Las primeras 200 líneas.
من اوایلِ ورود به حرفهی خودم یاد گرفتم
یه کارِ خوب از سه بخش حیاتی تشکیل شده
کارتِ شناسایی، لطفاً - حتماً -
باید همین جاها باشه
آهان، بفرمایید
اول، گروهِ درست و حسابی
واسه آتیش روشن کردن بیشتر از یه چخماق لازمه
تقریباً تمومه
من واسه بازدید خصوصی اومدم
بله جناب، انتهای راهرو
مرسی
دو... همیشه ظاهر و باطن شرایط باهم فرق داره
اینی که نگهبانهای موزه مسلسل داشته باشن عادیه؟
دو روز پیش که واسه شناسایی اومدیم نداشتن
آلفا، دستور چیه؟
مشکوک به نظر میاد، ولی باید به کارمون ادامه بدیم
خیلی خب، کدوم دره؟
سومین در از سمتِ چپ
!اون یکی چپ
کجاست؟
همین که بری تو اتاق از دیوار آویزونه
من تو اتاقم، اینجا نیست
چی؟ تو اتاقی؟
یعنی چی؟
!گندش بزنن
!لغو عملیات، لغو عملیات
!لو رفتیم، لغو عملیات
سه، نقشهی دوم هم به اندازهی نقشهی اول مهمه
خیلی خب... از پلهها برید پایین و از درِ پشتی خارج شید
!هی
گندش بزنن
!بیاید بریم، بیاید بریم، بیاید بریم
چه اتفاقی افتاد؟ - شبکهمون هک شده بود -
فکر میکنی تله بود؟
اون تو یه چیزی مشکوک بود
همیشه ظاهر و باطنِ شرایط باهم فرق داره
دفعهی بعد به شمّت اعتماد کن
،آره، خب هر اشکالی که پیش اومد ،باید ازش سر در بیاریم
ولی مسائلِ بزرگتری واسه حل کردن داریم
باید این گند رو جمع کنیم
آره و یه مدت آفتابی نشیم
ایگی، ما رو ببر دفترِ مرکزی رامبل
مطمئنی؟ - چارهای نداریم -
دریافت شد
...داریوس امانوئل گراوچ
سوم
...مشهور به
رامبل
خیلی ناامید شدم
،نقاشی اونجا نبود
یه نفر میدونست ما داریم میایم
،وارهول، دکونینگ، پولاک
یه مشت کُسخل
،چطوره مغزت رو بترکونم
و اثر پولاکِ خودم رو خلق کنم؟
حالا نقاشیِ "جوجه اردکِ مزاحم" ازگار یورن
،اون اثرِ هنرِی مدرنه و حالا من ناراحت شدم، جک
تو اهلِ قماربازی هستی، جک؟
دیگه نیستم
اگه یه زمانی قمارباز بودی، همیشه قماربازی
دار و ندارت رو شرط بستی
شانسِ پنجاه پنجاه داشتی، جک
همه رو سپردی به پرتابِ سکه
،رو یه طرفش، تو کسری از ثانیه
به اندازهی کافی پول واسه بازنشست شدن در میاری
...تو، گروهت، خانوادت
صاحبِ زندگی رویاییتون میشید
،رو طرفِ دیگه
دار و ندارت رو میبازی
خدای من، چجوری همه چی میتونه تو یه لحظه عوض شه
،تو به شمّت اعتماد کردی، جک و بهت دروغ گفت
و از اون موقع تاوانش رو پس دادم
تو پولِ زیادی به آدمهای خیلی بدی بدهکاری
من فقط تاجر نیستم، آدمِ فرصت طلبیم
واسه همین بدهیت رو خریدم
حالا صاحبتم
حالا باید اون بدهی رو بهم پس بدی
اون آدما میکشتنت
من نجاتت دادم، دوباره از خاکستر احیات کردم
حالا، باید بتونی به کسایی که واست کار میکنن اعتماد کنی
میتونم بهت اعتماد کنم، جک؟
میدونی که لازم نیست این رو ازم بپرسی
پس نقاشیِ من کدوم گوریه؟
،اگه نقاشیِ کوفتیم دستم بود
این گفتگو رو باهم نمیکردیم، میکردیم؟
چون تو نقاشیِ ۴۰ میلیون ،دلاریم رو واسم نیاوردی
ازت میخوام پولش رو بهم پس بدی... با سودش
میشه بریم سراغ کاری که میخوای
تو مرد خوبی هستی، جک، مردی خوبی هستی
،یه افسانه تو دنیای تبهکارها هست
،واسه اونایی که محرمِ اسرارن
اسمش هواپیمای پوله
یه سری از کُسکشترین خلافکارهای رو زمین ،سوارِ اون هواپیمان و عطشِ هیجان دارن
،هرچی که میخوای روش شرط ببندی
هواپیمای پول هوات رو داره
میخوای رو سکسِ یه نفر ...با تمساح شرط ببندی
هواپیمای پول
،دور از دسترسِ هر دولتی
چون پرواز همیشه تو حریمِ هوایی بینالمللی انجام میشه
گفته میشه معادلِ بیش از یک میلیارد دلار رمزارز
و میلیونها دلار نقد تو هواپیما دارن
میخوام تو و گروهت کازینو رو خالی کنید
نه، نه، حتماً شوخیت گرفته دیگه، آره؟
مگه من با تو شوخی دارم؟
،حالا هزینهی ورودیه رو پیش پرداخت بهت میدم
و قصههای پوششی واسه ورود مخفیانه تو و گروهت به هواپیما سر هم میکنم
