Grimsburg

Grimsburg

Descargar subtítulo en Farsi/persian

Temporada 2

Información de lanzamiento

Grimsburg S02E12 Filamingo Fa
Comentario por filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Etiquetas

webdl
Publicado el: 2026-08-05
Descargas: 0
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi/persian

Las primeras 200 líneas.

‏این دمپایی‌لاانگشتی‌ها انتخاب بدی بودن‏

‏می‌دونم یه تخم‌لقی، ولی‏ ‏تا حالا به کراکس فکر کردی؟‏

‏کمتر شلپ‌شلوپ می‌کنه، راحت‌تره،‏

‏و حس یه پرستار پرکار و پررو رو بهت می‌ده‏

‏طبق گفتهٔ بزرگ‌ترین ترانه‌سرای نسل‌مون‏

‏که آهنگ‌هاش بوی مارگاریتا‏ ‏می‌داد... روحت شاد، جی‌بی...‏

‏اگه می‌خوای دمپایی‌ات بترکه،‏

‏فقط یه درِ قوطی لازم داری‏

‏آخ! اوف!‏

‏این‌طوری هم یه دیوونه رو‏ ‏می‌گیرم، هم خودمو خالی می‌کنم‏

‏هاهاها!‏

FILAMINGO-INTRO

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏اوه عزیزم، عین «دمپایی‌عوض‌کن» شدی‏

