Las primeras 200 líneas.
*قسمت سوم*
...مادر
شما نمیتونید اینطور یهویی از ما تقاضای برگردوندن پول رو بکنید
هنوز یه ماه هم از زمانیکه اون پول رو بهمون دادید، سپری نشده
مگه از تو خواستم پولمو بهم پس بدی؟
از پسرم دونگجین خواستم که پسش بده
... در اونصورت
امکانش هست یه چند هفته ای بهمون مهلت بدید؟
چون الان تو شرایط سختی هستیم
برای پس گرفتن پولی که خودم بهتون قرض دادمم، باید منت بکشم؟
ببین! به من هیچ ربطی نداره !فقط تماماً پسش بده
!منم برای پس گرفتنش دلایل خودمو دارم
!پس شماره حسابتو بده و برو
از زمانیکه اون پول رو ازت قرض گرفتم هرگز احساس راحتی نکردم
!نگران چیزی نباش
-!پَسِت میدم -!وایستا ببینم
... هی، دونگجین... تو
!لطفاً مراقبت خودتون باشید، مادر
پسر خودمه !ولی درست لنگه باباشه
!نمیدونم چرا انقدر ضعیف النفسه
...اون پولُ
باید پس بدیم
صدالبته
...ما که هرگز پول بادآورده نداشتیم
!باهام حرف بزن
...اگه داره بهت سخت میگذره
اگه کمک خواستی !خودم هواتو دارم، پسر
در موردش فکر میکنم
ღ* بهش بگو عشق *ღ ترجمه و زیرنویس Telegram: @F971korea
!عوضی... هی
!هان دونگجین
!لعنت به تو
...مرتیکه ی عوضی! چطور تونستی
!مگه کری؟
...این چه کاری
... تو
!تو دیگه کدوم خری هستی؟
شما حالتون خوبه؟
... لعنت
ازت پرسیدم تو دیگه کدوم خری هستی؟
شیم ووجو ام
!مگه اسمتو ازت پرسیدم؟
!ولم کن، مردک
مگه کوری، زنیکه؟
کوری من از این مردک رده بالاتر
!و بزرگترم؟
اگه قرار باشه اینجا کسیو زمین بزنی ام، این مرتیکه اس
!به چه جراتی هلم دادی؟
لطفاً با خودم صحبت کنید
!مگه حرفی ام مونده؟
!منو قاطی دعواهاتون نکنید
!به نظر که صدمه ندیدی
اگه قراره بازم بزنیش، بهم خبر بده تا پلیسُ خبر کنم
جدی میگی؟
!مسته یا زده به سرش؟
یه خورده نوشیدم !ولی خل نیستم
!شیم ووجو! لطفاً از اینجا برو
بودن تو کمکی نمیکنه
در هر حال، بعد گفتن آخرین جمله ام میخواستم برم
خوب بودن صرفاً به این معنا نیست که منتظر بمونی
تا گراز بیاد و شاخت بزنه
!اینطوری احمق جلوه میکنی
...دختره ی
!گفتم که بدونی
!گراز؟
!هی! با تو ام
!الان این دختره به من گفت گراز وحشی؟
!ولم کن ببینم !هی
!ولم کن، لعنتی
!واقعاً که
سوئیچ ماشین خدمت شما
-متشکرم -حواستون بهشون باشه
سوئیچُ گرفتی؟
همین الانشم دو تا بطری کوفت کرده
!صداتو ببر، برام مشروب بریز
میدونی چیه؟
فقط یه نفر از فرار زنم
با اون مرد همسایه خبر داشت !فقط همون یه نفر
!پس کار تو بوده
با وجود مست بودنت
بهت اعتماد کردم
...که اینو مثل یه راز نگه میداری
!خاک تو سر احمقم کنن
رابطه چندین و چند ساله مون به خاطر یه مرتیکه به هم خورد
!دیگه به کی میتونم اعتماد کنم؟
قربان
اینطوریام نبوده که اون لو داده باشه
...موردی نیست
من از حضورتون عذرخواهی میکنم
ما مسئولیت کامل این اتفاق رو گردن میگیریم
اول صبحی
زنم برگه های طلاقُ برام فرستاد
منم دیگه زدم به سیم آخر
!و آسونترین هدف، تو بودی
اون کارمندتو یه بار مهمون کن
...نه آخه
!خداییش جلومو گرفت که نزنمش
!منو هل داد یه ور
کارمند؟
!دونگجین، خوشا به حالت
!یه دختر هواتو داره
ببخشید، جناب؟
میشه یه کاسه نودل اینجا لطف کنید؟
!باید یه چیزی میل کنید نودل حالتونو خوب میکنه
