کتاب جدیدش کار می‌کنه

درباره‌ی ماجراجویی‌هاشون، مگه نه جیمز؟

که برای چاپش تو اوتِ سال آینده لحظه‌شماری می‌کنیم

ما اینجا چی‌کار می‌کنیم رفیق؟

۸۰... اوم، آقای بوون

واسه روز عید چه برنامه‌ای دارین؟

اوه، خب، فکر کنم بوقلمون با مخلفاتش

جلوی تلویزیون

واسه اونم سوسیس‌ لای بیکن

پس، چیز خاصی نیست؟

اوه، واسه ما که خیلی خاصه

البته. معذرت می‌خوام. منظورم این نبود که

می‌تونم با باب سلام و احوالپرسی کنم؟

اوه، جکلین ویلسون

سلام جکلین

سلام. آره، حتماً

ممنون. سلام باب

کتاباتون رو دوست دارم. اوه، چقدر لطف داری

منظورم باب نبود، معلومه

چون بلد نیست بخونه

ولی خب، آره

می‌بینم داری جیم می‌شی. بهت حق می‌دم

دعوت‌نامه‌اش خیلی باکلاس بود، نمی‌شد نیومد

می‌دونم. ولی تبریک می‌گم بابت کتاب جدیدت

یا شایدم باید تسلیت بگم؟

قیافه‌ات داد می‌زنه چه حسی داری

واقعاً؟

هنوز شروعش نکردی، نه؟

نه هنوز. نمی‌تونم... اوم، رو یه داستان به نتیجه برسم

این حس رو می‌شناسم

مطمئنم به‌زودی یه فکری به سرت می‌زنه

معمولاً وقتی اتفاق می‌افتن که اصلاً انتظارشو نداری

در هر صورت، برات آرزوی موفقیت دارم

ممنون. از دیدنتون خوشحال شدم

منم همین‌طور

آخی، کریسمس مبارک، جی

بیا یه لیوان شراب گرم بزن

گربه‌ی باحالیه رفیق

ممنون. کریسمس مبارک

شعبده‌بازی؟ آماده‌اید خانم‌ها و آقایان؟

بریم که داشته باشیم

همینه. این‌جوری

باورت می‌شه؟

کریسمس مبارک

ول کن! پاهاشو بگیر

من کاری نکردم. ولم کن

بخوابونش زمین. ولم کن

کاری نکردم. داری بهم صدمه می‌زنی. ولم کن

داری معرکه راه می‌ندازی، باشه؟ همون‌جا بمون

همون‌جا بمون. من کاری نکردم

بخواب زمین. وگرنه به خودت آسیب می‌زنی

هی! اینجا چه خبره؟ نگهش دارین

چرا چسبوندینش به زمین؟

واقعاً لازمه سه‌نفری بریزین سرش؟

به به، ببین کی اینجاست

جنابِ پسرِ گربه‌دار

خیلی وقته ندیدمت. خودتی

می‌بینم که هنوزم همون آدم جذابِ سابقی

بذار یه چیزی بهت بگم، همین الان راهت رو بگیر و برو

خیلی خب، چه خبر شده؟

چیز خاصی نیست عزیزم، روالِ همیشگیه

یه نوازنده‌ی دوره‌گردِ غیرقانونی. یکم وحشی‌بازی درآورد، ولی آرومش کردیم

چته تو؟ ببخشید جناب سروان

فکر کنم بهت گفتم گورتو گم کن. این شخص رو می‌شناسی؟

نه، ولی مطمئنم که قانونی رو زیر پا نذاشته

آره، داشت اونجا نوازندگی می‌کرد، تو محله‌ی کمدن

نه اونجا تو منطقه‌ی وست‌مینستر

خب که چی؟

واسه نوازندگی تو وست‌مینستر مجوز لازمه

ولی تو کمدن لازم نیست. اوه

باشه، بی‌سیم بزن. ببین، این مسخره‌بازی‌ها چیه

نمی‌شه فقط علیه این یارو اعلام جرم کنیم و همگی بریم خونه‌مون؟

به چه جرمی؟ گیتار زدن؟

می‌دونستی کارش قانونیه، نه؟

مرکز. تایید شد

حق با اونه. ولش کنین

ولش... ولش کنین؟ ولش کنین؟

غیرقابل‌باوره. این ضرب و شتمه

می‌خوام شکایت کنم. فقط برو. به من اعتماد کن

آروم باش. اون هیچ کار اشتباهی نکرده

ولی داره قسر در می‌ره. گفتم آروم باش

خب قضیه چیه؟ تو وکیل هری پاتری؟

بله؟ هوم. اون همه حرفای حقوقی

منطقه‌ی فلان و بیسار

