Las primeras 200 líneas.
* یک، دو، سه، چهار
* یک، دو، سه، چهار، پنج، شش *
* تکونش بده، رفیق
* یک، دو، انجامش بده
* یک، دو، سه
* چهار، چهار
- آیا میتونی اون چیزت رو تکون بدی؟ نمیتونم تمرکز کنم.
نباید مشکلی برای فرو کردن تو اون سوراخ داشته باشی.
- اوه، آره! شوت خوبی بود.
خب، چطوره بهم یه هدف بدی که نشانهگیری کنم؟
- ببخشید. حمایت از یه هدف خوب؟
اوه، هی، بیا به جشن فرشتهها.
حمایت از یه هدف خوب.
گور بابات هم.
این خیلی فرشتهوار نبود.
حتی نمیتونم اینا رو وادار کنم یه برگه لعنتی بگیرن.
اوه، فقط 100 دلار برای یه جمعآوری کمک خستهکننده دیگه؟
"فرشتهها بالای پیتسبورگ" فقط یه خیریه معمولی نیست.
وقتی ویک مریض بود، اونا براش غذا میآوردن
تقریباً هر روز.
من و مامانم بدون اونا نمیتونستیم تحمل کنیم.
آره، خب، متأسفانه،
این برای ترغیب اینا به اومدن کافی نیست.
اگه میخوای این سادهلوحها رو به چادر بزرگ بیاری،
باید یه جاذبه بزرگ داشته باشی.
مثل مدونا یا بکاستریت بویز.
هی، اینجا پیتسبورگه، عزیزم،
نه رویاهات.
خب، چطوره دیوینا دِوور خودمون از پیتسبورگ؟
اینجا نوشته که تو شهره.
- اوه، آره، این خوبه. یه ملکه درگ پیر و فرسوده.
تو چه جور همجنسگرایی هستی؟
اون مدلی که با مردا میخوابه.
دیوینا دِوور یه افسانهست.
اون جلوی رئیسجمهورها اجرا کرده.
اولیسز اس. گرانت یا چستر آرتور؟
اگه اونو بیاری، شرط میبندم مشکلی برای فروش بلیط نداری.
خب، ارزش یه تلاش رو داره.
اووه.
اینجا تو مرکز توسعه زودهنگام،
ما یه الگوی آموزشی منحصر به فرد ارائه میدیم،
که یه محیط امن و حمایتکننده ایجاد میکنه
که توش کاندیداهای مدرک ما
میتونن مهارتهای یادگیری و اجتماعی ارزشمندی به دست بیارن.
- "کاندیداهای مدرک"؟ اونا بچههای پیشدبستانیان.
هیش، هیش.
- بنابراین، با اینکه ما خیلی دوست داریم
همه متقاضیهامون رو بپذیریم،
برای اینکه بتونیم بیشترین تمرکز و توجه فردی رو تضمین کنیم،
فقط میتونیم تعداد کمی رو قبول کنیم.
بله؟
میتونم بپرسم چه چیزی تصمیم نهاییتون رو تعیین میکنه؟
تواناییها و استعدادهای منحصر به فرد خود بچه
نقش بزرگی داره.
ولی ما همچنین داریم سعی میکنیم
یه طیف کامل از تنوع انسانی ایجاد کنیم--
مثل نژاد، مذهب، پیشینه اقتصادی-اجتماعی.
گرایش جنسی چی؟
اوه، بله، حتماً.
آیا بچههایی از زوجهای همجنس اینجا ثبتنام کردن؟
هنوز نه.
ولی ما قصد داریم هر تلاشی بکنیم تا این رو تغییر بدیم.
این یه شاهکاره، همین که هست.
با 50 دلار، تو داری یه میکلانژ بعدی میخری.
نادان.
اون هیچی از هنر نمیدونه.
آه، مهم نیست.
تو میدونی.
جاستین،
بهم نگفتی که نمایشگاه خودت رو داری.
دقیقاً موزه هنر مدرن نیست.
اوه.
اون بعدیه.
چیزی برای خوردن میخوای؟
- آه، مرسی، عزیزم. من تازه ناهار خوردم...
با پدرت.
اوه. هی، نمیخوام در موردش حرف بزنم.
خب، کاش مجبور نبودیم، ولی...
مجبوریم.
اون میگه دیگه نمیخواد هزینه مدرسهات رو بده.
- اوه. این مزخرفات مسخره.
بهونه ضعیفش چیه؟
بازار سهام و حمایت از دو خونه
و...
در اصل چون یه آدم مسخرهست.
من...
نمیخوام نگران باشی.
با حسابدار حرف زدم.
یه کم پسانداز دارم.
میتونم حساب بازنشستگیم رو نقد کنم.
من پول تو رو نمیگیرم.
تو و مولی به اون برای زندگی نیاز دارین.
من و خواهرت حالمون خوب خواهد بود.
- نه، بیخیال. خودم درستش میکنم.
