Legacies

Legacies

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 3

Información de lanzamiento

Legacies S03E12 480p x264-mSD
Legacies S03E12 WEB x264 rmteam
Legacies S03E12 720p WEB x265-MiNX
Legacies S03E12 WEB x264-PHOENiX
Legacies S03E12 720p hevc x265-megusta
Legacies S03E12 WEBRip x264
Legacies S03E12 WEB XviD-RMX
Legacies S03E12 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Legacies S03E12 1080p WEB H264-CAKES
Legacies S03E12 720p WEB H264-CAKES
Comentario por Mohammad_Alpha
♦️ Mohammad Alpha | My3eries.org ♦️

Etiquetas

web
XviD
x264
720p
720
x265
HEVC
1080
webrip
BRip
Publicado el: 2021-05-14
Descargas: 44
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

بجنب، لان، فکر کن .بچه تو شکمته و زور بزن

بچه؟

.حداقل این کاریه که من می‌کنم .بجنب، فشار بده

!زور بزن! زور بزن

!آره

!آره - !آره

!راجب همین حرف می‌زنم! بزن بریم - !آره -

!بزن بریم، پسر - !آره -

.می‌دونی، این چیزی نیست که انتظارشو داشتم - ،درسته -

.فکر می‌کردم که بازوهات می‌شکنن - ،آره -

اصلاً وزنه برداری می‌کنی، داداش؟ - ،یعنی -

سرگرمی جدیدمه. و از وقتی هم که از مالیور برگشتم

...اصلاً نتونستم خوب بخوابم، پس

چرا بهم نگفتی؟ - چون که -

یه مکانیزم تاثیرگذار کاملاً سالمی ...با جد پیدا کردم، و

و، اه، نمی‌خواستم .که نگرانت کنم

.یه چیزی مثل همین الانت

.نه، یعنی، درواقع خیالم راحت شد

...می‌دونی، فکر کردم .مهم نیست چه فکری کردم

می‌دونی چیه؟ .هرچقدر می‌خوای هیکلی شو

.خوبه. هی، ولی تمرینات هوازی هم مهمن

می‌خوای برای یه دو نصف‌شب بریم؟ - .آره، می‌خوام -

.زود می‌بینمت - .خدانگهدار -

.اوه،از دست پسرا

"سریال "میراث فصل سوم قسمت دوازدهم "درست شدم که دوست داشته باشم"

