Las primeras 200 líneas.
این نقاشی رو ببین
بهم بگو چیه
یشم زد رو پیدا کردی؟
بی فایده اس
شیائو هوا
خیلی وقت پیش پیداش کردم
اگه اصرار کنی
تا تهش بری
مثل من میشی
تموم عمرم رو صرفش کردم همش الکی بود
نصیحتم رو قبول کن
شیه یو چن
بهتره مراقب خونوادت باشی
داریم تحقیق میکنیم؟
سومین پسر خانواده ی وو نمیتونه مورد اعتماد باشه
این الگو روی یشم زرده
غیر ممکنه که نادیده اش بگیره
اگه اون میتونه چیزی رو پیدا کنه
ما هم میتونیم
از کجا باید شروع کنیم؟
چیزی از عمه ات
هوا لینگ پیدا نکردی؟
اون وسیله توی چینگ های هست
توی شهر لان سو
اینجا همون شاهراه اژدها ی افسانه ای هست
که امپراطور مو دنبال جاودانگی توش بوده
این سه خط یه اژدها رو نشون میده
درک میکنم که مردم قدیمی خرافاتی بودن
ولی این روزا کی این چیزا رو باور میکنه
چایدام
کشور تاموتو
چرا این تنها جاییه
که بیرون از دروازه ی اژدها هست؟
دروازه ی برونزی
چن ون جین توی دروازه ی برونزی بوده
سیم ام ماه می سال 1993
ما به کوه چانگ بای رسیدیم
هوا ناجوانمردانه سرد بود
15ام جون
از تیم جدا شدیم
و دوتامون مردن
17ام جون
به قصر بهشتی رسیدیم
اوضاع خیلی خوب نبود
بقیه هم هر لحظه ممکن بود بمیرن
وقتی برای تلف کردن نبود
تصمیم گرفتیم بریم تو دروازه ی برونزی
نمیتونستیم صبر کنیم تا ببینیم چی توشه
18ام جون 1993
فکر کنم
دارم آخرت رو میبینم
دروازه ی برونزی
آخرت؟
تو بدترین موقع قطع شد
داری شوخی میکنی؟
8ام فوریه 1995
تصمیم گرفتیم تاموتو رو پیدا کنیم
باید بفهمم
واقعا چه اتفاقی افتاده
تاموتو
تاماتو
چرا همش درمورد تاموتو هست؟
اونجا پر از مارهای سمی هست
منظورش چیه؟
تو هوا لینگی؟
چرا اینجوری شدی؟
برو کنار
آروم باش
توی ژانگ؟
فکر کردم دیگه نمیبینمت
بفرستش تو اتاق
چرا اینجایی؟
من باید بپرسم
چجوری اومدی؟
مگه تو دروازه ی برونزی نبودی؟
چکار میکنی؟
باید بریم
باید بگی جی شده
مگه احترام نزاشتم؟
بالاخره گرفتمش
یه جعبه پیدا کردم
ولی تو یه نفر پیدا کردی
تو بردی
کمربند
مسخره اس
بریم
صبر کنین
هنوز سوار نشدم
ماشینو نگه دار
ماشینو نگه دار
هی
آقای وو؟
اه نینگ؟
چرا تو ماشینی؟
الان تظاهر نکردی که تو هانگژو موندی
فکر کردم از هیچی خبر نداری
پس داشتی اون موقع تستم میکردی؟
یه چیزی توی ویدیو بود
پس به نظر میاد درستو یاد گرفتی
خوب که سریع بودم
وگرنه گیرت میوفتادم
احساس دو طرفه اس
تو آسایشگاه چی پیدا کردی؟
قبل من پیداش نکرده بودی؟
چرا با این آدمایی؟
کی از دروازه ی برونزی اومدی بیرون؟
بگو دیگه دارم از فضولی میمیرم
تا نگی نمیتونی بری
بگو
تو کمربندمو گرفتی
یه چیزی برای شلوارم میخوام
میتونستی زودتر بگی
ژانگ
بیا
دیوونه ای
کلکسیون عینک آفتابی داری؟
یه چیزی برات دارم
کمربند
از چرم گاوه
و باکیفیت
بهت با قیمت
خوبی میدمش
444تومان چی میگی؟
نه مرسی
این طناب برام کافیه
صبر کن
نصفش
222تومن
تو دیگه کی هستی؟
سایه
تو تجارتم بهم میگن آقای سیاه
ژانگ چی لینگ و اون
مشاورای ما تو این ماموریتن
مشاور؟
ژانگ مشاور توئه؟
چرا اونا؟
قیمتشون رو گفتن
شاید عموی سومت بتونه بده
من نمیتونم
وو لائو سی زود باش
با مانی تو راهی
من هر کاری برای پول میکنم
پس یه جفت چطوره؟
توی بیابون به درد میخوره ها
بیابون؟
نمیدونی؟
داریم میریم تاموتو
تاموتو؟
هنوزم میخوایش؟
میتونی برای خودت نگهش داری
من فقط یه چیزی رو میخوام بدونم
چرا دارین میرین تاموتو؟
میتونی صدام بزنی لائو گائو
رئیس گفت تاموتو
پایتخت سرزمین ملکه ی مادره
اونجا قصر ملکه ی مادر هست
قصر ملکه ی مادر بهشتی؟
چجوری میخواین برین؟
باید چیزایی که از آسایشگاه آوردن رو بررسی کنم
مرسی
اون زن پیر
نگهبان گروه باستان شناسی چن ون جین بوده
اسمش مادام دولما هه
این بشقاب ی چینی مال آسایشگاه هست
وقتی تیم باستان شناسی به سمت دا چیادام رفت
و به چیارهان رسید
نتونستن راه برگشت رو پیدا کنن
راه رو پیدا نکردن؟
اره
اونا به تاموتو رسیدن
که بهش تارموستو هم میگن
به معنی شهر ارواح بارونیه
افسانه ها میگن فقط تو بارون سنگین پیدا میشه
بعدش چی شد؟
هیچ کس نمیدونه
اون پیرزن تنها سرنخمونه
این بشقاب ی چینی
نشون دهنده ی عشق اون و چن ون جین بوده
توی این نقشه مسیر تاموتو کشیده شده
تاشی
این بشقاب دورش شکسته ناقصه
نمیتونیم بریم
نمیتونیم؟
مامان بزرگم میگه این بشقاب ناقصه
نمیتونیم بدون اون تیکه بریم
میدونی تیکه اش کجاس؟
میدونی از کجا میشه پیداش کرد؟
بردنش لانسو
بردنش لان سو
میریم لانسو
ژانگ
به نظر میاد
میخواد یه چیزی بهم بگه
چرا نرم اونجا؟
مصل یه زمین کشاورزیه
دقیقا جایی که دوست دارم
برگرد
باشه
برمیگردم
ولی اول باید جواب سوالم رو بدی
No comments yet. Be the first to leave one.