Las primeras 200 líneas.
جنگ لی
ببین کی اینجاست
جنگ لی
هنوز منو یادته
یادمه توی دبیرستان
توی منطقه مون تو زمینه ی علوم تو بهترین بودی
مامانم همش ازت تعریف می کرد
دو سال پیش بود
انگار باید سخت کار کنم
تا نتایجمُ آپدیت کنم
جنگ لی
عموت بلاخره موافقت کرد
توی تعطیلات بیاد خونه
و حتی موافقت کرد بهت آموزش بده
مطمئن شو که درست یاد می گیری
یو یی صدام کن
فقط چهار سال از جنگ لی بزرگترم
یه چیزی خیلی
هیجان انگیز پیدا کردم
تو امتحان ماه بعد
می تونی نمره ی کامل بگیری
حتما شوخیت گرفته
به این جوابای غلط نگاه کن
حتی نمی تونم سوالای هندسه رو جواب بدم
درواقع
تفاوت بین تو و یه نابغه ی ریاضی
فقط یه خط کمکیه
ببین
امتحان کن
درسته
هی
چند بار بهت گفتم؟
می شه قبل از تمیز کردن زمین
دستمال رو خشک کنی؟
ببین زمین چقدر خیس شده
اگه ازکار من خوشت نمیاد
پس چرا خودت اینکارو نمی کنی؟
مگه من بهت گفتم اینکارو بکن؟
من گفتم اینکارو بکن؟
می تونی صداتو بیاری پایین؟
فکر نمی کنی خجالت آوره؟
کی کیو خجالت زده می کنه؟
کی خجالت زده ست؟
هر روز
به غیر از باز کردن دهنت
برای خوردن و شکایت کردن
نه پول در میاری
و نه تو کار های خونه کمک می کنی
کل روز و شب در حال غُر زدنی
چی می خوای؟
می فهمی چی می گی؟
چی می گم؟
تو بی عرضه ای چی می گی؟
همه چی بین ما تمومه
خرابش کن
حتما
بیا طلاق بگیریم
فقط بحثش رو
پیش نکش
طلاق بگیر
اگه می خوای واقعا این کارو بکن
شیائو یوئر
اسم من شیائو یو ئه
پس از این به بعد اسمت شیائو یوئره
نظرت چیه؟
باشه
راستش مهم نیست زندگی چقدر سخته
هنوز از مسئله های ریاضی آسون تره
نظرت چیه؟
کمکت می کنم
بعداً برات
مرغ سوخاری میارم
باشه؟
نباید برای شام بری خونه؟
من یه بزرگسالم
یه بزرگسال می تونه بدون اجازه ی والدینش
بیرون غذا بخوره
عالیه
منم می خوام بزرگسال باشم
به زودی می شی
فقط روی درس خوندن
برای امتحان ورودی دانشگاه تمرکز کن
و قبل از اینکه خودت متوجه بشی
بزرگسال می شی
به نظرت می تونم برم به
دانشگاه دونگ خو؟
البته
بهم اعتماد کن
همین طور به خودت
من برای تو اینجام
اگه موفق شدم برم دانشگاه
اون موقع تو فارغ التحصیل می شی
پس من برای کارشناسی ارشد می خونم
اینطوری می تونم مراقبت باشم
خوبه؟
خوبه
بزار بهت بگم
اطراف دانشگاه ما
کلی غذا های خوشمزه می فروشن
مرغ سوخاری هیچی نیست
موافقی؟
وقتش که شد
می برمت همه شون رو امتحان کنی
باشه بهترین تلاشمو می کنم
دختر خوب
وقتی بزرگ شدی و از خونه رفتی
مستقل می شی
با این حال اون موقع متوجه می شی که
درواقع خوبه که والدینت کنارت باشن
جنگ لی
ببین همه ی دنبال کننده ها
درباره ی شیائو یو کنجکاون
چرا یه کتاب دیگه
درباره اش نمی نویسی؟
بهتره اول کارایی که دارمُ تموم کنم
یه جورایی پشیمونم
که نرفتم آکواریوم
یادمه آکواریوم یان چنگ
تو آسیا از همه بزرگتره
چرا حس می کنم
اسم چندین آکواریوم بزرگ
آسیا رو شنیدم؟
شنیدی؟
از اینکه دیشب
موهاتو نشستی پشیمون نیستی؟
نه
وقتی موهاتو دو روز نشوری
از اینکه روز سوم چه اتفاقی میوفته
شوکه می شین
یعنی
امشب می خوای چالش بذاری که
چهار روز موهاتو نشوری؟
می خوای کپک بزنی؟
عزیز دلم
چرا اومدی دنبالم؟
من خیلی خوشحالم
نگفته بودی سرت شلوغه؟
دروغ بود
شش ماهه همدیگه رو ندیدیم
چطور میتونستم نیام دنبالت؟
عزیزم پرواز راه دور حتما خیلی خسته کننده بوده مگه نه؟
موهات مثل همیشه بوی خوبی می ده
محبت یه زوج توی جمع
کسی نمی خواد کاری کنه؟
می دونم عذاب آوره
ولی نمیتونم جلوی
خیره شدن بهشونُ بگیرم
جلسه زودتر از موعود تمام شد
دوست پسرت قراره با اومدنش سوپرایزت کنه
چی نه نمی شه
نه نمی تونم ببینمش
چرا؟
موهامو نشستم
جنگ لی بیا
آروم باش
کجاست؟
گوشیو جواب بده
جواب بده
الو آقای آی
الو جنگ لی
کجایی؟
جواب پیاممو ندادی
اینجا نمی بینمت
تازه رسیدم
توی فرودگاه نیستم
نیستی؟
پس کجایی؟
میام پیشت
سوار ماشین شدم
نه یعنی توی قطارم
تو فرودگاهه
آقای آی همدیگه رو گم کردیم
چیکار کنیم؟
خب ایستگاه قطار اینجاست
وحشتناکه
آقای آی
چه تصادفی
تو یه چیزیت هست
چمدون به این بزرگی رو با خودت می بری
ازم دوری می کنی
و حتی سریع فرار می کنی
چون موهامو نشستم
یعنی
چطور با این وضعیت می تونستم ببینمت؟
به خاطر همین ازم دوری می کردی؟
آره
فقط این نیست صورتمو هم نشستم
چه مسخره
تو باید همکار جنگ لی باشی
سلام من آی جینگ چو هستم
سلام
من ویراستار انتشارات خواشی هستم
من
ما کتاب مبادله می کنیم
چرا من
نرسونمت خونه؟
راستش
امروز به اندازه ی کافی
محبت عشاق رو دیدم
باید هضمش کنم
No comments yet. Be the first to leave one.