Glue

Glue

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 1

Información de lanzamiento

Glue S01E05 720p AMZN WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
Comentario por warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 5 Glue 2014 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicado el: 2026-01-31
Descargas: 8
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

کال مرده. من پیداش کردم

دنبال چی می‌گردی؟

این آدمای مرموز و روش‌های پنهانیشون

اون اصلاً تو رو ندیده

می‌دونم مامان، ولی قضیه پرونده فرق می‌کنه

آه، آره، پرونده

باید مسابقه رو ببازی

اونجا عالی بودی. داشتی می‌درخشیدی

باید یه چیزی بهت بگم

درباره راب و جنین

دیگه فرصت دومی در کار نیست

تینام. الان نیستم، پیغام بذارید

تینا، فقط می‌خواستم مطمئن شم حالت خوبه

اوم، میشه بهم خبر بدی که سالمی؟

باشه

«دیگه خبری از شانس مجدد نیست.»

لعنتی، جیمزه

نه، پسر. اوه

اوه

باشه. بروو به درک

ببینیم این شرورای کوچولو چی می‌فهمن

بازی تمومه، جیم‌جمز

بسه دیگه

آه

زیاد منتظر این نبودی، نه؟

من خوبم

دارم بهت حق انتخاب می‌دم، جیمز

می‌خوای برنامه شکار رو لغو کنی؟

باید هفته‌ها پیش این کارو می‌کردیم

کنسلش نمی‌کنم

چه بلایی سر خریدارِ «بلک‌اوت» اومد؟

غیبش زده. ولی یه خریدار جدید پیدا می‌کنیم

مامان، درست میشه

قول می‌دم

فکرت رو آزاد کنی؟

فکرم آزاده

شنیدم الای، کَسی رو برده

فقط زیادی درگیرش شدم

نمی‌دونی با چی طرفی

ربطی به پرونده داره؟

خانواده «بِری» الکی کاری رو انجام نمی‌دن

پس موضوع درباره الایه؟

الان بهش مدیونی

فکر نمی‌کنم بشه الای رو از روی باباش قضاوت کرد

داری کشیده میشی سمتش، نه؟

اون گلای لعنتی

کشیده میشم سمتِ چی؟

کشیده میشی... توی اون دنیا

اون دنیای توئه

روت، نمی‌تونم بذارم منو برگردونی به اون زندگی

حرفت تموم شد؟ چون این کهیر داره دیوونه‌م می‌کنه

و باید برم دوش بگیرم

جیمز، رفیق قدیمی

چه خبر جیم‌جمز؟ عجب صبحی برای این کار

بهتره چیزی رو بهم نشون ندی

که دوباره به اونجات مربوط باشه

فقط نگاه کن، باشه؟

دوران دبستانمون. این تویی، اینم منم که کنارت ایستادم

خودمم یه جا این عکسو دارم. خب که چی؟

ببین، می‌دونم لایق فرصت دوباره نیستم

ولی فکر کنم باید حرف بزنیم، نه؟

باشه، فقط امروز خیلی سرم شلوغه

باید یه برنامه شکار رو راه بندازم

عالیه. گفتم منم بیام. می‌تونیم با هم وقت بگذرونیم

فکر نکنم ایده خوبی باشه راب

فقط شکارچی‌ها و کیش‌کننده‌ها هستن دیگه، نه؟

منم تو فراری دادنِ شکار به اندازه بقیه ماهر هستم

خودتم اینو می‌دونی

باشه، قبول، تو هم بیا

ایول

برات قهوه هم درست کردم قربان

باشه، دیگه داری عجیب می‌شی

فکر می‌کردم از قهوه متنفری

بیا دیگه، یه کم بخور. این هدیه صلحمونه

خدایی، رفیق

باشه، ممنون

تو هم می‌خوری؟ نه، نه، نه

همشو برای تو درست کردم

صبح بخیر

درو باز نکردی

چطوری... چطوری اومدی تو؟

خودت کلید یدکی رو بهم دادی

غیبت زد

اسب‌سواری کردیم و بعدش غیبت زد

آره

نفهمیدم چرا

با راب حرف زدی؟ نه

ببین تینا، فقط می‌خواستم بگم که

اوم، چی؟

نه، نه، فقط می‌خواستم

بجنب آنی

تکونی به خودت بده

دست و پاتو جمع کن. بریم سوارکاری

آره، یه لحظه صبر کن. الای داشت... اوم

نه، نه، نه. کجا داری میری؟

