Grimsburg

Grimsburg

Descargar subtítulo en Farsi/persian

Temporada 1

Información de lanzamiento

Grimsburg S01E09 Filamingo Fa
Comentario por filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Etiquetas

webdl
Publicado el: 2026-08-05
Descargas: 0
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi/persian

Las primeras 200 líneas.

‏- همینه‏

‏داریم پروندهٔ...‏

‏قاتل جنگا رو حل می‌کنیم‏

‏یکی از این جنازه‌ها سرنخی داره‏ ‏که ما رو به قاتل می‌رسونه‏

‏کلید این بازی، لمس ظریفه‏

‏- جنگا!‏

‏- نه، سامرز‏

‏فقط وقتی برج می‌ریزه‏ ‏باید داد بزنی «جنگا»‏

‏یا موقع سکس‏

FILAMINGO-INTRO

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏الان؟‏

‏آره‏ ‏- جنگا! اه‏

‏- از این به بعد، تنها چیزی که‏ ‏روی هم می‌چینی، خب...‏

‏شاید همون جنگای معمولی باشه‏

‏اگه توی زندان اجازه بدن بازی کنی‏

‏- انگار با بازی خودش شکستش دادی‏

‏حالا که جمع‌بندی نغزم تموم شد، بریم مشروب؟‏

‏- حتماً، بریم بنوشیم چون من‏ ‏هیچ مسئولیتی ندارم‏

‏و مطلقاً هیچ جای دیگه‌ای‏ ‏لازم نیست باشم‏

‏- صبح‌به‌خیر والدین، خوش اومدید‏

‏به مسابقه، نمایش یا تورنمنت‏ ‏اسب چوبی دبستان گریمزبرگ‏

‏هر چی که هست‏

‏بچه‌های خودتونن و باید اینجا باشید‏

‏تا ببینید با اسب‌های چوبی قلابی می‌دون‏

‏- تو بهترین اسب دنیایی،‏ ‏دارچین رنگین‌کمان سفینه‏

‏- و راه افتادن‏

‏دارن دور اون چیزه می‌پیچن‏

‏حالا هم از توی لاستیک‌ها می‌پرن‏

‏درست مثل ورزشکارهای واقعی،‏ ‏که نیستن‏

‏و اون سرخوردن روی زانو‏ ‏یا یه امتیازه‏

‏یا کسر امتیاز، کی اهمیت می‌ده؟‏

‏حداقل یه تکونی می‌خورن، نه؟‏

‏- مقام سوم‏

‏آه، شکوه برنز‏

‏بابا، سوم شدم!‏

‏اوه، حتماً کار مهم‌تری داشته‏

‏- بچه‌ها، این تکه نون برشته‏ ‏شبیه کدوم سلبریتیه؟‏

‏- پاهات رو بنفش‌تر می‌کنی‏

‏از اون‌هایی که امروز توی سردخونه دیدم‏

‏- اوه، ببخشید، یک‌کم عصبی‌ام‏

‏وقتی بین خرس‌ها بزرگ بشی‏

‏یه‌جورایی عادت‌هاشون رو می‌گیری‏

‏تا حالا اصطلاح «فصل جفت‌گیری» رو شنیدی؟‏

‏- پس وارد دورهٔ شهوتت شدی، چه باحال‏

‏- اینو به درِ کابینت بازی بگو‏

‏که خوردم بهش و بعد دوباره و دوباره خوردم‏

‏- اوه، باید بریم بیرون‏

‏یه بار بزنیم، یکی رو ببینیم‏ ‏که از چوب ساخته نشده‏

‏- فکر کنم فلوت بتونه مراقب استن باشه‏

‏این یکی از خوبی‌های برگشتنشه‏

‏در واقع همین الان هم داره مراقبش می‌کنه‏

‏توی برنامهٔ اسب چوبی‌ش‏

‏مگر اینکه خودمم باید اونجا باشم‏

‏باید باشم؟ نه، نه‏

‏ولی نمی‌دونم، شب مجردها؟‏

‏فکر نکنم این‌قدر محتاجش باشم‏

‏اه، از خواب زمستونی‌ت لذت ببر، عوضی‏

