Las primeras 200 líneas.
اونها من رو یاد تو میندازن مخصوصا اون آندریا
روزی رو میبینم که کاری که تمام روم
وجودت رو فراموش کردن
کنسول مارسوس، سناتور تورل و سناتور سپولسیوس
بدین وسیله به جرم خیانت، دستگیرند
مگه چی کار کرده؟
اون دومیتیان رو خشمگین کرده
یه مبارزه دیگه بین اون و فلاما برگزار خواهد شد
بدرود، کوئینتوس کوچولو
«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n
مواظب باش
سرش رو بپا
یالا، اون اینجاست
نیکا، به موقع رسیدیم
بدو برو دنبال یه طبیب بگرد
یالا
عجله کنید
کانال تلگرام زیرنویسهای ما @SubKio
بعدش نوبت خواهرشه
کارت تموم شد؟
«آنان که در شرف مرگاند»
بذار فکر کنه من مردم
سریع خودم رو رسوندم
تنتور خشخاش رو بده
کفشـش رو در بیارید
لازمش داری
وقتی گفتم، آروم و آهسته، بکشید
و وقتی گفتم خیلی آروم ولش کنید
بکشید
ولش کنید
یهکم آب گرم آماده کنید
چه خبر شده؟
چی شده؟ - کار اون نوروی عوضی بود -
اون بهش حقه زد
حالش خوبه. برید
اگه تکون بخوره، ساق پاش از جا در میره
و پاش رو از دست میده
اگه مجبور شدید، ببندیدش
سه کاسه رزین با شراب صبح، ظهر و شب
اگه بیشتر خواست، بهش ندید
باشه
اگه نشونی از پوسیدگی دیدید سریعا خبرم کنید
نورو، ای حرومزاده خیانتکار
باید زودتر میفهمیدم
اون دیگه مرده
اونی که این کار رو با تناکس کرده، زندهست
و اگه بفهمه زنده مونده برمیگرده سراغش
چند نفر که بهشون اعتماد دارم رو میذارم نگهبانی بدن
پس مخفی نگهشوندار
بذار اونی که این کار رو کرده فکر کنه اون مرده
حالا، برو به آپارتمانی که توی سیسپین هیله
طلاها رو اونجا گذاشته
ببین هنوز اونجان یا نه؟
من از تناکس دستور میگیرم نه تو، زنیکه
وقتی به هوش بیاد
میخوای بهش بگیم
کاری که اگه خودش بود انجام میداد رو انجام دادیم
یا گذاشتیم تو همه تصمیمها رو بگیری حالا چه غلط چه درست
که اکثرشون هم غلطه؟
خیلیخب، وولا، بیا
بعد از اون بیا قمارخونه
مثل همیشه کارهای شرطبندی رو انجام میدیم
کجا بودی؟
بیرون - کل شب رو؟ -
بله
چی شده؟
خوب گوش کن
برو قمارخونه رو باز کن
اگه کسی از تناکس خبر گرفت
بگو از اینجا رفته تا نزدیک ساحل زمین بخره
ولی طوری بگو که فکر کنـن داری دروغ میگی
نمیفهمـم
تو دروغگویی خوبی هستی
تظاهر کن دروغگوی بدی هستی
بعضی از دشمنهاش باید فکر کنـن اون زندهست
بعضیهاشون هم باید فکر کنـن، مرده
مردی که با تناکس این کار رو کرده با کمال میل این کار رو با ما هم میکنه
برو
اون نیستش
طلاها هم همینطور
صبر کن
خواهش میکنم، صبر کن
بیدار شو داری خواب میبینی
تو توی اتاقتی، در امانی
وقتی بچه بودم توی خانواده بزرگی زندگی میکردم
صاحبخونه
از پسربچهها خوشـش میاومد
مثلا از خود من
ولی بیشتر اورسس
اورسس
...ما - بس کن -
این مال اثر تنتور خشخاشه
نه، مال اون نیست
من و اورسس یه آتشسوزی راه انداختیم تا بتونیم فرار کنیم
من فرار کردم
ولی اورسس گیر افتاد
بهخاطر من
...اون عذاب کشید ولی من
تو کاری رو کردی که باید میکردی
من نمیدونم چی کار کردم
اون بهم نیاز داشت و من اونجا ولش کردم
باز هم تنتور خشخاش میخوام
بیشتر - بسه، طبیب این رو گفت -
تو برای من کار میکنی نه طبیب
با اطاعت کردن از طبیب برای تو کار میکنم
نیستش اثری از اورسس هم نیست
