Grimsburg

Grimsburg

Descargar subtítulo en Farsi/persian

Temporada 1

Información de lanzamiento

Grimsburg S01E13 Filamingo Fa
Comentario por filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Etiquetas

webdl
Publicado el: 2026-08-05
Descargas: 0
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi/persian

Las primeras 200 líneas.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏صبح به‌خیر، قتل. امروز کجا قایم شدی؟‏

‏اوه، سلام کارآگاه‏

‏- همیشگی؟‏ ‏- دانیشِ بویزِن‌بری...‏

‏ترکیب بی‌نقص پنیر و توت‏

‏کره و ترشی، رویا و واقعیت‏

‏تنها لذتی که وسط هفته‌ای پر از تاریکی‏

‏فساد و مشکلات گوارشی به خودم اجازه می‌دم‏

‏- امروز قتل‌ها چطورن؟‏ ‏- عجیب اینکه هنوز خبری نیست، ولی زوده‏

‏آره، برای وقتی شروع بشن کلی کیک همدردی آماده داریم‏

‏اوه!‏

‏اسموتی رَزمتَزِ مسخره. اوه، سلام فلوت‏

‏آهان، اولین قتل روز‏

‏بخشی از یه صبحانهٔ متعادل...‏

‏- آآخ. اوه‏ ‏- چه عکس کشنده‌ای، نه؟‏

‏از کازینویی که داره تعطیل می‌شه گرفتمش‏

‏- می‌خوایش؟‏ ‏- نه ممنون، تیم پَتی‏

‏اگه بدون اجازهٔ هارمونی این رو ببرم خونه‏

‏فقط قلبم نیست که می‌شکنه‏

‏می‌دونی، مثل گروه هارت‌بریکرز‏

‏- «دیگه دوروبر اینجا پیدات نشه»‏ ‏- ها! خوب بود‏

‏اوه‏

‏خب، وقت پرواز به سیارهٔ صبحانهٔ محشره‏

‏مرکز کنترل، اجازهٔ پرتاب داریم؟‏

‏فرمانده فلوت، اجازه داری‏

‏نام‌نامِ یام‌یامت رو بخوری، سه، دو...‏

‏نههههه!‏

‏با اینکه خیلی منتظر بودم تکه‌تکه‌ات کنم‏

‏مثل یه تخم‌مرغ آب‌پز غول‌پیکر که التماس می‌کنه‏

‏اون جیغ واقعاً تکونم داد‏ ‏- آره، بعد از شنیدن اون جیغ‏

‏یه‌جورایی آرزو کردم کاش کشته بودیم‏

‏- یعنی هنوز می‌تونم...‏ ‏- نه، نه‏

‏- خوبم‏ ‏- نه، حق با توئه‏

‏- دفعهٔ بعد‏ ‏- دفعهٔ بعد‏

‏ولی برش‌زن باحالیه‏

‏توی زندگی فقط منتظر دوتا چیزم‏

‏یه زن سفیدپوست که یه پست ترقی‌خواهانه‏

‏توی اینستاگرام بذاره و بدجوری برگرده توی صورتش، و دانیش جمعه‌ام‏

‏پس یه بار مؤدبانه می‌پرسم‏

‏بعدش دیگه فقط نامؤدبانه می‌پرسم‏

‏- اون چیه؟‏ ‏- مغز‏

‏ولش کن، فلوت!‏

‏معلومه. چرا زودتر نفهمیدم؟‏

‏می‌خوای درست مثل من باشی‏

‏برای همین شیرینی اسکاندیناویایی من رو کش رفتی‏

‏درسته، هوادار کوچولو؟‏

‏چی؟ مثل تو باشم؟ پوف‏

‏باید اثرانگشت‌ها رو بررسی کنم‏

