Las primeras 200 líneas.
«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n
چه آسون بود - دیدی؟ بهت که گفتم -
آفرین، ای
همون توصیهای که همیشه بهمون میکنـن گیر نیفتید
«هیولاها: داستان لایل و اریک منندز»
ولی گیر افتادید اگه اشتباه میکنم حرفم رو اصلاح کن
پدرتون، اریک رو مجبور کرد که گردن بگیره، درسته؟
آره. تصمیم من نبود
و اینطوری با جروم اوزیل آشنا شدی؟
بله. بخشی از مجازاتمون شرکت در جلسات روانشناسی بود
لایل، من با اریک حرف زدم
یه چیزهایی بهم گفت که میخوام دیدگاه تو رو هم دربارهشون بدونم
باشه
لایل، اون بهم گفت تو بهش تعرض جنسی کردی
و این که پدرتون هم با تو این کار رو کرده
میخواید همهچی رو بندازید تقصیر من؟
نه، لایل حقیقت داره
لزلی، مشاور اریکه من هم مشاور تو
ولی خب این چیزها توی بازجویی، عادیه
جفتمون باید داستان رو از زبون جفتتون بشنویم
نه، میدونم نقشهتون چیه
میخواید پدرم رو شرور جلوه بدید این حقیقت نداره
اون، همچین آدمی نبود پدرم مرد بزرگی بود، خیلی دوستش داشتم
نمیدونم میفهمید یا نه شاید هم نه
ولی من اون رو دوست داشتم، اون هم من رو اون صلاح ما رو میخواست
هیچکس این رو نمیفهمه
اون از ما توقعات زیادی داشت
و شما دو تا من رو آوردید اینجا که بهم بگید چه آدم بدی بود
و من تن به این کار نمیدم
اون من رو دوست داشت
اون من رو دوست داشت
من بابام رو دوست دارم
لایل، تو یه تیر تو سرش خالی کردی
با عقل جور در نمیاد
با عقل تو جور در نمیاد
تو نمیدونی پدرم کی بود و ازم چی میخواست
خب چی میخواست؟
اون میخواست من بهترین باشم
توی چه کاری؟
همه چی
باید توی تنیس بهترین میبودم
بفرما
ماشالا، پسر - آفرین -
باید بالاترین نمرهها رو میگرفتم
فکر کردی با اینها میتونی
وارد یه دانشگاه عالیرتبه آیوی لیگ بشی؟
این مقاله خیلی بچگانه و رقتانگیز بود
باورم نمیشه
بعدی رو من مینوشتم
باید با بهترین دخترها قرار میذاشتم
خودشه! بهش گفتم میتونه برای شام بیاد خونه
نه، این دختره رو میشناسم طرف خنگ و هرزهست
اگه همون دختریه که دیروز نشون دادی، عمرا
مامان - اصلا -
عمرا بذارم اون دختر توی ظروف چینی خوبهام غذا بخوره
احتمالا ایدز داشته باشه
مامان، چی داری میگی واسه خودت؟
هی! آروم
اون بیرون منتظره! پشت دره - بشین، نه -
لایل
به خدا قشم اون در رو باز کنی میکشمت
بگیر بشین
وای خدا بذار خودم جواب این آهنپرست رو بدم
ممنون. خواهشا بفرستش بره
خیلیخب
سلام؟
خیلیخب، لایل اجازه نداره با تو قرار بذاره، عزیزم
خدافظی
باید وارد یه دانشگاه آیوی لیگ میشدم خیلی روش تاکید داشت
و میتوانم با اطمینان کامل به شما هیئت پذیرش بگویم
که من، جوزف لایل منندز نه تنها لایق ورود به پرینستون هستم
بلکه لایق عظمت نیز هستم
لایل، عالیه
آفرین، عزیزم
خیلی خوبه، لایل - ممنون -
وایسا ببینم، با اونی یا من؟
چون من اون رو نوشتم
چون خودش مقالهش
رو با مداد رنگی نوشته بود
اینطوری باید وارد پرینستون بشی
به اون میگن یه مقاله درست حسابی
...بابا، مگه - چیه؟ میخوای بگی تقلبه؟ -
بذار یه رازی رو بهت بگم
توی این دنیا، همه تقلب میکنـن میدونی نظر من چیه؟
میدونی چهطور به همه این چیزها برسی؟
دروغ بگو تقلب کن
دزدی کن
ولی برنده شو
باشه؟
هیچوقت گیر نیفت
ولی تو توی پرینستون قبول شدی
آره
یهکم طول کشید
و باید قبلش یه سال توی کالج منطقه درس میخوندم
باید یه راهی باشه که بتونیم این قضیه رو حلش کنیم، مطمئنم که هست