و یه گربه‌ی جادویی روی شونه‌ات

فقط بگیم که با قانون آشنام

گربه‌ی خیلی آرومیه

اکثر اوقات

دیدم داشت اون احمق رو بد نگاه می‌کرد

آره. اون تو رو می‌شناسه، نه؟

آره. روحِ کریسمسِ گذشته‌ست

اون و باب و من، یه داستان‌هایی با هم داریم

باب

اینم یه همبرگر مخصوص

می‌شه صورت‌حساب رو بیارین لطفاً؟ بله، همین الان

و یه پیش‌دستی؟ هوم-هوم

ممنون

می‌دونی، تو پناهگاه‌های کریسمس

یه چیزایی شبیه غذا می‌دن

اون‌قدر تابلوئه، نه؟

از وقتی این اتفاق افتاد دیگه پناهگاه نرفتم

با کاتر. قشنگ کیسه‌خوابم رو پاره کرد

شانس آوردم فقط کیف پولم رو زدن

خب

خیابون مانموت رو امتحان کردی؟

بالای آشپزخونه‌ی اون هتل یه دریچه‌ی هوای گرم هست

تو از این مددکارایی

نه. از این مذهبی‌های عشقِ خدا؟

منم قبلاً تو شرایط تو بودم

منم کارتن‌خواب بودم

تهش رسیدم به هروئین

معتادها. ازشون متنفرم

نه به اندازه‌ای که خودشون از خودشون متنفرن

خب چطور ترک کردی؟ با گربه‌ی جادویی؟

اون بهم کمک کرد پاک بمونم

یه درس‌هایی رو یاد بگیرم که لازم داشتم

مثل این

هفت بار زمین بخور، هشت بار بلند شو

البته بعضی وقتا نمی‌تونی

چون چیزی نداری که به‌خاطرش بلند شی

چون حس می‌کنی هیچی نیستی و چیزی واسه بخشیدن نداری

می‌دونم. می‌دونم. تو هیچی نمی‌دونی

نمی‌دونم چرا اومدم اینجا

فقط واسه اینکه یکی دیگه برام موعظه کنه

همه کارشون همینه، مخصوصاً این موقع از سال

باید می‌ذاشتم تو کریسمس منو بندازن بازداشتگاه

بشین، باشه؟ غذات رو تموم کن

باشه. پنج دقیقه بهم وقت بده. قول می‌دم موعظه نکنم

فقط یه داستان

باشه؟ بشین

پنج دقیقه

چند سال پیش بود. بعد از اینکه پاک شدم

آخرین کریسمسی که من و باب تو خیابون کار می‌کردیم

آره. بهت حق می‌دم رفیق

حتی یه "لطفاً" هم نمی‌گی؟

شرمنده رفیق. فکر کنم تموم کردیم

نه. نه، نه، نه. هوی، تو

همون‌جا بمون. همون‌جا بمون، باشه؟

تا چشم به هم بزنی برگشتم

نذاری فیل‌ها فرار کنن

آه. دوست خوبم باب کجاست؟

اون، اوم، منو فرستاد تا صبحانه‌اش رو بگیرم

هوم. بهت گفته بودم که اون عقل‌کلِ اینجاست

امشب ساعت چند می‌بندی؟

بعد از کار باید پولِ برقم رو شارژ کنم

۱۰ ساعت

یه بارِ دیرهنگام دارم. اجناس کریسمس

باز هم اون کلمه

هوم. واسه منم دقیقاً محبوب‌ترین وقتِ سال نیست

اوه

اوه، سالگرده. متاسفم مودی

آه، طوری نیست

به هر حال

کریسمس بد نیست

همه‌مون باید به یه چیزی باور داشته باشیم. هوم؟

کریسمس. کریشنا

کریکت

فکر کنم من "بودایی‌طور" هستم

بودایی‌طور؟

آره، یه جورایی به بودیسم اعتقاد دارم

کارما و این‌جور چیزها

آه، کارما

از هر دست بدی از همون دست می‌گیری

مثل اون کره‌سازِ بیچاره

چرا حس می‌کنم باز می‌خوای یکی از اون داستان‌هات رو بگی؟

اون یه کشاورز بود

بهترین مشتریش یه مغازه‌دار بود

که هر ماه یک کیلو کره سفارش می‌داد

در عوض، اونم به کشاورز

آرد، لوبیا و

یک کیلو شکر می‌داد

خب

More Farsi Persian subtitles for A Christmas Gift from Bob

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left