‏ولی پزشکی قانونی زیادی درگیر اندازه‌گیری انسولین اداره‌ست‏

‏تا بفهمه کی اشترودل مسخره‌ات رو دزدیده...‏

‏و کی ممکنه دیابت زودرس داشته باشه‏

‏حالا که حرفش شد، گروهبان، بهتره این رو ببینی‏

‏بهتره این رو ببینی‏

‏معلومه، همیشه از اینکه کارآگاه ارشدم دلخور بودی‏

‏درست وقتی فکر کردم دیگه نمی‌تونی‏

‏از این پایین‌تر بری... جوک قدکوتاهی...‏

‏این کار پست رو کردی... جوک قدکوتاهی...‏

‏این ضربهٔ زیر کمربند... جوک قدکوتاهی...‏

‏این کار زیرزیرکی... جوک قدکوتاهی...‏

‏کلمهٔ «زیر» توشه، قبولش می‌کنم‏

‏کجا بودم؟ هرچی، کار تو بود‏

‏و کوتاهی. خودت هم می‌دونی‏

‏ببخشید، رد می‌شم. اوپس، حواست باشه‏

‏ببخشید پارکام رد شه. صبح به‌خیر، چطوری؟‏

‏لعنتی، فلوت‏

‏- ولش کن‏ ‏- هرگز، مخصوصاً بعد از چیزی که‏

‏توی سطل زبالهٔ آبدارخونه پیدا کردم... یه یادداشت دورریخته‌شده‏

‏با لکهٔ روغنی به اندازهٔ دانیش که یه رمز رو محاصره کرده‏

‏و خودم رمزگشاییش می‌کنم‏

‏ولی تا اون موقع، همه‌تون مظنونید‏

‏و تا نفهمم کدومتون این کار رو کرده دست‌بردار نیستم‏

‏راستی، کسی یه متخصص پای خوب می‌شناسه‏

‏که بیمه‌مون رو قبول کنه؟‏

‏- آقای فلش، بالاخره اتفاق افتاد!‏ ‏- عالیه، موقع تمیزکردنش توضیح می‌دم چرا‏

‏برای مردها پیش میاد‏ ‏- چی؟‏

‏نه، تایگ برای جمعه من رو به شب‌مانی خونه‌ش دعوت کرده!‏

‏جمعه؟ ولی قرار بود همون موقع‏

‏جنین خوک‌ها رو از آزمایشگاه علوم مدرسه بدزدیم‏

‏و از روی پل بندازیم توی ماشین‌های کروک‏

‏- نه، تو می‌خواستی این کار رو بکنی‏ ‏- چی؟‏

‏فقط چون تو همیشه کارهای حوصله‌سربر می‌خوای‏

‏مثل دوباره به‌هم‌رساندن پدر و مادرت یا دیدن گرتا گرویگ‏

‏و من می‌خوام یه پسر باثبات باشم‏

‏برای همین نمی‌تونم این دعوت رو رد کنم‏

‏باشه، ولی این شب‌مانی بوی تله می‌ده. من تله رو خوب می‌شناسم‏

‏وای خدا، پستچی رو یادم رفته بود‏

‏- رئیس؟‏ ‏- چی؟ نه‏

‏اوه‏

‏دربارهٔ شیرینی به‌سرقت‌رفته‌ام چی می‌دونی؟‏

‏فکر کنم حق با توئه. یکی توی اداره دزدیدتش‏

‏ولی این کار رو کرده تا حواست رو‏

‏از یه توطئهٔ خیلی بزرگ‌تر پرت کنه‏ ‏- توطئه؟‏

‏ممنون رئیس، ولی اگه ایدهٔ حاشیه‌ای می‌خواستم با خیاطم حرف می‌زدم‏

‏که زدم. داره یه استایل کامل‏

‏«تابستون بوهوِ لنی کراویتز» برام می‌سازه‏

‏رمزت رو شکستم. حرف‌های آی درواقع خط موربن...‏

‏نصف «ساسیج»، نصف «ماشروم»‏

‏نصف سوسیس، نصف قارچ‏

‏سفارش پیتزاست. پیتزافروشی‌ها مقر‏