* من یکی از اون خانمهام
* که یکی از شوالیههاست
* لذت شب جمعهام یه صندلی برای تماشای مبارزههاست *
* عاشق قایقسواری با یه تیم دانشجوییام *
* میخوای اسنوکر بازی کنی؟
* خب، گچ رو بردار و آماده شو
* اوه، من یکی از اون جینهام
* که یکی از جوهاست
* اینجا، سیگارم رو نگه دار تا من صورتم رو پودر کنم *
* لایههای لاک دارم که یه خانم ازش لذت میبره *
* گوشواره و دستبند و اسباببازیهای مختلف دارم *
* ولی عاشق وقتیام که شلوار جین پارهام رو میپوشم *
* چون من یکی از اون دخترام *
* اوه، من یکی از اون دخترام
* یکی از اون دخترا
* که یکی از...
* پسراست
اووه!
اگه از من بپرسی،
هیچکس بهتر از یه مرد همجنسگرا نمیتونه زن باشه.
کدوم زن این شکلیه؟
کلاهگیس قرمز بزرگ و کلی جواهرات و لباسهای پرزرق و برق.
مادرم این شکلی نیست.
اوه، داره میاد.
مرسی، پیتسبورگ...
که یادم انداختی چرا اینجا رو ترک کردم.
باشه.
بیایم امیدوار باشیم که اون یکی از اون دیواهای دیوانه نباشه
که فکر میکنه مرکز جهانه،
میدونی، انگشتاش رو بشکنه و به همه دستور بده.
هی، تو. به اون احمقی که نورها رو کنترل میکنه بگو
نور نقطهای باید رو صورتم باشه، نه رو سینه چپم.
بله، خانم.
منظورم آقاست. منظورم...
ببخشید، خانم دِوور.
بله؟
من، آه...
فقط میخواستم بگم اجرای امشبتون...
درخشان بود.
- پرجنبوجوش. - سرزنده.
- بس کنید، وگرنه آروغ میزنم. - خانم دِوور...
ام، فکر کردم اجراتون واقعاً عالی بود.
خب، چقدر خوشحالکنندهست که چنین تعریفی از شما...
جوونای خوشتیپ میشنوم.
حالا، اگه منو ببخشید. - صبر کنید! آه...
ما میخواستیم ازتون بپرسیم...
- امضام رو میخواین، نه؟ - اووه. اووه.
- آره. - خب، آره.
و، آه، کمکتون رو.
میبینید، من دارم این رویداد خیریه رو سازماندهی میکنم،
و... - برای یه هدف خیلی خوبه.
مم، آیا هدف بدی هم هست؟
آه، برای "فرشتهها بالای پیتسبورگ"ـه.
اونا غذای خونگی برای افراد مبتلا به ایدز درست میکنن.
و م-من امیدوار بودم که شاید...
- اجرا کنم؟ اوه، دوست دارم.
هر دو: واقعاً؟
اگه نصف عمرم رو صرف انجام خیریهها نکرده بودم.
اگه بیشتر از این انجام بدم، باید برام یه خیریه بندازن.
یکی چپ و دوتا راست صحنه!
گرفتم.
بهت گفتم که خودم میتونم هزینهش رو بدم.
با حساب مخفی سوئیست؟
یه کار دیگه پیدا میکنم.
یه کار واقعی، یکی که واقعاً پول بده.
آره، چی، هفتهای 300 تا 400 دلار؟
پس من برای بورسیه یا وام درخواست میدم.
چی رو میخوای بهعنوان وثیقه بذاری، کونت رو؟
ببین، اینقدر احمق نباش.
من فقط میخوام کمکت کنم.
دیگه به اندازه کافی کمک کردی.
من عملاً زندگیم رو بهت مدیونم.
منظورت از "عملاً" چیه؟
- ببین، نمیخوام تو احساس کنی
که همیشه باید از من مراقبت کنی.
و منم نمیخوام این حس رو داشته باشم.
باشه، پس برو جلو.
ولی وقتی موفق شدی، نیا پیش من گریه کنی.
عاشق اینم که هر کاری برام بکنی.
کی گفته این برای توئه؟
من یه سرمایهگذاری کردم. میخوام نتیجه بده.
اینم یه سود کوچیک.
* این صدای ماست
* صدای ما
کی لعنتی میخواد یه ملکه درگ پیر و فرسوده رو ببینه؟
- اوه، عزیزم، یه نفر دیگه پیدا میکنی.
همونطور که بن همیشه میگه،
باید انرژی مثبت رو حفظ کنی.
آره، بدون بن و چرتوپرتهای عصر جدیدش چی کار میکردیم؟
کرفس کافی هست؟
میدونی، من دیوینا دِوور رو برای اون خیریه نمیخوام
حتی اگه بتونم بیارمش.
- دیوینا دِوور؟ اون تو شهره؟
آره، ازش التماس کردیم که تو خیریه اجرا کنه،
ولی رد کرد.
اون همیشه یه آدم خودخواه بود.
ش-شماها اونو میشناسید؟
عزیزم، من اونو وقتی هنوز "اون" بود میشناختم.
اون موقع دَنی دِوور بود. ما با هم دبیرستان بودیم.
نه!
میدونی، شاید اگه از رابطه شخصی استفاده کنی،
بتونی متقاعدش کنی نظرش رو عوض کنه.
- من؟ - تو تنها امید مایی.
فکر کردم حتی نمیخوایش.
- آه، خب... قبل از اینکه بفهمم
که اون یه دوست خانوادگیه اینو گفتم.
No comments yet. Be the first to leave one.