The Handmaid's Tale

The Handmaid's Tale

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 5

Información de lanzamiento

The Handmaids Tale S05E08 720p WEB H264-GLHF
The Handmaids Tale S05E08 1080p WEB H264-CAKES
The Handmaids Tale S05E08 2160p HULU WEB-DL x265 10bit HDR10Plus DDP5 1-GLHF
The Handmaids Tale S05E08 WEBRip x264-ION10
The Handmaids Tale S05E08 WEB x264-TORRENTGALAXY
The Handmaids Tale S05E08 720p WEB x265-MiNX
The Handmaids Tale S05E08 WEBRip x264-XEN0N
The Handmaids Tale S05E08 WEB XviD-RMX
The Handmaids Tale S05E08 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Handmaids Tale S05E08 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Comentario por LightWorker
🟡🟣 مسیـــح بردبـــار و علیـــرضا نـورزاده 🟣 🟡

Etiquetas

other
Publicado el: 2022-10-26
Descargas: 63
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

‫آنچه در"سرگذشت ندیمه" گذشت

‫هر چیزی که میخوایم در مورد هانا بدونیم...

‫- ببرش ‫- اونجاست...

‫- نه، نه، نه. ما کنار هم می‌مونیم... ‫- چی؟

‫نه، نه! ‫کجا می‌بریدش؟ لوک!

‫جون! جون، نه!

‫دعا می‌کنم دخترانم ‫در آرامش زندگی کنن

‫باورم نمیشه یه رفتار ناگهانی و بدون فکر

‫‌بتونه چنین پیامدهای سیاسی بزرگی ‫به همراه بیاره

‫البته درک می‌کنی...

‫که نقشه‌هات برای بیت‌لحیم جدید ‫از بین رفته

‫این برای گیلیاد بهتره

‫درد زایمان داری؟

‫تو می‌تونی

‫خانواده‌ای که کنارشون بودم؟

‫نمی‌تونم اجازه بدم دستشون ‫به بچه‌م برسه

‫تو مادرشی ‫و اون بچه توئه

‫ممنون

‫سرینا واترفورد؟ ‫از اداره مهاجرت کانادا اینجا هستیم

‫شما بازداشتید

‫تو باهاشون تماس گرفتی؟

‫همون موقع که مرکز بازدیدکنندگان رو ترک کرد...

‫بی‌خیال ویزای دیپلماتیکش شد

‫بچه‌م چی میشه؟

‫ساختمان بازداشتگاه فضایی ‫برای نگهداری اطفال نداره

‫نه، خواهش می‌کنم! خواهش می‌کنم! ‫صبر کنید، صبر کنید!

‫- عدالت، مگه نه؟ ‫- جون، کمکم کن!

‫آره

‫خواهش می‌‌کنم نذار ازم بگیرنش! ‫خواهش می‌کنم!

‫خواهش می‌کنم کمکم کن، جون!

‫جون، خواهش می‌کنم!

‫مترجمین: مسیح بردبار و علیرضا نورزاده ‫Mr. Lightborn11 & LightWorker

‫- می‌خوام خودم درست کنم ‫- باشه، خودت انجام بده

‫این پن‌کیک منه

‫خیلی خب، این پن‌کیک خودته

‫وای!

‫- خیلی شکلاتیه ‫- خوبه

‫خوبه؟ مطمئنی؟

‫- آره ‫- به نظر زیاد میاد، عسلم

‫منم می‌تونم یه دونه درست کنم؟

‫فقط بذار این خرده شکلات‌ها رو بریزم

‫مگه کافی نیست؟

‫دارن میان یا دارن میرن؟

‫ظاهرا بیشتر از قبل دارن میان

‫فقط سعی می‌کنم بذارمشون روی حالت بی‌صدا ‫حتی دیگه صداشون رو نمی‌شنوم

‫کیه؟

‫از بازداشتگاه اداره مهاجرته

‫بازم سریناست ‫می‌تونم بازم نادیده بگیرمش؟

‫ده دوازده باری بهم زنگ زده

‫بعد از اولین تماس ‫دیگه جوابش رو ندادم

‫تو باهاش حرف زدی؟

‫بعد از بیمارستان نه

‫هنوز فکر می‌کنه باهمدیگه رفیقید؟

‫از همه جا ناامیده

‫آره، خوبه

‫می‌دونی، اصلا درک نمی‌کنم چرا فکر می‌کنه ‫شما باید برای بیرون آوردنش..