‏بعضی از بزرگ‌ترین توطئه‌های دنیا هستن‏

‏پیتزاگیت، دولتِ دیپ‌دیش، پایِ یازده سپتامبر!‏

‏و طبق شبکه‌های خبری‏

‏که شماره کانال خیلی بالایی دارن، همه‌شون واقعین، یعنی...‏

‏یه کم نزدیک بود‏

‏ ممنون ‏

‏اوه، آره، شب‌مانی توی خونهٔ یه خانوادهٔ کاملاً کارآمد‏

‏خیلی بهتر از بمباران ماشین‌های کروک با خوکه‏

‏هی، بیا بریم اتاقم‏

‏سلام، حتماً تو استنی. چیزی برات بیارم؟‏

‏خوراکی، دمپایی، شاید کلید خونه؟‏

‏نمی‌خوای اول بذاریم جا بیفتن؟‏

‏نمی‌خوای دست از گفتن اینکه چطور پدر و مادری کنم برداری؟ هان؟‏

‏یادمون باشه از سؤال به‌عنوان سپر احساساتمون استفاده نکنیم‏

‏این کلاراست، درمانگر خانوادگی‌مون‏

‏یه مشکلاتی داشتیم، برای همین اومد اینجا زندگی کنه‏

‏تا کمک کنه گره‌ها رو... باز کنیم‏

‏و حسابی هم بازشون کرد‏

‏حالا یه تراپل شاد، سالم و کاملاً کارآمدیم‏

‏بیاید تنهاشون بذاریم و هر سه‌تامون برگردیم‏

‏جلسه‌مون رو بالا ادامه بدیم‏ ‏- اگه چیزی لازم داشتید فقط...‏

‏پایین بمونید و خودتون بردارید‏ ‏- تراپل چیه؟‏

‏بعداً نقشه‌ش رو برات می‌کشم‏

‏- عادی رفتار کن‏ ‏- نصف سوسیس، نصف قارچ‏

‏برش تو... برعکس جلوت گذاشتش‏

‏- فکر کنم سرنخه‏ ‏- آره، سرنخی که نباید به حرف کسی گوش بدم‏

‏که فکر می‌کنه خالکوبی‌های صورت پست مالون‏

‏نقشهٔ گنجه‏

‏باید ببینیم داره به کجا اشاره می‌کنه‏

‏دیدی؟ هیچی نیست‏

‏کبودیِ خفگی و...‏

‏بویزِن‌بری‏

‏- حالا باور کردی؟‏ ‏- هرچی گفتی درست بود‏

‏دانیش گمشده‌ام بخشی از یه توطئهٔ بزرگ‌تره‏

‏و بعد از پیدا کردن روانی‌ای که این کار رو کرده‏

‏راهی قاهره می‌شیم تا گنج گمشدهٔ پست مالون رو پیدا کنیم‏

‏ببخشید، ولی فلوت گفت اگه بذارم کسی‏

‏صحنهٔ جرم رو آلوده کنه‏

‏هر دوتا فلش‌مموریِ شستم رو می‌شکنه‏ ‏- فلوت کجاست؟‏

‏کانگ هم گفت بی‌خیال دانیش گمشده بشم‏

‏پوف، فکر کنم یادش رفته من چیزی رو ول نمی‌کنم‏

‏برای همینه نمی‌تونم ژانگولر بازی کنم‏

‏سه تا جسد پیدا کردیم که دانیش تو روشون چکیده بود‏

‏یعنی یکی توی همین اداره‏

‏پشت قتل‌ها و دزدیدن شیرینی توئه‏

‏پس بازرسی داخلی میاد‏

‏جسدهایی رو که یواشکی آوردیم ببینه. برو باهاشون حرف بزن‏

‏ولی تا اون موقع خودت رو به نفهمی بزن‏

‏تا اون همکارِ شرور اصلی رو نترسونیم‏

‏فلوت، هیچ‌کدوممون دانیشت رو برنداشتیم. باید ولش کنی‏

‏حق با توئه. هیچ‌وقت نمی‌فهمم‏

‏فقط خیلی عص...‏