پس تک و تنها دیدت و با خودش فکر کرد
"نمیتونم یه گوشه وایستم ببینم بهش صدمه بزنن"
!اوهوی، روزگارُ ببین
خبر نداشتم مدیر بک بهت احساسی چیزی داره
!مساله این نیست
!چی چیو چیزی نیست
بک سوهی همیشه خدا حرف منو زمین میندازه
ولی درست مثل نصایح کلیسا بند بند حرفای تو رو اجرا میکنه
!گفتم که اینطور نیست
اگه شما دو تا عروسی کنید به عنوان کادو
یه نهار پیش من دارید
دختری که امشب باهاش بودم
مدیر بک سوهی نبود
پس کی بوده؟
هی، کارمند زنی که تا دیروقت بمونه
و اونطور پا به پای تو کار کنه
!اگه مدیر بک نیست، پس کیه؟
... شیم ووجو
... شیم ووجو
... وایستا ببینم
!اون پاره وقتی؟
!وای کله ام
!کله ام ترکید
این وقت شب چرا دیدیش؟
!داری باهاش قرار میزاری؟
!اینطوریاس؟
ازش خواستم به دیدنم بیاد
هر دومون تو یه محله زندگی میکنیم
-!چی؟ -!نگهش دار! نگهش دار
!نگهش دار
حالا دیگه هان دونگجینمون نصفه شبی از یه دختر خواسته ببینتش
!چطور میتونم سورپرایز نشم؟
ولی... قرار گذاشتن با یه جاسوس !یه خورده عجیب نیست؟
!واست دردسر میشه
... جاسوس کس دیگه ای بوده
کار شیم ووجو نبود
!هان؟
!هیچ زنی تو دنیا به خودی خود کاملاً بیگناه نیس
!بیا ببریمش داخل
... الان
داری جدی میگی دیگه؟
!شوخی که نمیکنی؟
دوربین مخفی که نیس؟
خودم بررسیش کردم
خودم دیدم که رئیس شین و آقای چا همو ملاقات کردن
مرسی، آب ام کارساز نیس
هرگز تو عمرم فکر نکرده بودم اینطور بهم خیانت بشه
منظورم اینه که... دیگه به کی میشه اعتماد کرد؟
-!اینکه چیزی نیس -هان؟
!نیس؟
!چطور چیزی نیس؟
هنوز صورت اون روزشو یادمه
قیافش داد میزد
"تضمین میکنم کار اون نبوده"
تضمین میکنم کار اون نبوده
"در اونصورت، مسئولیت کاملش رو برعهده میگیرم"
در اونصورت، مسئولیت کاملش رو برعهده میگیرم
!چطور با همچین قیافه ای از پشت بهمون خنجر زد؟
!تنم مورمور شد
خبر داری که از چاپچه بیزارم؟
مادرم هر دفعه که شوهر میکرد برام چاپچه می پخت
سه بار اون چاپچه رو خوردم
و هر دفعه به خودم میگفتم
!این دیگه بار آخره
ولی هر دفعه اشتباه میکردم
اون هر بار به اعتماد پسرش خیانت کرد
مادرت جمعاً 4 بار ازدواج کرده دیگه؟
ازش بی خبر بودم
- پاشو بریم - وایستا
!وایستا پسر
با اینم حال آدم برمیگرده سر جاش؟
!اینطوری دلم برات کباب میشه که
-!راهتو بیا - اومدم
حالت خوبه؟
ساعت هنوز زنگ نزده
!چرا اینکارو با من میکنی؟
... در مورد امتحانت
فقط 50 روز زمان برات باقیه
پارسال، فقط سر 3 نمره افتادی
امسال دیگه قبول میشی، نه؟
نمیخوام بهت فشار بیارم !پس اصلاً در این مورد احساس فشار نکن
نونا، سوال الانت
مثل سوال از یه آدم سیگاری می مونه
که هر روز ازش میپرسن کی سیگارُ کنار میزاره
!خیلی بدجنسی، خداییش
!توی نیم وجبی، حالا سیگارم میکشی؟
!آره! میکشم میکشم
من تو ارتش خدمت کردم
به قدری بزرگ شدم که اگه حسش باشه، سیگارم بکشم
!راست میگی
... حداقل تو یکی باید بیخیال زندگی کنی
!تو چته؟ دیگه داری میترسونیم
!باشه، بخواب
دلیل اصلیت برای اومدن و بیدار کردنم چی بود؟
از قدیم گفتن یه مادر فقط به فکر بچه هاشه
و بخاطر همینم میتونه پای یه شوهر احمق بسوزه و بسازه
No comments yet. Be the first to leave one.