یه مایه دارِ لوچ بهم یه خوبی بدهکار بود

براش یه تست سوارکاری توی اصطبل‌های گرین‌فیلد جور کردم

اوه

تا بتونن ببیننش

ببینن چطوری چی‌کار می‌کنه؟ مسابقه میده

اگه به اندازه کافی خوب باشم، قرارداد می‌بندن

درسته

خب، اوم

باید آماده شم

پس من دیگه برم

چه آدم پیگیریه

آره، مگه غیر از اینم بلده؟

ایان، روت، نیازی نیست اینجا باشید

برگردید اداره

قربان؟

ببخشید، آخه

خب، نوبت کشیک من بود، پس

پس فکر کردی ارث باباته؟

نه قربان، منظورم این نبود

واقعاً؟

خب، چی گیرمون اومده؟

حدود چهل پنجاه تا اثر انگشت پیدا کردیم

توی سیستم چک‌شون کردیم

و همشون مال یه بچه‌ست

و باورت نمیشه مال کیه

کال؟

درِ سمت راننده، فرمون

سرنخی هست که ماشین کجا بوده؟

هنوز نه

روت، برگرد دفتر

این کارو بسپار به حرفه‌ای‌ها

متاسفم، قربان

برمی‌گردیم اداره، قربان

دستم یه جوری شده، مثلاً

واسه خودش تکون می‌خوره

آره؟

حس عجیبی داره

احتمالا چیزی نیست

خوشحالم که اومدی

آره؟ جدی؟

خیلی وقت بود من و تو اینطوری نبودیم

خیلی وقته رفیق. خیلی وقت

عالی به نظر میای رفیق

قراره عالی بشه

می‌دونی که مجبور نبودی این کارو بکنی

اسب‌ها گفتن امروز صبح خودشون کثافت‌کاریاشونو جمع می‌کنن

که واقعاً ازشون بعید بود

این اسب‌بازا عجب آدمای عجیبی‌ان

هیچ پولی توش نیست، کله سحر هم بیدار می‌شیم

مدام سرمون داد می‌زنن و می‌گن به درد نمی‌خوریم

چرا؟

چون عاشق اسب‌ها هستیم

پس بیا یه کار درست و حسابی پیدا کنیم

پولدار شیم و یه اسب بخریم

آخر هفته‌ها سوارش شیم

حتی لازم نیست اسبِ خوبی باشه

آنی، اگه فقط بتونم «بلک‌اوت» رو برونم چی؟

این همون حرفیه که مردم می‌زنن

وقتی با اولین دوست‌پسرشون بهم می‌زنن

و فکر می‌کنن نفر بعدی که باهاش می‌خوابن، افتضاحه

ولی بعد معلوم میشه قبلاً با همون دوست‌پسر قدیمیه افتضاح بوده

و الان بهتر شده

سعی کن قوی باشی

من قوی هستم

نه، نیستی

ولی می‌تونی باشی

می‌تونی از پسش بربیای تن‌تن

اظهارات دست‌نویس رو غلط‌گیری کن

با نسخه‌های تایپی مطابقت بده

تا ساعت ۵ لازمشون دارم

چرا حس می‌کنم هنوز دارم تنبیه میشم؟

من ماشین رو پیدا کردم

فقط می‌خواستم کارِ تیم بررسی صحنه رو ببینم

اون وقت اون منو مسخره می‌کنه

توی تیم قبلی من

هر وقت کسی می‌خواست کارهایی رو انجام بده

که بالاتر از درجه‌ش بود، فوراً بهش می‌گفتیم:

«پات رو از گلیمت درازتر نکن.»

روت، تو فقط پات رو دراز نکردی

داری روش لنگر می‌ندازی

تو هیچ‌وقت اشتباه نمی‌کنی، نه؟

هیچ‌کس رو ناراحت نمی‌کنی؟

شاید فکر می‌کنم اینطوری زندگی امن‌تره

خوبی؟

چیزی شده؟ کهیر زدی؟

تقصیر اون گلای احمقانه‌ست

من دارم میرم بیرون

خودت رو زخمی کردی؟

الای

شبیه حساسیت به زردک وحشیه

کجا بودی؟

اینجا چی‌کار می‌کنی؟

شنیدم یه ماشین پیدا شده

می‌گن تو پیداش کردی

نمی‌تونم چیزی در این مورد بهت بگم

تو یکی از مایی. فقط بهم بگو

نه. منم یکی از شما نیستم

اون روز که کَسی پیش من بود

من بابت اون بهت مدیون نیستم. مگه من همچین حرفی زدم؟

می‌خواستم بگم اگه یه وقت خواستی بیاریش محوطه

اگه بخوای، با جو هماهنگ می‌کنم

چرا باید همچین چیزی بخوام؟

چون اون مال اونجاست

شاید

فکر می‌کنی کی زودتر قاتل رو پیدا می‌کنه؟

More Farsi Persian subtitles for Glue

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left