.این کار دیوونگیِ محضه، داریوس .از پسش برنمیایم
،نه، دیوونگی اینه که نقاشیِم به دستم نرسیده
با این حال تو زنده و سرحال اینجا وایسادی و با من حرف میزنی
آشنا به نظر میان؟
فعلاً زندهات واسم ارزشمندتره
این تنها دلیلِ زنده موندنته، جک
اگه چیزی رو که میخوام ،از هواپیمای پول واسم نیاری
اون موقع چیزی برات نمیمونه که پیشش برگردی
میفهمی چی میگم؟
...اگه با موفقیت انجامش بدیم و
اگه" نه، "وقتی" که با موفقیت انجامش بدید"
وقتی با موفقیت انجامش دادیم
دیگه تمومه، بیحساب میشیم
!نه فقط من، بلکه تمام گروهم. میکشیم کنار
آره، بیحساب میشیم
پیروچ
هرچی لازم داری تو این کیفه
تمام اطلاعات، پولِ پیشی که بهت میدم، همه چی
،و... به عنوانِ یه انگیزهی کوچیک واست
تو و گروهت میتونید هرچی ته گاوصندوق بمونه رو نگه دارید
حالا برو پولم رو واسم بیار، جک
پروازِ خوبی داشته باشی
« هواپیمای پول »
این کارِ آخرمونه، قول میدم
هی، پس آخرین کارِ آخرمون چی شد؟
خب، ما که کارو کامل به انجام نرسوندیم
تقصیرِ ما نیست که نقاشی اونجا نبود
هی، بیاید تمرکزمون رو حفظ کنیم
کار چیه؟
قراره از هواپیمای پول سرقت کنیم
،یه کازینوی هواییه
که توسط یه مُشت خلافکارِ حرفهای کرایه شده
که رو همه جور چیزِ احمقانه شرط میبندن
،تو حریمِ هوایی بینالمللی فعالیت میکنه
ولی ظاهراً معادلِ یک میلیارد دلار رمزارز توشه
و ما قراره بدزدیمش؟ - آره -
!این دیوونگیه
آره
!عاشقشم
و چطوری انجامش بدیم؟
،من خودم رو جای آقای فیلیپ مونرو جا میزنم
،اون یه قاچاقچیِ انسانِ بدنامه
،ولی تمام کارهاش رو مجازی انجام داده
واسه همین هیچکس نمیدونه چه شکلیه
خب، پس مونروی واقعی چی شده؟
به نظر میاد ایزابلا ژوئنِ پارسال تو مسکو یه درگیری با آقای مونرو داشته
اوه
،خب تری، میخوام مأمور مخفی بشی
قراره تو هواپیما دستیارِ من باشی
دریافت شد
ایزابلا، تو هم قراره تو هواپیما باشی
و خودت رو مهماندار جا میزنی
مدارک هویتیت رو هم جور کردم
من چی، جک؟
من چیکار کنم، من کی ام؟
ایگی، تو قراره نفرِ اصلی من رو زمین باشی
،قراره تمام سختافزارها رو مدیریت کنی
و در اصل همه چی رو کنترل میکنی
چی، پشتیبانیِ فنی؟
!این کارِ تریه
میدونم، ولی تری رو کنارم تو هواپیما لازم دارم
حالا، هیچ دوربینِ مداربستهای تو هواپیما وجود نداره
بنابراین ازش به نفع خودمون استفاده میکنیم
،وقتی سوارِ هواپیما شدیم ،یه حواسپرتی ایجاد میکنیم
تا من بتونم دزدکی برم و کنترلِ کابین خلبان رو به دست بگیرم
،تری جای من وایمیسه
همزمان ایزابلا دنبالِ گاوصندوق و اتاقِ سرور میگرده
وقتی پیداش کرد، ایزابلا گاوصندوق رو باز میکنه
،تری دزدکی وارد اتاق سرور میشه ،و سرور رو هک میکنه
از اونجا، کلید کیفِ پول رمزارز کازینو رو مخابره میکنه
و یه خط ارتباطیِ غیرقابل ردیابی با نفرِ اصلیمون ایگی برقرار میکنه
پشتیبانیِ زمینی، چه کارِ کُسشعری
ایگی، تو منتظرِ علامت من میمونی
وقتی وارد محدوده بشیم، سمتِ گیرندهی
بیش از یه میلیارد دلار رمزارز قرار میگیری
میتونی از پسش بر بیای؟
آره، ترتیبش رو میدم
وقتی بهمون علامت بدی ،که پول رو دریافت کردی
بعدش سه تامون میریم تو محفظهی بار
،و با چتر نجات ازش میپریم بیرون
با تمامِ پولی که از گاوصندوق برداشتیم
قبل از این که کسی بفهمه چی شده ناپدید میشیم
پروندههاتون رو حفظ کنید
زمانِ آمادگی واسه این کار کمه
شب رو خوب بخوابید
،اگه درست انجامش بدیم ،میتونیم بارمون رو ببندیم
و هرجا که دلمون میخواد بریم
پس فردا حرکت میکنیم، ساعت ۵ صبح
!اوه
!!اوه. ضربهی مستقیم! اوه
من جوانمردانه مبارزه نمیکنم
،از تیمت میام بیرون و تیمِ خودم رو تشکیل میدم
این جوانمردانه نیست، حسابی میزنمت
یه ضربه دیگه زدم - من سپر دارم -
No comments yet. Be the first to leave one.