من فرستادمش بره ببینه طلاها هنوز اونجاست یا نه
از این طرف
همسرم
نباید توی همچین جایی باشی
کاهنه اعظم رومی همیشه کنار همسرشه
ولی اینجا که نه
سعی کردم با تیتوس ملاقات کنم ولی درخواستم رو رد کرد
کورنلیا چی؟
سعی خودم رو کردم اون بهمون پشت کرد
ما نمیدونستیم دادن اون به وستالها چه بلایی سر ما و ژولیوس میاره
و البته سر اون
من سرنوشتم رو قبول کردم
باید کار دیگهای باشه که بتونم انجام بدم
هست - چه کاری؟ -
دیگه اینجا نیا، قول بده
نه - به پسرمون فکر کن -
تنها راه محافظت از خودت و ژولیوس اینه که از من طلاق بگیری
نه
باید علنی من رو احمق خطاب کنی
من رو یک غاصب خطاب کنی و خودم
و جاهطلبیم رو نفرین و لعنت کنی - نه -
و روی قبرم تف کنی
و به پسرم هم بگی همین کار رو بکنه - نه -
چهطور میتونم دست به همچین کارهایی بزنم؟ نه
همینالانش هم برای خانوادههای بزرگمون فداکاریهای زیادی کردیم
وظیفته از اسممون محافظت کنی
اسم خودت و ژولیوس
من دیگه مردم
و اگه قرار باشه تو و اون زندگیتون رونق بگیره باید فراموش بشم
کرسی کورولی برای من نبود
اما ژولیوس... صبر داشته باش
کسایی که جلوت رو میگیرن رو فریب بده
از اون پلبیهای عوضی بیشتر عمر کن
و پسرمون رو به قدرت امپراتوری برسون
پسرمون و پسرش
رو روی کرسی کورولی بنشون
بس کن، با حرفهات داری آتیشم میزنی - پس آب بریز روی خودت -
آتیش بگیر
به من پشت کن
خودت رو نجات بده
پسرمون رو نجات بده
اسم خانوادهمون رو نجات بده
نه، خواهش میکنم
به اندازه کافی جلوی زبونم رو گرفتم
درباره چه موضوعی؟
تو به من دروغ نگفتی فریبم دادی
کاری کردی فکر کنم وقتی آمفیتئاترت تموم میشه
...مردمـم آزاد میشن ولی
خواهش میکنم
بسه
اون افراد غنائم جنگ هستن
اونها دیگه به روم تعلق دارن
همین الانش هم سناتورها دارن به پیشکارهاشون میگن
خدایان برای مجازات من زمین رو به لرزه در آوردن
منظورت منم؟
شاید، ولی خب بیشتر من که تو رو بهعنوان همسر انتخاب کردم
تو یه همسر اختیار کردی و من رو قایم کردی
دیگه ازت چی میخوان؟
میخوان بری
نمیخوان یه کلئوپاترای دیگه
ذهن امپراتورشون رو مسموم کنه
اینها حرفهای برادرته، نه تو
نه، اون وفاداریش رو بهم ثابت کرده
نه. فقط متقاعدت کرده که بهت وفاداره
اون وظیفش رو در قبال من انجام داده حالا نوبت منه
پس باید همینطوری دست رو دست بذارم
تا مردمـم توی اردوگاههای کار اجباریتون بمیرن؟
الان نه
من وظایف خودم رو دارم
مثلا چه وظیفهای؟
اداره شهر روم
کسی از شما میدونه چرا آنتونیا این جلسه رو تشکیل داده؟
مگه مهمه؟
کنسول مارسوس که نمیاد
خیانتکارها دارن توی زندان میپوسن همونجایی که بهش تعلق دارن
کالتونیای عزیزم متاسفانه این جلسه
فقط برای صاحبان اصلی تیمهاست
دوست ندارم این رو بگم ولی باید بری
چهطور جرات میکنی؟
شوهرت به جرم خیانت زندانی شده
پس یعنی من صاحب اصلی تیم آبی هستم
حالا برو
ولی عزیزم قبل از این که بری
میخوام همهتون این رو بشنوید
شوهر من
به روم و امپراتور
خیانت کرده
کارهاش سزاوار مرگه
از این به بعد، شوهر من برای این خانواده مرده
اون برای من و پسرمون، ژولیوس
مرده
حالا میتونی بری، کالتونیا
...خب
بریم سر کارمون
No comments yet. Be the first to leave one.