‏اینم «پسر سالمون» شما‏

‏من سس «جان وین» رو کنار غذا خواستم،‏

‏و نمی‌تونی یه کم بیشتر اخم کنی؟‏

‏آخ!‏

‏اوه، چقدر تعاملیه‏

‏باورم نمی‌شه این‌قدر واقعی‏ ‏به نظر میاد، مگه نه عزیزم؟‏

‏جان؟‏

‏به‌عنوان رئیس اتحادیهٔ مجرمان، اومدم بگم‏

‏همین الان یه جنایت فجیع در جریانه،‏

‏و منظورم کار «سلاخ کنفرانس خبری» نیست‏

‏آخ...‏

‏حرفم اینه که شهر سهمی از سودی نمی‌ده‏

‏که از کار سخت و ناصادقانهٔ اعضای ما درمیاره،‏

‏پس تا وقتی نده، اعتصاب می‌کنیم‏

‏با اینکه گردشگری جنایی‏ ‏میلیون‌ها دلار پول می‌سازه،‏

‏خیلی از مجرم‌ها حس می‌کنن‏ ‏سهم عادلانه‌شون رو نگرفتن‏

‏فکر کنم بشه گفت،‏

‏جنایت نون و آب نمی‌شه‏

‏این رو خودم ساختم‏

‏وقتی تازه شروع کرده بودم،‏

‏با آدم‌کشی می‌شد پول پارو کرد،‏

‏ولی حالا با این تورم حتی از‏ ‏پس اجارهٔ اتاق قتل هم برنمیام‏

‏مجبور شدم هم‌خونه بگیرم‏

‏ـ هوف!‏ ‏ـ اوف!‏

‏نمی‌ذارم این مجرم‌ها شهر رو گروگان بگیرن‏

‏تا دوباره شروع کنن مردم رو گروگان بگیرن،‏

‏و برای اثباتش، کل ادارهٔ پلیس رو‏

‏به مرخصی اجباری می‌فرستم‏

‏اگه وضعیت اضطراری داشتین،‏ ‏به مامانتون زنگ بزنین‏

‏یه لحظه صبر کن‏

‏یعنی دیگه کار نداریم؟‏

‏نه. هنوز شغلمون رو داریم‏

‏فقط موقتاً متوقف شده،‏

‏مثل نامه‌هات وقتی می‌ری سفر،‏

‏یا فیلم سیدنی سوئینی که یکی از پسرهای نوجوونم‏

‏داره تماشاش می‌کنه و هی نگهش می‌داره‏

‏از نظر فنی من جزو تجهیزات حساب می‌شم،‏

‏پس دارن من رو به جای دیگه منتقل می‌کنن‏

‏جای یه باجهٔ عوارض خراب رو می‌گیرم‏

‏نگران نباش. همهٔ مجرم‌ها احمقن‏

‏برای همینه همیشه می‌رن سراغ‏ ‏آخرین عملیات و گیر می‌افتن‏

‏حرفم رو یادت باشه، اعتصاب قبل از اینکه حتی...‏

‏چرا تموم نمی‌شه؟ یکی تمومش کنه‏

‏فلوت، فقط سه روز گذشته‏

‏چطور این‌قدر ریشت پرپشت شده؟‏

‏شروع کردم تستوسترون تزریق کنم‏

‏حالا که این احمق‌ها کارم رو دزدیدن،‏

‏دیگه باید چی کار کنم؟‏

‏آخ!‏

‏می‌دونی، رفتار با مجرم‌ها‏

‏مثل آدم‌های پست، باعث این ماجرا شد‏

‏همه لایق یه کم احترام‌ان‏

‏به خلافکارها احترام بذارم؟ برای چی؟‏

‏هرکسی می‌تونه قانون رو بشکنه،‏

‏یه سلول پر از نوزاد هم‏ ‏پایین داریم که ثابتش می‌کنه‏

‏اون مهدکودک اداره‌ست‏

‏درسته. ولی بازم هیچ‌وقت بهشون احترام نمی‌ذارم،‏

‏و درخواست دستبندهای کوچیک‌ترم رو نادیده بگیر‏

‏روز بخیر، آدم‌های وحشتناکِ هم‌صنف‏

‏کجا وایسم؟‏

‏چطوره بری داخل پیش رفقای کارآگاهت؟‏

‏به نظر میاد این اواخر بیشتر‏ ‏از اینکه جرم مرتکب شی،‏

‏به حل جرم‌ها کمک کردی، پس عضویتت رو لغو کردیم‏

‏حالا یه لحظه صبر کن‏

‏فقط به‌خاطر زیورآلاتی که دادگاه‏ ‏بهم داده این کار رو می‌کنم‏

‏آره، حتی یه خراش هم روش نیست‏

‏چرا سعی نکردی از پات بازش کنی؟‏

‏می‌ترسی بدونش چه کسی باشی؟‏

‏اگه می‌خواستم بازش کنم، تا حالا کرده بودم‏

‏باشه. تا آخر ماه بازش کن،‏

‏و دوباره عضو اتحادیه می‌شی‏

‏قبوله‏

‏آماده باش چون قراره یاد بگیری‏

‏چطور در یک هفته و نیم از‏ ‏شر پابند الکترونیکی خلاص شی‏

‏نمی‌شه بگیم ده روز؟‏

‏آره، آره، «چطور در ده روز‏ ‏از شر پابند خلاص شویم»‏

‏خیلی بهتره‏

‏حالا که قانوناً نمی‌تونی بهم دستور بدی،‏

‏می‌خوایم چی کار کنیم؟‏

‏بیاین یه کار احمقانه کنیم‏

‏نه، ممنون‏

‏توی زندگیم به‌اندازهٔ کافی خوش گذروندم‏

‏قد فندقی‌بودن که تفریح حساب نمی‌شه‏

‏هاها. خیلی بامزه بود‏

‏دارم می‌خندم، ولی در واقع‏ ‏نه؛ با اینکه گفتم می‌خندم‏

‏بذار این رو بپرسم. اسم چاموی به گوشت خورده؟‏

‏اون سس خوش‌طعم مکزیکی که‏

‏از میوهٔ ترشی درست می‌شه، یا ستارهٔ‏ ‏پاپِ به‌شدت غیرقابل‌پیش‌بینی؟‏

‏قبل از اینکه چاموی ابرستاره بشه،‏

‏«تاخین و چاموی» وجود داشت‏

‏ما اساساً سالت‌اِن‌پپای لاتین بودیم،‏

‏ولی به‌جای خوندن دربارهٔ سکس،‏ ‏دربارهٔ باکرگی آواز می‌خوندیم‏

‏این دیوونگیه. چی شد؟‏