،جو عزیز، مثل همیشه" .من یه گند بزرگی زدم

،پس برای یه مدتی می‌رم تا بتونم کاری کنم

.به تنهایی این الگو رو بشکونم

ولی یه چیزی هست --که باید راجب فینچ بدونی

...راجب اینکه اون کیه

".اینکه اون چیه

.یه گرگینه

گوش کن، امیدوار بودم ،که خودش این رو بهت بگه

ولی لیزی بابت اتفاقی که افتاد حالش بد بود، برای همین

یه مسافرت درمانی جادویی پیدا کرد

،تا بتونه در بین بقیه چیزها

.به مشکلات در کنترل کردنش هم کمک کنه - و تنها بودن اون -

توی جنگل با چند تا ساحره دیگه

برای تو ایده خوبی به‌نظر می‌رسید؟ - ،آره -

به‌نظر رسید، چون من هم دارم .رویِ مشکلاتم تویِ کنترل کردن کار می‌کنم

خب، این تنها چیزی نیست که داری روش کار می‌کنی؟

این‌ها چین دیگه؟ - خب، این تئوری من -

راجب این این آشفتگی هیولایی .که داریم باهاش دست و پنجه نرم می‌کنیمه

،که باید زودتر بهش می‌رسیدم ،قبل اینکه خواهرت شهر رو ترک کنه

چون برای اثبات کردنش .به یه ساحره نیازه

.من می‌‌تونم کمک کنم .من برگشتم تو بازی

،چون مهم نیست که چی باشه

بهتر از دست و پنجه نرم کردن .با زندگی شخصی خودمه

...خب

،با توجه به اینکه شامل چه کسی میشه

بعید می‌دونم .که دلت بخواد راجبش بشنوی

چطور خوابیدی؟

مثل بتمن پیر

بعد از وقتی

که تویِ بازگشت شوالیه تاریکی .رهبر جهش‌یافته‌ها له و لوردش کرد

فرقش اینه که یه آدم معمولی .با یه چوب بیلیارد بود

،اگه باعث میشه حالت بهتر شه

.باید بگم بتمن هم انسانه

.موضوع اینه

.من نباید حالم بهتر شده باشه

.نه انقدر سریع

می‌خوای بهم بگی که این چطور ممکنه؟

،چون از چیزی که من یادمه

.من باید اون سمت مرگ باشم

.خیلی چیزها رو باید بهت بگم

،برای شروع

.خون خون‌آشام ها، انسان‌ها رو خوب می‌کنه

.خداروشکر

.بازم هست

و اینکه

.من تنها خون‌آشامی نیستم که وجود داره

.یعنی، خیلی بیشتره

.تویِ کلاس قبلیم بیشتر از ده‌تا از ماها بود

منظورت تویِ مدرسه سالواتورست؟

پس جای تعجب نداره که چرا دکتر سالتزمن

.می‌خواستم که کاری کنی فراموش کنم

.گفتم که خیلیه

...ولی بعد از اتفاقی که برای تو افتاد

.دیگه دروغ نمی‌گم

.ما همکاریم

.و تو قراره همه‌چیز رو بدونی

پس، تو فکر می‌کنی که نکرومنسر پشت همه ایناست؟

.خب، هیولاها برگشتن

هوپ و لاندن جسد مردش رو ،تویِ دنیایِ زندانی دیدن

.که یعنی اون باید دوباره زنده میشد

پس چرا نشد؟

.همین الانشم زنده شدس

فکر می‌کنی که تویِ دنیایِ ما زنده شد؟

.خب، تئوری همینه

می‌دونی، هوپ بهم گفت

که یه چیزی یا یه کسی اطراف مستیک فالز می‌گرده

.و پست هیولاهایِ مرده رو پوشیده

...حالا، این دقیقاً لباس زرشکی نیست، ولی - اگه یه چیزی داشته باشی -

،که متعلق به اون باشه .می‌تونم طلسم ردیابی رو انجام بدم

،می‌دونم بین شما دو تا یه تاریخچه‌ای هست

...و این

...کتاب‌چه اون پر از

.طلسم‌هایی با جادو سیاهه

،نمی‌خوام دروغ بگم .یکم از این می‌ترسم

...ولی

.از اون نمی‌ترسم

.من از پسش بر میام، بابا

این چیه؟ اون کجاست؟

.تویِ یه مرده‌شوی‌ خونه

زیبا می‌نوازی

.و شما هم خیلی مهربونین

.متاسفم منتظرت گذاشتم

.نباش

.من در خدمتم .هر چقدر وقت که می‌خوای در اختیارته

.اون خیلی باآرامش به‌نظر می‌رسه

.من آمادم

.بابت همه‌چیز ممنون

.باعث افتخارم بوده، خانم وسپوکی

.وسپیوچی" هستش"

