Las primeras 200 líneas.
...آنچه گذشت
.بريم
براي چي داريد اين کارو ميکنيد؟
.شما قراره رئيس جمهور امريکا رو بکشيد
،در غير اين صورت .ما خانوادهتون رو ميکشيم
چي بلايي قراره سرِ ما بياد؟
از فردا، همه برميگردين .به زندگي عاديتون
تا دو هفتهء آينده جوري وانمود ميکنين .که انگار نه انگار اتفاقي افتاده
.ما زير نظر داريمتون .حرفاتون رو گوش ميديم
،هر حرکتي کنين
حتي وقتي پيشتون نيستيم هم .بازم در کنارتون خواهيم بود
اون چيه؟
بايد تو بدن همه يه جيپياس .کار بذاريد
.فرض کنين يه جور افسار نامرئيه
.کسي به دکتر "ساندرز" دست نميزنه
،تا زماني که خانوادهتون دستِ من هستن .شما جايي نميريد
گويا درست چند ساعت قبل از عمل جراحي
اشتباهاً به رئيس جمهور .رقيق کنندهء خون تزريق شده
.من اينجام تا بفهمم دقيقاً چه اتفاقي افتاد
.بايد اين بازرسي رو تمومش کنيم
حالا چجوري بايد اين کارو بکنيم؟
.تقصير رو ميندازيم گردنِ يکي ديگه
.دربارهء "آنجلا"ست
پرستار رئيس جمهور ظاهراً .دست به خودکشي زده است
.اي حرومزاده .تو کُشتيش
.نه، تو کُشتيش - چي؟ -
موفق نشدي دوستِت رو .متقاعد کني که اعتراف کنه
.خونش گردنِ توئه
..."اين يارو، "نيکو ،ما علفهاشو فروختيم
،اما پولش رو نداديم .بخاطر اينکه پدرم کلِ پولا رو پيدا کرده
،بيا نقش بازي کردن رو بذاريم کنار ."رايان
جفتمون خوب ميدونيم تو اون همسرِ .دوستداشتني که وانمود ميکني نيستي
پس مامان کي مياد خونه؟
مامان بايد استراحت کنه .تا حالش خوب بشه
همه چي درست مثلِ .روزِ اولش ميشه
همکارهاي من زياد طاقت .شکست رو ندارن
آقاي رئيس جمهور، کل اينترنت صحبت .از اين ميکنن که پرستار شما خودکشي کرده
دستهاي توطئه پشت پرده ...و ربطشون با گروههاي تروريست
حرفي از آدم فضاييها نزدن؟
قربان، انتخابِ يک دکتر داخلي قرار بود .يه موفقيت روابط عمومي باشه
اما اين طور نشد. بايد جلوي اتلافِ وقت رو .بگيريم و هر چه سريعتر از اينجا بريم
...من از دکتر "ساندرز" خوشم مياد
اما اين قضيه داره خيلي پيچيدهتر از .اون چيزي ميشه که انتظارش رو داشتم
کوئنتين"، بگرد ببين بهترين" .راهِ حل چيه
"البته بدونِ اينکه به آبروي دکتر "ساندرز .يا من لطمعهاي وارد بشه
،سعي ميکنم امروز حلش کنم ...اما گمون نکنم بتونم
قبلاً که بهت گفتم، دارم .رو يه ماموريت ويژه کار ميکنم
."باباي هم دوسِت داره، "ساير .بيشتر از همه چي
خب، امروز ميري نماشگاه نقاشي بهت کلي خوش ميگذره، باشه عزيزم؟
.حتماً چندتا نقاشي هم واسم بفرست
بعداً بهت زنگ ميزنم، خب؟
.هي، بهتره صبحانه بخوري - .بايد برم حاضر شم برم مدرسه -
حالت خوبه؟ - .نه -
.نميتونم به "آنجلا" فکر نکنم
.بيا اينجا .بايد صحبت کنيم
بايد بفهميم تو کدوم مدرسه امروز .نمايشگاه نقاشيه
چي؟ نمايشگاه نقاشي؟ واسه چي؟
.اون يه دختر داره .اسمش "ساير"ـه
.تو مدرسهش امروز نمايشگاه نقاشيه
.سعي ميکنم سرِ کار پيداش کنم
،از کامپيوتر يکي ديگه استفاده کن .محض احتياط
