Las primeras 198 líneas.
« خودتو دوست داشته باش »
قسمت ششم
اومدم
برات صبحونه گرفتم
چه با ملاحظه
پس اینو میذارم برای شام
یه لحظه صبر کن
لنووو اینهمه تلاش کرده
موبایل ها و لب تاپ هاشو نازک و باریک کنه
ولی تو پول خرج میکنی
سنگین و زخیمش کنی؟
مردم تلاش میکنن همه چی رو ساده و راحت کنن
تو برعکسشو انجام میدی
نخیر
تو مگه یه زن نیستی؟
من سوپرزنم
قهوه اش تلخه
دیگه نمی خورم
برای تو
چرا یهویی
بدون مقدمه
من دارم غذا میخورم
تو داری رانندگی میکنی
همه چی زیادی عادیه
اگه همینجوری قبول کنم باهات ازدواج کنم
ـ که خیلی ـ نه
این
هم دانشگاهیم چند روز پیش ازدواج کرده
این شکلات ازدواجه
چون گفتی قهوه تلخه اینو بهت دادم
این
بسته بندیش
خیلی جالبه
شکلاتو گذاشتن تو جعبه ی حلقه
شکلات ازدواج خیلی شوکه کننده است
خیلی شوکه کننده است
هل خورم
ترسوندیم
اگه واقعا ازم خواستگاری میکردی
میخواستم بگم نه
همون بهتر که نگفتی
از همین راه برو
باشه
برای این خونه است؟
تو هم؟
سلام
سلام
غذا رو بده و برو
چی میگی؟
تا حالا مامور تحویل به این خوشتیپی دیدی؟
دوستت خیلی مسخره است
خودت تحویل بده. مثل اینکه خیلی وظیفه شناسی
بابا
دلم برات تنگ شده بود
یادم اومد
اره
تو دیروز تو تماس بودی؟
اره
یو تیان بهترین دوست منه
ـ خوشبختم ـ سلام
یهو اینجا چیکار میکنی؟
مگه هنوز نباید تو بجینگ باشی؟
دیروز هم کلاسیش گفته اون پدر نداره
به عنوان پدرش
باید خودم نشون بدم
امروز من میبرمت مدرسه
بابا ماشین داری؟
من با قطار اومدم
ماشینم بجینگه
تاکسی میگیرم
با ماشین من میریم
بریم
دیرت شده زودتر بریم
بسه دیگه
شاد باشین
مرد خوبی باش
یه لطفی بهم میکنی؟
معلومه
چه لطفی؟
من به همکلاسیم گفتم تو خواننده ای
ولی اونا حرفمو باور نکردن
چند روز دیگه مسابقه ی آواز خوانیه
هر کلاس باید یکی رو برای شرکت تو مسابقه بفرسته
میشه بیای تو مدرسه ام بخونی؟
باشه بسپرش به خودم
من این نامه ی عذرخواهی رو برای تو نوشتم
این پدرمه من بهت دروغ نگفتم
سلام
ما دیروز همدیگه رو دیدیم نه؟
من وانگ ما که هستم
من پدرشم
حالا باورش میکنی؟
عمو سلام
چی میخوای بگی؟
یه جورایی جالبه
سریع خودشو رسوند
این نقطه ضعفشه
هیچ کس نباید فکر کنه اون پدر نداره
اینو ببین
اگه برش داری
میشه یه دماغ سفید
مال تو
پسرت خیلی ساده و پاکه
پدرش چرا اینقدر تاریک و بی رحمه؟
بازم باهم دوستیم؟
برین بازی کنین
سون یی هه
ببخشید
به خاطر سو تفاهمی که شد
اشکال نداره تقصیر خودم بود
خداحافظ
میدونی از خجالت مردم
میخواستم از ماشینش بپرم بیرون بمیرم
من زیادی فکر میکنم
فکر کردم میخواد ازم خواستگاری کنه
ولی اون شکلات ازدواج بود
باهات همدردی میکنم
بفرما
ببخشید بذار یه پیام بفرستم
مشکلی نیست
شما الان یه ساله باهمین
لازم نیست ازت خواستگاری کنه
ولی حداقل باید بپرسه برنامه ات برای آینده چیه
باید درباره ی برنامه های خودشم بگه
این ابتدایی ترین شرط یه زوج سالمه
کیه؟ سون یی هه؟
با سم چیکار کرده؟
یه حلقه که
چند روزه نگرانش کرده
جعبه ی شکلات از آب در اومد
ـ چی؟ ـ میدونم
شوخی میکنی
وحشتناکه
کی اینکارو میکنه؟
بیا غذامونو بخوریم
داشتم از خجالت میمردم
آقا اینجا آخر صف نیست
میدونی فروتن ترین عیاشی چیه؟
کفشتو در بیاری تا جورابتو نشون بدی
جورابتو در بیاری تا شصتتو نشون بدی
بعد که جورابتو در آوردی
یه الماسو
رو انگشت پات نشون بدی
اگه فروشندهی الماسم هستی باید تو صف وایسی
آقا
میشه یکم شعور داشته باشی؟
فکر کردی کی هستی؟ فرستاده اعمال عدالت؟
اگه میتونی ثابت کن
آدمای پشتت چیزی ندیدن
چرا بیخود شلوغش میکنی
من فقط میخوام یه نون سبزی بخرم
خانم
من اول کار شما رو انجام میدم
ـ نون سبزی ـ باشه چند تا؟
و نون گوشتی
همه ی نونای گوشتی
باشه
چیکار میکنی؟
اصلا میتونی همه شو بخوری؟
چیکار کنم
من یه بیلیونرم
کارمندای شرکتم منتظرن
چرا اینقدر زیاده روی میکنی
من عجله دارم چرا نمی ذاری اول من خرید کنم
نه
من سی دقیقه تو صف بودم
نمی خوام به خاطر یکی مثل تو دیر کنم
خانم خریدتون
آقا نوبت شماست
من اصلا نمی خرم
همه بیاین نون بخورین
هم گوشت هست هم سبزیجات
هر کدوم بخواین
بیا خوشتیپ این برای تو
ممنون
ـ بفرما ـ ممنون
اینم مال تو
ممنون
کی نگرفته؟
صبح بخیر
نون میخوای؟
چطور پیش رفت؟
باهاشون کنار اومدی؟
با تشکر از تو
خواهش میکنم
بفرما
میخوای با این هدیه کوچیک ازم تشکر کنی؟
گفتم جبران میکنم
نه
چرا هیچ جوره راضی نمیشی
ما هردو اصول خودمونو داریم. مجبوری که نمیشه
نه
اون روز جلوی همه
من مثل دلقک ها رقصیدم برای هیچی؟
من کمکت کردم
مطمئنی نمی خوای اول نگاش کنی؟
قبول
من ساده لوحم
No comments yet. Be the first to leave one.