لایل موقع تقلب ...از گزارش آزمایشگاه روانشناسی گیر اف
ببخشید، یه لحظه
ببخشید آزمایشگاه روانشناسی دیگه چیه؟
تاحالا همچین چیزی نشنیدم
مگه روانشناسها آزمایشگاه دارن؟
واقعا؟
دارن
آخه توی دنیای واقعی وقتی میری پیش یه روانشناس
هیچوقت نمیاد بگه: خدافظ، من برم آزمایشگاه
یهکم... کصشره
...منظورم اینه که
پسرم توی چیز مهمی تقلب نکرده
متاسفانه ما باهاتون همنظر نیستیم
خیلیخب، اون تقلب کرده بهخاطر این کارش، مثل سگ میزنمش
ولی قرار نیست اخراج بشه - ...آقای منندز -
نه، قربان. اون قرار نیست اخراج بشه به خدا قسم... گوش بده
به عنوان یکی از ستونهای این منطقه اینقدر کمک مالی کردم
سال به سال اینقدر پول بهتون دادم
...که حداقل
بتونیم این قضیه رو یه کاریش بکنیم
شوخی نمیکنم
من از روی این صندلی تکون نمیخورم
...من
شده میشاشم به شلوارم
خیلیخب
در بهترین حالت میتونم یه سال موقتا اخراجش کنم
به هیچکس چیزی در این باره نمیگی
شنیدی؟ - بله -
تابستون امسال میای لسآنجلس باهام یه کار پیدا میکنی
میشی یه کارآموز اجرایی همهچی هم خوب پیش میره
میفهمی؟ - بله، خیلی متاسفم. بابا -
مامان و بابام رفته بودن کالیفرنیا
چون پدرم یه کار مهم گیر آورده بود
چی؟
این هم لایله، در حال حاضر توی تعطیلات تابستونی از پرینستونه
نمیدونم اسم پرینستون رو شنیدید یا نه
خندههاتون زیباست
همه نمرههاش ای هست بوم بوم بوم، یکی پشت دیگری
اون بهترین بازیکن تنیس اونجاست
حال میکنید؟ - بله -
و حالا جدیدترین کارآموز مدیریتمونه
پس لطفا اعضای لایو اینترتینمنت، یه کف مرتب
به افتخار لایل منندز
هی
وایسا ببینم ریزش مو گرفتی؟
خیلیخب
امشب، یه غربالگری ویژه داریم
حرومزاده
من هم گفتم: آره، بابات رو میشناسم
سرم رو تکون دادم و گفتم: آره، ایده خوبیه
امان از دست این بچه پولدارها
بهنظرم این مدل خیلی بهت میاد
آره، خودشه - آره -
بله
باریکلا
نمیدونم
خیلی ازش خوشم نمیاد
چرا؟
بیخیال
خیلی بهت میاد
مگه نمیخوای شماره یک باشی؟
آره - بله -
میخوای توی کار،موفق بشی؟ - بله -
میخوای وارد سیاست بشی؟
پس باید مدل موت خوب باشه
زیباست آفرین. عالیه
...ولی من، اگه
هوم؟
اگه نخوام، چی؟
چی رو نخوای؟
کلاهگیس بذارم سرم
اگه نخوام کلاهگیس بذارم، چی؟
توی خونه دربارهش صحبت میکنیم
الان یه کلاهگیس سرته
و قراره همینطوری باشه
بهجاش باید بگی: بابا ممنون بهخاطر همه زحماتـت
بابا، بهخاطر همه زحماتی که بهخاطرم میکشی، ممنونم
دقیقا. باشه
باورت میشه؟
لایل، میخوام برگردیم به عقبتر قبل از این که اخراج بشی
به دزدی و ملاقات با اوزیل
لایل
چی کار میکنید؟ - اینجا رو ببین -
تف توش
این رو از کجا آوردید؟
پدر و مادر جان لیست رفته بودن سفر اون هم مهمونی گرفته بود
شفرد رمز گاوصندوق رو از روی کاغذ رنگی پیدا کرد
از پول گرفتن از بابا که بهتره
لایل، خیلی آسونه همه میدونیم که بچهها رفتن سفر
یه رایانه خونگی آیبیام پیاس ۲ - بله -
یه دستگاه ورزشی سولوفلکس یه گاوصندوق ضد گلوله بزرگ، یه پرینتر
همهشون اینجان
يا خدا، چهقدر زیادن دیگه چی توی لیست جا افتاده؟
چیزهایی که آبش کردن، جواهرات یه سری ظروف چینی
گمونم همون سسخوریهست که زنه میگفت
اوه
گفتن هشت هزار دلار پول نقد هم بوده
مبلغش رو بگید چک بنویسم
خیلیخب
خیلی متاسفیم، بابا - نه، خواشها خفه شید -
یه کلمه از زبونتون نشنوم
چی کار کنم من؟
لایل، چه حرفی داری راجع به این موضوع؟
آره دیگه
متاسفیم
No comments yet. Be the first to leave one.