.ساعت يازده و ربع بهت زنگ ميزنم
.سلام - .سلام -
.از ديشب تا حالا خبري ازت نشد اون پرستاره رو ترتيبش رو دادي؟
.آره .آره، حله
دانکن"؟"
.من سر محل قرارم شما کجايي؟
محلِ قرار؟
.همين الان يه پيامک اضطراري فرستادي
.من پيامک برات نفرستادم
دانکن"؟"
کي دستور تيراندازي به من رو داد؟ - .آروم باش -
،کار کارِ اون فرمانده ستادِ پاچهخوار .کريسي"ـه"
.اون حرومزاده رو خاکش ميکنم
.دانکن" بس کن" .بايد حواست رو جمع کني
.به دخترت، به زنت فکر کن
يادت باشه واسه چي داريم .اين کارو ميکنيم
.حق با توئه .مهم نيست کي دستورِ تيراندازي رو داده بود
...مهم اينه که چرا
...رئيس جمهور داره نظرش رو عوض ميکنه .جراحش رو عوض ميکنه
..."بدونِ "ساندرز - .معامله فسخ ميشه -
،که همهء ما مسئولش هستيم ."شما و من و "ساندرز
.مگر اينکه نظرِ رئيس جمهور رو عوض کنيم
ميخوام با فرمانده ستاد .آقاي "کوئنتين کريسي" صحبت کنم
.بهشون بگيد "راب هالزي" پشتِ خطه
"آقاي "کريسي"؟ آقاي "هالزي .روي خطِ دو ميخوان با شما صحبت کنن
.بهش بگيد تو دفترم نيستم
ميبخشيد آقاي "هالزي". در حال حاضر .ايشون در دسترس نيستن
.فکر کنم "کارلايل" قرار بود بميره
قسمت سوم از فصل اول «قدرت اقناع»
."دکتر "ساندرز - ."آقاي "هافمن -
ميتونم چند لحظه باهاتون صحبت کنم؟ - .البته -
"ميدونم شما و "آنجلا .دوستاي نزديکي بودين
.آره، اصلاً... باورم نميشه .خيلي وحشتناکه
تا زماني که جسدش رو .پيدا نکرديم، هنوز اميد هست
...بله، حق با شماست، من
ديشب دم درِ خونش چي کار ميکردين؟
،ما قرار بود بريم نوشيدني بخوريم .اما نيومد کافه
رفتم خونش، بخاطر اينکه .نگران شده بودم
نگرانِ چي؟ - .نگرانِ "آنجلا". خيلي پريشان بود -
،ما ديروز با هم قهوه خورديم خيلي ناراحت بود
.دربارهء اتفاقي که براي رئيس جمهور افتاد
علي خصوص اينکه اون پرستارِ .دادن داروها به رئيس جمهور بود
.نميدونست مقصر اون بوده يا نه
،من گفتم اگه فکر ميکنه اشتباهي کرده .بايد اعتراف کنه
...اما اون
چي؟
نميدونست که آيا ميتونه با .عواقبش کنار بياد يا نه
من حسِ خيلي بدي دارم. بايد بيشتر .دلداريش ميدادم. دوست بهتري ميشدم
...نميدونم - .خودتون رو سرزنش نکنين، خانم دکتر -
شما که نميدونستين يه همچين .اتفاقي پيش مياد
.بريم. عجله کن، ديرت ميشه
هي، رفتي ببيني پول تو دستشويي بابام هست يا نه؟
.نه
.واي خدا .نيکو" منو ميکشه"
اي بابا، بس کن. يارو ،یه بچه مدرسهايها علف ميفروشه
چقدر گردن کلفت ميتونه باشه؟
.امروز نميرم مدرسه - .چرا میری -
.يالا. بجنب
هنوز با رئيس حرف نزدي؟
.هنوز فرصت نکردم - .من مفتي کار نميکنم -
.منم همينطور
...با اين خطر کاري
رئيس جمهور؟ دو هفته يه خانواده رو زير نظر داشتن؟
.بايد پولمون رو بدن - .گفتم، من حلش ميکنم -
حالا اين يارو کيه؟
.اسمش "دانکن کارلايل"ـه .مردِ خوبيه
همش همينو ميگي، اما من که .تا حالا چيزي ازش نديدم
من ديدم. 13 سال پيش من تو بخش نگهباني
.گشتِ سيار، نزديکهاي مرزِ کلمبيا بودم