‏حامله شدم،‏

‏که برای یه گروه طرفدار باکرگی ظاهر خوبی نداشت‏

‏باباش مدیر برنامه‌مون بود‏ ‏و مجبورم کرد انتخاب کنم...‏

‏یا «مشکل» رو حل کنم یا برم، پس رفتم‏

‏منظورم از تفریح همینه‏

‏بریم با چاموی بگردیم‏

‏راستش ارتباطمون رو حفظ نکردم‏

‏وقتی اون خبرها رو درباره‌اش‏ ‏می‌بینم قلبم می‌شکنه...‏

‏شایعه‌های ترک اعتیاد، رقص با اره‌برقی،‏

‏آب‌خوردن از بطری همستر‏

‏نمی‌تونم حس نکنم تقصیر منه‏

‏معلومه به زندگی من حسودیش می‌شه‏

‏اوه، باشه‏

‏اون ابرستارهٔ میلیونری که‏ ‏خط تولید لباس خودش رو داره‏

‏به تو حسودی می‌کنه که توی دفترت بند رخت داری؟‏

‏موضوع پول نیست. من پنج‏ ‏تا بچه دارم، اون هیچ‌کدوم‏

‏اوم، منم بچه ندارم‏

‏ببین زندگیت چقدر غمگینه. قوی بمون‏

‏فکر کنم دلیل اینکه نمی‌خوای چاموی رو ببینی‏

‏اینه که می‌ترسی اشتباه کرده باشی‏

‏باشه. بهش زنگ می‌زنم و می‌ریم،‏

‏ولی وقتی فهمیدی من برندهٔ‏ ‏ماجرا بودم، عذرخواهی می‌خوام‏

‏ببخشید. یکی از پسرهام صفحه رو شکوند،‏

‏اون یکی هم خواست با چسب چوب درستش کنه‏

‏اوه... اوم...‏

‏هی، خوشحالم اینجایی. می‌تونی...‏

‏بذار حدس بزنم‏

‏یه مشکلی داری که باید کمکت کنم‏

‏می‌فهمی این رابطه کاملاً یک‌طرفه‌ست؟‏

‏رابطه باید چند طرف داشته باشه؟‏

‏دو طرف؛ سه طرف اگه تایکا وایتیتی باشی‏

‏منم مشکل دارم، می‌دونی‏

‏دارم شرط رو می‌بازم،‏ ‏اسکولیوزم دوباره عود کرده،‏

‏و...‏

‏باشه. مشکلت چیه؟‏

‏باید این اعتصاب تموم شه‏

‏بدون کار، زندگیم هیچ معنایی نداره‏

‏دیگه بهانه‌ای ندارم استن رو نبینم،‏

‏و یه قدم مونده عضو لیگ پیکل‌بال شم‏

‏آه، خیلی آسونه‏

‏وانمود کن مجرمی. چندتا جرم مرتکب شو‏

‏وقتی خلافکارها برای پیدا‏ ‏کردن اعتصاب‌شکن دست‌وپا بزنن،‏

‏حتماً به جون هم می‌افتن،‏

‏اتحادشون می‌شکنه و اعتصاب تموم می‌شه‏

‏ولی من کوچک‌ترین چیزی‏

‏از مجرم‌بودن نمی‌دونم‏

‏شاید اگه معلم درستی داشتی‏

‏که قفلش رو باز کنه، کلید‏ ‏مجرم‌بودن رو یاد می‌گرفتی؛‏

‏کسی با ذهن جنایی تیز،‏

‏کسی که پلیس رو دور زده،‏

‏اف‌بی‌آی و باشگاه سی‌دی کلمبیا هاوس رو هم،‏

‏کسی که هنر گمشدهٔ وانمودکردن‏ ‏به کمک به دیگری رو یادت بده،‏

‏درحالی‌که در واقع‏

‏مخفیانه هدف‌های شوم خودش رو دنبال می‌کنه...‏

‏من‏

‏آره، تو. نمی‌تونی معلمم باشی؟‏

‏من؟ به ذهنم نرسیده بود،‏

‏ولی وقتی مشکلت رو حل کردم،‏

‏باید قول بدی مشکل من رو هم هرطور شده حل کنی‏

‏قبوله؟‏

‏خداحافظ، کارآگاه فلوت‏

‏کانگ مجبورم کرد این رو‏ ‏بگیرم چون هی گمش می‌کردم‏

‏پس اول چی؟ حمله به خونه، آتش‌سوزی سبک،‏

‏شاید هم ماشین‌دزدی؟‏

‏آروم‌تر. باید کم‌کم واردش شی‏

‏اگه تند بری، جنون می‌گیری‏

‏حل‌کردن جرم یه چیزه، ولی انجام‌دادنش...‏

‏واو. خب راستش دقیقاً برعکسشه،‏

‏ولی از پسش برمیای؟‏

‏دزدی نامه؟ بی‌خیال. خیلی آسونه‏

‏پس چرا بخشنامهٔ این هفتهٔ‏

‏سوپرمارکت دستم نیست؟‏

‏خیلی دوست دارم بدونم کدوم برش گوشت حراج شده‏

‏پول عاقل روی سه‌گوشه‌ست‏

‏نمی‌تونم. غیرقانونیه‏

‏نمی‌تونم کارت تولد یه بچه رو بدزدم‏

‏چرا نتونی؟‏

‏معاشت رو ازت گرفتن،‏

‏عین دختر لیام نیسون توی «ربوده‌شده»،‏

‏هویتت رو هم کندن، عین توانایی لیام نیسون‏

‏برای بازی در هر نقش دیگه‌ای بعد از «ربوده‌شده»‏

‏وقتشه زندگیت رو پس بدزدی‏

‏همین الان پول تولد یه بچه رو دزدیدم‏

‏حس می‌کنم یه جعبه کارت پوکمونم‏

‏هی! از اونجا بیا بیرون‏

‏آخ! اوف! منحرفِ صندوق پستی!‏

‏سه‌گوشه حراج بود‏

‏هی‌هی! هاها! اوه...‏

‏هنوز فکر می‌کنی بهت حسودیش می‌شه؟‏

‏شوخی می‌کنی؟‏

‏این آب‌نماها داد می‌زنن‏ ‏«سال‌های باروریم رو هدر دادم»‏

‏واقعاً خودتی. بیا تو‏

‏هوم، از حسادت دیوونه شده‏

Grimsburg subtitles in other languages

More Farsi/persian subtitles for Grimsburg

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left