‏- پس ساعت هفت میام دنبالت؟‏ ‏- آره، عالیه‏

‏- کریس ایوانز‏

‏- اِم، ویلم دفو؟ نه، توبی مگوایر‏

‏- اوه، بی‌خیال‏

‏توبی مگوایر چونهٔ ضعیفی داره‏

‏سی‌بیسکت خط فک قوی‌تری داشت...‏

‏وایسا، سی‌بیسکت؟ اسب؟‏

‏باید توی برنامهٔ اسب چوبی استن باشم!‏

‏یا نه، وایسا، هارمونی قرار بود بره؟‏

‏آره، نه، وایسا‏

‏آره، ولی به‌هرحال باید برم خونه‏

‏- باشه، لااقل بذار...‏

‏- نه، نون برشته هم با من میاد‏

‏- استن، چرا مثل جاروبرقی‏ ‏توی راهرو می‌چرخی؟‏

‏- اوه، ببخشید دکتر پنتوس‏

‏فقط بابام دوباره منو فراموش کرده‏

‏ولی که می‌شناسیدش‏

‏- چه خوب هم می‌شناسم‏

‏سال‌ها برای سخت‌ترین و تاریک‌ترین‏ ‏پرونده‌های حل‌نشدنی‌ش پیشم می‌اومد‏

‏و من هم کمکش می‌کردم‏

‏حتی این دفتر رو خریدم‏ ‏تا ماجراجویی‌هامون رو ثبت کنم‏

‏آه، کلیدی که کمک کردم‏ ‏پشت چشم یه مرده پیداش کنه‏

‏هنوز بوی چشم می‌ده‏

‏فکر می‌کردم تا الان پر شده باشه، ولی افسوس‏

‏از وقتی برگشته این‌قدر سرش شلوغه‏

‏که تقریباً هیچ‌وقت نمی‌بینمش‏

‏- منم همین‌طور‏

‏فکر نکنم برام اهمیتی قائل بشه‏

‏مگر اینکه عکس من روی پاکت شیر باشه‏

‏- خودشه‏

‏ناخواسته انگیزهٔ‏

‏یک نقشهٔ بی‌نقص رو بهم دادی‏

‏مرحلهٔ اول، وانمود می‌کنیم دزدیدنت‏

‏ مرحلهٔ دوم، سرنخ‌هایی می‌چینم ‏

‏ چنان موذیانه و شیطانی که پدرت‏ ‏مجبور بشه از من کمک بخواد ‏

‏ مرحلهٔ سوم، من و اون متحد می‌شیم ‏

‏ و اون دوستیِ خصمانهٔ خاصمون‏ ‏دوباره شعله‌ور می‌شه ‏

‏ که هالمارک هنوز براش کارت نساخته ‏

‏پس من چی؟‏

‏- تو؟ اوه، تو طعمه‌ای‏

‏این مهم‌ترین بخشه‏

‏- سلام‏

‏تازه از اون برنامه برگشتی؟‏

‏- آره، برنامهٔ تو چطور بود؟‏

‏- اوه، عالی‏

‏هر کاری که امروز باید می‌کردم، کردم‏

‏- منم همین‌طور، و کارهایی رو که‏ ‏تقریباً مطمئنم نباید می‌کردم‏

‏گذاشتم تو انجام بدی‏

‏- منم همین‌طور‏

‏عاشق وقتیم که هم‌صفحه‌ایم‏

‏- حتی هم‌پاراگراف‏

‏امیدوارم امروز خوش گذشته باشه، استن‏ ‏- دوستت دارم، استنی‏

‏احتمالاً توی اتاقشه و هدفون گذاشته‏

‏نگران اون کابینت شکسته هم نباش‏

‏بعداً درستش می‌کنم‏

‏حسابی درستش می‌کنم‏

‏- این نقشه رو دنبال کن تا کلبهٔ‏ ‏جنگل بچه‌های گمشده‏

‏نگران هم نباش، فقط این اسم رو گذاشتن‏

‏که بچه‌ها نرن اونجا‏

‏ولی چون بچه‌ها از دستور گرفتن بدشون میاد‏

‏کلی‌شون رفتن و حالا گم شدن‏

‏پس اسمش دیگه کاملاً حقیقیه‏

‏خوش بگذره‏

‏- خب، یا بابات زنده پیدامون می‌کنه‏

‏یا مدرسه یه بورسیه به اسمت راه می‌اندازه‏

‏و همه وانمود می‌کنن دوستت داشتن‏

‏به‌نظرم هر دو حالت برده‏ ‏- بیا بریم‏

‏ردپا هم بذاریم تا بابام بتونه دنبالمون کنه‏

‏- با کفش گِلی اومدی توی خونه؟‏

‏- وای خدای من‏

