Las primeras 200 líneas.
چند بار بهت بگم که از پشت به من دست نزن
اونی که از پشت بهم دست میزنه دشمنمه
شانس آوردی تو دستم بجای چاقو و تفنگ قلمو بود
وگرنه الان مرده بودی
حالا بگو چی شده
بگیره.بگم فردا بیا داینجا؟ RDX حزب اومده ازمون سلاح و
نه!اینجا نه.من اینجا هیچ معامله خلافی نمیکنم
همه فک میکنن من اینجا یه مجسمه سازم
(اینجا من مجسمه های قشنگی میسازم و اینکه توشون چی میزارم فقط خودم ازش اطلاع دارم(منظورش سلاحه
کجا ملاقاتش میکنی؟ توی هتل.هر اتاقیم باشه
اگه اینجا معامله کنیم و پلیس مارو بگیره؟
وای خیلی میترسم پلیس منو بگیره و کتک بزنه
آویزونت میکنن وبا باتون میزننت
شنیدم دو تا بازرس جدید اومدن
آرجون سینگ و پیاره موهان
هنوز نشناختمشون
اینجا چه خبره؟
مگه کوری؟دارم اره رو تیز میکنم
فک کردین من احمقم؟
فک کردن نمیخواد.خب احمقی دیگه
هی...!من همه چیو میدونم
میخواین تنهایی فرار کنین؟منم باید ببرین
هی.حالت خوبه تو؟
.حالم کاملا خوبه ولی اگه بد بشه(منظورش اگه نبرنش).دادوبیداد راه میندازم
هی این چه کاریه؟تو هم میتونی باهامون بیای
حسودیت شده که ما دوتا داداش داریم فرار میکنیم
خب چی میشه داداش سوم هم باهاتون بیاد؟
زحمتو ما کشیدیم اونوقت تو همینجوری میخوای بیای؟
چهار شبه داریم این میله هارو میبریم
و تو میخوای...به همین راحتی باهامون جیم شی
!...آهای زندانبان باشه سروصدا نکن بیا
!وایسین!وایسین!وایسین از زندان که فرار کردیم
ولی حتما همه جا ایست بازرسی گذاشتن
حالا لباس از کجا بیاریم با اینا که نمیشه جایی رفت
شما کمکم کردین فرار کنم.حالا نوبت منه در قبالش واستون کاری کنم
!زرشک!توی ناقص العقل چه کاری میتونی بکنی
میبرمتون پیش رییسم که میتونه شبانه از کشور خارجتون بکنه
این رییست کیه؟ اسمشو بگم؟
!آره سوندر کالا
"خوش اومدی"کریم سوندر به آدمای خودش افتخار میکنه
افرادم مثه شیر میتونن دشمناشونو از پا در بیارن
و مثه پرنده میتونن از زندان پرواز و فرار کنن
مشنگ رو باش!نقشه فرار از ما بود اونوقت ازین تعریف میکنه
!بنال احمق خان تعریف کردنو ول کن
رییس اینا خیلی بدرد بخورن با کمک اونا از زندان فرار کردم
اینارو استخدام کن.بدردمون میخورن
باشه بابا!اگه تو بگی قبوله آقا شما استخدامین
!رییس .پلیس محاصره مون کرده
تکون نخور!کسی ازینجا خارج نمیشه
!سوندر کالا سعی نکن خطایی ازت سر بزنه
افرادم تو دستشون تفنگ و تو جیبشون کلته
افرادت تفنگ دارن !ولی تو که نداری
این تقلبه.تو دوتا دوتا تفنگ داری من ندارم یکی بده به من
!صب کن رییس چرا میخوای دستاتو با کشتن این کثیف کنی؟
بزار من حسابشو برسم
اولش مارو زندانی کردی !حالا میخوای سوندر رو زندانی کنی
سوندر این تفنگارو بده به ما تا وفاداریمون رو بهت ثابت کنیم
تو فقط دستور بده و تماشا کن باشه بگیرشون-
حالا دستور بده بکشش
هی کریم!اینا دیوونه شدن چیکار میکنن؟
چیکار میکنین؟
اگه شلیک کنین مغزش میاد تو کلاهش
مشنگ!از زندون فرار کردیم که رییستو بگیریم
واسه این آوردیمت اینجا !احمق خان
!این تقلبه تقلب نیس دماغ گنده این پاپوشه