.گروههاي چريک "فارک" بهمون حمله کردن .دو ماه ما رو اسير کردن
.يه تيم نظامي اعزام کرد تا مارو نجات بدن FBI .دانکن" مذاکرهگر ارشد بود"
بعد مذاکره کرد و شما رو آزاد کردن؟
.کاماندوها وارد عمل شدن
.اوضاع خيلي بيريخت شد
.همهء گروگانها رو آزاد کردن .حالا همه سوار هليکوپتر آمادهء رفتن بودن
تا اينکه "دانکن" متوجه شد من جدا از .بقيه زنداني شدم. اون برگشت
يک بارِ ديگه اومد داخل و .جونِ من رو نجات داد
.تحت تاثير قرار گرفتم
.اما با اين حال بايد پولم رو بگيرم
."مورگان". "مورگان"
اينجا چي کار ميکني؟
ديشب نه جوابِ اساماسهام رو .ميدادي، نه جواب زنگم رو
.بايد باهات حرف بزنم
نبايد ميومدي اينجا، ميفهمي؟ ...برو تا يکي
.بويد"، خواهشاً الان وقتِ اين کارا نيست" - چه خبر شده؟ -
چرا اينجوري رفتار ميکني؟
کسِ ديگهاي در کاره؟
.نه، کسِ ديگهاي نيست
.راستش رو بگو .چونکه من دوسِت دارم
.هر دقيقه دارم بهت فکر ميکنم
...پس اگه کسِ ديگهاي هست - .من حاملهام -
.متوجهام، اما متري 55 دلار خیلی کمه
.قيمت اتحاديه 60 دلاره
.باشه، خيله خب .نه، نه، متوجهم
.اگه نظرت عوض شد زنگ بزن بهم
از اونجايي که جواب تلفنم رو نميدي
.بايد طور ديگه خدمت ميرسيدم
داري چه غلطي ميکني؟
.اون گوله از بيخِ گوش من گذشت
دربارهء چي حرف ميزني؟
الان وقتِ اين نيست که بخواي ."اداي خنگا رو در بياري، "کوئنتين
.زياد حال و حوصله ندارم
.نميدونم منظورت از اين کارا چيه
.فقط بگو چي شده
.برام مهم نيست ميدوني يه نه .اينکه تو دستور دادي يا نه. مهم نيست
.فقط مهم اينه که بعد چي ميخواد بشه - بعد؟ -
.بايد خودمون رو از اين ماجرا بکشيم بيرون
پس هر چي ميگم بي چون و چرا .انجام ميدي
.اگه نکني، دوستام ميکُشنت
...و بعد
.ميرن سراغ همسرِ زيبات
.منم
.يه اتفاقي افتاده
فکر کنم در رابطه با فسخ کردنِ .عمل جراحي بايد تجديد نظر کنيم
آخه تازه فهميدم
دکتر "ساندرز" هنوزم قراره ،دکتر رئيس جمهور باشه
.پس نقشهء اصلي هنوز پا برجاست
.بله، کاملاً مطمئنم
.فعلاً در اموني
.خوبه
اين يعني تو هم فعلاً .در اموني
هيچ متوجه هستي جفتمون .الان در خطر هستيم
همين الان به يک مقام خيلي .بيرحم و قدرتمند دروغ گفتم
،اگه کاري رو که من ميگم انجام بدي .دروغت تبدیل به حقیقت میشه
.يه هتلِ عالی تو ميامي پيدا کردم - ميامي؟ -
براي کنفرانسِ معاملاتي که قراره دو هقتهء ديگه با هم بريم دیگه؟
سلام، "برايان"؟
الن"ـه. خيلي سعي کرد" .باهاتون تماس بگيره
.آره، درسته. ديروز گوشيم افتاد
افتضاح شد. من بهش گفتم .کار داشت به شما زنگ برنه
.بله، البته
.برو. جواب بده
ميشه دو دقيقه از دفترت استفاده کنم؟
.آره - .مرسي -
الن"؟" - چي پيدا کردي؟ -
يه مدرسهء غير انتفاعي به نام .هالي اوک" تو "بتزدا" نمايشگاه نقاشي داره"
.خيله خب. خوبه هالي اوک". چه ساعتي؟"
يک و نيم؟ چرا؟ تو که قرار نيست بري اونجا؟
.خب، بايد بفهميم اين يارو کيه
No comments yet. Be the first to leave one.