.اه - .ایتالیاییه -

اه، اوه، یه زبان زیبا

.که فراتر از حد فهم منه

.می‌دونی، به خانم می‌خوره

،اگه چیز دیگه‌ای نیست .تا بیرون همراهیتون می‌کنم

شاید دلت بخواد .برای ناهار بهم ملحق شی

رابرت می‌خواست .که من خوشحال باشم

...اه، غم حیوون عجیبیه، خانم وسپوچی

.الان دیگه "دوشیزه" هستش

.و من رو سوفی صدا کن

،سوفی. همونطور که داشتم می‌گفتم

،طبق تجربه من

تنها چیزی که اون حیوون رو ،سیر می‌کنه زمانه

...و

.اوه، خدا رو شکر

.متاسفانه تماشا کردن تموم شده

.مشکلی نیست

.ما برای دیدن تو اومدیم اینجا

...شاید چهرت فرق کنه

.اوه، خدا

ولی ما اون صدا رو... .هرجا که باشه، تشخیص می‌دیم

.ما می‌دونیم که تو واقعاً کی هستی

.اوه، زمان‌بندی عالیی داری

...داشتم از گشنگی می‌مردم، ولی واقعاً نیاز نبود - .اوه، من اون کارهارو کردم -

یعنی، با این مقداری کالری

.که داشتی می‌سوزوندی

،که، حالا که حرفش شد

می‌دونی داشتی چند کیلو رو بلند می‌کردی؟

.نه - .اون 300 پوند بود -

.ایول

این برات عجیب نیست؟ ،یعنی

.تو الان انسانی، لاندن

.حداقل باید باشی

.پس برای این نگرانی

.با یه دلیل خوب - .بی دلیل -

،یعنی، منظورم رو اشتباه نگیر آرزو می‌کردم ای کاش

،توضیح بهتری براش داشتم ولی هیچی از اتفاقاتی

،که تویِ مالیور برام افتاد رو یادم نمیاد ...پس

و من اونقدر بد می‌خواستم برگردی

.که متوجه تغییراتت نشدم

.وید متوجه شد

اون تئوری دیوونی‌واری داشت

.راجب اینکه تو تغییر کردی

،وید جوری که تو منو می‌شناسی .من رو نمی‌شناسه

.باید امیدوار باشم که اونطور نشناسه

،ببین، اگه واقعاً حقیقت رو می‌‌خوای

.باید بگم هیچوقت حالم بهتر از این نبوده

ولی این برای اینه .که بین من و تو بالاخره درست شده

چون من تمام چیزهایی

که برای رسیدن به اینجا ،گذروندیم رو یادمه. پس لطفاً

.اینجا و با من باش

.من حالم خوبه - .خب، نباید باشه -

.باید الان کهیر زده باشی

.لاندن به آووکادو حساسه

و اون بوریتویی --که داشتی می‌خوردی

.همش آووکادو بود

،می‌بینی، لاندنی که من می‌شناسم .الان بدنش داغون میشد

.راه گلوش بسته میشد

...می‌دونی، من حتی ،هورمون ادرنالین آوردم

محض احتیاط برای اینگه اگه اشتباه کرده باشم --ولی تو قرار نیست که بهش نیازی داشته باشی

.و تمام مشکل هم هیمنه

.چون تو لاندن نیستی

سلام. لیزی رو ندیدی؟

از اون مکالمه‌ای که امروز صبح

بین خواهرها و پدرشون

،که شنیدم

.الیزابت فعلاً برای کمپ رفته

.خب، جای تعجب نداره. ممنون

چیزی نیاز داری؟

...اوه، امم

من تقریباً مطمئنم

.که لاندن یه مشکلی داره

درواقع، نه. من می‌دونم

.که لاندن یه مشکلی داره

.فقط به یه نظر دوم نیاز داشتم

.پس اجازه بده که برات همین باشم

.نمی‌تونی. تو به‌زور می‌شناسیش

خب، احتملاً وقتی که آدم‌ها شروع کنن

به راه دادن من تویِ اتفاقاتی که داره میوفته

.به جای اینکه ازم مخفیش کنن، تغییر می‌کنه

.تو بهم گفتی به این مدرسه تعلق دارم

،پس اگه به کمک یه ساحره نیاز داری

.بهم بگو چیکار می‌تونم کنم

،من به‌خاطر اینکه لیزی ساحره بود .دنبالش نبودم

چند وقت پیش، ما یه دوست مشترکی به اسم رافائل داشتیم

که مریض شد، اون و محفل .آزمایش‌هایی روش انجام دادن

More Farsi Persian subtitles for Legacies

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left