‏خیلی عص...‏

‏چرا این‌همه گزینه هست؟‏

‏اینه؟ اون یکیه؟‏

‏- یا اون... صبر کن، این چی؟‏ ‏- همینه‏

‏- آره، گرفتم‏ ‏- همون‏

‏عصبانیم!‏

‏خیلی عصبانی‌ام‏

‏اگه یادتون رفته بود قبلش چی می‌گفتم‏

‏خانوادهٔ من بی‌ثباته!‏

‏تو چطور با زندگی به‌هم‌ریخته‌ات کنار میای؟‏

‏بعد از جدایی پدر و مادرم، یه دوست لازم داشتم باهاش حرف بزنم‏

‏برای همین رفتم سراغ اینترنت. فکر بدی بود‏

‏ولی بعد از اینکه نجاتم دادن، یه دوست ساختم‏

‏استانیل لاروسو، نه!‏

‏یادته دربارهٔ من به اون روان‌شناس گفتی؟‏

‏مجبور شدیم همهٔ قرص‌هایی رو که تجویز کرد بریزیم توی توالت‏

‏برای همینه همهٔ ماهی‌های دریاچه خشکی دهان گرفتن‏

‏اسمش آقای فلشه. دوست خیالی منه‏

‏یه اسکلت لاغر و خیلی باحاله که لباس‌های پرزرق‌وبرق می‌پوشه‏

‏چشم‌های دیوونه داره و قوانین براش مهم نیست‏

‏داری من رو شبیه تراویس بارکر معرفی می‌کنی‏

‏البته خیلی هم بی‌راه نیست‏

‏- آهان، جواب داد!‏ ‏- نگاهش کن‏

‏وایسا، وایسا. هر دوتون من رو می‌بینید؟‏

‏عالیه، حالا چه‌کار کنیم؟‏

‏می‌تونیم به مدیر برنامهٔ گرتا زنگ بزنیم و یه جلسهٔ آشنایی ترتیب بدیم‏

‏یه کار کمی «خطرحال»تر چطوره؟‏

‏یعنی باحال و خطرناک‏

‏دارم تلاش می‌کنم وارد اربن دیکشنریش کنم‏

‏ولی برخلاف انتظار استانداردهای سخت‌گیرانه‌ای دارن‏

‏پسرها، می‌شه یه لحظه چشم‌هاتون رو ببندید‏

‏تا کلارا بره پایین یه کم آب بیاره؟ و طناب؟‏

‏بعد جسدها رو یواشکی آوردم اینجا تا مدرک‌ها محفوظ بمونن‏

‏شکل ساندویچ‌های دو متری درآوردمشون. برای همینه این همه‏

‏کاغذ مومی و کاهوی خردشده هست‏ ‏- متوجه‌ام‏

‏و فکر می‌کنی یکی توی اداره‏

‏می‌خواد برات پاپوش درست کنه؟‏

‏حتماً همینه. دیگه کی ممکنه؟‏

‏غیر از متخصص پای قبلیم‏ ‏- خب، فلوت، به‌اندازهٔ کافی شنیدم‏

‏- قول می‌دم کمکت کنیم‏ ‏- این چه کمکیه؟‏

‏کشش شونه‌ست؟ چون راستش‏

‏بیشتر توی عضلات کولم حسش می‌کنم‏

‏یکی از همکارات ناشناس خبر داده‏

‏که دچار حملهٔ روانی شدی‏

‏چی؟ نه، فقط کشوها رو باز کنید‏

‏می‌بینید دیوونه نیستم‏

‏نه، باید اینجا باشن، مگر اینکه یکی خورده باشه‌شون؟‏

‏چرا به سبک مایک سفارش دادم؟ ساندویچش یه سر و گردن بالاتره!‏

‏مطمئن شو خوک‌های یخ‌زده رو نمی‌دزدی‏

Grimsburg subtitles in other languages

More Farsi/persian subtitles for Grimsburg

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left