‫باید بهش کمک کنید

‫از همون اولش هم لیاقت کمکت رو نداشت

‫به خاطر لیاقتش کمکش نکردم

‫اصلا به خاطر خودش نبود

‫به نظرم نوزادش لایق مرگ ‫وسط جنگل نبود

‫من...

‫صدای این عوضی‌ها هر لحظه ‫بیشتر میشه

‫لعنتی!

‫برید خونه‌تون، آمریکایی‌ها! ‫کانادا متعلق به کانادایی‌هاست!

‫برید خونه‌تون!

‫- خیلی بیشتر شدن ‫- اصلا قرار هست که تمومش کنن؟

‫نه

‫فقط قراره بدتر شه

‫این کشور متعلق به کانادایی‌هاست!

‫همگی موافق نیستید آقایون، ‫که شرم‌آوره...

‫که کشوری رو اداره می‌کنیم

‫که مردم مدام در حال تلاش ‫برای فرار ازش هستن؟

‫این باعث تضعیف ملتمون میشه

‫رابطه‌مون با کانادا رو پیچیده می‌کنه

‫که فرمانده لارنس برای بهبودش ‫تلاش بسیاری کرده

‫کانادا از دست پناهنده‌هامون خسته شده

‫و مطمئنا دلش نمی‌خواد مدام ‫به پناهنده‌های ما مستمری بده

‫و به همین خاطر اینجا در...

‫بیت‌لحیم جدید دور هم جمع شدیم

‫یه جزیره‌ی استراتژیک...

‫نوآورانه و آزادسازی شده...

‫که پناهنده‌های گیلیاد می‌تونن با ‫عفو عمومی به کشورشون برگردن

‫با وعده تجدید دیدار...

‫با اعضای دورافتاده خانواده ‫و دوستانشون

‫برام جای سوال داره که نکنه ‫این کار نشون دهنده ضعفمون باشه

‫که به افراد مرتد التماس کنیم ‫که برگردن

‫اون‌ها هستن که برای

‫فرصتی دوباره برای دیدن ‫عزیزانشون به ما التماس می‌کنن

اینطوری جمعیتشون در پایگاه رقت‌انگیزشون

در تورنتو کمتر میشه

‫بدون آمریکایی‌های کوچولو، ‫آمریکای کوچکی در کار نیست

‫اما مردم ما در گیلیاد چه واکنشی ‫نشون میدن؟

‫بعضی‌هاشون سعی نمی‌کنن ‫به اینجا فرار کنن؟

‫خب، تا مدتی با خبر نمیشن

‫نمی‌دونم چقدر مطلع هستید...

‫اما در گیلیاد ما رسانه‌ای آزاد نداریم

‫و خائن‌هایی که بینمون هستن

‫همین الآن دارن سعی می‌کنن ‫خودشون رو به کانادا برسونن

‫اینجا رو مثل هنک‌کنگ خودمون بدونید

‫یک کشور، دو سیستم

‫آقایون، من باور دارم که گیلیاد...

‫جایگزین ایالات متحده در سازمان ملل میشه

‫اما تا اون روز...

‫بزرگ‌ترین تهدید علیه رژیم ما...

‫توهم پایداری ارزش‌های دموکراتیکه..

‫که تقریبا جهان رو به مرز نابودی کشوند

‫بیت‌لحیم جدید این تهدید ‫رو خنثی می‌کنه

‫و با این حال ‫هنوز حق رای دارم، مگه نه؟

‫وقتشه بزرگ بشیم

‫وقتش رسیده که گیلیاد بلوغ...

‫و اعتماد به نفسمون...

‫و مهم‌تر از همه، پایمردی اخلاقی‌مون ‫رو به جهان نشون بده

‫پایمردی اخلاقی دقیقا همون چیزی بود ‫که فرمانده پاتنام کم داشت

‫من میرم تورنتو...

‫تا با بعضی از خانواده‌ها صحبت کنم

‫دوست دارم با صد خانواده شروع کنم

‫فرمانده

‫الآن متوجهم که حق با شماست

‫پوزش می‌خوام که صدای پاتنام مرحوم ‫تو گوش‌هام زمزمه میشد

‫می‌بخشمت، فرمانده

‫« ما را در تلگرام، اینستاگرام و توئیتر دنبال کنید » ‫@NightMovie_Co

‫زمین طلایی اینجاست : ‫Telegram : Noor_e_Masih ‫Instagram : Mehr_e_Masih

‫کانال زیرنویس‌های تیم‌ترجمه نایت‌مووی ‫@NightMovieTT

‫شنیدم درخواست دادی خودم ‫شخصا برای گرفتن شیر بیام

‫اوه، ممنون که اومدی

‫ممنون که تا وقتی اینجا گیر افتادم ‫مراقب نوح هستی

‫- حالش چطوره؟ ‫- خوبه

‫می‌خواستم توضیح بدم

‫نمی‌خواستم به ازرا صدمه‌ای برسونم

‫می‌دونستم جلیقه ضدگلوله تنش کرده...