‏باید... رو پیدا کنیم‏

‏درِبازکن شراب رو‏

‏- این جنگل ترسناکه‏

‏اگه پوست داشتم، مورمور می‌شد‏

‏- نگران نباش‏

‏بابام احتمالاً همین الان‏ ‏داغ‌داغ دنبال‌مونه‏

‏- تو با اون کفش پاشنه‌بلند داغی‏

‏- پس خوب نگاه کن‏

‏چون زیاد پاهام نمی‌مونن‏

‏- اوه‌لالا‏

‏- نباید تا الان به کلبه رسیده باشیم؟‏

‏- وای!‏

‏نگران نباش‏

‏بابام قبل از اینکه بتونی بگی‏ ‏«سوپرکالی‌فراجیلیستیک...» پیدامون می‌کنه‏

‏«...اکسپیالی‌دوشس»‏

‏- اه، دیگه برام مهم نیست‏

‏که اکسِ فوق‌پینه‌ایِ منی‏ ‏با غرور شکننده‏

‏و بوی دهان، بیا اینجا‏

‏اوه‏

‏- اوه‏

‏ - جنگا! ‏

‏- هی، فقط می‌خوام بگم واقعاً بهت مدیونم‏

‏- یکی دیگه؟‏

‏نمی‌دونم بتونم این‌قدر سریع‏ ‏دوباره آماده بشم‏

‏ولی چند روز پیش از پمپ‌بنزین‏

‏یه مشت قرص گرفتم‏

‏روی بسته‌ش یه کرگدن بود‏ ‏که شاخش آتشفشان بود‏

‏- نه، برای اینکه استن رو از مسابقه‏

‏نمایش یا تورنمنت اسب چوبی آوردی، مدیونتم‏

‏- بله، هم از خود آن فعالیت‏ ‏بسیار لذت بردم‏

‏و هم پسرمان را از آنجا به خانه آوردم‏

‏که آن را هم بسیار انجام دادم‏

‏- می‌رم ببینم صبحونه می‌خواد یا نه‏

‏- نه، مگه سال ۱۹۵۰ئه؟‏

‏مادر باید همه‌کارها رو بکنه؟‏

‏بذار اون بچهٔ زن‌ستیز خودش برداره‏

‏تو باید از روزت لذت ببری‏

‏- قرار بود با وینونا بگردم‏

‏- باشه، خداحافظ‏

‏اوه، لعنت‏

‏- شاید پدر و مادرم حق دارن نادیده‌م بگیرن‏

‏حتی نمی‌تونم درست قلابی ربوده بشم‏

‏حالا بابام هیچ‌وقت پیدام نمی‌کنه‏

‏- برای پیدا شدنت به بابا نیاز نداری‏

‏ما پیدات کردیم‏

‏ما خوش‌فراری‌هاییم‏

‏- خوش‌فراری‌ها؟‏

‏- مثل فراری‌ها، ولی خوش‌تر‏

‏- ما هم بچه‌هایی هستیم که‏ ‏مثل تو از خونه فرار کردیم‏

‏هم‌سن‌وسال عزیز‏

‏- اگه اینا بچه‌ان، منم یه آدم واقعی‌ام‏

‏با اعضای بدنِ سالم‏

‏- وای خدای من، اومد‏ ‏چطور بهش خوشامد بگم؟‏

‏جلوی نور پنجره؟ نه‏

‏از دل سایه‌ها بیرون بیام؟‏

‏نه‏

‏پروژکتور سقفی‏

‏خب، خب، خب‏

‏نگاه کن کی اینجاست، کسی که من‏ ‏دشمن قسم‌خورده‌م می‌دونم...‏

‏سلام‏ ‏- به کمکت احتیاج دارم‏

‏استن رو دزدیدن و آدم‌ربا‏

‏یه سری سرنخ جا گذاشته که نشون می‌ده‏

‏یه نابغهٔ مریض و منحرفه‏

‏- شاید حتی ابرنابغه؟‏

‏- این‌قدر هم زیاده‌روی نکنیم‏

‏- باشه، همون نابغه‏

‏- معمولاً خودم می‌تونستم حلشون کنم‏

‏ولی الان مشکل دارم‏

‏- چون یه نابغه گذاشته‌شون‏

‏- نه، چون ذهنم جای دیگه‌ست‏

‏ببین، دیشب با هارم سکس داشتم‏

‏- اوه، خب، این اصلاً به من ربطی نداره‏

Grimsburg subtitles in other languages

More Farsi/persian subtitles for Grimsburg

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left