این دوتا کی هستن؟
معرفی میکنم! بازرس آرجون سینگ
منم بازرس پیاره موهان
شما عمدا بهم مشت زدین
قربان.سوندر کالا اسلحه اش رو گذاشته بود رو پیشونیتون
اگه بهت مشت نمیزدیم حتما بهتون شلیک میکرد
اینکارو نمیکردیم.الان خونوادت به عزات نشسته بودن
الانم اون گرمی شاید از سوختن جسدتون توی تشییع جنازه بود
و متاسفانه ما هم برات کنار آتیش دعا میخوندیم
چرا همش از مردنم حرف میزنین در حالیکه هنوز زندم؟
از مردن نمیگیم از نجاتتون حرف میزنیم
بخاطر نجات شما زندگیمونو به خطر انداختیم خلافکارا رو هم گرفتیم
بجای تشکر از ما بخاطر دو مشت ناقابل !دارین گریه میکنین
برین!گم شین ازینجا ریخت تون رو نبینم
.نمیتونیم ما بخاطر اینکه ریختمونو تحمل کنین حقوق میگیریم
التماستون میکنم.اصن دو روز مرخصی میدم بهتون لطفا ازینجا برین
حرفشم نزن باز دیر کردی
تقصیر من چیه.وقتی راننده ماشین رو به کندیه گاری میرونه
همیشه همرات بهانه داری
تو فکرم دیگه نبینمت چرا؟
منظورم اینه باهات ازدواج کنم
منم همینو میخوام ولی چجوری به داداشم بفهمونیم
خودش داره پیر میشه به خیالش نیست اونوقت به من اهمیت میده
یعنی تا وقتی اون مجرده ما هم باید مجرد بمونیم؟ !...شاید
شاید یعنی چی !به مادرت بگو بهش زن بده
چی؟ عزیزم به مادرت بگو بهش زن بده
اون ازدواج بکنه منم میتونم باهات ازدواج کنم
ازین میترسم یه روزی در مورد رابطه مون بفهمه چه فکرایی درموردم بکنه
همیشه در مورد من اشتباه فک میکنه !...شاید من یه ذره بزرگش کردم
میخوام از آرجون سینگ شکایت بکنم
جرمم چیه؟
ازدواج نکرده
ببین...ما یه خونواده سه نفره خوشحالیم
مادرم.خواهرم و من
نفر چهارم که بیاد معلوم نیس چه اتفاقایی بیفته
میتونه کارای خونه رو بکنه؟ میتونه از مادرم نگهداری بکنه؟
واسه همین نگرانم
با این بهانه ها نمیتونی ازش(ازدواج)فرار کنی
اگه هر مردی مثه این فک کنه دیگه ازدواجی تو دنیا وجود نخواهد داشت
(!دخترا از جوونی تا پیری مجرد میمونن(نظر مترجم:بهتر
دنیا تموم میشه
بعداز شنیدن اظهارات دو نفر ...وزیر خونه تصمیم میگیره
یا با دختری به انتخاب خودت ازدواج کن
یا من یکی انتخاب میکنم
سن و سالتو ببین.بعد مدتی دیگه خواستگاری برات شرم آور میشه
هرچی شما بگی.اگه دادگاه خانواده تمومه یه چیزی میدین کوفت کنیم گشنمه
اگه آماده ازدواجی پس غذام آمادست داداشی
!...آخ جون چه غذایی عرض ادب مادر
زنده باشی.بشین و بخور میبینی دل مادرو؟
وقتی بچه ها غذا بخورن دلش شاد میشه
البته کسایی هستن که حسودی میکنن
چطور جرات کردی اینجا بیای؟
چکار میکنی بزار طفلکی بخوره
توی بمبئی تنها زندگی میکنی موقع غذا بیا پیش ما
تو فکرم صبحونه هم بیام اینجا
کسی صبحونه درست حسابی بخوره کل روزش به خوشی میگذره
باشه پس حتما واسه صبحانه بیا اینجا
سیما جای منو اینجا بنداز (صبح از همینجا بعد صبحونه میرم سر کار(لاکردار میخواد پلاس شه
...گمشو بیرون
چرا بیرونم میکنی...چکار میکنی...؟
اگه اینقدر دوستش داری غذارو بفرست خونش کوفت بکنه
چرا باهاش اینجوری رفتار میکنی؟ مشکلش چی بود؟