‫زنده می‌مونه. شانس آوردی تو منطقه بی‌طرف بودی

‫در هر صورت، می‌دونم رفتارم گستاخانه بود

‫و فقط...

‫به خاطر فشار و بارداری بود

‫درسته، هورمون‌ها ‫دیوونه‌ت می‌کنن

‫برای همین خودمون باید از نوح ‫مراقبت کنیم

‫و تو هم باید خودت رو جمع و جور کنی

‫خب، بابت نگرانیت ممنونم

‫اما قول میدم که الآن خوبم

‫زندگی با یه نوزاد خود آشوبه ‫فقط کارات رو عقب می‌ندازه

‫یعنی واقعا نوح خونه رو زیر و رو کرده

‫واقعا؟

‫چطور؟

‫بچه‌ی لجباز تمام شبانه روز ‫داره گریه می‌کنه

‫غذا نمی‌خوره

‫هفته‌هاست سعی می‌کنیم ‫بذاریم گریه کنه تا خسته شه

‫اما بازم به مقاومت ادامه میده

‫خب شاید فقط نیاز داره بغلش کنن

‫نیاز داره تا در آغوش گرفته بشه

‫که بدونه یه نفر کنارشه

‫روش ما اینطوری نیست، سرینا ‫ما صبر می‌کنیم تا خودش از گریه کردن خسته بشه

‫باید از نظر ذهنی تا حد معینی ‫سرسخت بشه

‫سرسختی ذهنی؟

‫درسته

‫من یه کشور رو سرنگون کردم

‫و برخلاف تمام پیش‌بینی‌ها...

‫یه بچه کاملا سالم به دنیا آوردم

‫و یک بار هم از نظر سرسختی ذهنی ‫کم نیاوردم

‫نکنه از دست من عصبانی هستی، سرینا؟

‫نوح فقط یک ماهشه

‫برای اینکه گریه کنه تا خسته بشه، ‫زیادی کوچیکه

‫همین ننه من غریبم بازیات بیشتر گواهی میده...

‫که اصلا آماده مادر بودن نیستی

‫نه با این مشکلات ذهنی و احساسی

‫من با تمام قلبم می‌دونم چی به صلاح بچمه

‫اون بچه رو من به دنیا آوردم ‫اون بچه‌ی منه

‫اونکه اینجاست، تویی ‫نه من

‫فقط نگران خودت باش

‫من مراقب نوح هستم

‫"آمریکایی‌ها برید خونه‌تون"

‫از من خیلی بهتر تمیز می‌کنید

‫قبلا هم این‌کار رو کردم

‫تو گیلیاد مجبورمون می‌کردن از ‫روی دیوار خون پاک کنیم

‫اونقدرام فرق نمی‌کنه

‫هی! اینجا رو نگاه کن! ‫نمی‌خوایم اینجا باشید!

‫غیب گفتی!

‫برید خونه‌تون!

‫برید خونه‌تون! ‫گورتون رو گم کنید

‫اولش که رسیدیم اینجا، ‫با آغوش باز ازمون استقبال کردن

‫نه، تو قبل از من رسیدی اینجا

‫وقتی من اومدم، هنوز مودب بودن

‫اما کم کم داشتم اذیت می‌شدن

‫هرچند اصلا شبیه به الآن نبود

‫هی! گورتون رو گم کنید!

‫چه مرگشونه؟

‫باید از اینجا بریم؟

‫آره، باشه!

‫نه، منظورم از تورنتو و کاناداست

‫کجا بریم؟

‫نمی‌دونم، آلاسکا، هاوایی؟ ‫چه میدونم، اروپا؟

‫اینطوری از هانا دورتر می‌شیم

‫آره، من... نه...

‫الو؟

‫این موقع سال هوای تورنتو ‫خیلی زیباست

‫یه دقیقه فرصت داری؟

‫آمریکا رو به زواله

‫ایده‌ای که بیش از سودمندیش ‫عمر کرد

‫گفتی از هانا خبر داری

‫اول، به حرفام گوش کن

More Farsi Persian subtitles for The Handmaid's Tale

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left