(اون چیزی که من درش میبینم شما نمیبینی...!(شرارت
...ببخشید تو غذامو بیار
چه خوب.عالین اسلحه های خوبی دارین
ولی اینبار سفارش خیلی بزرگه
چقدر زیاد؟
ده برابر قبلی
بیست برابر هم باشه زوراور واست فراهم میکنه
بسیار عالی
یه چیزی رو بهم بگو جناب زوراوار خونه ی بزرگی داری ولی همیشه هتل قرار معامله میزاری
پس هتل واسه چیه؟ واسه همین جور ملاقاتاست دیگه
بنام یکی اتاق بگیر درش رو هم ببند
چه اتفاقی تو اتاق میفته کسی خبر نداره
منم این اتاقو بنام جمشید گرفتم
حالا جمشید کیه
خود من وقتی نمیدونم کیه پلیس میخواد از کجا بفهمه؟
از پلیس بمبئی خیلی میترسم
بدجوری کتک میزنن
از مرگ نمیترسم ولی از پلیس چرا
چی شد؟ میرم دست به آب
سلام.این درو باز کن "روش زده "مزاحم نشوید
زود بازش کن من نمیتونم
دهنتو باز نکن درو باز کن
داداش چه میکنی؟
فیلم اونجوری میبینی...؟
چیکار میخوای بکنی؟ بازداشتم بکنی؟
من که خیلی از پلیس میترسم
حالا نوار ضبط شده رو بهم بده.زود باش
زوراور! این مدرک معاملات سیاهته راه فراری نیست
صحبت زیاد گلومو به درد میاره حالا نوارو رد کن بیاد
تا وقتی زندم نوار نمیرسه بهت
عجب!پس بعد مردنت برمیدارمش خب
تو خیلی خوش شانسی این داشت نوارو میدید
تو برنامه زندشو دیدی
حالا چکارت کنم سنتم واسه مردن کمه
بدنتم واسه فرو کردن گلوله توش خیلی ظریفه
ببین...این دلهره و پریشانیت کاری رو پیش نمیبره
یک افسر پلیس توی اون هتل به قتل رسیده
و من قاتلشو زنده نمیذارم
اظهاراتت رو کامل توضیح بده باشه
اینجوری با خانما صحبت میکنن؟
.میدونم افسر ما به قتل رسیده ...اما دختره هم خیلی ترسیده
پیاره لطفا مزاحم نشو دارم اظهاراتشو ثبت میکنم
اول یه کم آب بخور
...حالا بگین باشه
اگه فرار نمیکردم اون منو هم میکشت
نترسین.پلیس ازت محافظت میکنه
نگران نباشین.ما هم ازت محافظت میکنیم
اگه یه بار دیگه اونو ببینین میشناسینش؟
بیشتر ازین نمیخوایم نگرانتون کنیم
فقط شماره تلفن و آدرستون تون رو برامون بنویسین
وقتی قاتلو پیدا کردیم خبرت میکنیم
بریم.من شمارو میرسونم
قربان فک کنم الان ایشون بیشتر از یه پلیس
به یه دوست واسه همراهی نیازمنده همرام بیاین
تو این شهر تنهایی زندگی میکنین؟
نه.دوستم نیها باهام زندگی میکنه.رسیدیم
پس.اینجا میمونین آره.آپارتمانم اینجاست
من دیگه برم.وقتی قاتلو پیدا کردین خبرم کنین شناساییش کنم
من کمکت کردم.از اداره پلیس تا اینجا سرگرمت کردم
!همش همین ببخشید.چیز اشتباهی گفتم؟
!دلمو شکستی
فقط وقتی قاتلو پیدا کردیم همو ببینیم؟
!متوجه نمیشم
منظورم اینه اگه ناراحت نمیشین یه وقت به صرف چای یا شام دعوتت کنم
اوه چرا که نه شمارمو که دارین
اگه ترسیدین یا به کسی شک کردین حتما خبرمون کنین
مادهو!چقدر دیر کردی نگران شدم
به هتل زنگ زدم گفتن یه نفر کشته شده
توی یکی از اتاقای هتل یه افسر پلیس کشته شد
کار کی بود؟
منم قاتلو دیدم رفته بودم اداره پلیس گزارش بدم
چطوری تا اینجا اومدی؟
...پیاره منو رسوند پیاره؟
No comments yet. Be the first to leave one.